شماره پانزده : بخش عمده کارکرد برنامه برای کودک باید سرگرمی‌باشد و وقتی جذب ایجاد شد آنوقت کنارش مفهوم اخلاقی بیان کنید.

شماره شانزده : اگر بخواهیم با این نگاه جواب بدهیم که می‌خواهیم کودکان با اخلاق داشته باشیم باید بگویم نه! برای کودک جذابیت ندارد. ولی اگر درست در مقطع سنی خودش آنها را در یک قالب درست به کودک ارائه دهیم می‌تواند تأثیرگذار باشد و باعث رشدش نیز شود و اگر بُعد سرگرمی را هم درنظر بگیریم حتی می‌تواند مجذوب آن برنامه نیز بشود. من یک مثال برای شما میزنیم از یک فیلم آمریکایی که در این فیلم یک کودک پدری داشت که قدی کوتاه، با سری کچل و تپل داشت. ولی دوستی داشت این پسر در همسایگی‌شان، که پدری داشت قهرمان، ورزیده خوش هیکل و همیشه در مسابقاتی که در آن پدر و پسرها با هم شرکت می‌کردند آنها اول می شدند چون پدر آن کودک پدری ورزشکار و نمونه بود. و پسر داستان ما از پدرش راضی نبود تا اینکه در فیلم اتفاقی می‌افتد و پسر داستان ما متوجه می‌شود پدر او خیلی فداکارتر از پدر دوستش و از خیلی‌ پدرهای دیگر است. و به نظر من هر پدری باید قهرمان زندگی کودکش باشد. و این احترام به والدین را که یک مفهوم اخلاقی است به خوبی منتقل کرده است. و به سادگی و به دور از پیچیدگی در قالب یک داستان این مفهوم را بیان کرده است.

شماره هفده : باید باشد چون کودکان در سن یادگیری هستند و باید آموزش ببینند و چه مفاهیمی بهتر از مفاهیمی دینی و اخلاقی. آموزش و انتقال مفاهیم اخلاقی جزو خصوصیات ذاتی هر برنامه‌ای باید باشد و نمی‌تواند جدا باشد. در برنامه‌های مناسبتی می‌توان موضوع را خود مفهوم ارزشی قرار داد. مثلا در ماه مبارک رمضان و مناسبت‌های مذهبی روح ما به اقتضای فضا، آمادگی بیشتری برای پذیرش مفاهیم ارزشی دارد. ولی در روزهای دیگر سال به گونه‌ای که مخاطب واکنش منفی نشان ندهد و از برخورد با آن برنامه‌ای که دارای محتوای ارزشی و اخلاقی است لذت ببرد و روحش پالایش پیدا بکند باید طرح و تولید و پخش شود. این کارها مقداری پیچیدگی و جزئی نگری دارد که باید مراعات شود.

شماره هجده : سؤال درستی نیست. نمی‌توان به صورت کلی گفت مفهوم باعث جذابیت می‌شود.

شماره نونزده : جواب این پرسش را در سؤالات 2 و 3 دادم. نکته دیگر که باید اضافه کنم: تحقیق و تجربه نشان داده که کودکان و نوجوانان، قالب کارتون و برنامه‌های ترکیبی را بیشتر می‌پسندند. بنابراین شاید بهتر باشد که آموزه‌های اخلاقی با بیانی داستانی و در قالب کارتون ارائه شوند

نخیر اساسا اینطوری نیست و بچه‌ها جذب جنبه‌های سرگرمی برنامه می‌شوند.
ما باید با یک جذابیت آنها را به بچه‌ها یاد بدهیم و به جذابیت برنامه کمکی نمی‌کند
اصلا سؤال بی ربطی نیست ولی فکر می‌کنم با یک ترفندی باید بچه ها را جذب کنیم تا مفاهیم اخلاقی را بگیرند
مفاهیم عامل جذابیت نیست ولی جز واجبات کار است و چون ما رسانه فرهنگ‌ساز هستیم جز وظایف ماست

مطلب مرتبط :   هارمان، ادراکی، باورهای، معرفت

نه مفاهیم اخلاقی ذاتا جذاب نیستند و جزء بایدهای زندگی هستند و انسان ذاتا باید گریز است. خود مفاهیم اخلاقی جذاب نیستند و نوع ارائه آنهاست که آنها را جذاب می‌کند
نه محتوا پس پرده است نمی‌تواند دلیل جذب مخاطب باشد
مفاهیم اخلاقی محتوا و پیام هستند و به خودی خود نمی‌توانند عامل جذب باشند
خیلی شعاری و کلیشه‌ای است
صدردصد نه. هیچ تأثیری ندارد

باید اخلاق را بیان کنیم ولی خیلی لطیف باشد

بچه‌ها آن چیزهایی که می‌بینند را از آنها دریافت‌های رفتاری می‌کنند و تقلید می‌کنند و الگو می‌گیرند. و نه من فکر نمی‌کنم یک همچین چیزی باشد
سؤال به گونه‌ای دیگر مطرح شد که آیا عوامل اخلاق جذاب هستند یا ضد این عوامل اخلاقی جذاب هستند؟ شاید به طور طبیعی چه بچه‌ها و چه بزرگترها، گاهی از بعضی از شیطنت‌ها خوششان بیاید از بعضی از کارهای خلاف خوششان بیاید یا اینکه هوای نفس بر انسان غلبه پیدا می‌کند از خیلی از بدی‌هایی که جز بدیهیات است شاید حتی لذت هم ببرد ولی این به این معنی نیست که ما باید این کار را انجام بدهیم. آنچیزی که در یک اثر هنری و تلویزیونی مهم است استفاده از عواملی برای ایجاد جذابیت است یکی از این عوامل جذابیت ایجاد کنتراست یا تضاد و تعلیق در برنامه است و برای ایجاد این تضاد لابد از درگیر کردن دو قطب متضاد هستند. و اگر این درگیری باشد مخاطب ما جذب می‌شود و در نهایت که قهرمان و ضدقهرمانی که خلق کردیم و درگیر شدند باید طوری این برنامه تولید شود که مخاطب نمره مثبت را به قهرمان داستان بدهد. حالا شاید این دو قهرمان و ضدقهرمان کاراکتر نباشند و دو مفهوم باشند.

بخش عمده کارکرد برنامه برای کودک باید سرگرمی‌باشد و وقتی جذب ایجاد شد آنوقت کنارش مفهوم اخلاقی بیان کنید

اگر بخواهیم با این نگاه جواب بدهیم که می‌خواهیم کودکان با اخلاق داشته باشیم باید بگویم نه! برای کودک جذابیت ندارد. ولی اگر درست در مقطع سنی خودش آنها را در یک قالب درست به کودک ارائه دهیم می‌تواند تأثیرگذار باشد و باعث رشدش نیز شود و اگر بُعد سرگرمی را هم درنظر بگیریم حتی می‌تواند مجذوب آن برنامه نیز بشود.
باید باشد چون کودکان در سن یادگیری هستند و باید آموزش ببینند و چه مفاهیمی بهتر از مفاهیمی دینی و اخلاقی. آموزش و انتقال مفاهیم اخلاقی جزو خصوصیات ذاتی هر برنامه‌ای باید باشد و نمی‌تواند جدا باشد. در برنامه‌های مناسبتی می‌توان موضوع را خود مفهوم ارزشی قرار داد
نمی‌توان به صورت کلی گفت مفهوم باعث جذابیت می‌شود
تحقیق و تجربه نشان داده که کودکان و نوجوانان، قالب کارتون و برنامه‌های ترکیبی‌را بیشتر می‌پسندند. بنابراین شاید بهتر باشد که آموزه‌های اخلاقی با بیانی داستانی و در قالب کارتون ارائه شوند

4-1-5-2 کد گذاری مرحله دوم
4-1-5-2-1 سؤال اول : برنامه موفق

جدول 4-2 : کدگذاری مرحله دوم سؤال اول
کلیدهای استخراج شده از سؤال اول کلیدهای غیرتکراری
رعایت‌اصول برنامه‌سازی
رعایت اصول برنامه‌سازی
تولید بر اساس قواعد برنامه‌سازی
براساس اصول و قواعد برنامه‌سازی و ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی حاکم بر جامعه
اصول برنامه‌سازی :
استفاده از تیم قوی تولید
تخصص عوامل تولیدی
تخصص داشتن عوامل تولید برنامه
تأیید نقاد برنامه‌ساز
مورد تحسین کارشناسان
پژوهش قبل از تولید
تحقیق پیش از تولید
طراحی پیش تولید
طرحی با پژوهش قبلی
طراحی هوشمندانه برنامه
شناخت مخاطب
شناخت مخاطب
جواب به نیاز مخاطب
پاسخگویی درست به نیاز مخاطب
پاسخ به نیاز مخاطب
هدفگذاری صحیح
داشتن هدف
رساندن پیام (رسیدن به هدف)
انتقال پیام به مخاطب
دریافت پیام توسط مخاطب مطابق با اهداف پیش‌بینی شده
رسیدن به هدف‌ها
رسیدن به هدف طراحی شده
دست‌یابی به اهداف برنامه
رسیدن به اهداف متناسب با مخاطب
تأثیر تربیتی در آنها
اثرگذاری
تأثیرگذاری
تأثیرگذاری بر مخاطب
مقدار مخاطب
میزان مخاطب
جذب مخاطب
جذب مخاطب
جذب مخاطب
جذب مخاطب
جذب مخاطب
جذب مخاطب
جذب کودک
حفظ مخاطب
ارتباط گسترده و مداوم با مخاطب
ارتباط با مخاطب
رضایت تهیه کننده از کار اصول برنامه‌سازی
پژوهش
شناخت مخاطب
هدفگذاری صحیح
رساندن پیام
تأثیرگذاری
جذب مخاطب
حفظ مخاطب
ارتباط مداوم با مخاطب

مطلب مرتبط :   حقوق، اعیانی، مغارسه، املاک

نتیجه :
براساس این کلیدها اگر برنامه‌ای بخواهد موفق باشد باید بر اساس اصول برنامه‌سازی تولید شود که لازمه‌اش این است که مورد تأیید کارشناسان فن باشد و از عوامل متخصص در تولید برای آن برنامه استفاده شود. و نیز باید پژوهش صحیح هم داشته باشد. و پژوهش صحیح جز با شناخت صحیح از ویژگی‌ها و نیازهای مخاطب امکان پذیر نمی‌باشد و در اینصورت است که هدفگذاری صحیحی خواهد داشت و پیام متناسب با ویژگی‌های مخاطب در برنامه گنجانده خواهد شد و البته اگر بتواند مخاطب بیشتری جذب کند این یعنی اینکه توانسته است پیام خود را به مخاطب منتقل کند چون پاسخگوی نیاز مخاطب خود بوده است و اگر بتواند سبب تأثیرگذاری تربیتی هم بشود- که در رفتار مخاطب بروز پیدا خواهد کرد- درصد موفقیت برنامه بیشتر می‌شود. البته اگر بتواند این ارتباط با مخاطب را حفظ کند و مخاطب را برای همیشه جذب نماید این موفقیت چند برابر خواهد بود که جز با شناخت و پاسخ صحیح به نیازهای مخاطب میسر نخواهد بود.
یا به عبارتی دیگر برنامه موفق برنامه‌ای است که تعداد مخاطبین بیشتری دارد و این مخاطبین نیز به دلیل پاسخگویی برنامه به نیازهایشان جذب آن گشته‌اند. و این هم جز به دلیل پژوهش قبل از برنامه نبوده است که به شناخت ویژگی‌ها و نیازهای مخاطب پرداخته است و آن نیازها را به صورت اهدافی در برنامه گنجانده است که به مخاطب انتقال پیدا کرده است. که اگر توانسته باشد نیازها را نیز در راستای تأثیرگذاری صحیح تربیتی پاسخ داده باشد که مخاطب با آن همراهی کرده باشد موفقیت بیشتری کسب می‌کند و اگر بتواند این مسیر را ادامه دهد بر توفیقات آن برنامه بیشتر افزوده خواهد شد.

نمودار 4-1 : موفیقت یک برنامه

4-1-5-2-2