کودک، مخاطبین، خردسال، بچه‌ها

عروسک‌های برنامه دیگری که آن هم تولید خود بنده بود توسط عروسک ساز ترمیم شد و همه چیز به طور اتفاقی افتاد. و چون دیدیم درست نیست برای آن اسمی بگذاریم به خاطر کلاهش گذاشتیم کلاه قرمزی و آقای مجری هم آقای مجری ماند و خیلی زود بیینده پیدا کرد و مخاطبین بسیاری پیدا کرد. و ابتدا سه روز در هفته بود بعد شد پنج روز در هفته و شخصیت‌های دیگری نیز به کار اضافه شد. مثل جغجغه و داداشش و حتی شخصیت‌های دیگری مانند گلابی و ژولی پولی را وارد برنامه کردیم تا برنامه همچنان تنوع و جذابیت خود را حفظ کند که یادم می‌آید اگر اشتباه نکنم سال هفتاد بود یا هفتاد و یک که با اختصاص دادن برنامه “کلاه قرمزی” برای تعطیلات نورزوی برنامه مفصل‌تر و نمایشی‌تر شد و بازیگران متعددی وارد برنامه شدند. واقعا برنامه خوب گل کرد. یعنی فکر می‌کنم که همه مشتاق‌تر شده بودند که ادامه آن را ببینند. این “کلاه قرمزی” که جدیدا پخش می‌شود با آن “کلاه قرمزی” کاملا متفاوت است و این فقط تعداد پرسوناژش زیاد شده است و فقط شده است خنده‌دار ولی دیگر برای کودک نیست و بزرگسال می‌بیند و خوششان می‌آید و به عنوان یک برنامه طنز آن را تماشا می‌کنند و کمتر می‌بینم کسی بگوید که از آن پیام گرفته‌اند بیشتر کار طنز است.

مجید قناد
مجید قناد (۱۳۳۳ خرمشهر) مجری برنامه‌های کودک و نوجوان در تلویزیون ایران است. او به عنوان مجری برتر توسط مخاطبان خارج از کشور (شبکه جام جم) انتخاب شده‌است.مجید قناد دارای لیسانس کارگردانی و بازیگری از دانشگاه هنرهای زیبا است. او فعالیت خود را با تئاتر آغاز نمود و سپس درسال ۱۳۵۵ وارد برنامه‌های تلویزیونی در صدا و سیمای آبادان گردید. و پس از شروع جنگ ایران و عراق در صدا و سیمای مرکز اصفهان کار خود را ادامه داد. در سال ۱۳۶۲ به عنوان مجری و تهیه‌کننده، کارگردان در شبکه دو سیما مشغول به کار شد.
متن مصاحبه با جناب آقای مجید قناد :
من : برنامه موفق چه برنامه‌ای می‌باشد؟
برنامه موفق برنامه‌ای است که بتواند مخاطبش را از همه ابعاد خوب بشناسد و به خواسته‌های آن مخاطب خوب جواب بدهد و خودش (تهیه‌کننده) هم از کاری که انجام می‌دهد راضی باشد.
من : به نظر شما در برنامه‌سازی برای کودکان آیا می‌توان مفاهیم اخلاقی را به کودکان منتقل کرد؟ اگر آری چه ضوابط و معیارهایی را برای انجام آن پیشنهاد می‌دهید؟
به کودک باید هر چیزی را غیرمستقیم یاد داد. ابتدا باید عرض کنم که سه دنیا داریم. دنیای خردسال، دنیای کودک و دنیای نوجوان. برای خردسال بیشتر باید نمایشی کار کرد و برای کودک علاوه بر نمایشی بودن باید با آنها صحبت هم کرد. و برای نوجوانان هم چون وارد عرصه اجتماع می‌شوند باید جدی صحبت کرد یعنی صحبت‌ها بیشتر از نمایش باشد. شاید ما از طریق نمایش قصد داریم که زیرپوست بچه برویم. ما بیست و هفت سال پیش برنامه‌ای داشتیم به نام “از مدرسه تا مدرسه” بعد سه، چهارسال اجرا شد که در قالب مسابقه بود و بعد احساس کردیم که نمی‌توانیم بچه‌ها را بفهمیم و نمی‌توانیم آن طور که باید برای آنها کار کرد به همین جهت ابتدا فکر کردیم باید خردسال را بشناسیم و با آن گروه که تهیه‌کننده آن مرحومه خانم “فریماه فرهی” بود که روحشان شاد! به سراغ خردسالان رفتیم و برنامه “بازی، شادی، تماشا” را شروع کردیم. اول خردسال را در کنار کارشناسان و مشاورین شناختیم و بعد آمدیم کودک را کار کردیم و با این اندوخته خردسال و کودک که خواسته‌هایشان را فهمیدیم باز با مطالعه به سراغ نوجوان رفتیم.
من : از منظر شما کدام یک از مفاهیم اخلاقی دین را می‌توان برای کودکان مطرح کرد؟اگر برای مخاطبین مختلف کودک (خردسال،کودک و نوجوان) تفکیک می نمایید چه عاملی را سبب تفریق این دسته‌بندی برای هرکدام از مخاطبین می‌بینید.
نمی‌توان آن طور که با خردسال حرف می‌زنیم با نوجوان نیز حرف بزنیم پس مفاهیم اخلاقی ما باید به زبان ساده‌تر باشد و غیرمستقیم و زیرپوست بچه‌ها برویم و هیچ وقت به طور مستقیم نباید مخاطب خردسال و کودک را با مفاهیم اخلاقی آشنا کرد. ببینیند ما هیچ وقت به بچه‌ها نمی‌گوییم دروغ نگو. بلکه ما سعی می‌کنیم که به یک شکل دیگری وارد شویم و بگوییم آفرین به بچه‌هایی که راستگو هستند. وقتی از راستگو با آنها صحبت می‌کنیم خودشان به این نتیجه می‌رسند که یک چیز دیگری هست به غیر از راستگو ولی قرار نیست که ما دروغ را عنوان کنیم. آنها خود پیدا می‌کنند. به همین جهت با یک ظرافت خاص باید عمل کنیم چون برای این سه مخاطب یک گروه هستند که مسئولیت تولید برنامه را بر عهده دارند. از رنگ، ‌موسیقی، لباس، شعر و‌ نوشته مناسب با مخاطب که همه باید در جای خود قرار بگیرند. و اگر در جای خود نباشد مسلما یک جای کار غلط خواهد بود.
من : آیا می‌توان گفت بعضی قالب‌ها به رویکرد دینی قرابت بیشتری داشته و پتانسیل آنها برای ظرف شدن محتوای اخلاقی بیشتر است؟ اگر آری کدام قالب‌ها؟ با چه ویژگی‌هایی؟
اگر کاری کارشناسانه باشد در هر قالبی می‌تواند کار خود را انجام دهد. باید ابتدا کار را شناخت و در همان چهارچوب برنامه را تولید کرد. مثل کارتون فوتبالست‌ها که طوری ساخته شده است که همه مخاطبین را جذب می‌کند. یعنی از یک برنامه مخصوص بزرگسالان، با شناخت از مخاطب خود به تولید برنامه‌ای دست می‌زند که مخاطبین کودک نیز از آن لذت ببرند و جذب آن بشوند. مسلما نمی‌شود برای خردسال به یکباره درباره نماز صحبت کرد ولی می‌توانیم او را آشنا کنیم.
من : آیا سن مخاطب (خردسال،کودک،نوجوان) و جنسیتش تاثیری در انتخاب قالبی خاص برای تماشا کردن توسط او دارد؟ اگر آری. کدام قالب را خواهد پسندید و دلیل این انتخاب از نظر شما چیست؟
اگر بچه‌ها را بشناسیم باید قالبش را هم بشناسیم از طریق آن قالب هست که عرض کردم زیرپوست بچه‌ها وارد می‌شویم حالا آن قالب بازی باشد یا نمایش یا گفتاری که بسیار کم باید باشد. و یا استفاده از تصویر، و نقاشی. باید اول مخاطب را بشناسیم و بعد آن قالب را ببینیم و خودمان هم مجددا بررسی بکنیم. چه بسا آن قالب اشتباه باشد به همین دلیل دقت در انتخاب قالب خیلی مهم است. من وقتی برنامه خودم را که زنده هم هست، جمعه‌ها صبح پخش می‌شود. باز وقتی به خانه می‌روم دوباره نگاه می‌کنم و می‌بینم که اگر این کار را نمی‌کردم بهتر بود و اگر این قسمت را اینطوری انجام می‌دادم بهتر بود. اینها خودش تجربه است. و سن و جنسیت تأثیری در انتخاب قالب ندارد و فقط ویژگی‌های قالب‌ها برای جنسیت ممکن است تغییر کند. در مجموع مفاهیمی که با هم مشترک هستند مثل بازی، درس خواندن، احترام به والدین که بین همه مخاطبین مشترک است را می‌توان برای همه مطرح کرد. ولی همین مخاطبین که از نظر سن و جنسیت یکسان هستند در بعضی چیزهای دیگر متفاوت هستند مثلا امکاناتی که یک کودک در تهران دارد برای یک کودک در یک روستای دورافتاده ممکن است نباشد و سطح درک آنها متفاوت باشد و یا اصلا ممکن است مخاطب ناشنوا و نابینایی داشته باشیم که باید همه آنها را در کنار هم بینیم و یک برنامه در اندازه همه مخاطبین باهم بسازیم و در ضمن باید با زمان هم پیش برویم و چیزی را که کودک دوست دارد مورد توجه قرار بدهیم و او را جذب کنیم.
من : کدام ژانر(کمدی، فانتزی،موزیکال،اکشن،اسلپ استیک،…) برنامه‌سازی در راستای جذب کودکان دارای پتانسیل بیشتری است؟ چرا؟
همه این ژانرها هرکدام تا حدودی همه را جذب می‌کند. حالا یک نفر بیشتر و یا شخص دیگری کمتر جذب شوند. مسلما خردسالان موزیکال را بیشتر دوست دارند. و شاید که نه حتما اگر برای نوجوان در همین قالب برنامه تولید کنید زیاد جذبش نشود. باید به خوبی انتخاب کرد و سلیقه‌های بچه‌ها متفاوت است و باز سلیقه‌های دختر و پسر نیز فرق دارد. و نوجوان چون در حال ورود به عرصه جامعه است از جدی بودن بیشتر خوشش می‌آید. ممکن است نوجوان از موزیکال خوشش نیاید ولی آن کار اینقدر قوی باشد که جذب بشود و ببیند. طبع من این است که از سه فرزندم برنامه‌هایی که می‌سازم را فیدبک می‌گیرم و به نظر من باید طبع یک برنامه‌ساز این باشد. من هم از کودکان و هم از بزرگسالان و هم از کسانی که پشت صحنه به ما کمک می‌کنند برای تقویت بیشتر کار سؤال می‌کنم و یک اتاق فکر داریم که حداقل ماهی یکبار دور هم جمع می‌شویم و درباره کاری که تولید کرده‌ایم صحبت می‌کنیم.
من : عناصر تأثیرگذار بر جذب کودک در برنامه‌های کودک کدام است و چرا به نظر شما دارای جذابیت هستند؟ به عنوان مثال تنوع حرکات، تنوع تصاویر، قصه (رومنس)، متن(پژوهش)، تخیل (فانتزی)، مفاهیم اخلاقی، استفاده از بانوان، رنگ و لعاب شاد، جذابیت‌های فطری استفاده از عروسک …
نوع استفاده هر کدام از این موارد (عناصر برنامه‌سازی) مهم است. و اگر از چیزی که استفاده می‌کنیم دقت و شناخت لازم صورت بگیرد هر کدام در جایگاه خودش خوب است. مثلا شما نمی‌توانید وقتی اخبار در حال پخش است زیر آن یک موسقی شاد قرار دهید و برنامه کودک هم همینطور است. شما باید مخاطب را باید بشناسید و هر چیز را در جای خودش استفاده کنید. شما

مطلب مرتبط :   فرهنگ، هنر، شهرها، سیاست