این مقوله بیشتر بر مبنای جامعه شناسی تکیه دارد تا ادبیات آن را باید بخش جدایی ناپذیر و کاربردی جامعه‌شناسی عمومی دانست که اساساً به بررسی تجربی ادبیات، خارج از خود متن ادبی گرایش دارد. (فاضلی، 59:1381) این رویکرد، مجموعه ای از بررسی‌های جامعه‌شناختی درباره چاپ، پخش و به ویژه دریافت یا پذیرش آثار ادبی است. که در اصل همان روش های دیگر شاخه های جامعه‌شناسی دانشگاهی (پرسشنامه‌ها، تحقیقات بی سمت و سومانند آن‌ها) را به کار می‌بندد. در فرانسه نمایندگی این عرصه در وهله اول «روبر اسکار پیت و همکاران او در انستیتوی ادبیات و فنون هنرهای توده‌ای (I.L.T.A.M) در دانشگاه پوردو برعهده دارند و بررسی های سودمندی درباره تاریخ جامعه‌شناسی کتاب و دریافت آثار ادبی در پودرو و نواحی اطراف آن در نزد کارمندان، کارگران مشمولان و دیگران انجام داده‌اند. (پوینده، 51:1390) در واقع پژوهش‌های اسکارپیت و همکارانش، جامعه شناسی ادبیات است. از دریچه پیوند اثر ادبی با مقولات اقتصادی. سه عامل مهم در این راستا یا سه واقعیت هر پدیده ادبی به مانندهر پدیده یا کالا اقتصادی عبارتند از: تولید، توزیع و مصرف . بنابراین ما با سه گروه از افراد سر و کار داریم که فرایند ادبی را تسهیل می کنند. نویسندگان و شاعران تولید کنندگان اثر ادبی هستند که آثارشان را- با واسطه ناشر – که هم تولید و چاپ اثر را در تیراژ وسیع ممکن می کند و هم باعث انتشار اثر در سطح جامعه می‌شود – به مصرف کنندگان که همان خوانندگان هستند عرضه می‌کنند. این یک شبکه مبادله واقعی است (عسگری، 49:1387) وجه اول از سه پدیده ادبی در این دیدگاه جامعه شناسی، یعنی تولید یا تولید کنندگان بیش از دو وجه دیگر یعنی توزیع و مصرف محل تأمل است. سوالاتی درباره خاستگاه خالقان آثار ادبی، عوامل مؤثر در گرایش آنان به ادبیات، درآمد این افراد و نیز تعامل آنان یا مخاطبان و ناشران در این دیدگاه جامعه‌شناختی طرح می‌شود از نظر اقتصادی خالقان ادبیات امروزه با گسترش صنعت چاپ به خوانندگان نیاز مبرم دارند. با حمایت خوانندگان از طریق خرید آثار ادبی است که چرخه اقتصادی ادبیات می‌چرخد. (همان:49) توزیع ادبی: توزیع اثر ادبی و بین مخاطبان دومین مرحله در فرایند نگرش اقتصادی به مقوله ادبیات است. ناشر امروزی در حقیقت پیوند دهنده آفریننده اثر با خوانندگان است و در این میان او بیش از آنکه، به جنبه معنوی و ارزش کار بیندیشد به ناچار جنبه‌های اقتصادی را در اولویت قرار می دهد، وقتی کتابی چاپ می‌شود توزیع آن کاری مهم است و امر توزیع است که موفقیت یا شکست اثر را در نهایت رقم می‌زند. در چنین فرایندی است که جامعه‌شناسی ادبیات با آمار و ارقامی که از مسائل گوناگون مربوط به نحوه توزیع اثر و پذیرش آن در نزد خوانندگان به دست می‌دهد هم به ناشر و هم از طریق او به خالق اثر ادبی گزارش از وضعیت حاکم بر سلایق مخاطبان و افق انتظار آنها از متن می دهد. (عسگری، 50:1387)
سومین مرحله در جامعه‌شناسی ادبیات با رویکرد اقتصادی، مرحله مصرف است. مصرف کنندگان و به عبارت بهتر خوانندگان آثار ادب با انتخاب و خرید کتاب، نقطه پایانی می‌گذارند بر مسیری که اثر ادبی از شکل‌گیری آن در ذهن آفریننده، تا تبدیل آن به نوشتار و عرضه آن به صورت کتاب طی کرده است (همان: 50) مصرف ادبی کار مردم است. کار پایگاه طبقاتی و شغل سواد و ثروت آنهاست. در ارتباط با مکان و زمانشان با توجه به میل و انگیزه‌اشان وجود خواننده است که نویسنده را نویسنده و ناشر را ناشر می کند و از نوشته‌ها پدیده ادبی می سازد. (اسکارپیت،7:1388) جامعه شناسی خواندن خود سه مورد و زیر را شامل می‌شود.
1- جامعه شناسی عرضه خواندن: به این مسئله می‌پردازد که مطابق شرایط اجتماعی و ساختارهای مختلف یک دوران معین، چه نوع آثاری به مخاطبان عرضه می‌گردد شبکه‌های عرضه چگونه‌اند و خوانندگان بالقوه آثار چگونه می توانند به آنها دسترسی پیدا نمایند.
2- جامعه‌شناسی گزینش خواندن به این مسئله می‌پردازد: که خوانندگان مطابق شرایط فردی و اجتماعی چه آثاری را جهت خواندن بر می گزینند. (فاضلی، 59:1380)
3- جامعه‌شناسی دریافت با ذوق ادب: مسئله مهم درجامعه‌شناسی دریافت و درک پدیده اساسی خواندن، یعنی فعالیت فکری و لذت بخش خواندن برای خواننده و به عبارت دیگر تجربه زیبایی شناختن خواندن. خوانندگان ابتدا متن را بر اساس افق انتظار ادبی آن درک می کنند ولی در تحلیلشان مکالمه‌ای را با جهان‌نگری خاص خویش وارد می کنند که تابع جامعه، طبقه و زندگی نامه آنان است به همین سبب، یک واحد می‌تواند مطابق با توانایی رمزگشایی خوانندگان و درک زیبایی شناختن، اجتماعی و عقیدتی آنان، خوانش‌ها، معانی و کاربردی متفاوتی بیاید همچنین یک اثر می تواند بر آورده نمودن افق انتظار مخاطبان دوره‌های پس از خود با ادوار دیگر نیز مکالمه نماید. بدین ترتیب، حیات اثر در زمان‌های دیگر توسط فاعل مصرف کننده تداوم خواهد یافت بنابراین به اجمال می تواندگفت جامعه‌شناسی دریافت به بررسی نکات ذیل می پردازد. آثار نمایندگان برجسته این حوزه: ژاک لنار، پیریوزا، هانس و روبرت یاوس، می‌تواند راه گشای محققان در این زمینه باشد. جامعه‌شناسی خواندن، بخصوص قسم سوم آن جامعه شناسی دریافت، پلی است میان جامعه‌شناسی پدیده ادبی و جامعه شناسی آفرینش ادبی، کانال ارتباطی‌ای که این دو مقوله جدا از هم را با یکدیگر پیوند می دهد. و به نوعی نقش واسط را میان این دو ایفا می‌کند. (فاضلی، 59:1389) در ایران آثاری چون . نگاه اجمالی به تحول بازار کتاب از فرخ امیر فریار، انتشارات کتاب در ایران (1357-1362) از چنگیز پهلوان و یا وضعیت کلی صنعت نشر ایران از فرشته مولوی، راهنما و الگوهای مناسبی جهت بررسی اماری در این حوزه ازجامعه شناسی ادبیات هستند (همان:59)
2-5-1-8جامعه‌شناسی ادبی یا جامعه شناسی آفرینش ادبی
برخلاف قسم اول، جامعه شناسی آفرینش ادبی بیشتر به ادبیات گرایش دارد و می بایست آن را یکی از رو‌ش‌های علوم ادبیات دانست روشی انتقادی که به متن و به معنای آن توجه دارد و با توجه به پدیده‌های اجتماعی، مانند ساختارهای ذهنی و شکل های آگاهی، در پی گسترش درک متن است و در مسیر پیش رفت خود از ادبیات تطبیقی (جامعه شناسی پدیده ادبی) به جامعه شناسی جهان نگری ها گذر می‌کند. پیچیده‌ترین مباحث جامعه‌شناسی هنر و ادبیات در این حوزه ارائه شده است. زیرا مباحث فلسفی، ایدئولوژیی، اقتصادی و جامعه‌شناسی در این نوع تحقیقات به یکدیگر می‌پیوندند. نکته حائز اهمیت این است که در جامعه شناسی آفرینش ادبی، بر استقلال نظام زیباشناختی ادبیات تاکید می‌گردد، چنان که بلینسکی معتقد است: «بی هیچ تردیدی، هنر باید بیش از هر چیز، هنر باشد و فقط در مرحله بعد می‌تواند روح و سمت گیری جامعه را در دوره‌ای مشخص بیان کند. (فاضلی:60) جامعه‌شناسی آفرینش ادبی اثر را همان قدر پدیده‌ای اجتماعی می‌داند که آفرینش فردی و یا حتی آن را بیشتر پدیده‌ای اجتماعی می‌داند. یعنی به طور خلاصه، آثاری که آفرینش ادبی را تا حد زیادی آفرینشی جمعی می داند. (پوینده، 52:1390) در این روش میان ساختارهای ذهنی سازنده آگاهی جمعی و ساختارهای زیبایی شناختی اثر هنری رابطه متقابل بر قرار کرده‌اند. و نه میان محتوای آگاهی جمعی و محتوای اثر هنری (همان 52) جامعه شناسی آفرینش ادبی به معنای اخص، جامعه‌شناسی است که بیشتر مورد نظر گلدمن است. و با کارهای لوکاچ آغاز گشته است. در این روش میان ساختارهای سازنده و آگاهی جمعی و ساختارهای زیبایی شناختی سازنده اثر هنری رابطه متقابل برقرار کرده‌اند و نه میان محتوای آگاهی جمعی و محتوای اثر هنری، (همان،53) آن را می‌توان جامعه شناسی دیالیکتیکی ادبیات نیز نامید. (پوینده، 9:1390) آگاهی و ساختارهای ذهنی خود را در پبیوند نزدیک با عمل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خویش در درون مجموع جامعه می‌پرورد، اما آگاهی جمعی بی‌تردید بیرون از آگاهی های فردی وجود ندارد. هر فردی عضو چندین گروه است. به نحوی که آگاهی او آمیزه‌ای یکتا و خاص از عناصر آگاهی جمعی گوناگون و اغلب متضاد است . به علاوه از گروه‌هایی نیز تأثیر می‌پذیرد که به گروه اجتماعی خاص او تعلق ندارد بنابراین آگاهی جمعی فقط به صورت واقعیت بالقوه در آگاهی یکایک افرادگروه وجود دارد. واقعیتی که جامعه‌شناس می تواند آن را از رهگذر بررسی گروه به عنوان یک کل، روشن سازد، در نتیجه آگاهی جمعی در هر حال نوعی گرایش است، نه یک واقعیت تجربی. وانگهی در میان گروه‌های اجتماعی متفاوتی که کل جامعه را تشکیل می دهند، دسته ای وجود دارد، که نقش بسیار مهم در تحول تاریخی و نقش تعیین کننده در آفرینش فرهنگی ایفا می کند. گروه‌هایی که هدف عمل وآگاهی آنان، ساخت آفرینی کل جامعه و در نتیجه ساخت آفرینی مجموعه روابط میان انسان‌ها و روابط انسان‌ها با طبیعت است، این گروه‌ها همان طبقات اجتماعی هستند (پوینده، 71:1390)
2-5-1-9جامعه‌شناسی محتوای اثر ادبی
یکی دیگر از رویکردهای جامعه‌شناسی ادبیات، جامعه شناسی محتوای اثر ادبی است. محقق

مطلب مرتبط :   تسلیحات، استناد، مسلحانه، حقوق