کودک، مجری، برنامه‌ای، کودکان

همراهی موسیقی با تصویر هستند

4-1-5-2-8 سؤال هشتم : قالب‌های برنامه‌سازی در تجربه برنامه‌سازان
4-1-5-2-8-1 قالب عروسکی
مهناز آذین : یکی از عوامل موفقیت برنامه شهر بستنی‌ها رویه طراحی و پیش تولید این برنامه بود. تشکیل تیم‌های کارشناس بسیار مهم است و در کارگاه‌های آموزشی که برای برنامه‌سازی کودک برگزار شد و از کشورهای دیگر نیز حضور داشتند بر این نکته هم تأکید داشتند. تشکیل یک تیم متخصص از روانشناسان و علوم تربیتی که حتی در موقع نوشتن برنامه همراه نویسنده حضور داشته باشند. درباره نواقصی که ما در این برنامه داشتیم که اگر نمی‌بود کار بهتر می‌شد باید گفت این نواقص در محتوای برنامه نبود چون تمام تلاش‌هایمان را انجام دادیم بلکه اگر در مواد بهتری در اختیار داشتیم کار بسیار موفق‌تر می‌شد. من یادم هست که در آن زمان ما طراحی یک شهرک سینمایی کودک را انجام دادیم. خوب این برای من حسرت بود که با طراح برنامه نشستیم و روی این مسئله فکر کردیم و آنجا را یک شهر خیلی وسیعی می‌دیدیم ولی در اختیارمان قرار نگرفت و همه آن فضا را در یک فضای سیصد و شصت درجه و محدود آوردیم.
عروسک و مجری
پروین شمشکی : تاریخچه تولید برنامه “صندوق پست” که در آن “کلاه قرمزی” خلق شد برمی‌گردد به این مطلب که در آن زمان ما در گروه کودک یک مجری خانم داشتیم به نام خانم معلمی که ایشان توانسته بودند ارتباط خیلی خوبی با کودکان در پخش برنامه کودک برقرار کنند. به طوری که خیلی راحت از طریق برنامه کودک به پدر و مادرها می‌گفتند که شما اسم‌ بچه‌هایتان را به ما بدهید و اگر مشکل و مسئله‌ای برای مطرح کردن با بچه‌ها وجود دارد، کار خوبی انجام می‌دهد که ما تشویقش کنیم و یا اگر کار اشتباهی می‌کند از طریق برنامه کودک از او بخواهیم که کارش را تکرار نکند. و والدین نیز نامه می‌دادند و این خانم با محققین و نویسندگانی که در گروه بودند پاسخ‌های مناسبی را مطرح می‌کردند. ایشان از طریق حمایت‌های مدیریت وقت شبکه، از طریق برنامه زنده کودک به سؤالات والدین و درخواست‌های آنها پاسخ می‌دادند و اسم کودکان را دربرنامه می‌آورد و به آنها می‌گفتند که آن کار شما خوب است یا بد بوده است و خیلی مورد توجه قرار گرفته بود. تا اینکه ایشان برای ادامه تحصیل به انگلستان رفتند و وقتی رفتند و دیدیم که برنامه حیف خواهد شد به ذهم خود بنده رسید- که چون دیگر آن اعتماد به مجری دیگری در بین والدین به سختی امکان پذیر است پس گفتم- بیاییم در قالب زنده و عروسکی برنامه‌ای تولید کنیم که اولین قالب مجری و عروسک با هم بود. و حالا جای آن بچه‌هایی که در خانه هستند یک عروسک طراحی کردیم. و نام برنامه که “صندوق پست” بود هم دلیلش این بود که مستقیما از طریق صندوق پست با نامه‌های والدین موضوعات برنامه مشخص می‌شد و دغدغه‌های کودکان به برنامه می‌رسید و مطرح می‌شد. و ما با اجرای آقای طهماسب و عروسکی که داشتیم و خیلی سریع می‌خواستیم این کار را انجام بدهیم که مخاطبین را هم از دست ندهیم زود این برنامه را تولید کردیم. و آن زمان در یک زمان بسیار کم یکی از عروسک‌های برنامه دیگری که آن هم تولید خود بنده بود توسط عروسک‌ساز ترمیم شد و همه چیز به طور اتفاقی افتاد. و چون دیدیم درست نیست برای آن اسمی بگذاریم به خاطر کلاهش گذاشتیم کلاه قرمزی و آقای مجری هم آقای مجری ماند و خیلی زود بیینده پیدا کرد و مخاطبین بسیاری پیدا کرد. و ابتدا سه روز در هفته بود بعد شد پنج روز در هفته و شخصیت‌های دیگری نیز به کار اضافه شد. مثل جغجغه و داداشش و حتی شخصیت‌های دیگری مانند گلابی و ژولی پولی را وارد برنامه کردیم تا برنامه همچنان تنوع و جذابیت خود را حفظ کند که یادم می‌آید اگر اشتباه نکنم سال هفتاد بود یا هفتاد و یک که با اختصاص دادن برنامه “کلاه قرمزی” برای تعطیلات نورزوی برنامه مفصل‌تر و نمایشی‌تر شد و بازیگران متعددی وارد برنامه شدند. واقعا برنامه خوب گل کرد. یعنی فکر می‌کنم که همه مشتاق‌تر شده بودند که ادامه آن را ببینند. این “کلاه قرمزی” که جدیدا پخش می‌شود با آن “کلاه قرمزی” کاملا متفاوت است و این فقط تعداد پرسوناژش زیاد شده است و فقط شده است خنده‌دار ولی دیگر برای کودک نیست و بزرگسال می‌بیند و خوششان می‌آید و به عنوان یک برنامه طنز آن را تماشا می‌کنند و کمتر می‌بینم کسی بگوید که از آن پیام گرفته‌اند بیشتر کار طنز است.
4-1-5-2-8-2 قالب ترکیبی (جُنگ)
4-1-5-2-8-2-1 الف- ترکیبی نمایشی
 پلاتویی-نمایشی
الهه بهبودی : بعدها برنامه‌های “شیب تند” و “نارنجستان” تولید شد که پلاتویی-نمایشی بود یعنی غیر از اینکه پلاتو گفته می‌شد نمایش‌هایی هم در آن اجرا می‌شد.
علی زارعان : برنامه “عمو پورنگ” یکی دیگر از این برنامه‌هاست که دلیل موفقیتش مدرن، بروز و موزیکال بودنش هست.
محمود سلامیان : ریتم برنامه ترکیبی بسیار مهم است و آیتم‌ها و برنامه‌هایی که در این قالب قرار می‌گیرند باید متنوع باشند. هر چه که آیتم‌ها با طعم‌های مختلف و متفاوتی باشد برنامه جذاب‌تر خواهد بود. و برنامه‌ای که مبنای آن حرف‌های مجری باشد موفق نخواهد بود. همچنان که اگر آش شله قلمکار هم باشد جواب نمی‌دهد باید یک تعداد مشخصی آیتم با یک محوریت پلاتویی مشخص و جذاب با استفاده از مجریانی که بتوانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند چه از لحاظ چهره، چه از لحاظ بیان و چه از لحاظ اجرا و طراحی آیتم‌های بدیع و خلاقانه در جذب مخاطب بسیار تأثیرگذار است. استفاده از آیتم‌های کهنه برنامه‌های دیگر، استفاده از روش‌ اجرایی برنامه‌های دیگر قطعا جواب نمی‌دهد و اگر هم جواب بدهد خیلی کوتاه است چون مخاطب باهوش است و سریع متوجه می‌شود این را دیده است. مخاطب خصوصا مخاطب نوجوان دنبال چیز جدید در برنامه می‌گردد.
مجید قناد : گاهی شما با یک دوربین کاری را انجام می‌دهید که دیگران با سه دوربین انجام می‌دهند. و اگر شما یک فرد وارد و کارکرده باشید بدون نیاز به سه دوربین با همان یک دوربین یک کار فاخر تولید می‌کنید. البته زحمت بیشتری می‌خواهد. ما در برنامه ترکیبی “جمعه به جمعه خونه به خونه” هر هفته یک تغییر کوچک و هر ماه دو یا چند تغییر بزرگ در برنامه‌ای جاد می‌کنیم. و هر کدام از عوامل تولید برنامه که پنجاه و چند نفر هستند بسیار پر تلاش و جدی هستند.
محمد مسلمی : ما از سال هفتاد شروع به برنامه‌سازی در حوزه کودک کردیم. یک برنامه داشتیم به نام “دالی” که اجرای برنامه فقط با اصوات بود. یا یک برنامه ساختیم با نام “ناجورها” که سه نفر بودند که کارای اشتباه انجام می‌دادند و یا کار عکاس‌خانه که برای رنج گروه سنی نوجوان بود و چون زمینه مالی وجود داشت می‌آمدیم قالب‌های متنوعی طراحی می‌کردیم. الان این زمینه وجود ندارد و مجبور هستیم برنامه‌ای را ده سال که ادامه بدهیم و البته برای خودش یک ژانر خاصی است. و من همیشه تعریفم از برنامه “فتیله” یک کاسه آجیل است و یک برنامه کودک نیست و هیشه هم گفته‌ام که اگر این یک برنامه کودک باشد من خودم هزار ایراد بر آن می‌گیرم و برنامه فتیله یک برنامه است که برای خانواده پخش می‌شود و برای خانواده‌هاست و تصمیم ما آن بود که یک کاسه آجیل باشد که هرکس یک چیزی از درون کاسه برمی‌دارد و خوشش می‌آید مثلا یکی از پسته‌اش خوشش می‌آید یکی از شکلات و دیگر چیزها. با توجه به ذائقه‌ای که وجود دارد گفتیم برنامه‌ای بسازیم که همه خانواده‌ها در کنار هم باشند چون اساسی‌ترین مشکل این بود که خانواده دور هم نیستند و دور یک سفره نیستند و با هم حرف نمی‌زنند. برنامه فتیله با این رویکرد شروع شد به همین دلیل بعضی از برنامه‌ها برای خردسال است مثل قاطینگا، علی کوچولو، نمایش گاوها. و برای کودکان نمایش مکتب‌خانه، نقالی، شاهنامه‌خوانی قرار دادیم و ترانه‌های قدیمی در فضاهای قدیمی برای جذب پدربزرگ، مادربزگ‌ها قرار دادیم و حدودا صدو بیست آیتم نمایشی داریم و حدود هزار و دویست تا ترانه داریم و قالب‌های نمایشی و تمام آنچه که در این برنامه وجود دارد برای این است که بتواند همه ذائقه‌ها را در کنار خودش جلب کند. به همین خاطر “فتیله” برنامه کودک موفقی،‌ نیست. فتیله یک برنامه‌ایست که باید خانواده‌ها ببینند و هدفش همین است و هیچ تفکیکی بین آنها وجود ندارد. و به دلیل نبود هزینه دیگر شما نمی‌توانید برنامه‌ای دیگر تولید کنید و همه برنامه‌ها به سمت عمو و خاله رفته است و باید فقط در یک قالب کار کرد و چون نمی‌توانید سرمایه‌گذاری انجام دهید، نمی‌توانید هیچ عروسکی به برنامه اضافه کنید و کار داستانی تولید کنید. و همه برنامه‌ها تقریبا شبیه هم هستند و رویکرد آنها شبیه هم شده است و باید خیلی متنوع باشند و این متنوع بودن از لحاظ فکر است. و اگر یک کار تلویزیونی داشته باشیم که هزینه‌ای هم نداشته باشد ولی پشت آن فکر باشد می‌تواند اتفاقی بیفتد. اگر شرایط و امکاناتی داشتیم الان باید شهر فتیله ساخته می‌شد و مخاطب هیچ وقت از آن خسته نمی‌شد. الان ما بیست و دو سال هست که برای کودکان داریم و برنامه‌ می‌سازیم و این یعنی سرمایه و

مطلب مرتبط :