کنم. ، موافقم،، خانوادگی، کار-

احساس می کنم بعد از مدتی استفاده از یک وسیله یا کالا برایم تکراری می شود و حوصله ام را سر می برد.
گویه های مربوط به بعد ارزش شناختی
دوست دارم چیزهای جدید، متنوع و متفاوت را تجربه کنم.
هر ساله باید بعضی از وسایل و کالاهایی را که از مد می افتد تغییر داد.
بعد عینی: در بعد عینی به میزان مصرف، زمان مصرف، مکان مصرف و نوع مصرف پرداخته شده است.
منظور از میزان مصرف، حجم و میزانی است که فرد خرید و مصرف می کند. منظور از زمان مصرف، میزان زمان و تعداد دفعاتی است که فرد برای خرید صرف می کند. منظور از مکان مصرف، شامل پاساژها، بازار، فروشگاه های لوکس، دستفروش ها و … می شود و اشاره به این دارد که فرد از کجا خرید می کند. منظور از نوع مصرف به این می پردازد که خرید از نوع فراغتی است، کارکردی است یا نمایشی است (تیموتی،1388: 36).

گویه های مربوط به بعد میزان مصرف
از لباس و کیف و کفش متنوع استفاده می کنم.
همیشه سعی در صرفه جویی دارم بویژه هنگام خرید کردن.

گویه های مربوط به بعد زمان
از اینکه ساعت ها در پاساژها به خرید بپردازیم اصلا احساس خستگی نمی کنم.
معمولا زود به زود به خرید لباس و … اقدام می کنم.

گویه های مربوط به بعد نوع مصرف
با مصرف کالاهای جدید و گران سعی می کنم توجه دیگران را جلب کنم.
خیلی وقت ها برای سرگرمی و تفریح به خرید می روم.

گویه مربوط به بعد مکان مصرف
معمولا از فروشگاههای مارک دار و خاص و بالای شهر خرید می کنم.
برای سنجش این سازه، 16 سوال در یک طیف لیکرت 5 قسمتی (کاملا موافقم، موافقم، بی نظر، مخالفم، کاملا مخالفم) ارزش گذاری شده است که از 1 تا 5 امتیاز به آن اختصاص داده شده است، کمترین امتیاز 16و بیشترین امتیاز 80 می باشد و مجموع امتیازات پاسخگو، میزان مصرف گرایی را مشخص می کند.

گویه های مربوط به چندگانگی نقش
با تغییر در سبک زندگی و نگرش زنان نسبت به هویت خود، به تدریج تعدد نقش های همسری، مادری، دانشجویی همراه با اشتغال برای زنان منجر به تضاد نقش ها و بعضاً سردرگمی و ناامیدی از در کنار هم قرار دادن این مجموعه نقش ها و به اصطلاح فشار نقش شد.
نمی توانم در برنامه غذایی خانواده ام تنوع ایجاد کنم.
مجبورم غذای روزانه را روز قبل تهیه کنم.
به خاطر فعالیت در بیرون از خانه نمی توانم به طور کامل به نظم و نظافت منزل رسیدگی کنم.
هنگام بیماری کودکان یا یکی از اعضای خانواده، مراقبت از آنها تنها بر عهده من است.
هنگامیکه مهمان دارم پذیرایی از آنها بر عهده من است.
وقت کافی برای رفت و آمد با نزدیکان و اقوام خود و همسرم را ندارم.
وقت اندکی برای گفنگو و تبادل نظر با همسرم دارم.
رسیدگی به امور فرزندان تنها بر عهده من است.
مسئولیت رسیدگی به تکالیف فرزندانم تنها بر عهده من است و همسرم هیچگونه همکاری نمی کند.
وقت کافی برای رسیدگی به ظاهر خود را ندارم.
برای تفریح و پر کردن اوقات فراغت فرزندانم وقت کافی ندارم.
برای سنجش این سازه، 11 سوال در یک طیف لیکرت 5 قسمتی (کاملا موافقم، موافقم، بی نظر، مخالفم، کاملا مخالفم) ارزش گذاری شده است که از 1 تا 5 امتیاز به آن اختصاص داده شده است، کمترین امتیاز 11و بیشترین امتیاز 55 می باشد و مجموع امتیازات پاسخگو، میزان چندگانگی نقش را مشخص می کند

مطلب مرتبط :   شهری، فشرده، شهرها، فضا

گویه های مربوط به تعارضات نقشی
تعریف نظری: تعارض کار- خانواده نوعی از تعارض بین نقشی است که در آن فشارهای نقش حاصل از نقش‌های کاری و خانوادگی از هر دو طرف و از برخی جهات ناهمساز می‌باشند. بدین معنی که مشارکت در نقش کاری (یا خانوادگی) به دلیل مشارکت در نقش خانوادگی (یا کاری) دشوار است (گرین هاوس و بیتول،1985: 77).
تعریف عملیاتی: مقیاس کارلسون و همکاران با توجه به دقت و جامعیت در سنجش این مفهوم و ابعاد مختلف آن، جهت سنجش متغیر تعارضات نقشی برگزیده شد. مدل کارلسون و همکاران (211) برای مطالعه تعارض کار خانواده با استفاده از نظریه فشار نقش، در شش بعد و دو جهت تداخل خانواده با کار و تداخل کار با خانواده ارائه گردید.
جهت سنجش این متغیر از 12 گویه استفاده گردیده که سؤالات 1-15 تا 6-15 تعارض کار – خانواده و 7-15 تا 12-15 تعارض خانواده کار را در پرسشنامه می سنجند. پس از ارائه هر یک از سؤالات، گزینه های جواب در قالب طیف لیکرت 5 گزینه ای کاملا موافقم، موافقم، بی نظر، مخالفم، کاملا مخالفم، مطرح شد.
الف. تعارض کار- خانواده
تعارض کار- خانواده مبتنی بر زمان
فعالیت خارج از خانه موجب می شود نتوانم رابطه متعادلی بین مسوولیت و نقش خانوادگی ام داشته باشم.
فعالیت خارج از خانه بیش از حد انتظارم مانع مانع رسیدگی به امور خانواده ام میشود.
تعارض کار- خانواده مبتنی بر فشار
به علت فشار ناشی از فعالیت بیرون از خانه، خیلی وقت ها نمی توانم کارهایی که در خانه برایم لذت بخش است را انجام دهم.
حضور من در جامعه باعث می شود که انقدر از نظر روحی و جسمی خسته شوم که نمی توانم در فعالیت های خانوادگی مشارکت کنم.
تعارض کار- خانواده مبتنی بر رفتار
رفتارهایی که در نقش اجتماعی من موثر هستند، تاثیر عکس یا منفی در خانه دارند.
رفتارهایی که در بیرون از خانه انجام میدهم تا فرد خوبی باشم، نمیتواند به من کمک کند تا مادر یا همسر بهتری باشم.
ب. تعارض خانواده- کار
تعارض خانواده- کار مبتنی بر زمان
زمانی که صرف مسئولیت های خانوادگی می کنم غالبا با مسئولیت های من در بیرون از خانه تداخل دارد.
مسئولیت های من در خانه باعث می شود نتوانم در جامعه حضور داشته باشم.
تعارض خانواده- کار مبتنی بر فشار
تنش و اضطراب خانواده غالبا سبب تضعیف توانایی من در انجام دیگر فعالیت هایم می شود.
به علت فشارهای عصبی که در خانه دارم، مانع از حضور من در جامعه می شود.
تعارض خانواده- کار مبتنی بر رفتار
رفتارهایی که در خانه موثر و ضروری هستند در محیط بیرون از خانه تاثیر عکس و منفی دارند.
رفتارهایی که در خانه کاراریی دارند، نمی توانند اثر مشابهی را در کارم داشته باشند.
گویه های مربوط به فشارهای روحی و روانی
تعریف نظری: سازمان بهداشت روانی، بهداشت را عبارت از سلامت کامل جسمی، روانی و اجتماعی می داند. هنگامی انسان در سلامت کامل است که بهداشت در هر سه بعد وجودی آدمی تامین شده باشد (سیاحی، 1384: 161).
تعریف عملیاتی: به منظور سنجش این سازه، از پرسشنامه محقق ساخته و از پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ)، استفاده شده که این پرسشنامه 28 سوال دارد که در سال 1979توسط گلدبرگ و هیلرت تدوین شده است که دارای چهار بعد؛ نشانگان جسمانی، نشانگان اضطرابی، کارکرد اجتماعی و نشانگان افسردگی می باشد.
برای سنجش این سازه، تعداد 10 سوال انتخاب گردید که در طیف لیکرت پنج گزینه ای سنجیده شد. که کمترین امتیاز نمره 10 و بیشترین نمره 50 بود. و مجموع امتیازات پاسخگو، میزان فشار روحی و روانی را مشخص می کند.
احساس می کنم حالم خوب است و از آرامش کامل برخوردارم.
فکر می کنم به یک داروی نیروبخش موثر برای شاداب شدن نیازمندم.
به طور مداوم احساس خستگی و سستی دارم.
بیشتر وقتها دوست دارم تنها باشم.
احساس می کنم توانایی و قابلیت های زیادی برای انجام امور ندارم.
گاهی اوقات احساس می کنم فردی بی فایده هستم.
همسرم بخاطر فعالیتم در بیرون از خانه مدام شکایت می کند.
من و شوهرم مشاجره و کش مکش داریم.
همسرم بخاطر خدمات و کارهایی که انجام می دهم از من تشکر و قدردانی نمیکند.
من قادرم بر مشکلاتم غلبه کنم.
گویه های مربوط به ترس از بدنامی
تعریف نظری: بدنامی (استیگمای اجتماعی) فرایندی روانی اجتماعی است که از برچسب زدن آغاز می گردد و به طرد و انزوای اجتماعی منتهی می شود(رضایی دهنوی , نوری؛ جعفری و فرامرزی ، 1388: 404).
گافمن (1963) استیگما را این گونه تعریف کرد: یک ویژگی که شدیداً ننگ آور است و باعث می شود که شخص حامل آن ویژگی از یک شخص معمولی به یک شخص بی اهمیت و ننگ دار در جامعه تبدیل شود.
گافمن معتقد که استیگما نوع خاص ارتباط یک ویژگی با یک تصور قالبی است و تصدیق کرد که استیگما یک نوع زبان ارتباطی است. همان طور که تأکید گافمن بر یک ویژگی است، جونز، فارینا، مارکوس و میلر (1984) اصطلاح مارک را برای توصیف موقعیت نابهنجاری که جامعه تعریف می کنند و باعث می شود افراد دارای آن موقعیت نابهنجار (مارک دار) معیوب و مطرود به شمار آیند، به کار بردند. (رضایی دهنوی؛ نوری؛ جعفری و فرامرزی، 1388: 406).
کراکر، ماژور و استیل(1998) ذکر کردند که استیگما موقعی روی می دهد که فردی یک ویژگی یا مشخصه غالباً عینی داشته باشد که هویت اجتماعی او را به صورت بی ارزش کردن وی پوشش دهد، تا جایی که ویژگی های دیگر وی هر چند مثبت و برجسته باشد در پرده آن ویژگی منفی پنهان شود.
تعریف عملیاتی: روان شناسان اجتماعی، استیگما را کاربرد خاصی از تصورات قالبی، پیش داوری و تبعیض می دانند. فلان، لینک و داویدو (2005) سه

مطلب مرتبط :   ، شراب، -، آرایه‌های