پایان نامه رایگان درباره نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و نرخ بازده سرمایه گذاری

دانلود پایان نامه
در صد تغییرات سود سهام شرکت هایی که نسبت بدهی بالایی دارند کمتر از درصد تغییرات سود سهام شرکت هایی است که نسبت بدهی پایینی دارند
درصنایعی که ریسک تجاری بالاست، نسبت بدهی در سطح پایین تری می باشد
بین نسبت بدهی وهزینه سرمایه در شرکت های اهرمی با غیر اهرمی تفاوت معنی داری وجود دارد
نتایج حاصل از بررسی و آزمون فرضیه ها توسط محققین را می توان به شرح زیر برشمرد :
در خصوص فرضیه اول، رابطه معنی داری میان نسبت بدهی و هزینه سرمایه تائید نشده لذا فرض وجود رابطه خطی میان متغیرهای نسبت بدهی و هزینه سرمایه مورد تائید قرار نگرفته است. در خصوص فرضیه دوم همبستگی مثبت بین نسبت بدهی و بازده حقوق صاحبان سهام عادی مورد تائید قرار گرفته و در فرضیه سوم رابطه غیر خطی منفی بین درصد تغییرات سود و نسبت بدهی وجود داشته و نهایتا در خصوص فرضیه5، بر اساس نتایج حاصل از همبستگی پیرسون و اسپیرمن، رابطه منفی بین ریسک تجاری و نسبت بدهی مورد تائید قرار گرفته است.
2-11-12 – جهانخانی و قربانی (1385)، در تحقیقی شبه آزمایشی با عنوان ” شناسایی و تبیین عوامل تعیین کننده سیاست تقسیم سود شرکت های پذیرفته شده در سازمان بورس اوراق بهادار تهران” در میان 63 شرکت تولیدی بورسی به عنوان نمونه طی دوره 6 ساله 1377 الی 1382 و با بهره گیری از ابزار رگرسیون چندمتغیره در ارزیابی ها به تحقق پرداختند. با توجه به اهمیتِ سود وزیان از دیدگاه ذینفعان و مدیران شرکت ها در این تحقیق ریشه یابی دلایل اتخاذ یک سیاست تقسیم سود مشخص از سوی شرکت ها مد نظر قرار گرفته شده چرا که مهم تر از سیاست تقسیم سود، دلایل اتخاذ آن سیاست بوده و این موضوع راهگشای تصمیم گیری های مهم اقتصادی برای گروه های مختلف ذینفع به ویژه سرمایه گذاران میباشد. نتایج این ریشه یابی علاوه بر توضیح رفتار گذشته شرکت ها به پیش بینی حرکت آنها در آینده نیز کمک خواهد نمود (حرکت در حوزه سیاست تقسیم سود). در این تحقیق با استفاده از اطلاعات گذشته به بررسی همبستگی و روابط بین متغیرهای مختلف پراخته شه است (شبه آزمایشی).
فرضیه های تحقیق در واقع شناسائی آن دسته از عوامل تعیین کننده است که بر سیاست تقسیم سود تأثیرگذار می باشند جهت انعکاس سیاست تقسیم سود شرکت ها از متغیر “بازده سود سهام نقدی” استفاده شده است. بازده سود سهام نقدی از آن جهت بعنوان معرف سیاست تقسیم سود مورد استفاده قرار گرفته است که توزیع سود را درکنار قیمت سهام مورد توجه قرار می دهد. از این رو امکان مقایسه منطقی تری از سیا ست توزیع سود میان شرکت ها را با در نظر گرفتن موقعیت بازار و سهام آنها فراهم می سازد. با توجه به هدف این تحقیق که بدنبال شناسایی و تبیین عوامل تعیین کننده سیاست تقسیم سود شرکت های پذیرفته شده در بورس می باشد. فرضیه های این تحقیق در واقع مبتنی بر شناسائی آن دسته از عوامل تعیین کننده ای بود که بر سیاست تقسیم سود تأثیرگذار بودند. در نهایت ، شکل کلی مدل بصورت زیر ارائه گردیده است :
نتایج حاصل از تحقیق :
بر اساس نتایج حاصل از بررسی روابط بین متغیرها در الگوی ارائه شده در مدل، متغیرهای بازده سود سهام نقدی سال قبل و رشد سود دارای رابطه مستقیم با سیاست تقسیم سود شرکت ها بوده و بدین ترتیب انتظار بر این بوده که هرچه بازده سود سهام نقدی سال قبل و رشد سود شرکتی بیشتر باشد، بازده سود سهام نقدی آن نیز بالاتر باشد. این در حالی است که رابطه میان متغیرهای انحراف معیار نرخ بازدهی سهام، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری، نسبت تسهیلات مالی به بدهی و لگاریتم حقوق صاحبان سهام شرکت دارای رابطه معکوس با سیاست تقسیم سود می باشند به نحویکه افزایش در هر یک از آن ها انتظار در کاهش بازده سود سهام نقدی را در پی دارد. با نگاهی به نظریه های ارائه شده در بررسی ادبیات موضوعی تحقیق، مشخص میگردد که روابط شناسایی شده در مدل تحقیق، مطابق و همسو با نظریه های مزبور می باشد. با توجه به نتایج آماری حاصل از آزمون مدل تحقیق، رابطه معناداری میان نظریه رشد و توسعه، و سیاست تقسیم سود شرکت، به چشم نمی خورد. بدین ترتیب چنانچه شرکت ها در حال رشد بوده یا برنامه ای برای توسعه داشته باشند، لزوما سیاست تقسیم سود آن ها متأثر از این موضوع نخواهد شد. با توجه به این نکته که نگهداری سود الزاماً منبع ارزانی برای تأمین منابع مالی نمی باشد، لذا دلیلی نیز وجود ندارد که شرکت ها در زمان رشد و توسعه حتماً کاهش توزیع سود را مد نظر قرار دهند. با توجه به حضور “انحراف معیار نرخ بازدهی سهام” در مدل، نظریه اثر ریسک بر سیاست تقسیم سود تأیید می گردد. از همین رو می توان مدعی شد که با افزایش میزان ریسک، سیاست تقسیم سود شرکت ها جهت معکوس را پیموده و تمایل شرکت ها به توزیع سود کاهش می یابد. اثر نظریه هزینه نمایندگی نیز به تأیید نرسید. به بیان روشن تر تمرکز یا پراکندگی مالکیت نقش تعیین کننده و معناداری در سیاست توزیع سود شرکت ها ایفا نمی کند این مطلب می تواند شاهدی بر این مدعا باشد که در سالهای اخیر سهامداران خرد در راستای دستیابی به سودهای نگهداشت ناشی از افزایش قیمت سهام بویژه پس از افزایش سرمایه تمایل چندانی به توزیع سود نداشته و مایل به پیروی از سهامداران کلان هستند. در بخشی دیگر از نتایج این موضوع مورد تائید قرار گرفت که هرچه شرکت ها از فرصت های سرمایه گذاری بیشتری برخوردار باشند، پیروی شرکت از سیاست انقباضی تقسیم سود بیشتر است. در واقع شرکت هایِ دارای فرصت های سرمایه گذاریِ بالا دارای جریان های نقدی آزاد پائینی هستند چرا که از جریانهای نقدی خود در جهت سرمایه گذاری و و امید به کسب سودهای آتی بهره می برند. در واقع شرکت هایی که چنین فرصت هایی را در پیش روی خود دارند، تمایل چندانی به توزیع سود ندارند. در رابطه با نظریه ساختار بدهی نیز، نتایج تحقیق نشان می دهد که ساختار مالی شرکت ها بر سیاست تقسیم سود تأثیر گذار می باشد بویژه بخشی از ساختار مالی شرکت که معرف ریسک مالی شرکت در قالب تأمین مالی از بانک ها است ؛ به نحویکه هرچه میزان تسهیلات مالی افزایش یاید، سیاست تقسیم سود شرکت ها انقباضی تر خواهد شد. نهایتا عدم حضور متغیر یعنی “وجوه نقد به سود” در مدل نهایی تحقیق، بیانگر این واقعیت است که میزان نقدینگی عامل تأثیرگذاری در سیاست تقسیم سود شرکت ها نمی باشد .
2-11-13- جهانخانی (1371) در مقاله ای تحت عنوان ” آثار پرداخت سود سهام بر ارزش شرکت ها” به تشریح مواردی به شرح زیر پرداخته است :
بر اساس نظریه والتر که در سال 1956 در خصوص “رابطه بین سیاست تقسیم سود و ارزش شرکت” ارائه گردید، سیاست تقسیم سود شرکت ها بر ارزش سهام شرکت ها موثر است. بر اساس این نظریه سهامداران ترجیح می دهند تا بازده سرمایه گذاری خود را به صورت سود سهام دریافت نمایند و لذا شرکت هایی که سود سهام بیشتری را تقسیم می کنند در مقایسه با شرکت های مشابهی که سود سهام کمتری تقسیم می کنند، ارزش بیشتری دارند. در مقابلِ نظریه والتر می توان به نظریه مودیلیگانی و میلر اشاره نمود که در سال 1961 ارائه و به نظریه M.M معروف گردید. بر اساس این نظریه، در شرایط بازار کامل و عدم وجود مالیات، میزان سود تقسیمی شرکت ها اهمیتی برای سهامداران نخواهد داشت و ثروت سهامداران مستقل از میزان سود تقسیمی است. با این حال بسیاری از تحلیل گران حرفه ای نمی پذیرند که سیاست تقسیم سود شرکت اثری بر ارزش سهام شرکت نداشته باشد. تحقیقات نشان داده است که تقریبا” تمامی شرکت های موفق سود سهام می پردازند و مدیران مالی شرکت ها توجه خاصی به سیاست تقسیم سود نشان می دهند. بلاک در سال 1976 در این رابطه اظهار داشت که براستی نمی توان موثر بودن سیاست تقسیم سود بر ارزش سهام شرکت ها را اثبات نمود و از طرف دیگر نمی توان تاثیر آن را بر ارزش سهام بی اهمیت دانست لذا به همین دلیل، سیاست تقسیم سود را می توان به یک معمای ناگشوده تشبیه نمود.
مدیریت بایستی در تعیین میزان سود تقسیمی عوامل متعددی را در نظر بگیرد که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود :
سود سهام به عنوان منبعی برای درآمد جاری سهامداران : سهامداران مختلف به لحاظ تفاوت در افق سرمایه گذاری و میزان ریسک پذیری گاها” خواستار دریافت سود نقدی و پوشش هزینه های خود هستند.
محدودیت های موجود در قرارداد وام : وام دهندگان برای جلوگیری از افزایش ریسک ورشکستگی شرکت معمولا” محدودیت هایی را در مورد تقسیم سود شرکت ها در قراردادهای وام منظور می کنند – بر اساس “تئوری اثباتی حسابداری” که در دهه 1960 توسط واتز و زیمرمن ارائه گردید، مدیریت در انتخاب رویه های حسابداری از میان رویه های مجاز و همچنین انجام برآورهای حسابداری بر اساس 3 عامل عمل خواهد کرد که این عوامل به ترتیب، “تئوری طرح پاداش مدیریت”، “قراردادهای بدهی” و “هزینه های سیاسی” هستند. مدیریت به محدودیتهای اعمال شده از طریق تامین کنندگان منابع مالی که در متن قراردادهای بدهی گنجانده شده است توجه و به انتقال سود دوره های آتی به دوره جاری گرایش خواهد داشت.
مالیات : مقررات مالیاتی نقش مهمی در رجحان شرکت نسبت به تقسیم سود و رجحان سهامداران به دریافت سود سهام دارد. لذا شرکت ها باید سیاستی را به اجرا بگذارند که که حداقل بار مالیاتی را برای شرکت و سهامداران داشته باشد.
هزینه های انتشار سهام : پرداخت سود سهام به سهامداران از یک طرف و بازپس گرفتن آن به صورت افزایش سرمایه مستلزم صرف وقت و هزینه برای شرکت است بدون اینکه در این میان منافعی نصیب سهامداران گردد. لذا در کشورهایی که هزینه های انتشار و فروش سهام جدید در سطح بالایی قرار دارد شرکت هایی که دارای فرصت های سرمایه گذاری سودآور هستند باید سیاست تقسیم سود خود را به توجه به نیازهای مالی طرح های توسعه خود تنظیم کنند.
محققان بسیاری دست به آزمون فرضیه اهمیت سود سهام زده اند اما از آنجا که عوامل بسیاری در قیمت سهام اثر می گذارد تعیین چگونگی تاثیر پرداخت سود سهام بر ارزش سهام هنوز کاملا” مشخص نشده است. تحقیقات اولیه در این مورد به وسیله والتر و گوردون انجام شده است. آنها از تحقیقات خود نتیجه گرفتند که پرداخت سود سهام باعث افزایش ارزش سهام می شود و سهامداران افزایش سود سهام را به افزایش احتمالی قیمت سهام ترجیح می دهند.
تحقیقات بعدی توسط فرند و پوکت انجام شد. آنها در این پژوهش ضمن برشمردن ایرادات تحقیقات قبلی، نشان دادند که پرداخت سود سهام باعث افزایش ارزش سهام شرکت های بدون رشد نمی شود و در مورد آن دسته از شرکت ها که دارای فرصت های سرمایه گذاری سودآور هستند پرداخت سود سهام موجب کاهش ارزش سهام می گردد .
تحقیقات “بلاک و شولز” نیز نشان داد که هیچ گونه رابطه ای بین نرخ بازده سرمایه گذاری در سهام و میزان سود تقسیمی وجود ندارد. تحقیقات بعدی به وسیله “لیتزنبرگر و رامسوامی” انجام شد و چنین نتیجه داد که چون نرخ مالیات بر درآمد حاصل از سود سهام بیستر از نرخ مالیات بر درآمد حاصل از افزایش قیمت سهام است شرکت ها می توانند با کاهش میزان سود تقسیمی زمینه افزایش قیمت سهام را فراهم آورند.
2– 12 – تحقیقات خارجی
یانگ و همکاران (2014) در تحقیقی با عنوان “کیفیت حسابداری، طرح قراردادهای بدهی و هزینه های بدهی” به ارزیابی تاثیر ویژگی های قراردادهای بدهی بر کاهش تاثیر کیفیت پائین گزارشگری مالی بر هزینه های بدهی پرداختند. براساس نتایج ، در شرایطی که وام دهندگان با شرکتهای با کیفیت گزارشگری پائین مواجه می شوند ، تمایل خواهند داشت تا محدودیت های موجود در قراردادهای بدهی را از طریق طرح های قرارداد بدهی افزایش دهند برای مثال از طریق افزایش در تعداد محدودیت ها و کاهش در همبستگی قراردادها.
1-12-2- اسیف و همکاران (2013) در تحقیقی که با موضوع “ارزیابی رابطه بین اهرم مالی با سیاست تقسیم سود” در بازه زمانی 2002 تا 2008 و در بین 403 شرکت در بورس اوراق بهادار پاکستان به انجام رساندند به این نتیجه رسیدند که سیاست تقسیم سود به شدت از طریق شرکت ها دنبال شده ، به این معنا که مدیرانِ شرکت ها با اهداف مختلفی به دنبال نمودن سیاست تقسیم سود در شرکت پرداخته و می پردازند. آنها در تحقیق خود از مدل لینتنر برای آزمون ارتباط سیاست تقسیم سود و متغیرهایی از جمله اهرم مالی بهره بردند. بر اساس نتایج این تحقیق ، اهرم مالی تاثیری معکوس (منفی) بر سیاست تقسیم سود داشته و همچنین نسبت بدهی در شرکت ها با میزان تقسیم سود کم در شرکت ها در ارتباط می باشد.
2-12-2- پانیگراهی (2012) در تحقیقی که با موضوع “ارزیابی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری در صنعت سیمان” بین سال های 2000 الی 2010 پرداختند. در این تحقیق از آزمون ضریب همبستگی یگانه و ضریب هبستگی چندگانه و همچنین از تحلیل رگرسیون ترکیبی استفاده شده است. همچنین در این تحقیق از آزمون t تک نمونه ای جهت آزمون معناداری مدل رگرسیون و ضریب همبستگی استفاده شده است. بر اساس ارزیابی و آزمون های انجام شده ، برخی از متغیرها دارای همبستگی مثبت و معناداری با سودآوری بوده و بر خی دیگر دارای همبستگی مثبت و معناداری با سودآوری نبوده اند. بین مدیریت سرمایه در گردش و سودآوری شرکت ها نیز رابطه متعادلی برقرار بوده است. بر اساس نتایج تحقیق می توا گفت که بین کارایی سرمایه در گردش و سودآوری رابطه ای وجود دارد اما این رابطه معنادار ارزیابی نشده است. مدل مورد استفاده در این تحقیق به قرار زیر می باشد.
OPM = B0 + B1 (ATR) + B2 (GRR) + B3 (TDCA) + B4(CLTA) + B5 (ITR) + B6 (DTR) + B7 (CR) + B