کودک، کودکان، مجری، نمایشی

مفهومی به اسم خدا به عنوان یک قدرت ماورائی، یعنی یک کسی که ما می‌توانیم به او پناه ببریم و کسی که ما می‌توانیم صدرصد به حرف‌هایش اعتماد بکنیم وجود دارد .و اینها باید در همین سنین خردسالی برای بچه‌ها مقدمه‌چینی شود و در سنین کودکی برای اینها مصداق آورده شود مثلا دوستی با خدا یکی از مصادیقش خواندن نماز است. دیگری گوش کردن به حرف‌ پدر و مادر است یکی دیگر تحصیل کردن است یکی دیگر دوستی با اهل بیت (ع) است اینها برای سنین کودکی است. و دوره نوجوانی تخصصی‌تر می‌شود و بحث احکام و الگوبرداری از قرآن کریم و زندگی اهل بیت (ع) است.
من : چه رابطه‌ای بین مفاهیم اخلاقی دینی و قالب‌های برنامه‌سازی برای کودکان می‌بینید
قالب نمایشی بهترین قالب برای انتقال مفاهیم اخلاقی و نکات آموزشی است. از دیگر قالب‌هایی که می‌تواند این وظیفه را به خوبی انجام دهد می‌توان به قالب کلیپ و نماهنگ و سرود اشاره کرد. و شاید تولید نمآهنگ امروزه از کار نمایشی جذابیتش برای بچه‌ها بیشتر باشد. چون در موسیقی ریتم بالا و نشاط و پویایی خاصی هست و مفاهیم را در مدت زمان کمی بیان می‌کند. و با یک نشاط و ریتمی مفاهیم را بیان می‌کند. و می‌تواند در واقع موفق‌ترین قالب باشد. و بعد از آن قالب نمایشی می‌توانیم استفاده بکنیم و قالب بعدی می‌تواند قالب برنامه‌های ترکیبی باشد که ما داریم استفاده می‌کنیم. چون این قالب مثل یک نمونه مجله مصور تلویزیونی است برای مخاطب کودک و نوجوان جذاب است.
من : آیا سن مخاطب (خردسال،کودک،نوجوان) و جنسیتش تاثیری در انتخاب قالبی خاص برای تماشا کردن توسط او دارد؟ اگر آری. کدام قالب را خواهد پسندید و دلیل این انتخاب از نظر شما چیست؟
فکر نمی‌کنم تفاوت در جنسیت مخاطب کودک تأثیری در انتخاب قالب خاصی داشته باشد. بلکه در ویژگی‌های قالب اثر می‌گذارد. نوجوانان بیشتر کار ترکیبی می پسندند و خردسال و کودک کار نمایشی می‌پسندند.
من : کدام ژانر(کمدی، فانتزی،موزیکال،اکشن،اسلپ استیک،…) برنامه‌سازی در راستای جذب کودکان دارای پتانسیل بیشتری است؟ چرا؟
ژانرهای کمدی و فانتزی ژانرهای مورد علاقه کودکان است. کمدی اسلپ استیک یک برنامه هجو است و فکر نمی‌کنم بتواند بچه را پای تلویزیون نگه دارد. و خود این کمدی اسلپ استیک می‌تواند زیر مجموعه کار نمایشی و موزیکال باشد.
من : عناصر تأثیرگذار بر جذب کودک در برنامه‌های کودک کدام است و چرا به نظر شما دارای جذابیت هستند؟ به عنوان مثال تنوع حرکات، تنوع تصاویر، قصه (رومنس)، متن(پژوهش)، تخیل (فانتزی)، مفاهیم اخلاقی، استفاده از بانوان، رنگ و لعاب شاد، جذابیت‌های فطری استفاده از عروسک …
تخیل و فانتزی از اولین عناصر جذابیت در برنامه‌ها هستند.سپس عنصر موزیکال بودن از دیگر عوامل جذب مخاطبین کودک است. استفاده از مجری خانم برای بچه‌ها جذابیتش بیشتر است. تنوع تصویری و حرکتی هم خیلی مهم است. خود عنصر عروسک مهم است و کمدی بزن بکوب چاشنی است. و برنامه‌هایی که نمی‌توانند خوب عمل بکنند از این چاشنی‌ بزن بکوب و موسیقی زیاد استفاده می‌کنند و باعث ایجاد هیجان کاذب در مخاطب می‌شوند. حضور یک عده زیادی از بچه‌ها به دلیل این است که برنامه نمی‌تواند ریتم و نشاط لازم را در مخاطب ایجاد بکند و از ایجاد یک هیجان کاذب در بچه‌ها استفاده می‌کنند. و بچه‌هایی که در استودیو حضور دارند در واقع نماینده بچه‌هایی هستند که پای تلویزیون مخاطب برنامه هستند و وقتی آنها را وادار به جیغ و هیجان بکنیم خود این کار یک هیجان کاذب به مخاطب وارد می‌کند.
من : چند ویژگی مهم و تاثیرگذار را در برنامه “شب‌های مل مل” که به نظر شما در جذب مخاطب به سوی این قالب کمک می‌کند نام برده و اگر ممکن است توضیح دهید چرا این ویژگی از نظر شما کمک می‌کند؟
“مل‌مل” نماد یک بچه شش ساله بود و وقتی اشتباه می‌کرد آنقدر برای مخاطب باور پذیر بود که متوجه می‌شد که وقتی این .”مل‌مل” اشتباه می‌کند نمایش و فیلم نیست و کودک باور کرده بود که .”مل‌مل” زنده است و اتفاقاتی که در صحنه در حال رخ دادن هستند هم واقعی هستند و مجری و عروسک “مل‌مل” فقط 80درصد به متن برنامه پایبند بودند و 20درصد می‌توانستند بداهه داشته باشند و همین که خود عوامل برنامه چه عروسک‌گردان چه مجری و چه گوینده عروسک یکدیگر را به عنوان شخصیت‌های مستقل پذیرفته بودند حس زنده بودن این شخصیت به مخاطب منتقل می‌شد و نیازی به گول زدن مخاطب احساس نمی‌کردیم.
ریتم برنامه ترکیبی بسیار مهم است و آیتم‌ها و برنامه‌هایی که در این قالب قرار می‌گیرند باید متنوع باشند. هر چه که آیتم‌ها با طعم‌های مختلف و متفاوتی باشد برنامه جذاب‌تر خواهد بود. و برنامه‌ای که مبنای آن حرف‌های مجری باشد موفق نخواهد بود. همچنان که اگر آش شله قلمکار هم باشد جواب نمی‌دهد باید یک تعداد مشخصی آیتم با یک محوریت پلاتویی مشخص و جذاب با استفاده از مجریانی که بتوانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند چه از لحاظ چهره، چه از لحاظ بیان و چه از لحاظ اجرا و طراحی آیتم‌های بدیع و خلاقانه در جذب مخاطب بسیار تأثیرگذار است. استفاده از آیتم‌های کهنه برنامه‌های دیگر، استفاده از روش‌ اجرایی برنامه‌های دیگر قطعا جواب نمی‌دهد و اگر هم جواب بدهد خیلی کوتاه است چون مخاطب باهوش است و سریع متوجه می‌شود این را دیده است. مخاطب خصوصا مخاطب نوجوان دنبال چیز جدید در برنامه می‌گردد.
من : به نظر شما این ادعا تا چه حد صحیح است: هیچ قالبی به تنهایی ملاکی برای جذابیت ندارد و این شاخصه‌ها و ویژگی‌های صحیح هر قالب است که اگر در هر قالب مراعات شود سبب جذب کودکان می‌شود؟ 70درصد صحیح است. من : لطفا صحیحش را عنوان بفرمایید. صحیحش این است که قالب‌هایی که برای مخاطب کودک و نوجوان اختصاصا برای هر کدام جداگانه کاربرد قوی‌تری داشته باشد قطعا باید مجزا و تفکیک بشوند یعنی اولویت دارند. مثلا برای مخاطب کودک نمایش و قالب موزیکال و یا قالب عروسکی اولویت دارد. برای مخاطب نوجوان عروسکی و موزیکال اولویت ندارد و برنامه ترکیبی و نمایشی اولویت دارد. ولی برنامه‌های موفقی می‌شود ساخت و حتی می‌توان برنامه موفق مستند برای کودکان ساخت. البته اگر از مولفه‌های خوبی برای آن استفاده شود. باید در قالب‌ها اولویت قائل شد.

مطلب مرتبط :   ــــــ، همان:، تهران:، کنگره

گیتی فر شفایی
تهیه‌کننده برنامه‌ها ی کودک فارغ التحصیل رشته هنر از آمریکا وی از سال 1360 فعالیت خود را در تلویزیون با برنامه «بیکار نمی‌توان نشستن» و »شکوفه های تلاش» در مقام طراح، نویسنده و مجری آغاز کرد. برنامه‌ها یی که در جهت رشد خلاقیت کودکان و نوجوانان و همچنین ترویج فرهنگ صرفه جویی بود. «گنجشگک اشی مشی»، «فکر کن بازی کن»، «پرپرک» و تق تق» از دیگر برنامه‌ها ی خانم شفائی است. دو عروسک «میشه و نمی شه» نمادی از تفکر خانم شفائی در برنامه‌ها ی گروه خردسال و کودک است.
متن مصاحبه با سرکار خانم گیتی‌فر شفایی‌ :
من : برنامه موفق چه برنامه‌ای می‌باشد؟
یک برنامه را باید از همه جهت بررسی کرد. مثل اینکه این برنامه در چه مدت زمانی، با چه مبلغی و با چه امکاناتی تولید شده است. برنامه موفق را می‌توان خیلی راحت ساخت. برنامه‌ای موفق است که برای مخاطب هدف خود تأثیرگذار باشد حتی اگر یک برنامه خیلی خیلی ساده باشد حتی شاید فقط یک کلیپ باشد. با سنجش افکارهایی که در زمان قدیم‌تر می‌گرفتند این تأثیرگذاری را بررسی می‌کردند.
من : به نظر شما در برنامه‌سازی برای کودکان آیا می‌توان مفاهیم اخلاقی را به کودکان منتقل کرد؟ اگر آری چه ضوابط و معیارهایی را برای انجام آن پیشنهاد می‌دهید؟
مفاهیم اخلاقی برای بچه‌های خردسال ممکن است درک نشود و شاید از طریق اجرای یک مجری و یا متن‌هایی که می‌گذاریم این مفاهیم منتقل شود. در هر گروه سنی باید خاص باشد به ویژه در گروه سنی نوجوان حتی پوشش مجری و حتی فن بیانش که به فراموشی سپرده شده است مورد توجه قرار بگیرد. چون هر مجری نماینده همه جوانان ایران است و باید با شخصیت و فهیم باشد و فرم حرف زدنش و فرم ایستادنش،‌ گفتارش، نشستنش همه باید درست باشد یعنی اینکه یک الگوی مناسب برای جوانان دیگر باشد. نمی‌گویم که شیک نپوشند و یا تمییز نپوشند ولی هر چیزی نپوشند.
گروه خردسال گیرایی‌اش در یک حدی است و ما باید موضوعات خاصی را برای او درنظر بگیریم و اگر بیشتر از حد گیرایی‌اش باشد کودک خردسال آن را درک نمی‌کند. برای کودکان و نوجوانان نیز باید در حد توانایی ذهنی‌شان و درک و فهمشان مطالب پیش بینی‌ شود.
من : کدام ژانر(کمدی، فانتزی،موزیکال،اکشن،اسلپ استیک،…) برنامه‌سازی در راستای جذب کودکان دارای پتانسیل بیشتری است؟ چرا؟
بچه‌های خردسال و کوچک عجیب به موزیک علاقه دارند و ژانر موزیکال را می‌پسندند. و باید در برنامه موزیک باشد تا کودک جلب شود. و فانتزی برای کودک مناسب است. و کمدیِ که به تمسخر نرسد نیز برای نوجوان مناسب است و باعث بیرون رفتن جوان‌ها از غم می‌شود.
من : عناصر تأثیرگذار بر جذب کودک در برنامه‌های کودک کدام است و چرا به نظر شما دارای جذابیت هستند؟ به عنوان مثال

مطلب مرتبط :   M.، yeast، P.، J.