پایان نامه : یادگیری اجتماعی

دانلود پایان نامه

ج-نظریه صفات
د-نظریه های انسان گرایی

ه-نظریه های شناختی
ر –نظریه های یادگیری اجتماعی
ز-نظریه های انگیزشی
نظریه ی جالینوس :جالینوس پزشک وحکیم یونانی (201-131بعداز میلاد ) بر پایه سیستم طبقه بندی بقراط (460-377 قبل از میلاد )پدر علم پزشکی که مزاج آدمی را در چهار طبع صفرا، سودا ،بلغم و خون خلاصه کرده است حالت های روانی خاصی از جمله صفراوی مزاج –سودایی مزاج –دموی مزاج را تشخیص می دهد ومعتقد است که هر کدام از ین تیپها به ترتیب خصوصیاتی چون تند خو وزود خشم ،بی حال وبی عاطفه ،افسرده وخوش بین وشاد را دارا هستند (راس ،آلن- 1373)
نظریه یونگ : رویکرد طبقه بندی جالینوس که از آن یاد شد مبتنی بر مشاهده ی تفاوت های فردی در ساختار بدنی وتلاش برای ارتباط دادن این تفاوت ها با شخصیّت است .رویکرد دیگر مشاهده ی خصایص شخصیّتی (صفات ) افراد مختلف و تلاش در جهت طبقه بندی آ ن بر طبق سنختیشان (تیپ شان)،بدون توجه خصوصیّات بدنی آن هاست .
یونگ(1923)یا به کار گیری این رویکرد دو نوع نگرش با جهت گیری درون گرایی و برون گرایی را مطرح می کندفرد درون گرا کم حرف وگوشه گیر است وبیش تر علا قه دارد که در خود ش فرو رود تا این که با دیگران ارتباط داشته باشد در حالی که فرد برون گرا عمدتا شخصی اجتماعی وخوش برخورد که علاقه به تماس با جهان خارج دارد .از دیدگاه یونگ درون گرایی وبرون گرایی خصوصیّاتی ذاتی وفطری هستند که در طی دوران زندگی قابل تغییر واصطلاح می باشد. (راس،آلن- 1373)

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نظریه ی آیزنک
آیزنک(1953)گونه های شخصیّتی را به صورت گروه های مستقل و مجزا از هم که بتوان مردم را بر اساس آن طبقه بندی کرد تفسیر نمی کند بلکه معتقد است که گونه های شخصیّتی به شکل ابعاد به هم پیوسته ای هستند که در راستای آن مردم با هم متفاوتند همان طور که یک صفت کم و بیش می تواند معرف خصوصیّات یک فرد باشد همچنین می تواند به عنوان یک گونه مهم مشخص شود (مرادی،داود-1381).
درون گرایی و برون گرایی قطب های نهایی یک بعد واحد هستند . بنابراین تیپ یک شخص ممکن است در یکی از قطب ها و یا در نقطه ای بین آنها واقع شود ، از این رو نمی توان قبول کرد که مردم یا کاملا برون گرا و یا کاملا درون گرا هستند ((راس ،نقل از مرادی،داود-1381)) .
در نظام آیزنک فقط دو بعد وجود دارد بعد درون گرایی و برون گرایی و بعد استواری و نا استواری هیجانی که گونه ها ، قطب ها و کرانه های این ابعاد هستند . با ترکیب این دو بعد ،همانگونه که در شکل نشان داده شده است ، چهار ربع متصور است که هر ربع در بر گیرنده صفاتی است . آیزنک با محاسبات آماری نشان داده است که این چهار ربع با چهار خلط مزاجی ، صفراوی ، دموی ، بلغمی و سوداو ی مطابقت دارد ( همان منبع)
شکل( 2-1 ) ویژگی های چهار خلط مزاجی ، صفراوی ، دموی ، بلغمی و سوداو ی

در شکل 2-1 بعد شخصیّتی مفهوم سازی شده توسط آیزنک و ارتباط آن با مزاج ارائه شده توسط بقرا ط نشان داده شده است ( مرادی ،داود-1381) .
در یکی از تقسیمات انجام شده در مورد شخصیّت دو گونه ی الف و ب مطرح شده است ، فردی که دارای الگوی رفتاری گونه ی الف می باشد . به طور کلی از نظر شخصیّتی فردی است که به صورت تهاجمی درگیر مبارزه ای مداوم و پی درپی جهت نائل شدن به حداکثر پیشرفت در حداقل زمان است که برای دست یابی به چنین خواستی ، ضرورت دارد که در مقابل اشیا و افراد همیشه جبهه گیری کند (فریدمن و روزن من 1974 راس 1373 ) موعد های کاری خیلی حساسیت نشان نمی دهند ، بدون احساس گناه استراحت می کنند و از اوقات فراغت لذت می برند و اهل لاف و گذاف نیستند . (فرید من و روزن من 1974 گلاس 1974 ، اورنگ و پی پال 1984 ، راس 1373
در یکی از تقسیمات انجام شده در مورد شخصیّت دو گونه ی الف و ب مطرح شده است ، فردی که دارای الگوی رفتاری گونه ی الف می باشد . به طور کلی از نظر شخصیّتی فردی است که به صورت تهاجمی درگیر مبارزه ای مداوم و پی درپی جهت نائل شدن به حداکثر پیشرفت در حداقل زمان است که برای دست یابی به چنین خواستی ، ضرورت دارد که در مقابل اشیا و افراد همیشه جبهه گیری کند (فریدمن و روزن من 1974، راس،آلن- 1373 ) .
خصوصیّات افرادی که دارای شخصیّت گونه ی ب می باشند مخالف خصوصیّات ذکر شده در مورد تیپ الف می باشد این افراد غالبا صبور ، شکیبا ، آرام و خون سرد هستند در برخورد و مراوداتشان ملایم هستند در کارها افراط نمی کنند ، اهل رقابت نیستند ، نسبت به موعد های کاری خیلی حساسیت نشان نمی دهند ، بدون احساس گناه استراحت می کنند و از اوقات فراغت لذت می برند و اهل لاف و گذاف نیستند . (فرید من و روزن من 1974 گلاس1974 ، اورنگ و پی پال 1984 ، راس 1373 ).
ویژگی های عمده شخصیّتی که بر رفتار سازمانی اثر می گذارند : تعدادی از ویژگی های شخصیّتی خاص که می توانند تعیین کننده رفتار فرد در سازمان باشند در قالب یک گروه خاص و ممتاز از بقیه مشخص شده اند . نخستین گروه مربوط به مکانی است که انسان تصور می کند که آن مرکز هندسی ، کنترل رفتار در زندگی را بر عهده دارد . سایر گروه ها عبارتند از : قدرت طلبی ، ماکیاول گری ، عزت نفس یا مناعت طبع و میل به خطر پذیری . کانون کنترل : بعضی از افراد بر این باورند که حاکم بر سرنوشت خویش هستند عده ای هم که خود را بازیچه دست سرنوشت می دانند و بر این باورند که هر چه در زندگی برایشان پیش آید به دلیل شانس و ا قبال آنها است. اولین گروه یعنی کسانی که بر این باورند سرنوشت خود را کنترل کنند ، افراد درون گرا و دسته ی دوم یعنی کسانی زندگی خود را تحت کنترل نیروهای خارجی می دانند برون گرا می نامند ( رابینز،استفن – 1374 ) .
رویکرد زیستی:
نظریه بقراط:
اعتقاد به اینکه بین ساختمان بدن ومزاج وخلق خوی افراد رابطه وجود دارد از عقاید پایدارتاریخ بشری است یکی از قدیمی ترین این طبقه بندی ها طبقه بندی بقراط است که اشخاص را بر حسب اینکه کدامیک از مزاجها بر آنها مسلط باشد به اخطلات چهارگانه : سودایی . دموی . بلغمی و صفراوی تقسیم کرده.بقراط برای هر یک از این نمونه ها مختصات روانی و بدنی خاصی قائل بود.بقراط (حدود 460-375 ق.م ) شخصیت آدم را تابع مزاج می پنداشت.
دموی مزاج : ظاهری خوش آب و رنگ دارد و قوی بنیه است.آدمی است خوش گذران .خوش بین.جدی و فعال .بدون عمق و سطحی
بلغمی مزاج : دارای بدنی پر چربی و قطور .ودارای اخلاقی زود آشنا .اجتماعی .کم فعالیت وا رفته و کند.
صفراوی مزاج :باریک اندام .دارای پوست بدنی معمولا گرم و خشک و زیتونی رنگ.و از نظر اخلاقی تند خو زود خشم.جاه طلب.حسود و ثابت قدم.
سوداوی مزاج : سیه چهره و دراز اندام.دارای قیافه ای پر حرکت و چشمانی درخشان .از نظر شخصیتی مضطرب .نگران.ناراضی.بدبین.پرجنب و جوش ولی بدون پایداری و استقامت(ستوده،یوسف- 1382)
2-نظریه کرچمر :
ارنست کرچمر
روان پزشک آلمانی در سال 1921 با انتشار کتاب ساخت بدن و منش و با بهره گرفتن از روش های انسانی سنجی جسمی انسانها را به دو تیپ فربه تنان و لاغر تنان تقسیم کرد و بعدا یک سنخ سوم به نام سنخ پهلوانی نیز به آنان افزود.به هر یک از این سه سنخ جسمی یک سنخ روانی مربوط می شود.مثلا : فربه تنان از نظر روانی ادواری خو.لاغر تنان اسکزوئید خوی و سنخ پهلوانی صرع و اره خوی هستند.ادواری خویان از نظر خلق و خوی بی ثبات و سکون و از نظر روانی عاطفی و احساساتی هستند. اسکیزوئید خویان شخصیّت گسیخته دارند و درون گرا هستند.صرع واره خویان محتاط و محافظه کار و کندند( کریمی،یوسف-1375)
رویکرد صفات :
در رویکرد صفات سعی بر این است که خصوصیّات اساسی فرد که جهت دهنده رفتار او است تفکیک و توصیف شود.در این رویکرد به شخصیّت اجتماعی فرد توجه می شود و بیشتر توصیف شخصیّت و پیش بینی رفتار مورد توجه است تا رشد شخصیّت. در نظریه های صفات مردم از ابعاد یا مقیاس هایی چند که هریک نمودار یک صفت است متفاوت شمرده می شوند.به این ترتیب در رویکرد صفات به این توجه می شود که فرد در ابعاد مختلف چه جایگاهی دارد .( اتکینسون و همکاران )
آیزنک : از جمله کسانی است که در زمینه رویکرد صفات تحقیقاتی انجام داده است.نتیجه نهایی تحقیقات آیزنک معلوم داشت که شخصیّت دارای سه حد است که که هر کدام یک قطب مخالف دارد.
بدین قرار:
1-درون گرایی(برون گرایی)
2-روان نژندی(فقدان روان نِندی)
3-روان پریشی(فقدان روان پریشی
آیزنک ضمنا افرادی را که به هر یک از این قطب های نهایی تعلق دارند از نظر روانی توصیف و تعبیر کرده است.بعضی از صفات هر یک از این تیپ ها بدین قرارند:
1.درون گرایان : زیر تاثیر ویژگی های سیستم عصبی مرکزی قرار دارند .استعداد سرشتی آنها برای تحریک پذیری زیاد است.از محرک ها اجتناب می کنند رشد آنها عمودی است کمتر معتاد به دود هستند.به هر حال پیپ را ترجیح می دهند .بیشتر در خود فرو می روند .خیال پرورند علاقه ای به شرکت در اجتماعات از خود نشان نمی دهند ; گوشه گیر و انزوا طلب هستند میزان هوششان بالا است .قوه بیانشان عالی است .معمولا در کارها دقیق هستند ولی گام ها را اهسته و با احتیاط بر میدارند.فزونی طلب هستند ولی برای کارهایی که انجام می دهند به قدر کافی ارزش قائل نیستند .بیشتر پایبند به سنت ها اصول دیرین هستند.گرایش به احساس کمبود(حقارت) در انها زیاد است.برای ابتلای به دلواپسی و افسردگی و وسواس امادگی بیشتری دارند.
2.برون گرایان :برون گرایان نیز تاثیر سیستم عصبی مرکزی هستند استعداد انها برای تحریک پذیری کم است. یعنی حساسیت کمتری در برابر محرک ها دارند دموی مزاجند رشد بدنی انها افقی است و می توانند پای خود را برای مدت درازتری بلند نگاه دارندانها فاصله های زمانی را کوتاه تر از درون گرایان احساس می کنند و نیز بیش این ها دود استعمال می کنند وسیگار را ترجیح می دهند به دنبال چیزهای تحریک امیز می گردند.از کارهایی که در آنها احتمال خطر یا ضرر می رود رویگردان می شوند به کار و کوشش علاقه ای چندان ندارند و نیروی کمتری به کار می اندازند هوششان نسبتا کم و قوه بیانشان ضعیف است پایداری و استقامت ندارند در کارهایشان شتابزدگی هست ولی دقیق نیست چندان فزونی طلب نیستند ولی برای کارهایی که می کنند زیاده از حد ارزش قائل اند .انعطاف پذیرند .شوخی و لطیفه را خیلی دوست می دارند به خصوص اگر جنبه جسمی داشته باشند .گرایش بیشتری برای تظاهرات ناشی از هیستری دارند.
3-روان نژندان : روان نژندان زیر تاثیر سیستم عصبی خود کار قرار دارند.دیدشان در تاریکی کمتر از دید افراد بهنجار است.اگر چشم های آنها با پارچه بسته شده باشد بیش از افراد بهنجار تعادل خود را از دست می دهند.جسما و روحا ضعیف و ناقص هستند از حیث هوش و تسلط بر نقش و ادراک حسی و تمرکز حواس و ارده و سعی و کوشش از متوسط افراد بهنجار پایین ترند .تلقین پذیرند و در اندیشیدن و عمل کردن کند هستند.
4- روان پریشان : سخت و دشوار هستند از عهده نقاشی بواسطه آیینه ی خود بر نمی آیند.در جمع زدن پی درپی ضعیف هستند.تمرکز حواسشان کم است ؟حافظه شان ضعیف است به کندی چیز می خوانند و به طور کلی از نظر فهم و ادراک و اعمالی که در تحرک لازم دارد بسیار کند هستند و بیشتر ساکن و بی حرکت می مانند .سطح آرزو و توقعشان کمتر با واقعیت تطبیق می کند .آمادگی ندارند به اینکه خود را با تغییراتی که در محیط زندگی روی می دهد سازش دهند .(سیاسی،علی اکبر- 1369)
در مورد قطبهای مخالف برون گرایی و درون گرایی آیزنک نظر یونگ را تایید می کند و ضمنا آنها را دارای وجه شباهتی با تشریحی که فروید از روان کرده است میداند .بدین معنی که نهاد در مورد برون گرا دارای قدرت واسطه است در صورتی که فن برتر در مورد درون گرا قدرت بیشتری دارد.دیگر اینکه میان افراد کاملا به هنجار از یک سوی وافرادی که در یکی از دو قطب نهایی روان نژندی و روان پریشی قرار دارند و از سوی دیگر فاصله بسیار زیاد است.در این فاصله است که افراد ممکن است به سوی یکی از آن دو قطب نزدیک شوند یعنی به تدریج و کم و بیش صفات اختصاصی یکی از آن دو قطب را پیدا کنند
دیگر اینکه دو قطب روان پریشی و روان نژندی با هم ترکیب می شوند و قطبی تشکیل می دهند که افراد ممکن است از خود به هنجاری به تدریج عدول کنند و به آن قطب مرکب متمایل گردند.آیزنک معتقد است که این قطب مرکب خیلی بیشتر دیده می شود تا قطب خالص روان پریشی یا روان نژندی (عیسی پره،فاطمه- 1382)
یونگ : یونگ نیزبرای افراد انسانی بر حسب آنکه بیشتر متوجه عالم درون باشند یا عالم بیرون.دو سنخ شخصیّتی قائل است: گروه اول را درون گرا و گروه دو م را برون گرا می نامند .
کارکرد جدول 2-2:تیپ های روانشناختی یونگ
برون گرای متفکر :منطقی عینی متعصب
برون گرای احساسی : عاطفی حساس . معاشرتی بیشتر خاص زنان است تا مردان
برون گرای حسی : اجتماعی لذت جو انعطاف پذیر
برون گرای شهودی : خلاق قادر .به بر انگیختن و غنیمت شمردن فرصت ها
درون گرای متفکر : بیش تر به اندیشه ها علاقه مند هستند تا مردم.
درون گرای احساسی : تودار خوددار با این حال قادر به داشتن عواطف عمیق
درون گرای حسی : در ظاهر بی اعتنا و خشک-خود را در فعالیت های هنرشناختی ابراز می کند.
درون گرای شهودی :بیشتر در ارتباط با هشیار هستند تا واقعیت روزمره (شولتر )
با وجود فقدان توافق درباره ی تعداد صفات بنیادی شخصیّت مطالعات صفات مشترکی را به دست داده است. دوبعدی که در بیشتر مطالعات تحلیل عوامل شخصیّت یافت شده عبارت اند از ( برونگرایی-درون گرایی ) و (استواری –نا استواری هیجانی) در انتهای درون گرایی این مقیاس افراد خجولی قرار دارند که ترجیح می دهند در تنهایی کار و کوشش نمایند و به خصوص هنگام روبرو شدن با فشار یا تعارض هیجانی در خود فرو روند.
در انتهای برون گرایی افرادی قرار دارند که مردم آمیزند و حرفه هایی را ترجیح می دهند که در آنها مستقیما با مردم رابطه داشته باشند.این افراد زمانی که تحت فشار باشند مشارکت دیگران را می طلبند.
استواری –نا استواری بعد هیجان پذیری است که افراد آرام . سازگار و قابل اعتماد در انتهای استواری آن و اشخاص متلون مضطرب و عصبی و غیر قابل اعتماد در انتهای دیگر آن قرار می گیرند.
رویکرد یادگیری اجتماعی :
نظریه پردازان صفات بر تعیین کننده های شخصی رفتار تاکید می کنند .در برابر رویکرد صفات در نظریه یادگیری اجتماعی که توسط آلبرت بندورا عنوان شده بر اهمیت تعیین کننده های محیطی با موقعیتی تاکید می شود.
برای نظریه پردازان یادگیری اجتماعی رفتارمحصول تعامل مداوم متغیر های شخصی و محیطی است.شرایط محیطی از طریق یادگیری به رفتار شخص شکل می ده .در عوض رفتار شخص نیز در شکل محیط موثر واقع می شود.آدمیان و موقعیت ها به صورتی دو سویه برهم تاثیر می گذارند.برای آنکه بتوان به پیش بینی رفتار دست زد باید از چند و چون تعامل ویژگی های آدمی با ویژگی های محیط اطلاع حاصل کرد.
طبق نظریه یادگیری اجتماعی بندورا بخش اعظم تفاوت های رفتاری افراد نتیجه تفاوت هایی است که آنان از لحاظ تجارب دوران رشد خود با همدیگر دارند.بعضی از الگوهای رفتار از راه تجربه مستقیم یاد گرفته می شود. فرد به خاطر رفتارهای خاص تشویق و تنبیه می شود.لیکن بسیاری از پاسخها بدون تقویت مستقیم یعنی از راه مشاهده و یادگیری از راه مشاهده کسب می شوند.آدمی می تواند با مشاهده اعمال دیگران و نتایج حاصل از آن چیزهایی را بیاموزد .در واقع اگر قرار بود تمام پاسخ های ما از راه تقویت مستقیم آموخته شود یادگیری های آدمی روندی بسیار کند و ناکار آمد می داشت.(به عقیده نظریه پردازان یادگیری اجتماعی تقویت لازمه

مطلب مرتبط :   فایل پایان نامه روانشناسی و

دیدگاهتان را بنویسید