پایان نامه رایگان درباره شرکت پذیرفته شده در بورس و نرخ بازده مورد انتظار

دانلود پایان نامه
چکیده :
هدف از انجام این پژوهش ارزیابی تاثیر سیاست تقسیم سود بر نوسانات قیمت سهام در بین شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. داده های مربوط به تحقیق حاضر از محل صورتهای مالی سالانه مربوط به 67 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بین سال های 1388 الی 1392 گردآوری و مورد استفاده قرار گرفته است. نوع داده های تحقیق در قالب داده های پانل دیتا مورد استفاده قرار گرفته است. متغیرهای تحقیق در قالب متغیرهای مستقل و متغیر وابسته طبقه بندی شده اند و به لحاظ هدف، کاربردی، به لحاظ روش استنتاج، توصیفی-استقرایی-همبستگی و به لحاظ طرح کلی تحقیق، گذشته نگر(پس رویدادی) می باشد. برای تکمیل فرایند پاسخ گویی به سوالات مطرح در تحقیق، از ضریب همبستگی پیرسون برای ارزیابی رابطه بین متغیرها استفاده و همچنین از رگرسیون خطی مرکب جهت ارزیابی تاثیر تاثیر سیاست تقسیم سود بر نوسانات قیمت سهام در بین شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده شده است. بر اساس نتایج حاصل از تحیقق ، سیاست تقسیم سود دارای تاثیری معنادار بر نوسان پذیری قیمت سهم بوده است. براساس یافته های تحقیق، میزان ضریب تعیین تعدیل شده در حد 97/43% بوده است به این معنا که از مجموع تغییراتِ متغیر وابسته ، میزان 97/43% آن تغییرات توسط متغیرهای مستقل توضیح داده می شود. متغیرهای گردآوری و استفاده شده در این تحقیق بواسطه مدل های مالی مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته اند. نوسان پذیری قیمت سهام به عنوان متغیر وابسته و سیاست تقسیم سود و نسبت بدهی و اندازه شرکت در این تحقیق به عنوان متغیرهای مستقل مورد استفاده قرار گرفتند. براساس نتایج حاصل از بکارگیری رگرسیون خطی ترکیبی برای یافتن تاثیر سیاست تقسیم سود بر نوسانات قیمت سهام در بین شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، متغیر نسبت سود تقسیمی دارای ضریبی مثبت و متغیر نسبت سود قبل از کسر بهره ومالیات به مجموع دارائیها دارای ضریبی مثبت و نسبت بدهی به مجموع دارئیها دارای ضریبی منفی و متغیر اندازه شرکت دارای ضریبی مثبت بوده است. در نهایت بر اساس مراحل و فرایندهای مختلف و آزمون های آماری مختلف، تاثیر سیاست تقسیم سود بر نوسانات قیمت سهام در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، معنادار ارزیابی گردید.
کلید واژه ها : سیاست تقسیم سود ، نوسان پذیری قیمت سهام ، نسبت بدهی ، نسبت سود تقسیمی
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه :
در ادبیات حسابداری به هر جا بنگریم ردپای استفاده کنندگان و هدفِ تامین نیازهای اطلاعاتیِ آنان به چشم می خورد. از میان اهداف متعددی که برای واحدهای تجاری می توان متصور شد، هدفِ حداکثر ساختن ثروت در صدرِ اهداف قرار داشته که تحقق این هدف را نمی توان بی ارتباط با سود و سیاست تقسیم سود و تغییرات و نوسانات قیمت دانست و به همین جهت این موضوع مورد توجه مدیریت، سهامداران و سایر استفاده کنندگان از اطلاعات صورتهای (ذینفعان) بوده و هست. نحوه و شکل برخورد با سود در واحدهای تجاری را می توان در قالب سیاست تقسیم سود و تغییرات قیمت سهم در بازار را در قالب نوسانات قیمت سهم تعریف نمود که معلول عوامل بسیاری از جمله سطح نقدینگی، محدودیت های قانونی، سیاست های مدیریت، نوع صنعت (به لحاظ کاربر و یا سرمایه بر بودن)، نوع مالکیت در شرکتها، سلایق ، ریسک پذیری و افق سرمایه گذاری سرمایه گذاران، اندازه، چرخه عمر و سطح ریسک شرکت، سیاست های توسعه ای شرکت و همچنین برخی عوامل در سطح کلان … میباشد. همچنین می توان از تاثیراتِ سیاست تقسیم سود شرکتها (در کوتاه مدت)، به تاثیر آن بر قیمت سهام و نوسانات قیمت سهم و در نتیجه بر صف خرید و فروش سهم اشاره نمود. به لحاظ تئوریک بین سیاست تقسیم سود شرکت ها و جریان های نقدینگی در آنها یک رابطه ی دو سویه وجود دارد. شرکت ها جهت مدیریت جریان عملیات خود نیاز به نقدینگی داشته و این نیاز را به طرق مختلف از جمله تامین مالی از طریق سهامداران و یا از طریق سایر اعتبار دهندگان(اهرم) مرتفع می سازند وبه تعریفی دست به طراحی ساختار سرمایه می زنند لذا می توان نقدینگی را نیز از عوامل تاثیرگذار در فرایند عملیات شرکت ها و کاهش هزینه های نمایندگی (از دیدگاه سهامداران) دانست، نتایج تحقیقاتی از این قبیل می تواند به ذینفعانِ اطلاعات و مدیران، در بهبود فرایند تصمیم گیریشان کمک نموده و به سلایق مختلف در بین سهامداران/ ذینفعان (به لحاظ افق سرمایه گذاری، ریسک پذیری،)، نیز پاسخ دهد و اینکه مدیران نیز در برآورد و پیش بینی های خود و در جهت کاهش تضاد منافع، میزان و شدت این رابطه را مد نظر قرار خواهند داد. نقدینگی شرکت ها از اولین ملاحظات تصمیمات تقسیم سود سهام است. از آنجا که سود سهام مبین یک جریان خروجی است هرچه موقعیت نقدی و نقدینگی کلی شرکت بهتر باشد توانایی آن در پرداخت سود سهام بیشتر خواهد بود.
بر اساس ادبیات موجود در خصوص سود حسابداری از جمله تحقیقات بال و براون در سال 1968 می توان آن را در ارتباط با نوسانات قیمت سهم دانست چرا که نوسانات قیمت سهم نماینده ای برای ریسک جریانات نقدی بوده و بر قیمت تاثیرگذار خواهد بود. شرکتی که سودآور و در حال توسعه است ممکن است نفدینگی نداشته باشد چون وجوه نقد خودرا در دارایی های ثابت و دارایی های بلندمدت بکار می برد. چون مدیریت این قبیل شرکت ها نقدینگی کمی بعنوان مانده احتیاطی بمنظور برخورد با عدم اطمینان بکار می برند درنتیجه تمایلی به از بین بردن این موقعیت با پرداخت سود سهامِ زیاد ندارند. نقدینگی شرکت به شدت تحت تاثیر تصمیمات سرمایه گذاری و تامین مالی قراردارد. تصمیمات سرمایه گذاری آهنگ رشد و توسعه دارایی های شرکت و نیاز به وجوه نقد را تضمین می کند و تصمیمات تامین مالی راه هایی را که شرکت برای تامین وجوه در پیش دارد نشان می دهد. موقعیت نقدینگی تنها راه انعطاف پذیری و احتیاط در مقابل عدم اطمینان نیست. چنانچه شرکت توانایی اخذ وام با شرایط آسان و در مدتی کوتاه را داشته باشد انعطاف پذیری لازم را خواهد داشت. این توانایی ممکن است به شکل اعتبار بانکی، اخذوام از بانک و یا تمایل غیر رسمی موسسات مالی در تمدید شرایط اعتباری باشد. بعلاوه ممکن است که توانایی وام گیری به شکل تواناییِ شرکت در صدور اوراق قرضه و مراجعه به بازار سرمایه نیز باشد. هرچه شرکت بزرگتر و سازمان یافته تر باشد دسترسی بیشتری به بازارهای سرمایه خواهد داشت و هرچه توانایی شرکت در وام گیری و تامین وجوه از طریق بدهی بیشتر باشد انعطاف پذیری آنان در پرداخت سود سهام نیز بیشتر خواهد بود و این پرداخت های سود بر قیمت موثر بوده و موجب نوسانات سود خواهد شد.
1-2- بیان موضوع تحقیق :
بطور کلی موضوع تحقیق حاضر، ارزیابی تاثیر بین سیاست تقسیم سود با نوسان پذیری قیمت سهم می باشد. بر اساس مبانی نظری تحقیق، برای پژوهشگر رابطه ای مستقیم مابین سیاست تقسیم سود با نوسان پذیری قیمت سهم در بازار متصور می باشد که از جمله این مبانی تئوریک می توان به نتایج ارزنده و تاریخیِ تحقیق بال و براون در سال 1968 اشاره نمود. البته در این خصوص بایستی یادآوری نمود که روابطی که در مبانی نظری و تئوریک طرح شده و عنوان می گردند الزاما در واقعیت تحقق نخواهد یافت و چه بسا در دنیای واقعیت روابط به شکلی مخالف با مبانی نظری و تئوریک مشاهده شود. بخشی از این تفاوتِ مبانی نظری با واقعیت های اقتصاد را می توان در مباحث مهم و اساسیِ “مالی رفتاری” جستجو نمود. چرا که مبانی نظری و تئوریک بر اساس اصولی، بعضا آرمانی و ایده ال شکل گرفته اند در حالی که در دنیای واقعیت، اگر نگوییم تمام آن روابط، بخشی از آنها قابل تعریف نبوده و تحقق نخواهند یافت. لذا در این تحقیق با در نظر گرفتن مبانی نظری و سایر تحقیقات، به دنبال آزمون رفتار سرمایه گذاران و بازار سرمایه در جامعه آماری مربوطه هستیم. تحقیق حاضر در خصوص برخی متغیرها مشابه با تحقیقات داخل و خارج بوده اما در رابطه با نحوه محاسبه و اندازه گیری متغیرها تفاوت هایی را داراست. برای نمونه در تحقیق ستایش و کاظم نژاد (1389) از نسبت سود نقدی تقسیم شده به سود ناشی از فعالیتهای عادی به عنوان شاخصی برای ارزیابی سیاست تقسیم سود و در تحقیق رضوانی راز و همکاران (1389) از سود نقدی سال جاری _ سود سهام نقدی سال قبل )/ قیمت هر سهم در ابتدای سال جاری و در تحقیق اسدی و همکاران(1390) نسبت پرداخت سود تقسیمی(سود تقسیمی هر سهم به سود هر سهم) و در تحقیق فخاری و همکاران (1390) از سود تقسیمی به قیمت پایان سال سهام در تحیقق قسان الطالب (2012) از سود تقسیمی بین سهامداران که علاوه برسود خالص به عنوان شاخصی برای ارزیابی سیاست تقسیم سود استفاده شده است. ولی در تحقیق حاضر از نسبت سود تقسیمی به سودخالص به عنوان شاخصی برای ارزیابی سیاست تقسیم سود استفاده شده است. در خصوص متغیر نشان دهنده اهرم مالی در تحقیق کریمی و همکاران(1389) از ارزش دفتری کل بدهی ها به ارزش دفتری کل دارایی ها و در تحقیق خدامی پوروهمکاران (1390) از جمع بدهی های کوتاه و بلند مدت تقسیم بر جمع دارایی و در تحقیق اسدی و همکاران (1390) از کل بدهیها تقسیم بر کل داراییها و در تحقیق فخاری و همکاران از نسبت کل بدهی های بلندمدت به کل دارائیها و در تحقیق قسان الطالب (2012) از نسبت بدهی های به حقوق صاحبان سهام استفاده شده است. در تحقیق حاضر از مدل ارائه شده “پینچزو کِینی”جهت محاسبه نوسان پذیری قیمت سهام استفاده شده است که مبتنی بر متوسط تغییرات قیمت سهام طی دوره های مختلف می باشد لذا تحقیق حاضر از جهت فضای اقتصادی مربوط به قلمرو زمانی و نحوه اندازه گیری متغیر نوسان پذیری قیمت سهم، نو بوده و می تواند نتایجی مفید و موثر را ارائه نماید.
1-3- تبیین مساله تحقیق :
افرادی که وارد فضای بازار و سرمایه گذاری می شوند با فرض این موضوع مورد ارزیابی قرار می گیرند که افرادی هستند ریسگ گریز و همچنین افرادی هستند که بر اساس منطق و مدل اقتصادی تصمیم گیری می نمایند. تصمیم گیری در فضای سرشار از ابهام و تغییرات نیازمند دسترسی به اطلاعاتی است که بتوان بر اساس آنها ریسک های سرمایه گذاری را کاهش داده و حداقل به بازدهی معادل نرخ بازده مورد انتظار دست یافت. دغدغه سهامداران (از میان اهداف متعددی که برای واحدهای تجاری می توان متصور شد) احتمالا” سودآوری شرکت ها در دوره های کوتاه مدت و بلند مدت است و لذا این موضوع مورد توجه مدیریت و سایر استفاده کنندگان از اطلاعات صورتهای (ذینفعان) می باشد. سودآوری می تواند ابعاد گسترده ای از تصمیمات سرمایه گذاری توسط سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل را تحت تاثیر قرارداده و همچنین افق سرمایه گذاری آنها را تغییر دهد. در تحقیق حاضر به دنبال ارائه اطلاعاتی در خصوص رابطه بین سیاست تقسیم سود با نوسان پذیری قیمت سهام در بین شرکت ها می باشیم. از مباحث مهمی که تئوری نمایندگی، تضاد منافع و هزینه های نمایندگی را تحت تاثیر قرار می دهد، سودآوری شرکتهاست، همچنین از موضوعات بسیار مهم از دیدگاه مدیریت و سهامداران در خصوص سودآوری واحدهای تجاری، میزان و شکل تقسیم سود شرکت ها می باشد. نحوه و شکل برخورد با سود در واحدهای تجاری را می توان در قالب سیاست تقسیم سود تعریف نمود که معلول عوامل بسیاری از جمله سطح نقدینگی، سیاست های مدیریت، نوع صنعت (به لحاظ کاربر و یا سرمایه بر بودن)، سلایق و ریسک پذیری سهامداران، اندازه وریسک شرکت و … میباشد. به لحاظ تئوریک بین سیاست تقسیم سودِ شرکتها و جریان های نقدینگی در آنها یک رابطه ی دو سویه وجود دارد. شرکتها جهت مدیریت جریان عملیات خود نیاز به نقدینگی داشته و این نیاز را به طرق مختلف از جمله تامین مالی از طریق سهامداران و یا از طریق سایر اعتبار دهندگان(اهرم) مرتفع می سازند. مدیران و ذینفعان اطلاعات، با دسترسی به نتایج تحقیقاتی از این قبیل، فرایند تصمیم گیری شان تسهیل شده، سلایق مختلف در بین سهامداران/ ذینفعان، نیز پاسخ داده خواهد شد و اینکه مدیران نیز در برآورد و پیش بینیهای خود، میزان و شدت این رابطه را مد نظر قرار خواهند داد. در تحقیقات انجام شده در خصوص سیاست تقسیم سود، اثر تورم و نوسانات اقتصادی کمتر مورد توجه قرار گرفته است لذا در این تحقیق برآنیم تا اثر رابطه بین سیاست تقسیم سود و نوسان پذیری قیمت سهام را مورد ارزیابی قرار دهیم. به لحاظ تئوریک می توان بین سیاست تقسیم سود و نوسانات قیمت سهام رابطه برقرار نمود ولی آنچه مهم است این که آیا در واقعیتِ موضوع نیز می توان این رابطه را برقرار نمود. این موضوع ابهامی است که بایستی براساس داده های گردآوری شده و آزمون های تحقیق به آن پاسخ داد. برای تبیین مساله تحقیق بر اساس یک مدل گرافیکی می توان آنرا به صورت زیر ارائه نمود :
نمودار 1-1 : نمای گرافیکی روابط بین متغیرهای تحقیق
1-4- ضرورت و اهمیت تحقیق :
در مقایسه با تحقیقات قبلی، تحقیق حاضر از نوآوری هایی در خصوص تفاوت در نحوه محاسبه متغیرهای تحقیق و همچنین تفاوت در فضای اقتصادی تحقیق به لحاظ اعمال تغییراتی در فضای اقتصاد بواسطه اجرای قانون هدفنمدی یارانه ها و رشد لجام گسیخته سطح عمومی قیمت ها برخوردار است. از جمله مشکلاتی که می توان به واسطه تحقیق حاضر به آن پاسخ داد می توان به فضای متغیر و متشنج اقتصاد و بورس ایران اشاره نمود که این موضوع موجب سردرگمی سرمایه گذاران و بازار بورس گردیده است لذا ارتباط بین سیاست تقسیم سود در شرکت ها با نوسان پذیری قیمت سهام می تواند به سرمایه گذاران در مدل های تصمیم گیری شان به لحاظ افق سرمایه گذاری و پرتفوی سهام کمک نماید. در خصوص حمایت کننده ها از تحقیق حاضر بایستی گفت که هیچ شرکت یا سازمانی حاضر به حمایت مالی و معنوی از آن نگردیده است.سرمایه گذاری در سهام شرکتها را می توان از جمله زیرساخت های اساسی اقتصاد در کشورها دانست و سرمایه گذاران را بازیگران اصلی این مقوله دانست و همچنین مقوله سیاست تقسیم سود و تغیرات قیمت سهام از جمله مسائل مورد توجه سرمایه گذاران می باشد. البته تحقیق و نتیجه گیری در خصوص مسائل مطرح در علوم انسانی (همچون علم حسابداری) به لحاظ دخالت متغیرهای متعدد و بعضا” غیر قابل کنترل در این حوزه، اغلب بطور قطعی امکان پذیر نبوده.به با توجه به موارد بالا می توان گفت که نتایج تحقیق حاضر در کنار سایر تحیقات انجام شده در حوزه حسابداری و مالی، در پیشبرد اهداف اقتصادی استفاده کنندگان و همچنین در تصمیم گیری های مدیران اثرگذار می باشد . البه تحقیقاتی مشابه با تحقیق حاضر در سایر کشورها نیز انجام شده است که مقایسه نتایج آن تحقیقات با تحقیق حاضر می تواند در درک فضای اقتصادی کشورمان راهگشا باشد.
1-5- اهداف تحقیق :
تحقیقاتی که در حوزه علوم مالی و انسانی انجام می گیرد دارای اهداف مختلفی هستند. اهداف در حوزه علوم مالی را به دلیل تاثیرگذاری متغیرهای مختلف می توان به دو گروه اهداف اصلی و اهداف فرعی قابل طبقه بندی طبقه بندی نمود. در خصوص تحقیق حاضر اهدافی به شرح زیر متصور می باشد :
هدف اصلی :
بر اساس مبانی نظری و موضوع تحقیق و با توحه به اینکه در تحقیق حاضر از متغیر نوسان پذیری قیمت سهم به عنوان متغیر وابسته و از متغیر سیاست تقسیم سود به عنوان متغیر مستقل استفاده شده لذا اهداف تحقیق حاضر، متناظر با روابط بین این متغیرها تعریف می شود.
تعیین تاثیر سیاست تقسیم سود بر نوسان پذیری قیمت سهام ها در بین شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
اهداف فرعی :
با توجه به اینکه در کنار متغیر تقسیم سود برخی دیگر از متغیرها نیز بر نوسان پذیری قیمت سهم تاثیرگذار می باشند لذا در کنار هدف اصلی تحقیق، می توان تعدادی اهداف فرعی را نیز تعریف و مورد ارزیابی و آزمون قرار داد. اهداف فرعی تحقیق به شرح زیر می باشد :
تعیین تاثیر اهرم مالی شرکت ها بر نوسان پذیری قیمت سهام در بین شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
تعیین تاثیر اندازه شرکت ها بر نوسان پذیری قیمت سهام در بین شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران