کودک، کودکان، خردسال، بچه‌ها

هستند ما متوجه می‌شدیم برنامه تأثیر خودش را بر مخاطب داشته است و برنامه، برنامه موفقی بوده است. یک برنامه تولید کرده بودم به نام “بیست” که مجری آن آقای “محمد سام غریبیان” بود و این برنامه صدرصد به هدفش رسیده بود و پیام آن را بچه‌ها دریافت کرده بودند و این یک برنامه بود که برای مخاطب نوجوان تولید شده بود. و البته باید دانست که تولید برنامه برای مخاطب نوجوان کار بسیار مشکلی است. چون به اقتضای سن و تغییرات هورمونی و خیلی مسائل دیگر سبب سختی ارتباط با این مخاطبان می‌شود. و یادم نمی‌رود که بعد از تولید این برنامه پسرم به من گفت : «مادر! چند ساله داری برنامه می‌سازی ولی این برنامه‌ات حرف نداره.» به دلیل اینکه واقعیتی که در ذهن و دل مخاطب بود را ما به طور غیرمستقیم و از طریق نمایش به مخاطب نشان می‌دادیم و درست مثل اینکه حرف دل آنها را می‌زدیم. و خیلی هم مورد تقدیر و تشکر قرار گرفتیم. و یا برنامه “هشیار و بیدار” که باز هم از آن برنامه‌هایی بود که صدرصد بیننده داشت و مخاطب پیام را گرفته بود و تهیه‌کننده به هدفش رسیده بود.
من : به نظر شما در برنامه‌سازی برای کودکان آیا می‌توان مفاهیم اخلاقی را به کودکان منتقل کرد؟ اگر آری چه ضوابط و معیارهایی را برای انجام آن پیشنهاد می‌دهید؟
حتما می‌توان مفاهیم اخلاقی را به کودکان منتقل کرد؛ چون رسانه ملی نه تنها باید باعث سرگرمی کودکان بشود بلکه باید بتواند بر روی بچه‌ها هم تأثیر بگذارد و باعث رشد فکری و تقویت اخلاقیات آنها بشود. منتهی باید همه برنامه‌سازان باید این نکته را مدنظر داشته باشند – که البته اکثرا فکر می‌کنم با من موافق باشند- که باید به صورت غیرمستقیم مفاهیم را برای کودک بیان کنند. و هر چیزی را که ما می‌خواهیم به کودکان یاد بدهیم باید به صورت غیرمستقیم باشد. مستقیم‌گویی کار موفقی نخواهد بود. غیرمستقیم یعنی اینکه به صورت کار نمایشی، مستند و در هر قالبی به طور غیر مستقیم مفاهیم را منتقل کنیم. مثلا اگر من بخواهم به بچه‌ها بگویم با آتش بازی نکنید نباید بگویم آتش بازی بد است خطر دارد بلکه باید تصویر بچه‌هایی را نشان بدهم که در اثر آتش بازی سوخته‌اند و در بیمارستان بستری شده‌اند. و کودک با خودش سؤال می‌کند که چرا این اینطوری شده است و خیلی راحت می‌توان این مفهوم را به آنها آموزش داد.
من : از منظر شما کدام یک از مفاهیم اخلاقی دین را می‌توان برای کودکان مطرح کرد؟اگر برای مخاطبین مختلف کودک (خردسال،کودک و نوجوان) تفکیک می نمایید چه عاملی را سبب تفریق این دسته‌بندی برای هرکدام از مخاطبین می‌بینید.
برای گروه‌های سنی متفاوت باید برنامه‌هایی در خور گروه سنی آنها ساخته شود. به همین جهت عقیده من بر این است که برای گروه خردسال همیشه کارهای عروسکی ساخته شود چون بسیار ملموس‌تر و مورد توجه‌تر خواهد بود. و نیز برای اینکه گنجایش ذهنی یک بچه در این حد است. اگر در رفتار خردسالان دقت کنید متوجه می‌شوید که وقتی یک خردسال هم سن خودش را می‌بیند فوری به او دست می‌زند تا ببیند واکنش او هم مثل واکنش خودش هست. و به خاطر این خصوصیت طبیعتا خردسال با عروسک راحت تر کنار می‌آید. یکی از دلایلی که در دنیا کارهای انیمیشنی زیادی برای خردسال تولید می‌شود این است که این کارها برای خردسال قابل درک‌تر و راحت تر است. برای کودک می‌توان تلفیقی از رئال و عروسکی استفاده کرد و متناسب با آنچه نیاز سنش هست برنامه را تولید کرد. و در مرحله نوجوانی یا به عبارتی دوره راهنمایی-که آنها در این دوران با تغییر تفکرات انتزاعی هیچ مشکلی در همذات پنداری پیدا نمی‌کنند و بسیار آموزش پذیر هستند- کارهای نمایشی و چیزهایی که حرف دل آنهاست را باید بیان بکنیم و راه درست را به او نشان بدهیم. مثلا اگر خواهر برادری را نشانیم که خیلی با هم دعوا دارند این اقتضای سن آنها و یکی از دغدغه‌های این سنین است و البته باید آن روی سکه را هم نشان دهیم که چه عواملی سبب می‌شود همین خواهر و برداری که با هم در حال جنگیدن هستند اکثر اوقات کنار هم به طور مسالمت آمیز رفتار می‌کنند و به همدیگر احترام می‌گذارند.
من : آیا سن مخاطب (خردسال،کودک،نوجوان) و جنسیتش تاثیری در انتخاب قالبی خاص برای تماشا کردن توسط او دارد؟ اگر آری. کدام قالب را خواهد پسندید و دلیل این انتخاب از نظر شما چیست؟
خردسالان به قالب‌های عروسکی و نمایشی تمایل بیشتری دارند. کودکان نیز به قالب انیمشن‌، عروسکی و تلفیق آن با رئال گرایش دارند. و نوجوانان از کارهای نمایشی و گفتگومحور استقبال می‌کنند. و قالب‌های مورد علاقه بر حسب جنسیت مخاطبان کودک با رده‌های سنی فقط در ویژگی‌های آن قالب‌ها متفاوت هستند.
من : آیا می‌توان گفت بعضی قالب‌ها به رویکرد دینی قرابت بیشتری داشته و پتانسیل آنها برای ظرف شدن محتوای اخلاقی بیشتر است؟ اگر آری کدام قالب‌ها؟ با چه ویژگی‌هایی؟
ما باید ابتدا از بچه‌ها یک انسان کامل بسازیم. و همه عوامل تولید باید سعی خود را انجام دهند که اخلاق را به کودکان یاد بدهند و در هر قالبی این اتفاق رخ می‌دهد.
من : کدام ژانر(کمدی، فانتزی،موزیکال،اکشن،اسلپ استیک،…) برنامه‌سازی در راستای جذب کودکان دارای پتانسیل بیشتری است؟ چرا؟
خردسال و کودک از ژانر فانتزی خوششان می‌آید. و هر چه کودکان بزرگتر می‌شوند مثلا نوجوانان ژانر اکشن را بیشتر می‌پسندند. و البته کمدی را همه دوست دارند و باید ببینیم هر کدام از مخاطبین کودک از چه نوع کمدی خوششان می‌آید. خردسال بیشتر از موزیکال خوشش می‌آید و بیشتر با این ژانر جذب می‌شوند و این از ویژگی‌های اوست که با یک طنین موزون به سمت برنامه کشیده می‌شود. و برای هر سنی موزیکال بودن جذب کننده است ولی برای خردسال بیشتر است. کودک و نوجوان بیشتر جذب کمدی اسلپ استیک می‌شوند.
من : عناصر تأثیرگذار بر جذب کودک در برنامه‌های کودک کدام است و چرا به نظر شما دارای جذابیت هستند؟ به عنوان مثال تنوع حرکات، تنوع تصاویر، قصه (رومنس)، متن(پژوهش)، تخیل (فانتزی)، مفاهیم اخلاقی، استفاده از بانوان، رنگ و لعاب شاد، جذابیت‌های فطری استفاده از عروسک …
تخیل را خیلی خوب می‌دانم . زن بودن مجری تأثیری در موفقیت برنامه ندارد و بسته به اجرای آنها دارد. حالت عاطفی و دلسوز بودن بانوان حتی در موقع اجرا ملموس‌تر است و احساس صحبت‌های مادر را تداعی می‌کند. تولید برنامه کودک از حوصله آقایان به دور است چون سر و کله زدن با بچه‌ها خاص خانم‌هاست. واقعا باید برای خردسال و کودک رنگ‌ها شاد و گرم باشند ولی نوجوان همه رنگ‌ها را دوست دارد و ذوق و سلیقه آنها برمی‌گردد به محیطی که در آن رشد می‌کنند. عروسک برای خردسال و در مرتبه بعدی برای کودک خیلی جذب کننده است. رقص و حرکات موزون قبل از انقلاب داشتیم و الان هم می‌توانیم در قالب حرکات موزون برای بچه‌ها داشته باشیم. شعرهای دسته جمعی را بسیار بچه‌ها دوست دارند و ارزش های دینی را می‌توان با قصه به ثمر رساند.
من : شما را به عنوان مادربزرگ کلاه قرمزی می‌شناسند لطفا اگر امکان دارد برای مخاطبین ما از نحوه تولید این برنامه برای اولین بار توضیح بفرمایید؟
تاریخچه تولید برنامه “صندوق پست” که در آن “کلاه قرمزی” خلق شد برمی‌گردد به این مطلب که در آن زمان ما در گروه کودک یک مجری خانم داشتیم به نام خانم “معلمی” که ایشان توانسته بودند ارتباط خیلی خوبی با کودکان در پخش برنامه کودک برقرار کنند. به طوری که خیلی راحت از طریق برنامه کودک به پدر و مادرها می‌گفتند که شما اسم‌ بچه‌هایتان را به ما بدهید و اگر مشکل و مسئله‌ای برای مطرح کردن با بچه‌ها وجود دارد، کار خوبی انجام می‌دهد که ما تشویقش کنیم و یا اگر کار اشتباهی می‌کند از طریق برنامه کودک از او بخواهیم که کارش را تکرار نکند. و والدین نیز نامه می‌دادند و این خانم با محققین و نویسندگانی که در گروه بودند پاسخ‌های مناسبی را مطرح می‌کردند. ایشان از طریق حمایت‌های مدیریت وقت شبکه، از طریق برنامه زنده کودک به سؤالات والدین و درخواست‌های آنها پاسخ می‌دادند و اسم کودکان را دربرنامه می‌آورد و به آنها می‌گفتند که آن کار شما خوب است یا بد بوده است و خیلی مورد توجه قرار گرفته بود. تا اینکه ایشان برای ادامه تحصیل به انگلستان رفتند و وقتی رفتند و دیدیم که برنامه حیف خواهد شد به ذهم خود بنده رسید- که چون دیگر آن اعتماد به مجری دیگری در بین والدین به سختی امکان پذیر است پس گفتم- بیاییم در قالب زنده و عروسکی برنامه‌ای تولید کنیم که اولین قالب مجری و عروسک با هم بود. و حالا جای آن بچه‌هایی که در خانه هستند یک عروسک طراحی کردیم. و نام برنامه که “صندوق پست” بود هم دلیلش این بود که مستقیما از طریق صندوق پست با نامه‌های والدین موضوعات برنامه مشخص می‌شد و دغدغه‌های کودکان به برنامه می‌رسید و مطرح می‌شد. و ما با اجرای آقای طهماسب و عروسکی که داشتیم و خیلی سریع می‌خواستیم این کار را انجام بدهیم که مخاطبین را هم از دست ندهیم زود این برنامه را تولید کردیم. و آن زمان در یک زمان بسیار کم یکی از

مطلب مرتبط :   مصاحبه، "، اسطوره، انیمیشن