2-5-1-3 جامعه‌شناسی ادبیات:
جامعه‌شناسی ادبیات شاخه ای از جامعه‌شناسی است که ساخت و کارکرد اجتماعی ادبیات و رابطه میان جامعه و ادبیات و قوانین حاکم بر آن را بررسی می کند. (ستوده، 55:1381) جامعه شناسی ادبیات، جامعه شناسی مفاهیمی مانند قدرت سیاسی و اقتدار خانوادگی و ارزش های اخلاقی است، مادیگری و خان سالاری و آرمان خواهی است،‌خدمت و خیانت، شجاعت و بلاهت، ایثارگری و عوام فریبی و صدها مفهوم دیگر است، جامعه‌شناسی شخصیت ها هم هست، پدر و مادر، جوان و کودک، زن و مرد، مالک و مستاجر، عاشق و معشوق، معلم و شاگرد، کارگر و ارباب، مسافر و راننده، وزیر و وکیل، رئیس و مرئوس، پلیس و چریک، غنی و فقیر، در ادبیات ما توصیف می‌شوند (اسکارپیت،8:1381)
در واقع جامعه‌شناسی ادبیات نشان می دهد که ادبیات نیز مانند خانواده، آموزش و پرورش ، حکومت، اقتصاد و … یک نهاد اجتماعی است، یعنی ریشه در زندگی اجتماعی انسان دارد. بنابراین می توان جامعه‌شناسی ادبیات را علم مطالعه و شناخت محتوای آثار ادبی و خاستگاه روانی و اجتماعی پدید‌آورندگان آنها و نیز تأثیر یا برجایی که این آثار در اجتماع می‌گذارند،‌تعریف کرد.
در واقع جامعه‌شناسی ادبیات مطالعه علمی محتوای اثر ادبی و ماهیت آن در پیوند با دیگر جنبه‌های زندگی است (اسکارپیت،56:1381) جامعه ‌شناسی یا تئوری علمی جامعه، شناخت حرکات اجتماعی و بررسی قوانین حاکم براین حرکات است، به دیگر سخن، سعی دانش مزبور براین است که تصویر منظم و کاملی از تحول و تکامل جامعه به دست دهد و با شناختن و شناساندن جامعه و ویژگی‌های حیات اجتماعی و افزودن برنگرش و دید علمی انسان ها درباره جامعه و سیر تکاملی آن بر شتاب حرکت اجتماعی بیافزاید پژوهشگر این دانش، ادبیات را نه به عنوان موضوعی تفننی، بل به عنوان بخشی بسیار مهم از شعور اجتماع و بازتاب در خور توجهی از فرهنگ ها و خرده فرهنگ‌ها مورد بررسی قرار می‌دهد و محقق، خود، نه به عنوان یک سخن شناس زیبا پسند محض، بلکه به عنوان یک جامعه‌شناس واقع‌گرا با اثرو آفرینده آن و یا فکر و فرهنگ و شخصیت فرهنگی شاعر و نویسنده و روابط هنرمند و اجتماع‌رو به رو می‌شود. (ترابی، 4:1380)
جامعه‌شناس علاقه‌مند به ادبیات و صاحب تجربه در تحلیل آثار ادبی، تنها به تفسیر متون ادبی که بنا به تعریف ماهیتی جامعه‌شناسی دارند، بسنده نمی کند و بررسی پیامدهای اجتماعی درون مایه ها و بن مایه‌های ادبی نیز مرتبط با زندگی عامه مردم یا امور جمعی را نیز برخود واجب می‌بیند. نگاه خاصی که نویسنده خلاق به طبیعت یا عشق، زبان اشاره و خلق و خوها، مکان‌های پر رفت و آمدیا پرت و دور افتاده دارد و اهمیتی که به تأملات و توصیفات و مکالمات می‌دهد، جملگی پدیده‌هایی‌اند که بررسی آن ها از نظر جامعه‌شناسی شاید ابتدا بیهوده جلوه کند .اما در مطالعه تأثیر پذیری خصوصی‌ترین و درونی‌ترین عرصه‌های زندگی فرد از فضای اجتماعی- که نهایتاً این زندگی بر بستر آن جریان می‌یابد- منابعی واقعاً اصیل به شمار می‌رود. آنگاه که گذشته‌ای دور را می کاویم، ادبیات غالباً یگانه منبع آشنایی با شیوه‌های زندگی خصوصی است. (لئولوونتال، 76:1386) به طور خلاصه جامعه‌شناسی ادبیات، به عنوان دانش اجتماعی، به بررسی ادبیات، این بخش از شعور اجتماعی می‌پردازد و با روش علمی جوهر اجتماعی آثار ادبی، شرایط و مقتضیات محیط اجتماعی در برگیرنده و پرورنده شاعر و نویسنده، جهان‌بینی و موضع فکری و فرهنگی آنان، مباحث و موضوعات و سفارش های اجتماعی مورد توجه د ر آثار ادبی را مورد مطالعه قرار می‌دهد. (ترابی، 5:1380)هر عصر ادبیات و هنر خاص خود را خلق می‌کند،‌خود حاکی از آن است که میان آثار خلق شده در هر عصر و فضای اجتماعی حاکم ارتباطی وجود دارد. (وحیدا، 51:1389) در گفتگو از اثرگذاری شرایط اجتماعی بر ادبیات و هنر و به طور کلی، به این نکته باید توجه داشت که منظور از بازتاب کامل و تصویر گونه جامعه در ادبیات و هنر به صورت مستقیم و بی‌واسطه نیست، شاعر، نویسنده و هنرمند در عصر خویش و در فضای اجتماعی عصر خود زندگی می‌کند و بدیهی است که از آن فضا، تأثیر پذیرند و در حدی که تأثیر پذیرفته اند و تا آنجا بوده که لازم می‌دانند، این تأثیر را در آثار خود بازتاب دهند. (ترابی، 48:1380) جامعه شناسی بر آن است که تمامی آثار انسان، رفتارها و کردارها و آرا و عقاید، مهر یا انگ گروه یا محیط اجتماعی را که در آن پدید آمده‌اند و در خود نهفته دارند و از تغییرات و تحولات آنها تبعیت می‌کنند، به تحلیل کشد. این تحلیل‌های جامعه شناختی می تواند از دیدگاه‌های متفاوت انجام پذیرد. می‌توان از آفریننده اثر و جایگاهی که وی در جامعه به خود اختصاص داده است، آغاز کرد یا از مصرف‌کنندگان و استفاده‌کنندگان هر اثر هنری و توزیع آنان در سلسله مراتب اقتصادی – اجتماعی جامعه، و یا از نهادهایی که در شالوده آنها‌آفریننده اثر را می‌توان بازیافت. برشمردن آنچه گذشت، گسترده جامعه‌شناسی ادبیات رامشخص می‌کند (ستوده، 57:1381)
از آنجا که ادبیات یک نهاد اجتماعی است، هدف جامعه‌شناسی ادبیات آن است تا پیوندهای این نهاد اجتماعی را با روش علمی با دیگر جنبه‌های زندگی اجتماعی مورد بررسی و تبیین قرار دهد.
2-5-1-4 زمینه‌های مورد مطالعه جامعه‌شناسی ادبیات
1- بررسی و تبیین محتوای اثر ادبی و ژرفکاوی در زمینه‌های روانی، اجتماعی و فرهنگی پیدایی آنها
2- پژوهش انواع شیوه‌های نگارش، روش تحقیق ادبی، ادبیات عامیانه یا فولکلور ارزیابی اثرات اجتماعی آن‌ها.
3-تحلیل و ژرف‌نگری در آثار ادبی، جهت شناخت شناختن شخصیت اجتماعی پدید آورندگان آنها
4- بررسی و ژرفکاوی تازه‌های ادبی، جهت‌شناسایی وضعیت اجتماعی که موجب پدید آمدن آنها شده و به منظور بازشناسی «فرایند تکاملی جامعه»
5- مطالعه مخاطبان و خوانندگان آثار ادبی، حجم، طبقه اجتماعی و خواسته‌ها و آرزوهای آنان
6- بررسی و تحلیل فرایند چاپ و کارکنان آنها.
2-5-1-5نظریه‌های جامعه‌شناسی ادبیات
مفهوم ارتباط بین جامعه و ادبیات از قدیم بین اندیشمندان محل تامل بوده است. گاهی که افلاطون در کتاب جمهوری از رابطه شاعر و شعر او با مخاطبان سخن می‌گوید و تاثیر مثبت شاعر در زندگی اجتماعی مخاطبان مردود می‌شمارد (عسگری، 45:1387) و با سخت‌گیری تمام هنرمندان را از مدینه فاضله بیرون می‌کرد. او معتقد بود که شعر با احساسات ارتباط دارد. و احساسات نیز در قیاس با عقل و اراده مقام پائین‌تری دارد. پس بهتر است که بیشتربه فیلسوفان مجال جولان دهیم. (بشردوست 42:1390). افلاطون به نوعی آغازگر بحث رابطه ادبیات و جامعه است. پس از افلاطون، ارسطو نیز به بحث محاکات پرداخت و رابطه تصویر هنری را با واقعیت اجتماعی آشکارا بیان کرد (عسگری، 45:1387) بنابراین، هیچ کس از روزگار باستان، ارجاع اثر ادبی به عناصری از واقعیت اجتماعی یا آگاهی مشترک ملت یا گروه اجتماعی را منکر نیست (پوینده، 69:1390) اما به طور مشخص در آغاز قرن نوزدهنم میلادی بود که اولین پایه های علم مستقل جامعه شناسی ادبیات بنیان گذاشته شد. مادام دواستال در سال 1800 میلادی کتابی با عنوان «ادبیات از منظر پیوندهایش با نهادهای اجتماعی» منتشر کرد و او در این کتاب سعی کرده بود تاثیر دین وآداب و قوانین را بر ادبیات، و تاثیر ادبیات را بر دین و آداب و قوانین نشان دهد. (عسگری، 45:1387) مادام دواستال در گفتار آغازین این اثر، نظر خود را چنین بیان می کند: «من برآنم که تأثیر دین و آداب و رسوم و قوانین را بر ادبیات و متقابلاً، تاثیر ادبیات را بر دین و‌آداب و قوانین بررسی کنیم. (اسکارپیت،16:1381) البته این کتاب با عنوان گیرایی که دارد، در زمینه ‌ادعایی که نویسنده درباره بررسی تأثیر دین و آداب و قوانین بر ادبیات دارد. چندان موفق و کارآمد نیست.» پس از مادام دواستال باید از (اپیولیت تن 1893:1828) نام ببریم که برخی او را «بنیانگذار علم جامعه‌شناسی ادبیات» می‌دانند. تاکید اصلی نظریه اپیولیت تن بر سه مفهوم نژاد،‌ محیط و زمان است. تن معتقد است که پدیده‌های اجتماعی – که ادبیات هم از نظر او قطعاً پدیده‌های اجتماعی است- تحت تاثیر سه عامل نژاد محیط و زمان قرار دارند. او به ارتباط بلافصل ادبیات با جامعه معتقد بود و در این مورد جز مّیت بسیاری نیز از خود نشان داد. از نظر او «ادبیات بازتاب آداب و رفتار و خلقیات عصر نویسنده است. آثار ادبی نتیجه تعامل سه دسته عوامل اند: زیستی، فرهنگی و تاریخی عوامل زیستی در نژاد، فرهنگی در محیط و تاریخی در زمان بروز می‌کنند. «او در بررسی ادبیات ملل اروپای، خصوصیات روحی اخلاقی و اجتماعی آنان را بر می‌شمارد و برای هر ملتی روحیات قومی ویژه‌ای را مشخص می کند و از این حیث به تجلی روحیات قومی در آثار ادبی می‌پردازد. مفهوم «محیط» در بردارنده عناصر اقلیمی و اوضاع سیاسی و اجتماعی حاکم بر یک ملت است. محیط همچنین به انسان‌هایی که در آن هستند ویژگی‌های خاصی می‌بخشند که این ویژگی‌ها هم از نظر محتوا هم از نظر فرم تأثیر خود را بر آفرینش‌های ادبی می‌‌گذارد.

مطلب مرتبط :   تربیت، ورزشی،، باشگاه، ورزشگاه