پایان نامه رایگان درباره پروژه های سرمایه گذاری و فرصت های سرمایه گذاری

دانلود پایان نامه
فرصت های سرمایه گذاری
(رهنمای رودپشتی و همکاران، 1390)
2 – 7 – معمای سود سهام :
از سیاست تقسیم سود به عنوان معمای تقسیم سود نیز یاد می شود. هنوز هیات مالی آکادمیک در ارایه رهنمود تعیین سیاست تقسیم سود کمتر موثر واقع شده است. برای مثال به سوالات زیر بطور قطع جواب داده نشده است :
سیاست تقسیم سود بر ارزش شرکت اثر می گذارد ؟
یک شرکت تا چه حد سود پرداخت نماید (کم یا زیاد) ؟
اساسا” چرا شرکت ها سود سهام پرداخت می نمایند ؟
چرا سهامداران، سود سهام را مورد توجه قرار می دهند ؟
ممکن است پاسخ به این سوالات واضح باشد، یعنی این که سود سهام، بازده سرمایه گذاری است. سرمایه گذار در قبال قبول ریسک، بازدهی دارد. شرکت سود سهام را یا به عنوان پاداش به سهامداران پرداخت می کند و یا به منظور افزایش قیمت سهام و یا ممکن است که واضح نباشد، یعنی این که اگر شرکتی سود پرداخت نکند دلیل آن وجود موقعیت های سرمایه گذاری مطلوب است که در صورت پرداخت سود سهام ،‌شرکت موقعیت مطلوب را از دست می دهد. اگر سرمایه گذاری انجام شود ولی سود سهام پرداخت نشود، ارزش سهام و در نتیجه ثروت سهامداران افزایش می یابد و در نهایت آنها با افزایش سرمایه بیشتر از زمانی که سود سهام پرداخت شده باشد روبرو هستند. نرخ مالیات بر منافع سرمایه کمتر از نرخ مالیات بر سود سهام است. در حقیقت می توان گفت که پاسخ به این سوالات واضح نیست. اگر دقیق تر در رابطه با سود سهام تعمق کنیم به نظر می رسد که به یک معما با اجزایی که با یکدیگر هماهنگ نیستند می ماند. (رهنمای رودپشتی و همکاران، 1390 ، 301)
2 – 8 – تئوری های حاکم بر تقسیم سود :
اولین گام های نظریه پردازی سیاست تقسیم سود به پیش بینی اثر پرداخت سود بر قیمت مربوط می شود. در طول قرن اخیر سه مکتب فکری در این زمینه (اثر پرداخت سود بر قیمت سهام) ارائه شده. یکی از آنها به این نتیجه رسید که سود سهام اثر مثبت و قابل توجهی بر قیمت سهام دارد. گروه دوم بر این باورند که قیمت های سهام همبستگی منفی با سطح سود سهام پرداختی دارد. گروه سوم مدعی اند که سیاست تقسیم سود در ارزیابی قیمت سهام نامربوط است. مدل های تئوریک و تجربی سیاست تقسیم سود شرکت سهامی اخیرا” به خوبی طبقه بندی شده اند. در این طبقه بندی، معیار کیفی، ماهیت ساختار بازار و یا منطق اساسی، سرمایه گذار می باشد. به این ترتیب مدل های اخیر به طور وسیع بر اساس منطق مختص خودشان به مدل های فرموله شده در وضعیت های اطلاعات کامل، عدم تقارن اطلاعاتی و مدل هایی که از اصول رفتاری استفاده می کنند تفکیک شده اند. (رهنمای رودپشتی و همکاران، 1390 ، 301)
2 – 9 – نظریه سلسله مراتب اهرمی :
براساس این نظریه که توسط آقای دونالدسون ارائه گردیده، شرکت ها جهت تامین مالی، وجوه داخلی را بر وجوه خارجی ترجیح داده و در تامین منابع از طریق منابع خارجی، ابتدا بدهی را ترجیح و سپس شرکت را به استفاده از ابزاری مانند اوراق قرضه قابل تبدیل و در نهایت انتشار سهامِ جدید سوق می دهند لذا می توان تصمیمات مرتبط با تعیین ساختار بدهی و سرمایه در شرکت ها را در زمره وظایف و تصمیمات استراتژیکِ مدیریت دانست که تاثیراتی مهم و قابل توجه را به همراه خواهد داشت .
2 – 10 – تئوری هزینه نمایندگی و سیاست تقسیم سود :
مقوله سیاست تقسیم سود از منظر تئوری “هزینه نمایندگی” نیز قابل بحث و بررسی است. از زمان وقوع انقلاب صنعتی در دهه 1850 میلادی که منجر به دو اتفاق مهم در عرصه ی اقتصاد و مدیریت یعنی شکل گیری شرکت های سهامی و جدایی مالکیت از مدیریت گردید، تضاد بالقوه میان منافع مدیران و مالکان در لوای رابطه نمایندگی نیز احساس شد. لذا می توان پرداخت درصد قابل توجهی سود توسط مدیریت به سهامداران را یکی از راه های تعدیل این تضاد منافع دانست چرا که :
مدیریت را وادار می سازد تا برای پرداخت سود به اندازه کافی وجه نقد ایجاد نماید
می تواند مدیریت را وادار سازد تا برای تامین مالی پروژه های خود به بازار سرمایه مراجعه و از این طریق اطلاعات بیشتری را در اختیار بازار قرار دهد.
جریان وجه نقد مازادی را که مدیریت در سرمایه گذاری های سودآور بکار نگرفته است و بازدهی قابل قبول از محل آنها کسب نمی نماید را کاهش می دهد.
بر اساس تئوری هزینه های نمایندگی، به موازات افزایش در میزان پراکندگی و درصد مالکیت سهامدارانِ خارج از شرکت، سود سهام نقدی مورد انتظار سهامداران افزایش خواهد یافت و این موضوع را می توان پاسخی دانست به تضاد منافع موجود مابین مالکان و مدیریت و کوششی در جهت کاهش هزینه های نمایندگی.سیاست تقسیم سود همواره به عنوان یکی از بحث برانگیز ترین مباحث علم مالیه مطرح بوده به طوری که علاقه اقتصاددانان قرن حاضر و بیش از 5 دهه اخیر را به خود معطوف ساخته و موضوع الگوهای نظری جامع و بررسی های تجربی بوده است.
تقسیم سود از 2 جنبه مهم قابل بحث است. از یک طرف سرمایه گذاری عاملی اثرگذار بر سرمایه گذاری های پیش روی شرکت هاست. هر قدر سود بیشتری تقسیم شود منابع داخلی شرکت به منظور اجرای پروژه های سرمایه گذاری کمتر خواهد شد و نیاز به منابع مالی خارج از شرکت بیشتر می شود که این عامل می تواند بر قیمت سهام شرکت در آینده تاثیر داشته باشد. از طرف دیگر بسیاری از سهامدارن شرکت خواهان تقسیم سود نقدی هستند از اینرو مدیران (با هدف حداکثر ساختن ثروت سهامداران) همواره باید مابین علایق مختلف سهامداران تعادلی برقرار نمایند تا هم فرصت های سودآور سرمایه گذاری را از دست نداده باشند و هم سود نقدی مورد نیاز برخی سهامداران را بپردازند. بنابراین تصمیمات تقسیم سود که از سوی مدیران شرکت ها اتخاذ می شود بسیار حساس و با اهمیت است.
واحدهای انتفاعی می توانند سود خالص سالیانه خود را به مصرف پرداخت سود سهام به سهامداران برسانند ویا وجوه آن را برای مقاصد دیگری نظیر بازپرداخت بدهی ها یا تامین مالی سرمایه گذاری های جدید مورد استفاده قرار دهند. افزایش سودسهام موجب پرداخت بیشتر وجه نقد واحد انتفاعی به سهامداران می شود. چنانچه مدیریت قصد نداشته باشد از طریق مصرف دارائی ها یا افزایش بدهی ها، سود سهام پرداخت نماید ناگزیر باید با صدور و انتشار سهام اضافی وجوه لازم برای پرداخت سود سهام را تحصیل نماید. بنابراین تغییر مطلق سیاست تقسیم سود بدون تغییر در سیاست های سرمایه گذاری و ساختار مالی شرکت موجب تغییر همزمان در مبلغ سود سهام و مبلغ حاصل از فروش سهام جدید خواهد شد. اما همواره امکان داردکه تغییرات همزمانی در چندین سیاست واحد انتفاعی ایجاد شود. مثلا” کاهش در سود تقسیمی و صرف وجوه آن در توسعه سرمایه گذاری (ترکیبی از تغییر سیاست توزیع سود و تغییر سیاست سرمایه گذاری). به این ترتیب میتوان گفت که سیاست تقسیم سود، سیاست سرمایه گذاری و سیاست ساختار سرمایه با یکدیگر ارتباط نزدیکی دارند.
(رهنمای رودپشتی و همکاران، 1390 ، 277)
با بهره گیری و اتکاء به مبانی نظری و پیشینه تحقیقات انجام شده می توان نقش عوامل بسیاری را در شکل گیری سیاست تقسیم سود شرکت ها برشمرد و به اهمیتی که این موضوع برای سرمایه گذاران ، اعتبار دهندگان و مدیریت دارد نیز پی برد. موضوع سیاست تقسیم سود از جمله موضوعاتی است که همیشه در میان موضوعات مهم تحقیقی قرار داشته و دارد چرا که با بازده سرمایه گذاریِ سرمایه گذاران در ارتباط می باشد. از جمله بخش های اساسیِ بازده سرمایه گذاری که بسیار مورد توجه سرمایه گذاران می باشد ، سود تقسیمیِ شرکت هاست و بسیاری از سرمایه گذاران به امید کسب بازده هر چه بیشتر دست به سرمایه گذاری می زنند و به همین دلیل نگاه شرکت ها و مدیریت به مقوله تقسیم سود برایشان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده و هست.
2 – 11 – تحقیقات داخلی