کشتن، ماریتن، میپذیرد. ، شهروندانش

است که انسان به صورت طبیعی واجد آن است. مهمترین مسئولیت هر جامعهای احترام به این حق میباشد. سلب این حق کاری ظالمانه و خلاف عدالت است. او معتقد است که حیات شخص مقدم بر هر ارزش دیگر اجتماعی است؛ چرا که انسان جوهری دارای روح و معنویت است که مالک حیات خویش است. برای همین او کشتن یک انسان بیگناه برای رفاه جامعه یا آزمایش دارویی بر روی اسیری را به بهانه حفظ جان مردم جنایت میداند. جان انسان چندان اهمیت دارد که اگر نجات همۀ مردمان شهری مبتنی بر کشتن یک فرد باشد، دولت حق این کار را ندارد.424
آیا این بدین معنی است که جامعه هیچوقت نمیتواند جان اعضایش را به خطر بیاندازد؟ شرایط خاصی وجود دارد که این کار شدنی است. ماریتن میگوید که جامعه حق دارد در یک جنگ عادلانه شهروندانش را موظف کند که آمادگی فداکاری داوطلبانه برای مرگ را داشته باشند، اما در همین حالت هم مرگ با انتخاب و از روی فضیلت صورت میپذیرد و نه به عنوان امری حیوانی.425
ماریتن میگوید که صرف زندگی از ارزش خاصی برخوردار نیست، بلکه زندگی ابزاری برای رسیدن به خیر متعالی است و چه بسا انسانی به این نتیجه برسد که باید جان خود را نیز در این راه فدا کند. چرا که او به عنوان فرد، بخشی از جامعه است و چنانچه هستی کل جامعه در خطر باشد و او داوطلبانه زندگی خود را فدا کند، این امر منافاتی با حق حیات نخواهد داشت، چرا که این انتخاب با حفظ کرامت انسان و مبتنی بر رعایت خیر مشترک صورت میپذیرد.

مطلب مرتبط :   مصاحبه، استقرایی، مددجویان، محتوایی