کودک، کودکان، اخلاقی، محتوا

ق یافته‌های روانشناسی مثل پیاژه تعریف و تفکیک شده است و ما هر کار جدید که بخواهیم انجام دهیم باید بر مبنای آن ساختار موجود باشد.
من : آیا سن مخاطب (خردسال،کودک،نوجوان) و جنسیتش تاثیری در انتخاب قالبی خاص برای تماشا کردن توسط او دارد؟ اگر آری. کدام قالب را خواهد پسندید و دلیل این انتخاب از نظر شما چیست؟
بله مخاطبین و جنسیت در انتخاب قالب تأثیرگذار است. بعضی از قالب‌ها برای بیان مطالب خیلی سهل الوصول طراحی شده‌اند. و از جهتی دیگر بازی محوری، خیال انگیزی و قصه پردازی از اصول انتقال مفهوم به خردسال است. اگر قالبی به این مفاهیم قرابت بیشتری داشته باشد منطقا اثرگذاری بیشتری دارد مثال واضح آن انیمیشن است که انیمیشن عمق اثرش به مراتب برای مخاطب خردسال و کودک بیشتر از سایر قالب‌هاست. برعکس تصور خیلی از افراد مخاطب نوجوان از مستقیم‌ گویی هم لذت می‌برد و برنامه گفتگو محور را دوست دارد.
من : آیا می‌توان گفت بعضی قالب‌ها به رویکرد دینی قرابت بیشتری داشته و پتانسیل آنها برای ظرف شدن محتوای اخلاقی بیشتر است؟ اگر آری کدام قالب‌ها؟ با چه ویژگی‌هایی؟
بدون تعیین محتوا نمی‌توانیم درباره ساختار صحبت کنیم. به طور مثال چون ما نمی‌دانیم در این ظرف آب می‌خواهیم بریزیم یا سنگ پس تصمیم درباره اینکه ظرف آن شیشه‌ای یا چوبی یا کاغذی و یا چیز دیگری باشد مشخص نمی‌شود. با این اصطلاح من می‌خواهم خدمتتان بگویم که خود راه بگوید که چه سان باید رفت. من معتقدم محتوا مشخص می‌کند کدام قالب به قامتش برازنده است.
من : آیا بین قالب و محتوا رابطه‌ای خاص وجود دارد؟
و بین قالب و محتوا رابطه وجود دارد. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که سلیقه در تقاطع جنسی قابل مقایسه با سلیقه در تقاطع سنی نیست. به این معنا که سلیقه دختر 9 ساله به دختر 16 ساله نزدیکتر است تا به پسر 9 ساله. و این یک یافته کاملا شخصی است که بررسی نظرسنجی‌های سال‌های اخیر به من نشان داده است. البته این تفکیک با سطوح پیاژه تعارض‌هایی دارد ولی آنقدر عمیق نیست که نشود آن را حل کرد. و این یک یافته خاص و کاملا شخصی است که از نظرسنجی‌های مختلف به دست آمده است. اگر قرار باشد برنامه‌ای خاص یک گروه جنسی تولید شود ذاتا علائق ویژه قابل انفکاک از سن دارد.
من : چند ویژگی مهم و تاثیرگذار را در قالبی از قالب‌های برنامه‌سازی کودک که به نظر شما در جذب مخاطب به سوی این قالب کمک می‌کند نام برده و اگر ممکن است توضیح دهید چرا این ویژگی از نظر شما کمک می‌کند؟
من چندتا مثال با دلایل موفقیت آن برنامه برای شما می زنم :
یکی برنامه “بچه‌های دیروز” است که اصلا برای کودک ساخته نشده است و برای کودکان قدیم تولید شده است و دلیل موفقیت آن هم خاطره بازی است. یعنی ذهن مخاطب را به دوران کودکی خود می‌برد. این برنامه از لحاظ فلسفی مجاورت دارد به کودکی و حال کودکی آدم را خوب می‌کند. برنامه “نیم‌رخ” قالبش ساده بود ولی محتوای آن محتوای فربه و به سامانی بود. و مخاطب برای دریافت محتوا به آن مراجعه می‌کرد. و این برنامه،‌ برنامه محتوا محوری بود و قالب در حاشیه قرار داشت و این را هم مخاطب به خاطر صریح‌گوییش انتخابش کرد. برنامه “عمو پورنگ” یکی دیگر از این برنامه‌هاست که دلیل موفقیتش مدرن، بروز و موزیکال بودنش هست.
من : وضعیت بودجه برای تولید برنامه‌های کودک و نوجوان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
شاخص‌های هزینه‌های برنامه کودک در ایران در همه قالب‌ها قابل مقایسه با هیچ رقمی در هیچ جای دنیا نیست. اینجا یک فقر فاحش بدون توجه به جمعیت مخاطب و اثر پذیری آن حاکم است. ما الان حدود 15 میلیون مخاطب خردسال، کودک و نوجوان داریم ولی تعهد مالی ما هیچ نسبتی با این جمعیت ندارد. همه مباحثی که ما درباره ساختار و محتوا انجام می‌دهیم بدون سرمایه‌گذاری مجموعه‌ای از نوشته‌های خوب است و هیچ اثری در هیچ جا ندارد. به طور مثال در عرضه نمایش‌های رئال هیچ سرمایه‌گذاری برای کودک نشده است و بسیاری از تئوری‌های مینیاتوری محتوای کودک را آشفته کرده است. تئوری مینیاتوری می‌گوید کودک همان بزرگسال است در ابعاد کوچکتر و این یک فاجعه است. مثلا معتقدین به این تئوری بر این باروند که اگر برای بزرگسال قصه حضرت ابراهیم (ع) را می‌گوییم برای کودک قصه حضرت اسماعیل (ع) را بگوییم و یا اگر برای بزرگسال قصه جنگ بدر را می‌گوییم باید برای کودکان قصه یک جنگ کوچکتر را بگوییم. اصلا کودک و خردسال ماهیتا با بزرگسال فرق دارند و متاسفانه این در سیاست‌گذاری هیچ جایگاهی ندارد. الان در کشور 19 نهاد مشغول فعالیت برای کودک هستند که یکی از این نهادها با یکی دیگر هم هماهنگ نیست روبروی هم ایستاده‌اند.19 نهاد که می‌شود 19 روش فکر، 19 منش و چه بسا که بسیارب از اوقات‌ اینها با هم تعارض هم دارند.
من : آیا ارائه مفاهیم اخلاقی را از عوامل جذب کودکان‌(در برنامه‌های کودک)‌می‌دانید؟
مفاهیم اخلاقی ذاتا جذاب نیستند و جزء بایدهای زندگی هستند و انسان ذاتا باید گریز است. خود مفاهیم اخلاقی جذاب نیستند و نوع ارائه آنهاست که آنها را جذاب می‌کند. مثلا نظم ذاتا یک سختی دارد و مخاطب خردسال می‌خواهد از آن بگریزد ولی نوع نگرشی که ما به کودکان می‌دهیم او را مجاب به تبعیت از این گزینه اخلاقی می‌کند. ولی خود عنصر اخلاق با خودمحوری خردسالانه و کودکانه در تعارض است. باید خیلی آرام ومنطقی این مسیر طی شود تا آن را بپذیرند.

مطلب مرتبط :   اجتماعی،، جوامع، شهری، بنگاه

محمود سلامیان دارای مدرک تحصیلی کارگردانی سینما و فارغ التحصیل هنرستان تخصصی فیلمسازی روایت فتح که علاوه بر کارهای دینی و ارزشی تهبیه کننده برنامه‌ها ی کودک ذیل ایت : شبهای ململی (مجموعه نمایشی کودک – 12 قسمت– 1389(ماجراهای ململی (مجموعه روتین زنده کودک(نمایشی) 90 قسمت – 1389(عصرململی (مجموعه روتین زنده کودک(نمایشی) 200 قسمت -1390) مل مل ( مجموعه روتین زنده کودک(نمایشی) 400 قسمت – 90-1391 (بچه های ایران (مجموع روتین زنده ترکیبی – کودک و نوجوان – 1392)
متن مصاحبه با جناب آقای محمود سلامیان :
من : برنامه موفق چه برنامه‌ای می‌باشد؟
برنامه موفق، برنامه‌ای است که بتواند ارتباط درست، گسترده و مداوم با مخاطب برقرار کند. برنامه موفق برنامه‌ای نیست که فقط از سمت مدیران مورد تشویق قرار بگیرد. منظور من تعداد مخاطب هم نیست و این یکی از ملاک‌هاست و ملاک اصلی تأثیری است که برنامه بر مخاطب بگذارد. و این تأثیر از طریق بررسی ایمیل و تماس‌ها و پیامک‌هایی است که برای برنامه می‌آید. و بازخورد برداشت مخاطب از برنامه و نوع ارتباطی که برنامه با مخاطب ایجاد کرده است.
من : به نظر شما در برنامه‌سازی برای کودکان آیا می‌توان مفاهیم اخلاقی را به کودکان منتقل کرد؟ اگر آری چه ضوابط و معیارهایی را برای انجام آن پیشنهاد می‌دهید؟
به نظر من در اصل مفاهیم اخلاقی، باید برای کودک بیان شود. ظاهر اصلی یک برنامه باید نشاط و پویایی و انرژی لازم را داشته باشد که کودک جذب آن شود ولی در باطن باید مفاهیم اخلاقی و دینی کار گذاشته شود وگرنه برنامه یک برنامه هجو خواهد شد. باید ظاهر برنامه شاد و جذاب باشد تا مخاطب را بتوانید جذب کنید. تولید کلیپ و ترانه‌های خاص که توسط عروسک‌ها یا یک گروه سرود خوانده شود یا توسط مجری خوانده شود خودش خیلی خوب می‌تواند خیلی از مفاهیم را به بچه خوب منتقل کند؛ چرا که موسیقی یکی از بهترین راه‌های ارتباط با کودک است. دومین نکته دکور برنامه است. سومین نکته متن برنامه است که شاید از همه مهم‌تر باشد. چهارمین نکته مجری و پنجمی هم عروسک برنامه است و یکی از راه‌های جذب کودکان استفاده از عناصر تخیلی و شخصیت‌های تخیلی است. چه عروسکی و چه شخصیت‌های فانتزی انیمیشن که برای کودکان جلوه و نما دارند و باعث جذب کودکان می‌شوند. و خود اینها راه‌هایی هستند که ما سعی داریم برای انتقال مفاهیم اخلاقی به کودکان استفاده کنیم.
من : از منظر شما کدام یک از مفاهیم اخلاقی دین را می‌توان برای کودکان مطرح کرد؟اگر برای مخاطبین مختلف کودک (خردسال،کودک و نوجوان) تفکیک می نمایید چه عاملی را سبب تفریق این دسته‌بندی برای هرکدام از مخاطبین می‌بینید.
مفاهیم اخلاقی باید برای سنین مختلف کودک تفکیک قائل شد چون بین مخاطبین خردسال، کودک و نوجوان تفاوت‌های بسیاری وجود دارد و حتی نسل به نسل که هیچ بلکه سال به سال ذائقه مخاطب در حال تغییر است. نسل خردسال امروزی با کامپیوتر و اینترنت آشناست و انتقال مفاهیم نیز خیلی ساده‌تر شده است با توجه به این نکته که انتقال همه مفاهیم ساده‌تر شده است مفاهیم نادرست مثل بدآموزی‌ها و نکات غیراخلاقی هم به راحتی به کودکان منتقل می‌شود. و البته نکته‌های خوب نیز به راحتی به آنها منتقل می‌شود. در دوران خردسالی فقط باید هاله‌ای از مفاهیم برای خردسالان گفته شود و بیشتر باید یک مقدمه‌چینی صورت بپذیرد. مثلا اینکه متوجه بشوند باید به محیط خانواده احترام بگذارند و یک مفهومی به اسم خانه وخانواده تقدس دارد و یا مفهومی به نام معلم وجود دارد. کسی که چیزی به ما یاد می‌دهد. و در نهایت

مطلب مرتبط :   حقوق، حقوقی، اجتماعی-، رویکردی