کودک، بزهکاری، کودکان، بزهکار

هم دارای علت های سازنده ای است که، بر افراد جامعه اثر می گذارد و آنان را به سوی ناسازگاری و ناهنجاری سوق می دهد. پیامد این سوق دادن ها به ارتکاب بزه است و کسی که مرتکب بزه می شود بزهکار نام دارد برای یادآوری بزهکاری مجموعه ای از جرم ها است که در یک زمان و مکان معین به وقوع می پیوندند. در واقع بزهکاری شناخت عامل هایی است که، جرم ایجاد می کند یا به عبارت دیگر مطالعه این پدیده مورد بررسی قرار می گیرد. در حقیقت کلیه پدیده های اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی، سیاسی، مذهبی، خانوادگی و مانند آنها را در جامعه شامل می شود. از دیرباز بررسی علل و عوامل بزهکاری اطفال و نوجوانان یکی از مهمترین مطالعات دانشمندان بوده است که اکنون به بررسی این عوامل در ایران می پردازیم (قلی بیگیان، معصومه، 1386، ص10).
2-6- عوامل بزهکاری اطفال در ترکیه
کشف دلایل ارتکاب جرم در کودکان یکی از اساسی ترین کوشش های جامعه شناسان و جرم شناسان است. این وظیفه آنان از چندین جهت برخوردار است. از این نظر علاوه بر دیگر مشکلات، دو عنصر اساسی نزدیک به هم را شامل می شود یکی از عناصر مقادیر و نوع جرایمی است که از جامعه انتظار ارتکاب آنها را داریم و دیگری دوره های مرتبط با قالب های رفتار مجرمانه است در رابطه با علل و عوامل بزهکاری اطفال و نوجوانان در ترکیه تحقیقات متعددی به عمل آمده است و حاصل این تلاش ها که در رابطه با دلایل بزهکاری در اطفال ونوجوانان صورت گرفته را می توان در سه دسته تقسیمبندی کرد: بیولوژیکی، روانی، اجتماعی.
تلاش های بیولوژیکی میکوشند تا نشان دهند کودکانی که قوانین را نقض می کنند از مشکلات مغزی مادرزادی رنج می برند آنها نقض ترشحی یا هورمونی دارند. تلاش های روان شناسانه نیز می کوشند نشان دهند که انحراف فرد دلیل روانی دارد. نهایتاً تئوری های جامعه شناسانه می کوشند تغییرات میزان بزهکاری را با ساختار های اجتماعی شرح دهند از دیدگاه جرم شناسی کودک زمانی دست به ارتکاب جرم می زند چون یا بیمار است یا ناسازگار و یا مستعد بیماری. محققان ادعا می کنند که مشکلات شخصیتی نقش مهمی در ارتکاب جرم دارند. اما در پاسخ به این سوال که چرا در بعضی مناطق و بعضی گروهها میزان ارتکاب جرم توسط کودکان کمتر از مناطق و گروهای دیگر است عاجز می مانند. محققین ترکیه در بررسی رابطه خصائص مادرزادی با جرم به ویژگیهای مختلف سازگار خانواده تکیه می کنند. مخصوصاً محققینی که به بررسی تأثیر وجود بیش از یک فرد مجرم در خانواده پرداخته اند به این نکته اشاره می کنند که این خصائص به تنهایی در مجرم بودن فرد موثر نیستند. خانواده در ابعاد وسیعی از اجتماعی که در آن قرار دارد تأثیر می پذیرد و خصوصیت های محیطی تفاوتهای فردی را آشکارتر می سازد. در اصل می توان گفت همه کودکان در برهه ای از زندگی خود رفتارهای بزهکارانه را مرتکب می شوند. در حالی که بعضی به شکل جدی و مکرراً دست به ارتکاب اعمال مجرمانه می زنند برخی دیگر در رفتارهای ساده و ابتدایی شرکت می کنند.
2-6-1- علل و عوامل اجتماعی مؤثر بر بزهکاری اطفال و نوجوانان در ترکیه
یکی از مهمترین علل و عواملی که می توان به آن اشاره کرد و تأثیر بسیار مهمی بر اطفال بزهکار دارد خانواده است .
2-6-1-1- خانواده
به نقش خانواده در بزهکاری اطفال و نوجوانان در ترکیه تأکید ویژه ای شده است. در این خصوص عواملی چون دوره اجتماعی شدن، تأثیرات داخل خانواده ، ساختار خانواده ، موقعیت اجتماعی ـ اقتصادی ، شاغل بودن مادر و وجود فردی بزهکار در خانواده مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. در بیشتر مواقع تأثیر خانواده بر روی کودک قبل از تولد آغاز می گردد. خواستن یا نخواستن کودک از سوی خانواده حاضر بودن یا نبودن خانواده به قبول کردن کودک چه از نظر روحی- فرهنگی و چه از نظر اقتصادی- اجتماعی و انتظارات خانواده از کودک، زندگی کودک و تأثیرات او از جامعه و ارتباط عاطفی او با محیط را در ابعاد گسترده ای تحت تأثیر قرار می دهد. به طور خلاصه می توان گفت وسعت خانواده، سطح فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی خانواده نخستین تجربه های اجتماعی شدن در کودک و طبیعتاً رشد عاطفی و اجتماعی او ر اتحت تأثیر قرار می دهد. خانواده یک نهاد اجتماعی است که کودک در آن زاده می شود و در این نهاد با برطرف کردن احتیاجات فیزیکی و روانی کودک از یک سوء خانواده یک نهاد اجتماعی است که کودک در آن زاده می شود و در این نهاد با برطرف کردن احتیاجات فیزیکی و روانی کودک از یک سوء از سوی دیگر با طی دوره ی اجتماعی شدن او را برای ورود به جامعه حاضر می کنند. دوره اجتماعی شدن کودک در خانواده شروع شده و در تمام مراحل زندگی ادامه پیدا می کند. تماس زیاد کودک با خانواده خصوصاً در سالهای اول زندگی نقش مهمی در غالب های رفتاری ارائه شده از سوی او در سالهای آتی زندگی دارد. نمی توان مجرم بودن یا اطاعت کردن اواز تمامی قوانین را در مورد هیچ کودکی در بدو تولد تشخیص داد. اولین نهادی که خط مشی فرد را مشخص می کند خانواده است. به همین سبب امروزه بخش بزرگی از تلاشها و افکار جرم شناسی ، از یک سو با جرائم بزرگسالان و بزهکاری کودکان و از سویی دیگر با شرایط خانه ای که فرد در آن زندگی کرده و محیطی که کودک در آن پرورش یافته در ارتباط است. در حالی که از خانواده ها انتظار می رود کودکان خود را در راستای عدم ارتکاب جرم پرورش دهند لیکن نکته ای که در مورد تمام خانواده ها صادق است این است که روش علمی قابل دسترسی که چگونگی بزرگ کردن کودکان را شرح دهد وجود ندارد. محققین در خانواده های کودکان بزهکار با چند مورد از موقعیت های زیر مواجه شده اند:
• الکلیک و یا بزهکار بودن اعضایی دیگر از خانواده
• فقدان یک و یا هر دو والدین بدلیل طلاق، و یا ترک خانواده
• اهمال ، نابینایی و یا هر دلیل فیزیکی دیگر یا بیماری که موجب پایین بودن کنترل والدین گردد
• پرجمعیت بودن خانه، فشار بیش از حد، حسادت، کوتاهی و یا حاکمیت بیش از حد یکی از والدین بر خانواده
• بیکاری ، فشار اقتصادی مانند کمبود درآمد و شاغل بودن مادر در محیط خارج از خانه.
همانگونه که دیده می شود یکی از فاکتورهای دیگری که در ارتباط با خانواده با بزهکاری در نظر گرفته می شود، شاغل بودن مادر است. پروفسور روناسروزان در اثری تحت عنوان حل معضلات بزهکاری کودکان با مطالعه 500 کودک بزهکار و 500 کودک غیر بزهکار از نظر هوش، نژاد و ریشه ی قومی، سن و وضعیت اشتغال مادر نتایج زیر را ارائه کرده اند:
o درصد مادران شاغل کودکان غیر بزهکار ، نسبت به درصد مادران خانه داری که توجه کافی به کودکان خود ندارند به مقدار قابل توجهی بیشتر است. مادران شاغل طبقه کم درآمد، در مورد توجه و مراقبت از کودکان، آگاهی کمتری نسبت به مادران خانه دار دارند.
o در مورد کودکان بزهکار به این نتیجه رسیده اند که توجه ناکافی از سوی مادر شاغل تمام وقت یا پاره وقت در مورد آنها بعمل آمده است.
o علاوه بر آن با نگاه به تفاوت میان گروه های بزهکار و غیر بزهکار، احتمال بزهکاری کودکی که در مورد رسیدگی قرار نگرفته و شغل مادرش پاره وقت بوده است نسبت به کودکی که او هم بدقت مورد رسیدگی قرار نگرفته ولی مادرش خانه دار بوده است بیشتر است. در تحقیقات بعمل آمده از نحوه تربیت کودک توسط خانواده به عنوان فاکتوری در راستای بزهکاری کودک نام برده شده است با توجه به تحقیقات بعمل آمده تأثیر روش تربیت کودک و نتایج مقایسه های مرتبط نشان داد که کفایت مادر و توجه پدر به خانواده و انتظارات خانواه از کودک با بزهکاری مرتبط است. افزایش ریسک بزهکاری با تربیت نا صحیح کودک تثبیت شده است. نموه هایی که تحت تأثیر ماندگار این متغییر 47% مرتکب جرم شده بودند، افرادی بودند که تحت تربیت مادران بی کفایت بوده و ارتباط میان والدین آنها ضعیف بوده است با توجه به نتایج تحقیقات ایجاد رابطه دوستانه با خانواده موجب بازداشتن کودک از بزهکاری، افزایش موقعیت تحصیلی و تقویت رابطه خانوادگی می گردد. در نهایت اگر با افزایش بزهکاری اطفال و نوجوانان روبرو هستیم باید خانواده و تأثیرات آن را بررسی نماییم. 1
2-6-1-1-1- نقش والدین:
کودکان و نوجوانان بزهکار معمولاً دارای والدینی خشن و سختگیر و یا بسیار بی تفاوت و بی توجه هستند عدم توجه و اهمیت به نیازها و خواسته های جسمی و روحی کودک ، ذهن و فکر او را مغشوش کرده و دچار ناآرامی و التهاب می نماید. از طرفی خشونتها، سرزنش و سرکوفت های بی مورد، بی لیاقتی، سرخوردگی و در نهایت اضطراب دائمی را به ناخودآگاه فرد انتقال می دهد. در چنین وضعیتی کودک که جایگاه مشخصی برای خود در خانواده نمی یابد کم کم از حالت عادی خارج شده و به اعمالی روی می آورد تا شاید از این طریق توجه دیگران را به خود معطوف دارد. برای اطفال و نوجوانان در این مرحله اهمیتی ندارد که عملی که انجام می دهند دارای نتایج مثبت یا منفی است بلکه آنچه برای او دارای اهمیت فراوان است تنها نیاز و احتیاج توجه دیگران است که در نتیجه کم بودن محبت در روان کودک تأثی

مطلب مرتبط :   دریای، خزر، کنوانسیون، دریایی