کعبه، ، امامت، حج

جنبه عبادت هم به خود می¬گیرد.
اما قسم دیگری از عبادات در شرع مقدس داریم که از حظوظ نفسانی و فائده¬های عقلانی، در آن خبری نیست؛ بلکه یک سلسله اعمالی است که نفس و عقل به انجام آن تمایلی ندارد مثل؛ ترک بسیاری از عادات مالوفه در حال احرام و فقط امر خدا است که انسان را به انجام این اعمال وادار می¬سازد؛ بنابراین یک سلسله از اعمال عبادی، مثل محرمات احرام، صرفاً بر اساس تعبَد و اخلاص در بندگی و اطاعت امر خدا، استوار است، بدون اینکه فایده و منفعتی از منافع بهداشتی، اقتصادی و … از تکلیف به آن اعمال، در نظر گرفته شده باشد، بلکه تنها فائده¬اش همانا تسلیم بی¬چون و چرای خداوند بودن است و معنای پذیرش ولایت مطلق الهی چیزی جز کمال عبودیت و بندگی در برابر او نیست؛ بنابراین حج¬گزار از جهتی با ترک محرمات، پذیرش ولایت مطلق الهی را اظهار می¬کند و بیان می¬دارد که بنده مطیع او است (تولی) و از جهتی با ترک اموری که خداوند آن¬ها را به عنوان خط قرمز در حال احرام معرفی کرده اظهار تبری می¬کند. پس یکی از مهم¬ترین عرصه¬های ظهور تولی و تبری در حج، محرمات احرام است.
2ـ3ـ2ـ عرصه‌های ظهور تولی اهل‌بیت در حج
از اموری که پیوند بسیار عمیق و مستحکم با «امامت و ولایت» دارد، «حج» است. حج که عبادتی است با ابعاد متنوع فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، از آغاز تشریع در میان امت‌های گذشته، با «امامت و رهبری» پیوند داشته و تا ظهور واپسین امام و حجت الهی نیز با آن عجین است. شاید در میان عبادات مختلف نتوان عبادتی جامع چون حج یافت که با مقوله امامت و رهبری تا این حد مرتبط باشد.
حج بدون «ولایت» و آهنگ کعبه بدون «امامت» و حضور در عرفات، بدون «معرفت امام» و قربانی در منا، بدون «فداکاری در راه امام» و رمی جمره، بدون «طرد شیطان استکبار درونی و بیرونی» و سعی بین صفا و مروه، بدون «کوشش در شناخت و اطاعت امام» بی‌حاصل است. سودی نخواهد داشت؛ زیرا انسان کامل که خود اسلام ممثل است، می‌تواند به همه ابعاد اسلام آشنا باشد و آشنایی دهد و مردم را به روح توحید که همان فریاد و قیام ضد طاغوت است، جهت بخشد.
در جای‌جای سرزمین وحی و حرم امن الهی و در متن معارف و مناسک حج، امامت حضور جدی و ملموس دارد. در اینجا شرحی از عرصه‌های ارتباط کعبه با ولایت و نحوه پیوند عرفات، مشعر، منا، زمزم، صفا و… با امام، از فرهنگ وحی آسمانی و نیز از زبان معصومان ارائه می‌شود:
1ـ2ـ3ـ2ـ سوگند به مکه به خاطر حضور پیامبر 
همان‌طور که سوگند به زمان و زمانه‌های حساس و تاریخی نظیر «عصر وحی و رسالت» در قرآن مطرح است، به سرزمین‌های مهم و تاریخی نیز در قرآن سوگند یاد شده است؛ قرآن می‌فرماید:
﴿لا أُقسم بهذا البلد وأنت حلّ بهذا البلد﴾.
«قسم به این شهر مقدّس [مکه]، شهرى که تو در آن ساکنى».
که در آن به سرزمین مکه و بلد امن سوگند یاد شده است، لیکن سوگند به سرزمین مکه را با قیدی همراه کرده و آن اینکه پیامبر خدا در آن سرزمین باشد. خداوند به سرزمین و به مکه‌ای سوگند یاد می‌کند که پیامبر اسلام در آن باشد و گرنه مکه بدون پیامبر و کعبه بدون رهبر آسمانی سرزمینی معمولی و خانه‌ای عادی است که رفته‌رفته به‌صورت بتکده کامل درآمده و مرکز بت‌پرستی شده و در اسارت بت‌پرستان و شهوت‌رانان خواهد بود تا جایی که «ابوغُبشان» کلیددار کعبه، سرقفلی تولیت کعبه را در شب‌نشینی مستانه طائف به دو مشک شراب می‌فروشد.
2ـ2ـ3ـ2ـ مصونیت کعبه در پرتو ولایت
«قرآن کریم با صراحت اعلام می‌دارد که هر کس قصد سوء نسبت به کعبه داشته باشد و بخواهد با تخریب آن، دین را از میان بردارد و با ویران کردن آن، پرستش خدا را بمیراند و با ریشه‌کن ساختن کعبه طواف و زیارت را محو کند و با نابود کردن آن قیام به قسط را از بین ببرد و خلاصه اینکه هر کس که خواهان کجروی ظالمانه در کعبه باشد، خداوند او را عذابی دردناک می‌چشاند، آن‌سان که اثری از او باقی و پابرجا نماند.
بر این اساس، واقعه‌ای که در عام‌الفیل روی داد و در آن سپاه اَبرهه به عذاب الهی گرفتار آمد اتفاقی منحصر به فرد یا تصادفی تاریخی یا جرقّه‌ای گذرا نبوده که در طول تاریخ تنها یک بار اتفاق می‌افتد و تمام می‌شود، بلکه بر طبق سنت تغییرناپذیر الهی است که قرآن کریم قاطعانه و به نحو فراگیر و بر اساس حکم جاودانه الهی بنیان نهاده است که: هر که را قصد کج‌روی و ستمکاری در کعبه داشته باشد، عذابی دردناک می‌چشانیم:
﴿ومنْ یُرد فیه بإلحادٍ بظلمٍ نذقه من عذابٍ ألیم ﴾
بنا بر اصلی که قرآن کریم آن را بنیان نهاده، حرمت کعبه نیز به خاطر حرمت حقّ است که نابود شدنی نیست و به خاطر حیات دین است که هیچ‌گاه نمی‌میرد و به دلیل دوام وحی است که بر اساس عهد الهی هرگز به دست فراموشی سپرده نمی‌شود؛ بنابراین، هر کس قصد بدی درباره کعبه داشته باشد و در آرزوی خویش اندیشه محو حقّ را بپروراند، خداوند او را به عذابی سخت که در آن وعید و تعذیب نه اختلافی است و نه تخلّفی، شکنجه خواهد کرد.
نکته اساسی که نباید از آن غفلت شود اینکه، گرچه کعبه از قداستی ویژه برخوردار است و از دیرزمان از گزند تهاجم اصحاب فیل و مانند آن مصون مانده است، لیکن آنگاه که «ابن‏زبیر» در آن متحصن شد و به آن خانه منزه و پاک پناهنده شد حکومت جبار وقت به دست منحوس «حَجّاج‏ ثقفی» کعبه را با منجنیق ویران کرد و پناهگاه ابن زبیر را منهدم ساخت و او را دستگیر کرد، امّا فرمان حمایت کعبه از سوی صاحب‌خانه داده نشد و هرگز طیر ابابیلی به سراغ حجاج نیامد و همچنین سنگ‌های کوه «ابوقبیس» حجرالأسود را گرامی نداشت. خلاصه اینکه، دستی از غیب بیرون نیامد و کاری نکرد و مدّعی همچنان با تاخت و تاز، جایگاه قبله را ویران کرد و مطاف را منهدم ساخت و حجرالأسود را چون سنگ‌های عادی به دور انداخت و ارکان چهارگانه کعبه را در هم فرو ریخت.
سخن فقیه و محدث نامدار شیعه، شیخ صدوق در این مورد چنین است: آنچه درباره اصحاب فیل جاری شد بر سر حجاج نیامد؛ زیرا هدف مستقیم حجاج، ویرانی کعبه نبود، بلکه منظورش دستگیری ابن‌زبیر بود و آن مرد (ابن‌زبیر) ضد حق، یعنی مخالف حضرت علی بن الحسین، امام سجّاد بود. وقتی این مرد ضد حق، در کعبه متحصن شد، خداوند اراده فرمود برای مردم بیان کند که به این ضد حق پناه نخواهد داد، از این‌رو مهلت داد تا کعبه را بر سر او ویران کنند.
از این واقعه به‌خوبی روشن می‌شود که ضدیت با ولایت و امامت آن‌چنان مطرود است که هر کس با مقام رهبری امام معصوم مخالف است و او را تنها می‌گذارد و یاری نمی‌کند، بلکه در برابر او موضع می‌گیرد و خودْ داعیه خام رهبری را در سر می‌پروراند، اگر به کعبه هم پناه ببرد از امان خاص الهی برخوردار نخواهد بود. به عبارتی دیگر کعبه برای انسان در صورتی پناهگاه خواهد بود که انسان تولی نسبت به امام داشته باشد. بدون تولی اهل‌بیت، کعبه هم نمی‌تواند برای او پناهگاه باشد.
3ـ2ـ3ـ2ـ حضور «امامت» در بنای کعبه
کعبه به‌عنوان خانه خدا و عبادتگاه او به امر الهی و به‌وسیله ابراهیم خلیل الرحمن و فرزندش اسماعیل بنا گردید. ابراهیم از پیامبران اوالعزم الهی، پس از آن‌که به مقام نبوت رسید، برای رشد و تعالی بیشتر و رسیدن به مقام «امامت» در معرض آزمایش‌های متعدد قرار گرفت. قرآن کریم با صراحت از این مطلب سخن می‌گوید و می‌فرماید:
﴿وَ إِذِ ابْتَلیَ إِبْرَاهِمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنّیِ جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن ذُرِّیَّتیِ قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِین‌﴾.
«(به خاطر آورید) هنگامى که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود؛ و او به‌خوبی از عهده این آزمایش‌ها برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم! ابراهیم عرض کرد: از دودمان من (نیز امامانى قرار بده!) خداوند فرمود: پیمان من، به ستمکاران نمى‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته این مقام‌اند)».
اینکه حضرت ابراهیم با موفقیت در چه امتحاناتی صلاحیت احراز مقام «امامت» را یافت، میان مفسران اختلاف وجود دارد. مستفاد از روایات در این باره عبارت‌اند از:
• ولادت حضرت اسماعیل در سنین کهولت پدر و بردن او و مادرش هاجر به حجاز و رها کردن در آن سرزمین خشک و بی‌آب و علف.
• ماجرای ذبح حضرت اسماعیل در روز عید قربان.
• مأموریت حضرت ابراهیم برای بنای خانه خدا و انجام مناسک حج.
این‌ها به‌عنوان امتحاناتی بوده که ابراهیم با آن‌ها روبرو بوده است.
به هر تقدیر، از مجموع روایات و آرای مفسران در این زمینه برمی‌آید: امتحاناتی که ابراهیم به خاطر توفیق در آن‌ها، شایسته احراز مقام امامت شد، ارتباط مستقیمی با خانه خدا و حج دارد. در یک کلمه «بنیان‌گذاری حج» او را شایسته مقام امامت نمود. حال آیا از بنیان‌گذاری حج با این کیفیت و به دست چنین شخصی، نمی‌توان پیوندی عمیق میان حج و امامت را مشاهده کرد؟
4ـ2ـ3ـ2ـ ولادت حضرت علی در خانه کعبه
به دنیا آمدن حضرت علی در درون خانه خدا، از مسلمات تاریخ بوده و

مطلب مرتبط :   (علیه، السلام)، المؤمنین، امیر