پایان نامه رایگان با موضوع امام خمینی، صراط مستقیم، انسان کامل، مصباح الهدایه

دیگر بشود، بدون اینکه یک علتی از خارج در کار باشد، یک چیزی به خودی خود یک چیز دیگر بشود. و لهذا این اجمالی که هر معلولی محتاج به علت است و هر ممکنی محتاج به یک علت است، جزو واضحات عنوان است که هرکسی مسئله را تأمل و تصور کند، تصدیقش هم می‌کند» (امام خمینی، ۱۳۷۶: ۹۹ـ۱۰۰).
بدین ترتیب، در نگاه امام خمینی همه پدیده‌های جهان هستی، وابسته به خدا و آفریده او هستند. خدا قدرت برتر است و به همه ویژگی‌های ارزشمند همچون علم، قدرت، اراده، حیات، حکمت و … به طور ذاتی و حضوری آراسته است. در حالی که آفریدگان همه چیز خود را از او و به صورت حصولی دارند. و این همان نگره‌ای است که آیات قرآن نیز بر آن تأکید دارند، از آن جمله است آیه ۲۵۵ سوره بقره:
«الله لا اله الا هو الحی القیوم لا تأخذه سنۀ و لا نوم، له ما فی السموات و ما فی الارض من ذاالذی یشفع عنده الا باذنه یعلم مابین ایدیهم و ما خلفهم و لا یحیطون بشیئیٍ من علمه الا بما شاء وسع کرسیه السموات و الارض و لا یؤده حفظهما و هو العلی العظیم»
خدایی است که هیچ خدایی جز او نیست. زنده و پاینده است. نه خواب سبک او را فرامی‌گیرد و نه خواب سنگین. از آن اوست هرچه در آسمانها و زمین است. چه کسی جز به اذن او، نزدش شفاعت کند؟ آنچه را که پیش رو و آنچه را که پشت سرشان است می‌داند و به علم او جز آنچه خود خواهد، احاطه نتوانند یافت. کرسی او آسمان‌ها و زمین را دربردارد. نگهداری آنها، بر او دشوار نیست. او بلندپایه و بزرگ است.
بدین ترتیب، «از دیدگاه امام خمینی، جهان هستی دارای دو بعد کلی است که عبارتند از: غیب و شهود، محسوس و معقول و یا طبیعت و ماورای طبیعت … و جهان هستی اعم از ماده و روح می‌باشد و هستی از ماده و معنا تشکیل شده است. در دیدگاه توحیدی او، جهان هستی بصورت نفس‌الامری با وصف نظام احسن و نظام اجمل بطور کلی و بالاتر از همه «نظام عدل» توصیف می‌گردد. خلقت و آفرینش هستی از جانب خداوند حکیم، عبث و بیهوده نبوده بلکه غایت‌مند و هدفدار می‌باشد. براساس این نگرش جهان براساس عدل تحقق یافته که محور و اساس وجود را تشکیل می‌دهد. و وحدت عالم، ذیل محور عدل، معنا می‌یابد.
لذا با عنایت به رابطه آفریننده و آفریده و در پرتو چهار رکن دستگاه معرفتی امام خمینی (عقل و حس و قلب و وحی)، این هستی به شرح زیر تبیین می‌گردد:
«از منظر عرفانی، هستی‌شناسی و نگرش ایمانی به معنی شهود تجلی صفات کمالیه و جمالیه خداوند است؛ یعنی جهان آفرینش، در پرتو او بوده و چون او جمیل مطلق است، هستی مخلوق او نیز جمیل می‌باشد. عناصر هستی، در عین کثرت، دارای وحدت است و اجزای آن با یکدیگر و با خالق خود مرتبط است. از منظر فلسفی، هستی‌شناسی به معنی درک ماهوی ابعاد هستی، در حد توان عقل بشر است. در بعد تجربی، هستی‌شناسی به معنای مشاهده حسی و احساس زیبایی و نظم جهان آفرینش، در حد حواس ظاهری انسان است. از حیث وحیانی و دینی، هستی‌شناسی به مفهوم درک ذات هستی و ایمان به خالق و مدبر آن است. به طور خلاصه، هستی دارای آفریننده‌ای واحد، مدیر و مدبر بوده و لذا از غایت و نظم، ماده و معنا، جمال و حسن و عدل برخوردار است و نظام وجود نظام اجمل و احسن است چون نظامی مبتنی بر عدل است. همه جای جهان و تمام اجزای وجود تجلی‌گاه خداوند است و بر همین اساس هر کاری می‌تواند جنبه‌ای از تقدس را با خود داشته باشد» (جمشیدی، ۱۳۸۸: ۱۵۱).
۲ـ۲ـ۷ـ غایت هستی
از دیدگاه امام خمینی، حرکت جهان هستی بسوی هدفی نهایی است که آن، بازگشت به سوی خداست (انا لله و انا الیه راجعون). لذا دنیا محل گذر و مراقبت است. مقصد این دنیا، رسیدن به مقصود و غایت محتوای آن، رسیدن به سعادت و درجه انسان کامل و مقام خلیفۀ‌اللهی است. این دنیا به مثابه مزرعه‌ای است که در آن بذر اعمال کاشته می‌شود و در آخرت ثمره‌هایش نصیب انسان می‌شود (معینی‌پور، ۱۳۹۱: ۱۱۳).
به تعبیر ایشان:
«این دنیا، دنیایی است که باید از آن عبور کنیم؛ دنیایی نیست که در آن زیست کنیم. این راه است؛ این صراط است که اگر توانستیم مستقیماً این صراط را طی کنیم، همان طوری که اولیای خدا طی کردند …. اگر توانستیم که از این صراط به طور سلامت عبور کنیم، سعادتمندیم» (امام خمینی، صحیفه نور، ج ۱، ۲۵۵ـ۲۵۶).
بدیهی است فرض معاد و قیامت و اعطای پاداش به خوبان و بدکاران در فرض هستی‌شناسی الهی متصور است، وگرنه مادی‌گرایان، جهان مادی را غایت می‌دانند که آغاز و پایان آن از قلم افتاده و همه چیز را در همین دنیای مادی خلاصه می‌کنند (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۱، ص ۲۵۵). ایشان در شرح چهل حدیث خود می‌نویسد:
«موجبات عذاب در این عالم به هیچ وجه فراهم نیست. نه مواد اینجا لایق قبول و نه فاعل وارث تام‌الفاعلیه و نه ادراک تام است» (امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص ۷۷).
بدین ترتیب، همه اشیاء و اجزای جهان هستی و همه کثرات عالم وجود از خداوند تبارک و تعالی نشئت گرفته و به سوی او نیز بازمی‌گردد و لذا کثرات عالم عین وحدت است. زیرا همه اجزای جامعه در عین کثرت، ذیل وجودی یگانه تعریف می‌شود که ذات احدیت است. از این رو، ایشان غایت محتوای همه معارف الهی و زندگی در این عالم را در همه ابعاد، توجه دادن به عالم قدس و غیب و تحقق مکتب الوهیت و ایده توحیدی می‌داند (امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۸).
۳ـ۲ـ۷ـ اصول و مبانی هستی‌شناسی امام
همانگونه که گفته شد، امام خمینی اعتقادات خود را بر مبنای آنچه در قرآن کریم آمده و یا پیامبر اسلام (ص) و امامان معصوم (س) بیان داشته‌اند، معرفی می‌نماید. مهمترین این مبانی عبارتند از:
۱. خدامحوری و توحید:
«ریشه و اصل همه آن عقاید ـ که مهمترین و باارزش‌ترین اعتقادات ما است ـ اصل توحید است» (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۵، ص ۳۸۷)
سایر اصول هستی‌شناسی امام نیز منبعث از همین اصل است. از جمله، آزادی انسان و عدم پذیرش سلطه دیگران نیز حاصل این اصل اساسی است.
«این اصل به ما می‌آموزد که انسان، تنها در برابر ذات اقدس حق باید تسلیم باشد و از هیچ انسانی نباید اطاعت کند مگر اینکه اطاعت او اطاعت خدا باشد» (همان).
براساس این اصل، قانون و قانونگذاری نیز منحصر به خداست و سعادت واقعی جوامع بشری و انسان‌ها در گرو اطاعت و پیروی از قانون خدا می‌باشد؛ همچنان که قوانین هستی و خلقت را نیز خداوند مقرر فرموده است (امام خمینی، صحیفه نور، ج ۴، ص ۱۶۶).
۲. ضرورت ارسال رسولان و پیامبران، برای دعوت انسان‌ها به توحید و تحقق نظام عادلانه اجتماعی از طریق اجرای قوانین یا اصل خلافت. امام از نبی که با دو اسم، “الحکم و العدل” ظهور می‌کند و انسان کامل است، ذیل اصل خلافت تعبیر می‌کند:
«این خلافت، همانا روح خلافت محمدی (ص) و رب و ریشه و آغاز آن است. باید گفت که بنیاد خلافت و خلیفه‌گری و جانشین خلافت، همه از اوست و این خلافت به صورت کامل در «اسم الله اعظم» (که رب حقیقت مطلق محمدیه (ص) و ریشه حقایق کلی الهی است) ظهور یافت؛ بنابراین، اسم اعظم «الله» اصل و بنیاد خلافت، و خلافت ظهور آن است» (امام خمینی، مصباح الهدایه، ۱۳۸۹: ۶۰).
۳. مظهریت عالم ـ در نگاه امام خمینی: «همه عالم «اسم الله» اند تمام عالم؛ چون اسم نشانه است، همه موجوداتی که در عالم هستند نشانه ذات مقدس حق تعالی هستند» (امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص ۹۸).
۴. عدل‌نگری ـ در نگرش امام خمینی، «عدل» محور و بنیان هستی و خلقت را تشکیل می‌دهد. خداوند عالِم و حکیم علی‌الاطلاق است. پس او عادل مطلق است و جهان نیز مظهر عدل اوست و براساس عدل بوجود آمده است:
«عدالت مطلقه، تمام فضایل باطنیه و ظاهریه و روحیه و قلبیه و نفسیه و جسمیه است. زیرا که عدل مطلق، مستقیم به همین معنی است: چه در مظهریت اسما و صفات و تحقق به آن، که استقامت مطلقه است، و مختص به انسان کامل است، و ربّ آن حضرت اسم الله الاعظم است که بر صراط مستقیم حضرات اسمایی است، چنانچه فرماید: «ما من دابۀ هو آخذٌ بناصیتها ان ربی علی صراط مستقیم» (هود: ۵۶) ربّ انسان کامل، که حضرت خاتم رسل ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است بر صراط مستقیم و حفظ اعتدال تام است و مربوب او نیز بر صراط مستقیم و اعتدال تمام است …» (امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ۱۳۷۷: ۱۴۷ـ۱۴۸).
۵. اصل امامت و ولایت ـ ولایت و رهبری حضرت علی (ع) و سایر پیشوایان معصوم در نگاه امام خمینی جایگاهی والا دارد به گونه‌ای که از آن به عنوان امانت الهی یاد می‌کند و پیروی از آنان را از ضروریات دین به شمار می‌آورد:
«چنانچه در احادیث شریفه کثیره «امانت» را در آیه تفسیر فرموده‌اند به ولایت امیرالمؤمین ـ علیه‌السلام ـ و چنانچه غصب ولایت و سلطنت [الهی] آن حضرت خیانت به امانت است. ترک تبعیت آن بزرگوار از مراتب خیانت است» (امام خمینی، شرح چهل حدیث، ۱۳۷۴: ۴۸۰).
اهمیت مسئله امامت و پیروی از ائمه معصومین در نگاه امام به گونه‌ای است که آنها را برترین ثمره بعثت می‌داند:
« اگر بعثت پیغمبر هیچ ثمره‌ای نداشت الا وجود علی بن ابی طالب و وجود امام زمان ـ سلام الله علیه ـ این هم توفیق بزرگی بود … یک هم چه انسان‌های کامل، سزاوار بود» (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۱۲، ۴۲۴ـ۴۲۵).
۶. ثقلین محوری ـ امام خمینی قرآن را به مثابه کتاب انسان‌سازی می‌داند (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۷، ص ۴۱۵) که در پیوستگی تام با اصل امامت و ولایت، عامل سعادت انسان می‌باشند. لذا وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی خود را با حدیث معروف ثقلین آغاز می‌کند (امام خمینی، صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۳۹۳ـ۳۹۴) و آن را سرنوشت‌ساز می‌داند (امام خمینی، ۱۳۷۴: ۱۷۲). او در مصباح الهدایه، صراط مستقیم را مقام خلافت محمدی و ولایت علوی دانسته، ولایت علوی را باخلافت محمدی متحد می‌داند (امام خمینی، مصباح الهدایه، ۱۳۸۹: مشکات اول).
۷. پیوند دین و دنیا ـ از نگاه امام خمینی، “بین دین و دنیا پیوندی عمیق وجود دارد همچنانکه میان عقل و شرع چنین است و در جدایی و تعارض با یکدیگر قرار ندارند. دین تنها برای سعادت آخرت نیست بلکه تدبیر دنیا را نیز دربرمی‌گیرد. بر همین اساس عرفان او عرفان سیاسی ـ اجتماعی است، فقه او فقط متوجه مسائل فردی به تنهایی نیست بلکه متوجه جامعه نیز می‌باشد و مسئله جدایی دین و دنیا را از توطئه‌های استعمارگران می‌داند. به طور کلی، از منظر او دین متکفل امور دنیایی و اخروی انسان‌هاست و تمام ابعاد زندگی او را دربرمی‌گیرد” (جمشیدی، ۱۳۸۸: ۱۵۸).
براساس آنچه بیان شد در هستی‌شناسی توحیدی امام خمینی، جهان و از جمله انسان، مخلوق خدا و نیازمند عنایت اوست. بنابراین ارتباط او با خدا، از احتیاجات غیرقابل انکار نوع انسان است. معیار تمیز حق از باطل، قرار گرفتن در جرگه حزب‌الله یا حزب شیطان و

مطلب مرتبط :   مقاله درمورد دانلودمباشر، جوادی آملی، متغیر مستقل، بازدارندگی

دیدگاهتان را بنویسید