کودک، اخلاقی، سنی، کودکان

اولیت بندی وجود داشته باشد و در ثانی اینکه اخلاق شامل دو حوزه سلبی و ایجابی است. یعنی کارهایی که باید کودک انجام بدهد و کارهایی که نباید انجام بدهد و رویکرد باید در حوزه ایجابی باشد یعنی کارهایی را که باید کودکان انجام دهند را به آنها یاد بدهیم. یعنی درباره راستگویی صحبت کنیم و دروغگویی خود به خود بد می‌شود. نکته سوم و مهم‌ترین مسئله این است که مفاهیمی را که جنبه ذهنی و تجریدی دارند را به صورت یک مهارت درآورده و با مصادیق عینی که در زندگی خود بچه‌ها وجود دارد به عنوان یک مهارت مطرح بکنیم. مثل مهارت در راست گفتن، مهارت در احترام به بزرگ‌ترها. چهارم اینکه روی مصادیقی کار بکنیم که آنها را در زندگی کودکان می‌بینیم و مشاهده می‌کنیم و روی مفاهیم کلی و کلیات با بچه‌ها صحبت نکنیم. و باید از روش‌هایی استفاده کنیم که بتوانیم تأثیر لازم را بر کودک بگذاریم و در حد یک شعار و کلیات فقط مطرح نشود.
شماره پانزده : به نظر بنده باید این مفاهیم را منتقل کرد. مگر می‌شود به غیر کودک این مفاهیم را منتقل کرد پس باید از همین دوران کودکی این مفاهیم را به او یاد بدهیم. و من نمی‌دانم چرا تلویزیون ما دیگر کلیپ نمی‌سازد دیگر سرود نمی‌سازد. یکی از راه‌های ارتباطی با کودک برای انتقال مفاهیم اخلاقی نمایش کلیپ و سرود به کودکان است. چرا نمی‌سازیم؟ آخر این پول‌ها کجا هزینه می‌شود؟ ما چقدر باید محفل ضبط کنیم و نمایش بدهیم. خوب چرا فکر نمی‌کنیم؟ ما الان که کودک ذهنش آماده است و از این نوع برنامه خوشش می‌‌‌‌‌‌‌آید می‌توانیم به صورت خلاصه و مفید چهارتا مفهوم صحیح اخلاقی به او منتقل کنیم. دیگر نصیحت کردن، حرف زدن از موضع بالا و اینکه بگوییم بچه‌های مذهبی فلان تیپ و شکل را دارند دیگر اینگونه جواب‌گوی نیاز مخاطب نخواهیم بود.
شماره شانزده : قطعا این اتفاق می‌تواند بیفتد. یک جمله تکراری در حوزه رسانه وجود دارد که اینجا به دلیل کودک بودن مخاطب خیلی بیشتر باید به آن توجه کرد و آن جمله این است «پیام نباید مستقیم باشد». و این جمله صحیح درباره کودک عمیقا باید مورد توجه قرار بگیرد چرا که کودک توقعش از یک برنامه‌ای ن نیست که با او مثل زمانی که در کلاس درس است رفتار شود و توقع دارد که دقایقی را با آن برنامه سرگرم شود و از آن برنامه لذت ببرد. و تلقی بنده این است که تا قبل از دوره نوجوانی نباید پیام‌ها خیلی مستقیم و رو باشد ولی می‌توان برنامه‌هایی با مضامین اخلاقی ساخت که تأثیرگذار هم باشند من فکر می‌کنم که در جاهایی از تلویزیون نیز اتفاق افتاده است.
شماره هفده : مفاهیم اخلاقی را می‌توان برای همه گروه‌های سنی طرح کرد ولی قبل از آن پاسخ به این سؤال یک مثلث را ترسیم می‌نمایم.
تولید برنامه در حقیقت تشکیل شده از یک مثلث که عبارت است از اندیشه، رسانه و هنر.

رسانه که مشخص است یعنی اینکه وقتی شما در تلویزیون برای کودک در حال ساخت برنامه هستید باید با ابزاری اقدام به تولید برنامه کنید که مرتبط با رسانه تلویزیون باشد. که نشان بدهد شما در حقیقت در حال تولید یک برنامه تلویزیونی هستید و یک برنامه رادیویی تولید نمی‌کنید. پس رسانه ابزار اول است.
ابزار دوم هنر است شما یک برنامه رسانه‌ای هنرمندانه تولید کنید. یعنی شما علاوه بر اینکه در تعریف برنامه، ساختار برنامه، ابزار و عناصر مرتبط با رسانه را در نظر می‌گیرید فرض بفرمایید مثلا دکور می‌زنید موسیقی می‌سازید بازیگر دعوت می‌کنید متن می‌نویسید نورپردازی می‌کنید عناصر و مصالح خاص یک برنامه به کار گرفته می‌شود تا یک برنامه تولید شود و هنر. این برنامه نگاهش یک نگاه هنرمندانه است یعنی غیر مستقیم نگاه به عمق احساسات مخاطب و توجه به لایه‌های پنهان زندگی دارد.
اندیشه عام است یعنی شما به عنوان یک ایرانی مسلمان می‌گویید ما برنامه می‌سازیم با اندیشه دینی.
پس این مثلث همیشگی است : اندیشه، هنر و رسانه. حالا اگر بخواهیم برای مخاطب کودک و نوجوان کار بکنیم با توجه به نیاز کودک و نوجوان می‌رویم به سمت اندیشه. که زیر مجموعه اندیشه در این مثلث می‌شود تعلیم و تربیت. حالا زیر مجموعه تعلیم و تربیت برای تولید برنامه برای کودک و نوجوان می‌شود مخاطب یا گروه سنی. حالا گروه مخاطب می‌شود خردسال، کودک و نوجوان. حالا اگر شما می‌خواهید مفاهیم اخلاقی را برای این گروه سنی مخاطبان کودک و نوجوان در قالب یک برنامه تلویزیونی بیان و طرح کنید می‌آیید و ابزار مناسبی که می‌تواند با مخاطب شما ارتباط برقرار کند را پیدا می‌کنید.
شماره هجده : چرا که نه؟ خوب برنامه باید یک باری داشته باشد یا بار مثبت یا بار منفی و دیگر این برمی‌گردد به نیت آن برنامه‌ساز و هدفی که برای ساخت آن برنامه تعیین شده است. اما اگر در مجموع بخواهیم آن را به عنوان یک تعریف کلی در نظر بگیریم بله برنامه بالاخره باید به خصوص برای مخاطب کودک و یا نوجوان یک بار مثبتی داشته باشد چرا که هیچکس بعید می‌دانم بدون هدف بخواهد برنامه ریزی کند و برنامه‌سازی بخواهد بکند. و همه هم آن هدف خود را مثبت می‌بینند خوب چه بهتر که مفاهیم اخلاقی و مفاهیمی که منطبق با اخلاق یا دین هست برای کودک هدفگذاری و ترسیم بشود. ضابطه و معیار برای انتقال مفاهیم اخلاقی در برنامه‌های کودک سؤال خیلی کلی هست که بشود مستقیم جوابش را داد چون هر برنامه‌ای براساس هر مخاطب و هر سنی شرایط و ضابطه خاص خودش را می‌طلبد. آن چیز کلی که می‌توان گفت این است که براساس نیازهای سنی هر مقطعی از سنین کودک و براساس نیازهایی که برای کودک در آن سن توسط روانشناسان و جامعه‌شناسان تعریف شده است و نظریه‌های مختلفی هم وجود دارد براساس این نیازها در یک سنی، ذهن کودک مبتنی بر تخیل است و از یک سنی بالاتر کودک رئال‌تر مفاهیم را می‌بیند و این برمی‌گردد به سنین و شرایطی که کودک و مخاطب دارد.
شماره نونزده : قرار نیست همه محتوایی که برای کودکان و نوجوانان تولید می‌شود، الزاماً پیام اخلاقی داشته باشند. گاهی صرف سرگرمی و نشاط بخشی به این گروه از مخاطبان، هدف برنامه‌سازی است. اما مسلماً برنامه‌ها می‌توانند حامل پیام اخلاقی هم باشند. پیام‌های اخلاقی بر اساس سن و سال کودکان، متفاوت هستند. بنابراین طبقه‌بندی پیام‌های اخلاقی بر اساس سن گروه هدف، اولین لازمه کار است. نکته بعد، چگونگی گنجاندن پیام اخلاقی در محتوای در دست تولید است. این نکته از آنجا ضرورت دارد که مفهوم اخلاقی نباید برنامه را “شعاری” و “تربیتی” کند، بلکه باید در بطن محتوا پنهان باشد. پیام نباید خودش را داد بزند و عرضه کند؛ زیرا در این صورت شبیه بایدها و نبایدهای والدین و معلمان می‌شود و مخاطب کودک را جلب نمی‌کند. کودک باید پیام اخلاقی را در عمل ببیند و نه در حرف و شعار. بقیه کار، بستگی به خلاقیت نویسنده برنامه دارد که چگونه مفهوم اخلاقی را در بدنه داستان پنهان و عملی کند. به نظرم سبک داستانی می‌تواند بهترین سبک برای آموزه‌های اخلاقی باشد. . باید توجه کرد که هر آموزه اخلاقی، یک جفت تلقی می‌شود: دروغگویی و راستگویی، کثیفی و تمیزی، کمک کردن و کمک نکردن، و… به نظرم در برنامه‌سازی برای کودکان و نوجوانان بهتر است که روی بخش مثبت هر جفت از آموزه‌های اخلاقی تاکید شود. مثلاً نمایش دادن پسری که به پدر و مادر خود در کارهای خانه کمک می‌کند، اولویت دارد به نشان دادن کودک تنبل، به این دلیل که قدرت همذات پنداری در مخاطبان کودک و نوجوان، بیشتر از هر گروه سنی است و از همین رو، آنها “تاثیرپذیرترین مخاطبان” تلویزیون تلقی می‌شوند و چه بهتر که در معرض پیام‌های مثبت یا همان جفت مثبت آموزه‌های اخلاقی قرار بگیرند.

مطلب مرتبط :   اراج، مسجد، بیمارستان، قدیمی

بله
خود مفهوم به صورت جذاب ارائه شود نه اینکه مفهوم در کنار جذابیت‌ها ارائه شود

بله
متناسب با سن کودک

بله
غیرمستقیم
غیرمستقیم یعنی اینکه به صورت نمایشی و دیگر قالب‌ها ارائه شود

بله
مطالب روزمره کودک باشد

بله
متناسب با سن کودک

بله
جذاب کردن و شاد و پرانرژی کردن برنامه
بله
متناسب با سن کودک (یعنی آن مفاهیم با طراز تحول شناختی کودکان جور باشد)
جذاب بودن و شاد بودن
مبتنی بر یک برنامه باشد ما در سیستم آموزش و پرورش به این می‌گوییم برنامه درسی

بله
با زبان کودکی
زبان بازی و سرگرمی
به صورت سؤالی مفهوم مطرح شود و از کودک خواسته شود که خود جواب دهد البته او را به سمت جواب صحیح باید سوق داد
قصه‌گویی
بله

باید متناسب با سن کودک باشد

بله غیرمستقیم
اعتقاد برنامه‌ساز به آن مفهوم

بله غیرمستقیم
بله مفاهیم متناسب با سن کودک

بله
مفاهیم حوزه ایجابی باشد نه سلبی
مفاهیم انتزاعی تبدیل به مهارت شود
این مهارت‌ها مصادیقی از زنگی باشد
باید بر روی جزئیات کار شود

بله
به صورت نصیحت کردن نباشد

بله
پیام نباید مستقیم باشد

بله
متناسب با فهم و شناخت کودک

بله

بله
متناسب با سن کودک
نباید شعاری باشد
غیرمستقی