کتابت، رمان، سلرز،

را تشویق می کند. و در حقیقت به نمونه ی تمام عیار سرکشی ساحل سمت چپ رود سن یعنی فرهنگیان محله ی لاتینی پاریس تبدیل می شود.
اما در مرحله ی‌ بعدی مجله از گرایشهای (چپ گرایانه) ی خود در ادبیات ونقد وسیاست دست می کشد، و به سمت وسوی‌ راستگرایی لیبرالی گام می نهد. پس مقولات مارکسیستی و مائویستی را با طرح ها وتفکرات دینی عوض می کند. در زمینه ی نقد هم انجمن (تل کل) تعهد خود را به ساختارگرایی فرمالیستی نشان می دهد. و در تشویق ونشر مطالعات ساختارگرایی وزبانشاسی شریک می شود. برای آنان زبانشناسی هدف نبود بلکه یک وسیله ای برای کشف دلالت های متن ادبی‌ بود وچه بسا منتقدان آن بدون این که خود را به یک مکتب زبانشناسی معینی ‌ملزم ببینند به نظرات دوسوسور، یاکوبسن، ‌چامسکی و گرماس باز می گشتند. و کم کم مجله یک تریبونی می‌شود علیه رمزهای تفکرات مصرف شده. مجله در سال 1968 در کتاب (نظریه ی عمومی) مانیفست خود را ارائه می کند. درآن به ( تن) کتابتی که دارنده ی دلالت است تمرکز می نماید، و بشارت زایش علم جدید (کتابت) را می‌ دهد، که اجازه می دهد یک نوع گسستی ما بین قدیم وجدید برای رسیدن به محال بودن قرائت پی ریزی کند. انجمن یاد شده ادبیات رایجی که نتیجه ی ایدئولوژی زمانه است، رد می‌ کند و به متن امکان می دهد تا نقش نقدگونه ای را بازی کند، و بر خیزشی فرمال مشتمل شود، که به انقلاب اجتماعی‌ بینجامد.
مهمترین مبانی‌ ادبی ونقدی انجمن (تل کل) در مسائل ذیل متجلی می شوند:
الف – میان کتابت و قرائت :
کتابت نمی‌ تواند به همان اندازه ای‌ که دنیای مخصوص خود را تولید می کند در وظیفه ی تولیدی نمایانگر واقعیت باشد. کتابت به نظر فوکو خیال را تولید می کند وبا آن به روش مرکب درارتباط است. کتابت یک مسافتی رافرض می کند که به جهان و ناخودآگاه اختصاص ندارد. مسافتی است که در حالت انتزاع خود سطرهای جوهر اندود را ارائه می دهد. کتابت دلالتی بر حقیقت نیست و زمینه ای برای‌ بروز دادن آن نیست بلکه جای ‌نقدی است که متن درآن؛ برآورد توزیع روابط کتابت وگفتار را اظهار می کند. کتابت بر ذات وتاریخ متمرکز نمی‌ شود و هرگونه رابطه ی ذاتی‌ میان نویسنده و کتابت را از نظر دور می ‌کند. کتابت نویسنده را در آغوش می گیرد وهدایت می‌ نماید و عکس قضیه صحیح نیست.

ب- متن :
متن ادبی حضور خود را ثابت نمی کند مگر این که آن را به عنوان کنش سازنده ای بدان توجه گردد که در ماده ی متنی شناخته شده ای تکامل بیابد وبه نضج رسیده باشد. و به رغم آن متن همچنان ناقص می ماند. فرآیندهای‌ کامل کردن متن نوعی خوانش نامتناهی است، مادامی که خوانش هست، فهم هر کدام از خواننده ها بر حسب عناصر مختلف خود فرق می کند. متن یک ماده ی متناهی یا محدودی نیست، و ایستایی‌ آن به معنای ساکن کردن وکشتن آن است. به معنای این که فاعلی واحد برای متن وجود ندارد، بلکه فاعل های‌ بی حد وشماری دارد؛ زیرا متن یک تحول و دگرگونی است. و نمی توان آن را یک سخنی انگاشت، که به خواننده القا می‌ شود. و ماده ای نیست که ابعاد ثابتی داشته باشد. بلکه متن از مرزها وواقعیت پا فراتر می گذارد و یک دینامیک متحرکی به شمار می رود. برای همین است، که منتقدان انجمن متن را متن حدی111‌ نام می نهند.
متن هم در تداخلات آن شبیه یک سنگی‌ است، که از جایی‌ کنده شده باشد، و به شکل جدیدی‌ عرضه می ‌شود، و با چارچوب قبلی خود تفاوت می کند. اگر بخواهیم متن را آن طور که باید و شاید بفهمیم شایسته است، که بر فضایی که در آن حاکم بوده پرتو بیفکنیم وسفر متن را دنبال نماییم، همچون یک آجری‌ که بخشی از بنایی‌ شده باشد. پس رابطه ی جدیدش را با آجرهای مجاورش بررسی می‌ کنیم و فضای‌ جدیدی را که در آن نهاده شده می کاویم. منظور هم از تداخلات متن هم این است، یعنی‌ متن مفرد به صیغه ی جمع است. چون متن جزئی‌ از کل است، زنده هم هست و گذشته وحال وآینده دارد. و خواننده ی متن هم باید به ریشه ی متن و محیط آن برگردد. و پیشرفت های آن را از هر طرف بررسی نماید. نمی توان تاریخچه متن و حرکت و درخشندگی‌ آن را جدای از حرکت کلی افلاک درک کرد. متنِ به کنجی خزیده؛ اسطوره ای بیش نیست، و جنایتی است که جز آدم نادان کودن یک جانبه بدان اقدام نمی کند. متن دنیایی‌ است به هم تنیده، متداخل، مرتبط، همسان، دافعه دار است؛ از اینجا هم معلوم می شود که از روی یک خط واحد مسطح روی‌ کاغذ جامد نمی تواند حرکت متن و صیرورت آن را درک کرد.112

مطلب مرتبط :   اسلام، هجوم، فلسفه، فلسفی

ج – زبان وریتم
منتقدان (تل کل) به کشف ابعاد زبان شعر و ویژگی ها، نا متناهی بودن، ارتباط آن با زبان معمولی و سبقت گرفتن از آن روی آوردند.
همچنین آنان به ریتم شعر توجه می کنند و میان شعر نوشتاری وشعر گفتاری و ویژگی های هرکدام فرق می گذارند. آنها به شعرهای‌ ضبط شده (حالت شنیداری وصوتی ‌شعر) و به گونه ی دیداری شعر (فیلمهای ‌ضبط شده از خواندن شعر) اهتمام می ورزند. و به سیاه مشق هایی که فی البداهه از زیر دست شاعران در می آید، و چیدمان شعر بر ورق و برخی از آنان به حروف بعضی زبانها که خط در آنها یک تابلوی انتزاعی‌ محسوب می‌ شود، توجه می کنند. و اینچنین است که شکل شعر به رسم الخط حروف و بعد زیبایی شناختی آن بر ورق اضافه می شود.
د – رمان :
انجمن (تل کل) در مطالعات رمان جدید سهیم بودند. جان ریکاردو از اعضای‌ انجمن یکی ازمهمترین تئوریسین های رمان جدیدی که الان گرویه پیشتاز آن بود، به شمار می رود. ریکاردو دو کتاب راجع به رمان در مجموعه ی آثار تل کل منتشر می کند: ” چالش های رمان جدید ” و ” درآمدی بر نظریه ی رمان جدید ” . همچنین فلیپ سلرز رمان را نسبت به وجدان معاصر بررسی می کند. مارکز دوساد که می گفت : ” اگر راوی از همان لحظه ی زایمان عاشق مادرش نشود، باید دیگر دست به قلم نزند ” مادر اینجا زبان است. وی میان کتابت شعری که به شفافیت، ایده آلیستی ومتافیزیک متصف است و کتابت رمانی که در واقع زندگی کنده کاری شده ای است که نمی خواهد بیرون از چارچوب قانون باشد؛ فرق می گذارد.
در زمینه ی خلاقیت؛ منتقدان تل کل برمعادلات صورت گرا یی که آکادمیست ها در مورد انواع ادبی ترویج می دهند می آشوبند. زیرا آنان رمانی را ابداع می کنند که با زمان ومکان خود همراهی می کند. و راوی – امروزی پیش آنان – شبیه هوش مصنوعی است که به آخرین مرز ریسک پذیری می ورد جایی که میان فرهنگ ها و آنچه در کتب مقدس آمده و اخبار تازه مقایسه می کند. آنان مقوله ی ازرا پاوند را تصدیق می کنند ” رمان حد اکثر اطلاعات در حد اقل ممکن از کلمات وریتم ها است” . فلیپ سلرز113 بنیانگذار مجله در آغاز دهه ی شصت بود. وی مجله را به سمت وسوی نا محدودی می کشد و کاوش های پیشتازانه ی خود را درهویت فرهنگی‌ جدید از پی می گیرد. سلرز ابتدا مارکسیست مائوئیستی بود سپس به رمان دینی روی می آورد. این تغییر جهت ریشه ای داده های جدیدی را به موضع نقدی وی‌ واردمی‌کند.
انجمن تل کل به کتابت خلاق در کنار تئوری پردازی نقد توجه می کند. سلرز در این زمینه کتابهایی را ارائه می دهد که طبقه بندی آن بسیار دشوار است: رمان است؟ مطالعات است ؟ یا تئوری پردازی است؟ چون وی در دو کتاب خود: درام (1965) و اعداد (1968) از شخصیت پردازی و مبنای روایت به اعتبار این که آن دو از ساختارهای هنر سنتی است دست می کشد. و رمان اولش به جای آن دو عنصر از ضمیر متکلم و غایب استفاده می کند، و دررمان دومش از ضمایر من، ما و شما بهره می جوید و در این باره معتقد است که این روش به او اجازه می دهد تمامی لایه های روایت و دیدگاهای متنوع را ارائه دهد. وی همچنین همه ی عناصر سنتی ادبیات را برای بازآفرینی متن علمی غیر شخصی کنار می زند. در رمان او (درام) 64 رویداد دارد به تعداد چهار گوشه های شطرنج است، و درکتاب خود (قانون) 1972 سلرز سعی می کند، یک تابلوی موزاییکی از تاریخ بشریت از بدو تأسیس اسطوره ها و تا به امروز در شش ترانه ی فولکلوریک به تصویر بکشد؛ درآن ترانه ها سرکوب زبان به دست بورژوازی پذیرفته نمی شود و از به کار گیری زبان فصیح‌ به تنهایی، صحبت به میان آمده است. و در کتابH ( 1973) سلرز سعی می کند، رویدادهای اسطوره ی یولسس را بازخوانی کند، و بر سه بعد تمرکز نماید: دین، جنس وتاریخ. در کتاب ( بهشت ) سلرز114 مجموعه ای از قضایای معاصربا استناد به مبنای ریسک پذیری می کاود. آن نوشته ها را هم بدون نقطه گذاری ومراعات علایم سجاوندی‌ می نویسد تا اوپرایی برای گوش و چشم شود. در کتابش ( زنان ) سولمرس یک کمدی انسانی‌ شبیه کمدی بالزاک متبلور می سازد اما با خاستگاهی مختلف. اگر کمدی بالزاک گامهای بلند پروازانه ی بورژوازی را رصد می کند کمدی سلرز فروپاشی این بورژوازی را مژده می دهد. سلرز درین رمان نیز یک مسیر پیچیده ای را ترسیم می کند برای آزادی‌ زنان از حق کشی ها تا آزادی‌ خواهی‌ و از لذت روا تا قداست آینده و میان میتولوژی،‌ شعر، ریاضیات و … حرکت می کند. سلرز در همه ی اینها کتابت رمانی‌ را به سمت وسوی کتابت الکترونی

مطلب مرتبط :   خانوادگی، کار-، تقاضاهای، هاوس