وهابیان ملاک‌ها و مبناهای خاصی برای شرک مطرح نموده‌اند و عملی که منطبق با آن ملاک‌ها باشد، شرک می‌نامند. ما نیز آن‌ها را ذکر کرده و نقد خواهیم کرد.
1) اعتقاد به سلطه‌ی غیبی برای خداوند
بن باز می‌گوید: «اگر کسی به پیامبر یا غیر از او و اولیا استغاثه کند به اعتقاد این که او دعایش را می‌شنود و از احوالش با خبر است و حاجتش برآورده می‌کند، این‌ها انواعی از شرک اکبر است…»143
اعتقاد به این نوع سلطه و قدرت غیبی، اگر با این اعتقاد همراه باشد که تمام این امور به خداوند متعالی مستند است، شرک نخواهد بود.
حضرت یوسف پیراهن خود را به برادرانش می‌دهد تا به چشمان پدرش یعقوب انداخته، بینا شود. قرآن در این باره از قول حضرت یوسف می‌فرماید: «اذْهَبُواْ بِقَمِیصِی هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَی وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرًا»144 پس از آن‌که بشارت‌دهنده آمد و پیراهن او را بر رخسارش افکند، دیده‌اش بینا شد.
قرآن در ظاهر رجوع بصر به یعقوب را مستند به اراده‌ی یوسف می‌داند، ولی این فعل ناشی از اراده و قدرت و مشیت الهی است.
همچنین خداوند متعال به حضرت موسی امر می‌کند عصایش را به سنگ بزند تا از آن آب بجوشد، آن‌جا که می‌فرماید: «فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاک الْحَجَرَ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَهَ عَیناً»145 (ما به او دستور دادیم که عصای خود را بر سنگ بزن، پس دوازده چشمه‌ی آب از آن سنگ بیرون آمد.)
2) تأثیر مرگ در تحقق مفهوم شرک
محمد بن عبدالوهاب در بحث توسل به انبیا و اولیا می‌نویسد: «این امر در دنیا و آخرت جایز است، ولی بعد از وفات آنان جایز نیست.»146
ابن قیم جوزیه می‌نویسد: «از انواع شرک، حاجت خواستن از اموات و استعانت ار آنان و توجه به آنان است و این، اصل و اساس شرک در عالم است.»147
3) دعا نوعی عبادت است
محمد بن عبدالوهاب در استدلال بر عدم جواز توجه به غیر خداوند و شرک بودن استغاثه و استعانت از غیر خدا، می‌گوید: «عبادت، مخصوص خداوند متعال است و کسی در آن حقی ندارد و دعا، نوعی عبادت است که کوتاهی کردن از آن مستوجب عذاب است، لذا تقاضا از غیر خدا، انحراف از عبادت خدا و شریک قرار دادن غیر او در عبادت با خداوند است.»148
در پاسخ به نظر عبدالوهاب باید گفت درخواست حاجت از غیر خداوند به دوشکل صورت می‌پذیرد: یکی این‌که با اعتقاد به استقلال در تأثیر واسطه است که این مشکل شرک را دارد. دیگر این‌که توجه به غیر خدا دارد و از او حاجت طلب می‌کند، لکن با این اعتقاد که تنها واسطه‌ی خیر است و همه‌ی امور به دست خداوند متعال است، این عمل نه تنها اشکالی ندارد، بلکه در راستای توحید است و آیه‌ی شریفه‌ی «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ»149 خواستن و توجه، همراه با اعتقاد استقلالی در تأثیر، شرک است، نه مطلق خواستن و توجه کردن؛ زیرا خداوند متعال در قرآن کریمش به صراحت سخن از واسطه به میان آورده و مردم را به طلب کردن و واسطه قرار دادن دعوت کرده است. آن‌جا که می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَهَ»150 (ای مؤمنین! تقوا پیشه کنید و با وسیله، به درگاه خدا رو کنید…)
با این گفته‌ها، جواب محمد بن عبدالوهاب در این بخش نیز داده خواهد شد: آن‌جا که استدلال به «الدعا مُخ العباده» کرده است؛ زیرا مطلق دعا، عبادت نیست تا چه رسد به این که روح و اصل عبادت باشد. بلکه دعا از عبادت نیست؛ تا چه رسد به این که روح و اصل عبادت باشد، بلکه دعا از دعوت به معنای نداست و هر ندایی، دعا نیست. همان‌گونه که هر دعایی عبادت نیست، بلکه عبادت در اصطلاح شرع عبارت از خضوعی است که همراه با اعتقاد به الوهیت یا ربوبیت کسی باشد که برای او خضوع شده است، و این معنا هیچ‌گونه ربطی به توجه و خواستن از اولیای الهی و استغاثه و استعانت از آنان ندارد؛ زیرا با این اعتقاد به الوهیت و یا ربوبیت آنان همراه نیست. پس معنای حدیث «الدعا مُخ العباده» این است: ندا دادن و خواندن خداوند، به عنوان این که او اله و مستقل در تأثیر است، اصل عبادت می‌باشد.
حسن بن علی سقاف شافعی می‌گوید: «تمام اقسام دعا عبادت نیست، مگر آن نوعی که همراه با اعتقاد به صفات ربوبیت یا یکی از آن صفات باشد. و قول پیامبر «الدعا هو العباده» به این معنا نیست که هر دعایی عبادت است که برای خدا بوده یا برای کسی که دعا کننده‌ی معتقد به صفتی از صفات ربوبیت برای مدعوّ است.»151
گفتار دوم: شفاعت
حقیقت شفاعت
حقیقت شفاعت به معنای «درخواست برداشتن کیفر و مجازات از کسی است که مستحق مجازات است» آمده است؛ ولی از جهت مجازی در مورد درخواست رسیدن منافع به شخص نیز به کار می‌رود. درباره‌ی معنای حقیقی آن که درخواست برداشتن کیفر و مجازات مجرم است، در بین دانشمندان، هیچ اختلافی نیست.152
شیخ طوسی می‌گوید: «» به عقیده‌ی ما پیامبر اکرم مؤمنان را شفاعت می‌کند و خداوند نیز شفاعت ایشان را می‌پذیرد و در نتیجه‌ی این شفاعت، کیفر و عذاب را از مستحقان آن بر می‌دارد.
به نظر ما، خداوند امتیاز شفاعت را به پیامبر اکرم، بسیاری از اصحاب ایشان، ائمه معصومان و بسیاری از مؤمنان صالح، عنایت فرموده است.153
ابو حفص نسفی (ت 538 هـ.ق.) از دانشمندان اهل سنت نیز در این ‌باره می‌نویسد: «امتیاز شفاعت‌خواهی درباره‌ی کسانی که اهل گناه کبیره هستند، برای پیامبران و بندگان خوب خدا به واسطه‌ی روایات بسیار، ثابت است.»154
بنا بر تحقیقی که انجام یافته، همه‌ی مسلمانان به مسأله‌ی شفاعت اعتقاد دارند. در این باره به دو دیدگاه اشاره می‌نماییم.
1) قاضی عیاض می‌گوید: «اهل سنت، شفاعت را از نظر عقلی جایز و از نظر شرعی، واجب می‌دانند و دلیلی که بیان‌گر وجوب آن است، آیه‌ی شریفه‌ای است که می‌فرماید: «یوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَهُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِی لَهُ قَوْلًا»155 در آن روز، شفاعت به کسی سود نبخشد، مگر کسی که خدای رحمان به او اجازه داده و به گفتارش راضی است.»
البته آیات دیگری نیز بر وجوب شفاعت، دلالت دارند. از طرفی روایات بسیاری و در حد تواتر از پیامبر خدا نقل شده که آن حضرت در روز قیامت برای مؤمنان گنه‌کار شفاعت می‌کند و تمام علمای اهل سنت از آغاز تا به امروز، بر صحت آن‌ها اتفاق نظر دارند.156
2) ناصر الدین ملکی در این زمینه می‌گوید:
کسی که شفاعت را انکار کند، شایسته است مشمول شفاعت نشود؛ ولی کسی که همانند اهل سنت به شفاعت اعتقاد دارد و آن را تصدیق می‌کند، به رحمت خداوند امید دارد و معتقد است که شفاعت در مورد مؤمنان گنه‌کار است… چنان‌چه پیامبر خدا فرمود: «مردم شفاعتم را برای افرادی از امتم که مرتکب گناه کبیره شده‌اند نگه داشتم.»157
اقسام شفاعت
با توجه به گستره‌ی شفاعت، می‌توان آن را به چند بخش تقسیم کرد.
1. شفاعت در روز قیامت
این قسم از شفاعت، ‌همان واسطه شدن پیامبران، امامان، شهدا و صالحان در روز رستاخیز بین خدا و خلق او هستند که بدین‌وسیله گناهان مؤمنان بخشیده می‌شود. همه‌ی مسلمانان این قسم از شفاعت را قبول دارند، حتی فرقه‌ی وهابی‌ها نیز آن را پذیرفته‌اند.158
2. طلب شفاعت در همین دنیا
در این قسم از شفاعت، ما در همین دنیا از پیامبران، امامان و اولیای الهی درخواست می‌کنیم که ما را در جهان آخرت شفاعت کنند. این قسم از شفاعت نیز مورد پذیرش همه‌ی مسلمانان است. ولی وهابی‌ها آن را شرک می‌دانند.159
شفاعت در دنیا
برای درخواست شفاعت در همین دنیا از پیامبران، ائمه طاهرین و صالحان، روایات فراوانی در تأیید و جواز آن، از پیامبر اکرم رسیده است که جای هیچ تأمل و شیهه‌ای را باقی نمی‌گذارد؛ چرا که طلب شفاعت از پیامبر خدا چه پیش از حیات و تولد آن حضرت، و چه در دوران حیات و چه بعد از وفاتش اتفاق افتاده و پیامبر اکرم به آن صحه گذاشته و تأیید کرده‌اند و یا صحابه‌ی پیامبر اکرم پس از حضرت، این‌گونه طلب شفاعت را انجام داده و یا در حضورشان انجام شده و هرگز آن را رد نکرده‌اند. اینک به سه نمونه از این شفاعت اشاره می‌کنیم.160
درخواست شفاعت قبل از تولد پیامبر
در تاریخ معتبر نقل شده که تبع بن حسان حمیدی، هزار سال پیش از تولد پیامبر اکرم در نامه‌ای از پیامبر تقاضای شفاعت کرد. وقتی پیامبر، نامه را دریافت نمود، او را تأیید کرد و این‌گونه فرمود: «مرحباً بتبع الأخ الصالح».
این تعبیر، حاکی از قبول، رضایت و تأیید چنین درخواست شفاعتی است. اصل این جریان را ابن اسحاق معاصر امام جعفر صادق در کتاب «المبدأ و قصص الأنبیاء» نقل می‌کند و حلبی(متوفای 1044هـ.ق.) در «السیره الحلبیه» آن را از ابن اسحاق نقل می‌کند.
در نامه‌ی تبع بن حسّان برای پیامبر چنین آمده است:
ای محمد! من به تو رو به پروردگار تو که تمامی اشیاء، مخلوق و تحت ید و قدرت او هستند و به تمامی دستوراتی که از طرف خداوند به (تو) ابلاغ