کودک، کودکان، بچه‌ها، کمدی

می‌کنیم؟ برای خردسال وکودک که عنوان نمی‌کنیم و تا دوره نوجوانی فاصله می‌افتد. ولی کتاب‌هایی را دیده‌ام که برای کودکان هفت ساله مرگ را توضیح داده‌اند این کتاب برای کودکانی که مادرانشان سرطان دارند و در حال مرگ هستند نوشته شده است. ولی ما وقتی مفاهیم را برای خردسالان بیان می‌کنیم فقط مسواک زدن و چندتا چیز دیگر را عنوان می‌کنیم و خیلی خردسال را دست پایین می‌گیریم. یا مثلا بعضی مسائل دینی را فکر می‌کنیم فقط نوجوانان باید یاد بگیرند و نباید به خردسال یاد داد چرا که نمی‌توانیم برای خردسالان و کودکان توضیح بدهیم. و البته خیلی چیزها هست که نیاز نیست برای کودکان توضیح بدهیم مثل زکات و خمس که تا آنها مشغول کسب درآمد نشده‌اند آشنایی آنها با این مفاهیم چندان لزومی ندارد. ما مفهوم مرگ را می‌توانیم برای بچه‌ها بیان کنیم ولی باید با توجه به درک آنها، آن مفهوم بیان شود. مثلا خیلی از بچه‌ها در این دوره (دهه نود) جدا از پدر یا مادر زندگی می‌کنند و به خاطر طلاق والدین سردرگم هستند در برنامه‌ها ی خارجی به این مسئله پرداخته شده است ولی در کشور ما هنوز برای این مسائل اهمیتی قائل نیستیم. یکسری تابوهایی داریم که مانع از این هستند که نویسنده به آن ورود کند چون می‌ترسند که به آنها گفته شود شما حریم آن مفهوم را نگه نداشتید.
من :آیا سن مخاطب (خردسال،کودک،نوجوان) و جنسیتش تاثیری در انتخاب قالبی خاص برای تماشا کردن توسط او دارد؟ اگر آری. کدام قالب را خواهد پسندید و دلیل این انتخاب از نظر شما چیست؟
من اگر قرار بود قالبی را برای انتقال مفهوم به بچه‌ها انتخاب کنم طنز را انتخاب می‌کنم و کارهای ترکیبی موفق‌تر هستند ولی باید انیمیشن و عروسکی باید بهتر عمل کند ولی خوب کار نشده است. و انیمیشن می‌تواند بهتر باشد.
من : کدام ژانر(کمدی، فانتزی،موزیکال،اکشن،اسلپ استیک،…) برنامه‌سازی در راستای جذب کودکان دارای پتانسیل بیشتری است؟ چرا؟
ژانر موزیکال برای خردسال و ژانر طنز برای کودک بسیار جذاب است. و کمدی نیز ژانری است که همه مخاطبین را جذب می‌کند از بچه‌ها تا بزرگسال. و کودکان حوصله کاری که کمی پیچیده و فلسفی باشد را ندارد. بنابراین ژانر کمدی را انتخاب می‌کنند و تکه‌های کمدی از برنامه‌ها را به خاطر می‌سپارند. هیچ وقت نمی‌آیند تکه‌های اکشن یک برنامه‌ را به خاطر می‌سپارند و تکرار ‌کنند. آن چیزی که با آن ارتباط برقرار می‌کنند همین برنامه‌های کمدی است و برنامه‌هایی که بتوانند کمدی و فانتزی را توأمان با هم داشته باشد موفق‌تر است. برنامه‌هایی که صرفا فانتزی هستند بچه‌ها با آن ارتباط برقرار نمی‌کنند اما همان برنامه اگر کمدی داشته باشد به راحتی مخاطب را جذب می‌کند.
من : عناصر تأثیرگذار بر جذب کودک در برنامه‌های کودک کدام است و چرا به نظر شما دارای جذابیت هستند؟ به عنوان مثال تنوع حرکات، تنوع تصاویر، قصه (رومنس)، متن(پژوهش)، تخیل (فانتزی)، مفاهیم اخلاقی، استفاده از بانوان، رنگ و لعاب شاد، جذابیت‌های فطری استفاده از عروسک …
تجربه خودم به عنوان اینکه قبلا یک مخاطب برنامه کودک بودم و اینکه یک پدرم هستم و نیز به عنوان یک برنامه‌ساز این است که آن چیزی که در ابتدا بچه‌ها با آن ارتباط برقرار می‌کنند رنگ هست و جذابیتی که رنگ‌ها دارند. موسیقی هم فوق العاده می‌تواند باعث جذب کودکان شود و آنها به راحتی شعرهایی را که دوست دارند حفظ می‌کنند. و حرکات بازیگران و مجری‌ها نیزخیلی مؤثر است و می‌تواند برای کودک جذاب باشد. اما استفاده از مجری خانم یا آقا ندارد و هر کدام که در اجرا موفق‌تر عمل کنند جذاب‌تر هستند. اما راجع به اینکه چه چیزهای دیگری می‌تواند به برنامه کمک کند خود مفهوم، به تنهایی نمی‌تواند روی بچه‌ها تأثیر بگذارد و ما این موضوع را تجربه کرده‌ایم. و اگر شما یک اثر را فقط برای بچه‌ها نقل کنید این نمی‌تواند مؤثر باشد. یک روز عده‌ای از بچه‌ها را که با وجود کوچکی سن، خطبه‌خوانی می‌کردند به ما معرفی کردند و از ما خواستند که از آنها در برنامه استفاده کنیم. من با این روش کاملا مخالف بودم و گفتم مگر می‌شود یکسری مفاهیم ثقیل و سنگین را که در دل این خطبه‌هاست بدون درک آن فهمید و علاوه بر اینکه خود این بچه‌هایی که خطبه می‌خوانند هیچ چیز از آن را درک نمی‌کنند بچه‌های دیگر هم اصلا این مطالب را درک نخواهند کرد. قصه آنقدر که برای بزرگسال اهمیت دارد برای کودکان اهمیت ندارد. بن تن به دلیل آن اکتی که دارد برای کودک جذاب است و به همین دلیل کودک به دنبال خرید ساعت بن تن و دیگر اقلامی است که بر روی آن آرم بن تن وجود دارد. و البته مجموعه شکرستان هم توانست برنامه موفقی باشد با طراح اولیه که خانم راشین خیریه انجام دادند. و بچه‌ها قصه‌های کهن آن را بیشتر دوست دارند تا دست‌کاری شده قصه‌ها با قصه‌های جدید و روزمره. شخصیت‌های کارتونی که بیشتر خرابکاری می‌کنند مثل پت و مت برای کودکان جذاب‌تر هستند بنابراین اگر همه جا آرام باشد و مشکل و اکتی نداشته باشد کسی جذب آن نمی‌شود.بین قالب و محتوا رابطه وجود دارد.
من : به نظر شما این ادعا تا چه حد صحیح است: هیچ قالبی به تنهایی ملاکی برای جذابیت ندارد و این شاخصه‌ها و ویژگی‌های صحیح هر قالب است که اگر در هر قالب مراعات شود سبب جذب کودکان می‌شود؟ این ادعا می‌تواند درست باشد. ما قالب‌های زیادی داریم که موفق هستند مانند یک قالب مجری و عروسک مثل کلاه قرمزی موفق بوده و یک قالب بازیگری مثل گروه فتیله هم موفق بوده‌اند و یا عموپورنگ که مجری محور است و یا شکرستان که انیمیشن است یا برنامه‌هایی که کامل عروسکی هستند مثل توپولوها.

مطلب مرتبط :   حقوق، سوره، حکومت، اصالت

احسان نیلی
تهیه کننده
مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه قرآن سیما
متن مصاحبه با جناب آقای احسان نیلی :
من : برنامه موفق چه برنامه‌ای می‌باشد؟
برنامه موفق برنامه‌ای است که بتواند آن پیامی را که برایش تعریف شده است به مخاطبش منتقل بکند حالا اگر این پیام به درستی منتقل شد و اثر خودش را گذاشت خوب طبیعتا توانسته است آن اثر‌گذاری مطلوب را برای خودش لحاظ بکند اما اگر پیام را به درستی منتقل بکند ولی اثر نگذارد نمی‌توان گفت این برنامه برنامه‌ای ناموفق بوده است. برنامه موفقیت خودش را در انتقال پیام داشته است منتهی اثرگذاری به عوامل دیگری نیز برمی‌گردد که حالا یه بخشی از آن خود آن برنامه است شرایط محیطی هم می‌تواند در اثرگذاری تأثیرگذار باشد.
سؤال من : چطور می‌توانیم بفهمیم برنامه پیامش را به مخاطبش رسانده است؟
راه‌های مختلفی برای بررسی انتقال آن پیام به مخاطب وجود دارد که آیا آن پیام به درستی منتقل شده است یا نه؟ اما میزان رضایتمندی مخاطب از اینکه وقتی این برنامه را می‌بیند احساس خوبی داشته باشد و احساس بکند که یک مطلبی دارد باید ذائقه و سن مخاطب مورد نظر قرار بگیرد. در حالت کلی آن احساس رضایتمندی که یک بیننده از یک برنامه دارد این یکی از راه‌هایی هست که می‌توانیم بررسی بکنیم و لحاظ بکنیم برای اینکه این پیام به درستی منتقل شده است یا نه منتهی باز این رضایتمندی دلیل تام و کاملش نیست بلکه این دلیلی است برای اینکه این برنامه توانسته است با مخاطب ارتباط برقرار کند. اما حالا اینکه توانسته است پیام را چقدر منتقل کند این به نظرسنجی‌ها و اثرگذاری‌هایی که حالا آدم میتواند از فیدبک‌هایی که از مخاطب خودش بگیرد در نظرسنجی ها و اینها به آن پی ببرد.
من : به نظر شما در برنامه‌سازی برای کودکان آیا می‌توان مفاهیم اخلاقی را به کودکان منتقل کرد؟ اگر آری چه ضوابط و معیارهایی را برای انجام آن پیشنهاد می‌دهید؟
خوب برنامه باید یک باری داشته باشد یا بار مثبت یا بار منفی و دیگر این برمی‌گردد به نیت آن برنامه‌ساز و هدفی که برای ساخت آن برنامه تعیین شده است. اما اگر در مجموع بخواهیم آن را به عنوان یک تعریف کلی در نظر بگیریم بله برنامه بالاخره باید به خصوص برای مخاطب کودک و یا نوجوان یک بار مثبتی داشته باشد چرا که هیچکس بعید می‌دانم بدون هدف بخواهد برنامه ریزی کند و برنامه‌سازی بخواهد بکند. و همه هم آن هدف خود را مثبت می‌بینند خوب چه بهتر که مفاهیم اخلاقی و مفاهیمی که منطبق با اخلاق یا دین هست برای کودک هدفگذاری و ترسیم بشود. ضابطه و معیار برای انتقال مفاهیم اخلاقی در برنامه‌های کودک سؤال خیلی کلی هست که بشود مستقیم جوابش را داد چون هر برنامه‌ای براساس هر مخاطب و هر سنی شرایط و ضابطه خاص خودش را می‌طلبد. آن چیز کلی که می‌توان گفت این است که براساس نیازهای سنی هر مقطعی از سنین کودک و براساس نیازهایی که برای کودک در آن سن توسط روانشناسان و جامعه‌شناسان تعریف شده است و نظریه‌های مختلفی هم وجود دارد براساس این نیازها در یک سنی، ذهن کودک مبتنی بر تخیل است و از یک سنی بالاتر کودک رئال‌تر مفاهیم را می‌بیند و این برمی‌گردد به سنین و شرایطی که کودک و مخاطب دارد.
من : کدام ژانر(کمدی، فانتزی،موزیکال،اکشن،اسلپ استیک،…) برنامه‌سازی در راستای جذب کودکان دارای پتانسیل بیشتری است؟ چرا؟
کودک طبیعتا برنامه‌هایی که در

مطلب مرتبط :   کودک، مجری، کودکان، می‌آید