کودک، کودکان، برنامه‌ای، قالب‌های

و در وجود بچه‌ها هم هست و فکر می‌کنند که مثلا یک قصری دارند و از یک وسیله هزار جور استفاده می‌کنند و درباره کمدی اسلپ استیک هم باید بگویم که بچه‌ها از همان ابتدا عاشق زدن وخوردن و این دنیای بامزه هستند. و این ژانرها می‌تواند جدا و یا درکنار هم استفاده بشوند و این استفاده از اینها به سلیقه ما برمی‌گردد.
من : عناصر تأثیرگذار بر جذب کودک در برنامه‌های کودک کدام است و چرا به نظر شما دارای جذابیت هستند؟ به عنوان مثال تنوع حرکات، تنوع تصاویر، قصه (رومنس)، متن(پژوهش)، تخیل (فانتزی)، مفاهیم اخلاقی، استفاده از بانوان، رنگ و لعاب شاد، جذابیت‌های فطری استفاده از عروسک …
یک ماشین از اجزای متفاوتی تشکیل شده است که هر کدام نباشد آن ماشین دچار نقص است. تمام چیزهایی که اشاره کردید به جز مفاهیم اخلاقی ابزاری برای برنامه‌سازی هستند. در درجه اول یک قصه خوب خیلی مهم است بعد می‌رسیم به شخصیت پردازی بعد می رسیم به همه آنچه که شما گفتید البته همه اینها در همه کارها به کار برده نمی‌شود. اینها که شما اشاره کردید ابزاری هست که ما باید از آنها استفاده کنیم. در یک قصه‌ای اگر به شکل موزیکال و ریتمیک استفاده کنیم برنامه بهتر خواهد شد ولی در جای دیگر اگر بینیم که در اینجا باید یک خانم باشد و وجود آقا لزوم ندارد استفاده از خانم سبب بهتر شدن برنامه خواهد شد. ابزار ما شعر، ‌آهنگ، دکور،‌ تصویر مناسب وخیلی چیزهای دیگری است که ساختار را به وجود می‌اورد و صدرصد همه اینها در خلقت خداوند هست. شما ببینید که پرندگان با هم آواز می‌خوانند با هم حرکات موزون انجام می‌دهند. شما ببینید ماهی یا دلفین‌ها هم حرکات موزون و هماهنگ دارند.
من : چند ویژگی مهم و تاثیرگذار را در قالبی از قالب‌های برنامه‌سازی کودک که به نظر شما در جذب مخاطب به سوی این قالب کمک می‌کند نام برده و اگر ممکن است توضیح دهید چرا این ویژگی از نظر شما کمک می‌کند؟
ما از سال هفتاد شروع به برنامه‌سازی در حوزه کودک کردیم. یک برنامه داشتیم به نام “دالی” که اجرای برنامه فقط با اصوات بود. یا یک برنامه ساختیم با نام “ناجورها” که سه نفر بودند که کارای اشتباه انجام می‌دادند و یا کار عکاس‌خانه که برای رنج گروه سنی نوجوان بود و چون زمینه مالی وجود داشت می‌آمدیم قالب‌های متنوعی طراحی می‌کردیم. الان این زمینه وجود ندارد و مجبور هستیم برنامه‌ای را ده سال که ادامه بدهیم و البته برای خودش یک ژانر خاصی است. و من همیشه تعریفم از برنامه “فتیله” یک کاسه آجیل است و یک برنامه کودک نیست و همیشه هم گفته‌ام که اگر این یک برنامه کودک باشد من خودم هزار ایراد بر آن می‌گیرم و برنامه فتیله یک برنامه است که برای خانواده پخش می‌شود و برای خانواده‌هاست و تصمیم ما آن بود که یک کاسه آجیل باشد که هرکس یک چیزی از درون کاسه برمی‌دارد و خوشش می‌آید مثلا یکی از پسته‌اش خوشش می‌آید یکی از شکلات و دیگر چیزها. با توجه به ذائقه‌ای که وجود دارد گفتیم برنامه‌ای بسازیم که همه خانواده‌ها در کنار هم باشند چون اساسی‌ترین مشکل این بود که خانواده دور هم نیستند و دور یک سفره نیستند و با هم حرف نمی‌زنند. برنامه فتیله با این رویکرد شروع شد به همین دلیل بعضی از برنامه‌ها برای خردسال است مثل قاطینگا، علی کوچولو، نمایش گاوها. و برای کودکان نمایش مکتب‌خانه، نقالی، شاهنامه‌خوانی قرار دادیم و ترانه‌های قدیمی در فضاهای قدیمی برای جذب پدربزرگ، مادربزگ‌ها قرار دادیم و حدودا صدو بیست آیتم نمایشی داریم و حدود هزار و دویست تا ترانه داریم و قالب‌های نمایشی و تمام آنچه که در این برنامه وجود دارد برای این است که بتواند همه ذائقه‌ها را در کنار خودش جلب کند. به همین خاطر “فتیله” برنامه کودک موفقی،‌ نیست. فتیله یک برنامه‌ایست که باید خانواده‌ها ببینند و هدفش همین است و هیچ تفکیکی بین آنها وجود ندارد. و به دلیل نبود هزینه دیگر شما نمی‌توانید برنامه‌ای دیگر تولید کنید و همه برنامه‌ها به سمت عمو و خاله رفته است و باید فقط در یک قالب کار کرد و چون نمی‌توانید سرمایه‌گذاری انجام دهید، نمی‌توانید هیچ عروسکی به برنامه اضافه کنید و کار داستانی تولید کنید. و همه برنامه‌ها تقریبا شبیه هم هستند و رویکرد آنها شبیه هم شده است و باید خیلی متنوع باشند و این متنوع بودن از لحاظ فکر است. و اگر یک کار تلویزیونی داشته باشیم که هزینه‌ای هم نداشته باشد ولی پشت آن فکر باشد می‌تواند اتفاقی بیفتد. اگر شرایط و امکاناتی داشتیم الان باید شهر فتیله ساخته می‌شد و مخاطب هیچ وقت از آن خسته نمی‌شد. الان ما بیست و دو سال هست که برای کودکان داریم و برنامه‌ می‌سازیم و این یعنی سرمایه و چون ما خوراک فکری بچه‌ها را تأمین می‌کنیم اگر هر جای دیگری از دنیا بودیم شاید الان یک استودیو داشتیم.
من : به نظر شما این ادعا تا چه حد صحیح است: هیچ قالبی به تنهایی ملاکی برای جذابیت ندارد و این شاخصه‌ها و ویژگی‌های صحیح هر قالب است که اگر در هر قالب مراعات شود سبب جذب کودکان می‌شود؟ کاملا درست است. یعنی ما یک قالب داریم که بسیار زیباست ولی اگر درست چیده نشود و هدف ما را دنبال نکند به مقصود نمی‌رسد. ما برای محتوایی که داریم باید قالب درستی انتخاب کنیم. و این هنرمند است که باید این ارتباط را به وجود بیاورد. باید ببینید محتوا چیست و بعد یک قالب برای آن طراحی بکنید.

مطلب مرتبط :   روح، زیست‌محیطی، جسم، بشرپژوهشکلمات کلیدی این مطلب:

محمد میرکیانی
مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه جام‌جم (متولد ۱۳۳۷ در تهران) نویسنده ایرانی‌ست. آثار منتشر شده او بیش از ۶۰ کتاب برای کودکان و نوجوانان است و مجموع قصه‌های چاپ شده‌اش برای همه گروه‌های سنی در قالب‌های داستان کوتاه بلند و رمان، نزدیک به پانصد عنوان می‌رسد.
متن مصاحبه با جناب آقای محمد میرکیانی :
من : برنامه موفق چه برنامه‌ای می‌باشد؟
برنامه موفق برنامه‌ای است که هم مورد توجه عام قرار بگیرد و هم مورد تحسین کارشناسان قرار باشد. چون اگر فقط مورد توجه مخاطبان خاص باشد یک کار جشنواره‌ای صرف می‌شود و اگر فقط مورد توجه مخاطبان عام باشد در سطح باقی می‌ماند.
سؤال من : ضابطه اینکه مورد توجه مخاطب عام قرار بگیرد چیست؟
برنامه‌هایی که مورد توجه عام قرار می‌گیرند به اصطلاح موج رسانه‌ای ایجاد می‌کنند. یعنی مخاطبان خاص با عناصر تولیدی آن برنامه در ارتباطند و هم در جامعه شما اثرات آن برنامه را مشاهده می‌کنید. و این اثرات در موارد زیر قابل مشاهده است « در گفته‌ها و شنیده‌ها و در تکیه کلام‌ها و در ارتباطات خاص در تکرار شخصیت برنامه در زندگی کودک و نوجوان و در حضوری که این برنامه‌ها در زندگی بچه‌ها دارند. مثلا انتخاب لوازمی که تصویر آن شخصیت بر روی آن نقش بسته است و یا واکنش مثبت به عوامل سازنده آن برنامه. تماس‌های مکرر با برنامه و واکنش سریع نسبت به تعطیلی برنامه و ابراز نگرانی از تعطیلی این برنامه و واکنش منفی نشان دادن نسبت به تعطیلی آن برنامه. اگر شما اینها را در کنار هم قرار دهید متوجه می‌شوید یک برنامه مخاطب عام دارد و مورد توجه مخاطبینش قرار گرفته است.
من : لطفا به اصولی که سبب موفقیت یک برنامه می‌شود نیز اشاره بفرمایید؟
شما سه اصل را باید در ارتباط با مخاطب در نظر بگیرید. و این سه اصل سه اصل ابدی است و هر اثری در دنیا خلق بشود از این سه اصل پیروی می‌کند. یک : چه می‌خواهیم بگوییم؟ دو: برای چه کسی می‌خواهیم بگوییم؟ سه: چگونه می‌خواهیم بگوییم؟ بنابراین موضوع انتخاب می‌شود مخاطب انتخاب می‌شود و براساس نیاز رسانه و ظرفیتی که در اختیار تولید کننده قرار گرفته است فرمت انتخاب می‌شود. و اگر اینها در کنار هم قرار بگیرند یک برنامه موفق را تشکیل می‌دهند.
من : به نظر شما در برنامه‌سازی برای کودکان آیا می‌توان مفاهیم اخلاقی را به کودکان منتقل کرد؟ اگر آری چه ضوابط و معیارهایی را برای انجام آن پیشنهاد می‌دهید؟
مفاهیم اخلاقی را می‌توان برای همه گروه‌های سنی طرح کرد ولی قبل از آن پاسخ به این سؤال یک مثلث را ترسیم می‌نمایم.
تولید برنامه در حقیقت تشکیل شده از یک مثلث که عبارت است از اندیشه، رسانه و هنر.

مطلب مرتبط :   زن، زنان، زندر، مراسم

رسانه که مشخص است یعنی اینکه وقتی شما در تلویزیون برای کودک در حال ساخت برنامه هستید باید با ابزاری اقدام به تولید برنامه کنید که مرتبط با رسانه تلویزیون باشد. که نشان بدهد شما در حقیقت در حال تولید یک برنامه تلویزیونی هستید و یک برنامه رادیویی تولید نمی‌کنید. پس رسانه ابزار اول است.
ابزار دوم هنر است شما یک برنامه رسانه‌ای هنرمندانه تولید کنید. یعنی شما علاوه بر اینکه در تعریف برنامه، ساختار برنامه، ابزار و عناصر مرتبط با رسانه را در نظر می‌گیرید فرض بفرمایید مثلا دکور می‌زنید موسیقی می‌سازید بازیگر دعوت می‌کنید متن می‌نویسید نورپردازی می‌کنید عناصر و مصالح خاص یک برنامه به کار گرفته می‌شود تا یک برنامه تولید شود و هنر. این برنامه نگاهش یک نگاه هنرمندانه است یعنی غیر مستقیم نگاه به عمق احساسات مخاطب و توجه به لایه‌های پنهان زندگی دارد.
اندیشه عام است یعنی شما به عنوان یک ایرانی مسلمان