کودک، اخلاقی، بچه‌ها، جذاب

نتیجه سلبی را هم از این سؤال نتیجه بگیریم و بگوییم برنامه وقتی نکات اخلاقی دارد بچه‌ها را جذب نمی‌کند با این هم مخالف هستم برنامه باید براساس اصول برنامه‌سازی اصول جذابیت و سرگرم کننده را در خود دارا باشد تا کودک به سراغ آن برنامه بیاید. اشکالی که در برنامه‌سازی وجود دارد این است که بعضی برنامه‌سازان تصور می‌کنند بین هدف و محتوا و جنبه‌های جذابیت و سرگرم کننده برنامه یک تفکیک وجود دارد. و می‌گویند جنبه‌های جذاب و سرگرم کننده برنامه آن قسمت‌هایی هستند که این کار را انجام می‌دهند و ما در وسط آن و در دل آن اهداف برنامه را عنوان می‌کنیم. عناصر جذاب و سرگرم کننده نباید خارج از محتوا و هدف وارد برنامه شود و ساماندهی شود اگر اینگونه شود همین برنامه‌هایی می‌شود که ما به آنها انتقاد داریم. مثل برنامه‌هایی که برای جذب مخاطب یک شعر بی معنا و بسیار پر تحرک پخش می‌کند که حتی با ساختار ذهنی کودکان تناسبی ندارد و بعد از آن یک داستان را روایت می‌کنند که مفهوم اخلاقی را دنبال می‌‌کنند اصلا موفق نیستند. مثلا وقتی که عموپورنگ تک تک اردک، اردک تک تک می‌خواند بچه من به خاطر ضرباهنگ آن می‌نشیند بعد هم که مثلا می‌نشیند راجع به یک موضوع اخلاقی صحبت کند چون نه متناسب با فضای ذهنی کودک است و هم رنگ و لعاب برنامه عوض می‌شود بچه من از پای تلویزیون بلند می‌شود و به دنبال چیزی می‌رود که برای او جذابیت دارد. چرا اینگونه هست؟ به خاطر اینکه عنصر جذابیت و سرگرمی برنامه را از عنصر هدف و محتوای برنامه تفکیک کرده‌اند. جنبه‌های جذاب برنامه قالب‌ها و عناصر دیگری دارد و هدف و محتوای برنامه در قالب و عناصر دیگری ارائه می‌شود و این برنامه‌ها همیشه ناموفق هستند البته ممکن است پرمخاطب و جذاب باشند ولی در آنجایی که هدف برنامه هست آنها حتما شکست خورده هستند. این کار مثل این می‌ماند که من بخواهم برای جذاب شدن کلاس ریاضیات خودم نوار فلان خواننده را در کلاس بگذارم و وقتی همه بچه‌ها وارد کلاس شدند و جذب کلاس شدند نوار را خاموش کنم و در را ببندم و بگویم حالا می‌خواهم ریاضیات درس بدهم خوب همه پا می‌شوند و می‌روند بلکه من باید خود درس ریاضی را جذاب ارائه کنم.
من : آیا به نظر شما سؤالی وجود داشت که اگر ما آن را می‌پرسیدیم جواب بهتری برای حل موضوع می‌گرفتیم؟
به نظر من مهم‌ترین سؤال می‌توانست این باشد که اساسا از نظر هرکدام از آدم‌ها بُرد رسانه را چقدر می‌دانند؟ تصورشان از ماهیت و برد رسانه در جامعه چیست؟ براساس چه موازین و قواعدی می‌توانیم نقطه هدفی را که رسانه دارد تعقیب می‌کند با آنچه که تمرکز مخاطب را در محور خود ایجاد می‌کند به هم نزدیک و منطبق کنیم.

محمد مسلمی
محمد مسلمی در 1348 در انزلی متولد شده او در مدرسه هنر و ادبیات صدا و سیما در رشته بازیگری فارغ التحصیل شده‌اند و زیر نظر استاد حمید سمندریان دوره دیده ا ند. محمد مسلمی کار حرفه ای خود را از سال 64 آغاز کرد.او به عنوان کارگردان برنامه‌های عکاسخانه مصورالچهره، و فیتیله دو؛کارگردان هنری برنامه‌های فیتیله جمعه تعطیله، کارگاه خصوصی من و وفیتیله دو؛نویسنده برنامه فیتیله جمعه تعطیله ؛بازیگر برنامه‌های فیتیله جمعه تعطیله وفیتیله دو فعایت داشته است.
متن مصاحبه با جناب آقای محمد مسلمی
من : به نظر شما برنامه موفق چه برنامه‌ای می‌باشد؟
برنامه موفق، برنامه‌ای است که طراحی شده باشد و اهداف مشخصی را دنبال کند و بتواند اهداف را در قالبی جذاب و مرتبط طراحی بکنیم که مخاطب بتواند از آن استفاده بکند و هدف بتواند تأثیر خود را بگذارد حالا شاید آن هدف فقط صرف سرگرمی و شادی بخشیدن باشد و یا ممکن است هدف آموزشی باشد و یا هر مسئله دیگری. کاری موفق است که صفر تا صد آن فکر شده و طراحی شده باشد از باء بسم الله تا طراحی، دکور، رنگ، لباس و تمام چیزهایی که در برنامه وجود دارد به صورت حرفه‌ای بر روی آن فکر می‌شود و کسانی که در برنامه هستند باید تخصص ویژه داشته باشند تا برنامه موفق بشود.
من : به نظر شما در برنامه‌سازی برای کودکان آیا می‌توان مفاهیم اخلاقی را به کودکان منتقل کرد؟ اگر آری چه ضوابط و معیارهایی را برای انجام آن پیشنهاد می‌دهید؟
از زمانی که به دنیا می‌آییم به صورت ذاتی در وجودمان بحث اخلاق و خوب و بحث هست و خداوند آن را در ذات ما قرار داده است فقط باید بعضی مواقع ما متذکر بشویم و مفاهیم اخلاقی را باید بر اساس سن مخاطب دسته‌بندی کنیم. برای مخاطب خردسال باید با تصاویر و اشعاری که می‌سازیم و شکل، رنگ و لعاب خردسال را همراه کنیم. در تمام دنیا این اتفاق می‌افتد و به صورت دسته‌بندی شده مفاهیم به کودکان منتقل می‌شود ولی در کشور ما بسیار ضعیف است چرا که کارشناسان قوی در کنار کار نداریم. به همین دلیل بعضی از کارها به بچه‌ها ضربه نیز می‌زند برای نمونه وقتی به بچه‌ها می‌خواهند آموزش بدهند که برای دچار نشدن به کمبود آهن باید اسفناج بخورند کارتون ملوان زبل طراحی می‌شود تا به این طریق باعث تشویق بچه‌ها به خوردن چیزهای مفید برای آنها شوند.
من : از منظر شما کدام یک از مفاهیم اخلاقی دین را می‌توان برای کودکان مطرح کرد؟اگر برای مخاطبین مختلف کودک (خردسال،کودک و نوجوان) تفکیک می نمایید چه عاملی را سبب تفریق این دسته‌بندی برای هرکدام از مخاطبین می‌بینید؟
حتما باید مفاهیم اخلاقی برای گروه‌هاس سنی مختلف کودک تفکیک بشود و با توجه به شرایط سنی و توانایی ذهنی باید آمادگی لازم را برای دریافت مفاهیم اخلاقی در آنها ایجاد کنیم. مثلا ما روی این مسائل خیلی کار نکرده‌ایم : آداب غذا خوردن، آداب نشستن،‌آداب ایستادن، اداب سلام کردن و چیرهای اولیه که بچه‌ها به دنبال آن هستند. بچه‌ها طوری بار می‌آیند که والدین آنها هستند نه طوری که آنها می‌خواهند باشند و ما هم باید به عنوان برنامه‌ساز باید اینطور باشیم یعنی آن چیزی که در ذهنمان هست را خوب به تصویر دربیاوریم.
من : آیا می‌توان گفت بعضی قالب‌ها به رویکرد دینی قرابت بیشتری داشته و پتانسیل آنها برای ظرف شدن محتوای اخلاقی بیشتر است؟ اگر آری کدام قالب‌ها؟ با چه ویژگی‌هایی؟
مفاهیم آنقدر قابلیت دارند که می‌توانید با یک ترانه، انیمیشن، ‌کار عروسکی آن مفهوم را منتقل کنید و این بستگی به دیدگاه هنرمند دارد. وقتی ما می‌خواهیم یک خونه بسازیم و باید بیس آن یک خانه باشد که حالا می‌تواند با آجر باشد یا با تخته باشد و فقط نباید کم ارزش باشد و باید این قالب در شأن آن مفهوم باشد. مثلا اگر می‌خواهیم شعری درباره دوازده امام (ع) بسازیم باید بهترین باشد و مخاطب از شنیدن آن لذت ببرد و اگر کار انیمیشن می‌سازیم باید بهترین باشد نه اینکه یک نقاشی را ثابت نشان دهیم و روی آن زوم کنیم و داستان را تعریف کنیم یعنی کاری که یک ساعته ساخته می‌شود بلکه باید ارزش و قدر آن را بدانیم همان‌گونه که خارجی‌ها برای یک تام و جری سمفونی اجرا می‌کنند. ما به 15 کشور مسافرت کرده‌ایم که برای بچه‌های خارج از کشور برنامه اجرا کنیم سالن‌های اجرای آنها هر شش ماه به شش ماه پر است ولی ما اینجا سالن تئاترمان خالی است چون در این حوزه هنرمندان نمی‌مانند و ما هم چون مثل یک دکتر هستیم که می‌داند بیماری کودک چیست ولی نتواند علاج کند و وسایلی نداشته باشد ولی می‌گوید می‌مانم تا این بیمارم خوب بشود مانده‌ایم. من فکر می‌کنم بیشترین مشکلی که ما در جامعه داریم همین نگاه کودکانه به کودک است و ما با همه جای دنیا در ساخت برنامه‌سازی برای کودک متفاوت هستیم و ما هنوز اینجا یک شبکه برای برنامه کودک نداریم و حتی توی یک حوزه تئاتر هم یک حوزه تئاتر کودک نداریم.
من : آیا سن مخاطب (خردسال،کودک،نوجوان) و جنسیتش تاثیری در انتخاب قالبی خاص برای تماشا کردن توسط او دارد؟ اگر آری. کدام قالب را خواهد پسندید و دلیل این انتخاب از نظر شما چیست؟
قالب‌های دیداری بر روی خردسال تأثیرگذارتر هستند تا قالب‌های شنیداری. که این می‌تواند در قالب انیمیشن، نمایش،‌کلیپ اتفاق بیفتد و باید دقت بکنیم که آنها کم حوصله هستند و باید برنامه‌ای که می‌سازیم خیلی کوتاه باشد و کودک نمی‌تواند نیم ساعت پای یک برنامه جلوی یک قاب بنشیند و دائم یک خاله یا عمو را تماشا کند باید دائما رنگ، ترانه و دکور و همه چی در حال تغییر باشد. باید دنیای بچه‌ها را بشناسیم و بحث تصویر در درجه اول باشد. مخاطبان دختر نیز رنگ‌های خاصی را دوست دارند و روحیات دختران با پسران فرق دارند و مهر و محبت و عاطفه‌ای که دارند باعث می‌شود من برنامه‌ساز در استفاده از کلمات، رنگ و دکور متفاوت‌تر نگاه کنم مثل خریدن یک کادو برای دختران و این نکته باید در برنامه‌های ما لحاظ بشود.
من : کدام ژانر(کمدی، فانتزی،موزیکال،اکشن،اسلپ استیک،…) برنامه‌سازی در راستای جذب کودکان دارای پتانسیل بیشتری است؟ چرا؟
من فکر می‌کنم همه ژانرها قشنگ است که بچه‌ها دوستشان دارند. ما هیچ وقت از کمدی، از خندیدن از صحنه‌های کمیک بدمان نمی‌آید و همیشه دوست داشتیم. و فانتزی هم که در وجود ما همیشه وجود دارد

مطلب مرتبط :   تشکل، عدالت، فرهنگ، صیانت