پایان نامه با واژگان کلیدی کویر، ژئومورفولوژی، رگزیستازی

منظر پلایا به عنوان یک سطح مستوی: سومین منظر در چشم انداز مطالعاتی سطح مستوی پلایا است. محیط پلایا به وسیله دو عامل، رسوب و جریانهای ابی مشخص می گردد. از نظر نوع نهشته ها، محیط پلایا از دو نوع رسوب تبخیری و تخریبی تشکیل شده است (احمدی، 1387، 95). کویر حاج علی قلی با 2391 کیلومتر مربع مساحت، در جنوب شرقی شهر دامغان قرار دارد. از مهمترین زمین نمای پلایای دامغان می توان به جلگه رسی، صفحات کفی، حوضه خیس و نمگزار اشاره نمود.
سطح کل صفحات رسی برابر است با 1124 کیلومتر مربع و در مجاورت حاشیه کویر قرار دارد. بافت مواد تشکیل دهنده این رسوبات از نوع ماسه ای و رسهای سلیتی است که در حالت خشکی بسیار سخت بوده و در زمستان و بهار که خیس می شوند بسیار لیز است. این صفحات که بطور فصلی خشک می شوند بخصوص در بخش شمالی کویر بخوبی تکامل نیافته اند که به علت مسطح و سخت بودن برای ریل گذاری مورد استفاده قرار گرفته است.
حوضه خیس یا باتلاق دائمی بطور نواری، نمکزار مرکزی را محاصره نموده و در حدود 801 کیلومتر مربع وسعت دارد. به طوری که فقط در فصل تابستان می توان دو بخش کفی و باتلاقی را از هم تشخیص داد. حوضه خیس بمراتب شورتر از کفی بوده و بطور فصلی از آب پوشیده می شود.
پستترین بخش کویر به مساحت 466 کیلومتر مربع پوشیده از نمکزاری است که به صورت نامتقارن و به صورت لوحه ای در حاشیه جنوب غربی کویر قرار گرفته است. در حدود 60% سطح این نمکزار از پلیگون های نمکی با لابه های واضح پوشیده شده است. قطر متوسط این چند وجهی ها به 125 متر میرسد. هر یک از این چند وجهی های بزرگ، خود از چند وجهی های کوچکتری تشکیل شده است. چندین حوضه نمکزار خیس دیگر نیز در حد شرقی و غربی نمکزار به چشم می خورد.
در مجموع کویر حاج علی قلی دارای سطوح مختلف کویری یعنی مخروط افکنه آبرفتی, سطوح رسی, حوزه خیس و شوره زار می باشد که می توان آن را به سه بخش عمده تقسیم کرد. قسمت اول که 47% کویر را تشکیل می دهد از نوع صفحات مسطح رسوبات رسی یا کفی می باشد و قسمت دوم حوضه خیس یا باتلاقی است که وسعتی در حدود 34% سطح کویر را فرا گرفته و بالاخره نمکزار مرکزی کویر است که وسعت آن در حدود 19% سطح کویر می باشد (کلیسنلی، 1382: 73).
مهمترین عارضه مشخص چاله دامغان مخروطه افکنه های متعدد کوچک و بزرگی هستند که از مدخل درّه های اصلی و فرعی در پای کوهستان آغاز شده و به طرف مرکز دشت گسترده شده اند و بر اساس زمان تشکیل به دو دسته قدیم و جدید تقسیم می شوند (شکل 2-5) (احمدی، 1387: 117). مخروطه افکنه های قدیمی به وفور در پای دامنه های جنوبی البرز و به ندرت در دامنه شمالی کوهستانهای جنوبی دشت پراکنده شده اند که تشکیل آنها را به احتمال زیاد مربوط به اولین دوره های بارانی دوران چهارم بر می گردد. علت وفور آن در دامنه های جنوبی کوهستان های شمالی، مقدار فراوان آب حاصل از ریزش های جوّی در البرز می باشد و عدم گسترش آنها در کوهستان های جنوبی، کمبود نسبی آب حاصل از باران است. مخروطه افکنه های جدید مربوط به دوره های بارانی جدیدتر دوران چهارم می باشند. آبرفت های آنها نسبت به مخروطه افکنه های قدیمی از بافت مناسبتری برخوردارند که مناسبترین و مرغوبترین زمینهای کشاورزی را در شمال و مغرب دشت تشکیل می دهند و به سمت حوضه انتهایی (کویر حاج علی قلی) به علت کاهش بافت رسوبات و حضور نمک و افزایش تبخیر، حاصلخیزی و کیفیت خود را از دست می دهند. پس از اتصال مخروطه افکنه های جوان، دشت هموار و وسیعی ایجاد می شود که از اطراف، کویر حاج علیقلی را در بر می گیرد. بافت رسوبات آنها نسبتاً ریز و شامل ماسه، مارن، رس و لیمون است و سرانجام در مرکز دشت به کویر واقعی تبدیل می شوند. در پستترین نقطه و در ارتفاع 1060 متری در چاله دامغان، کویر نسبتاً وسیعی به مساحت تقریبی 480 کیلومتر مربع وجود دارد که حوضه انتهایی تمام شبکه آبهای دشت دامغان محسوب می شود که در فصل طغیان های مهم و اتفاقی به صورت دریاچه ای کم عمق و موقت تبدیل می شود (جعفرپور و همکاران، 1368: 100 تا 115).

مطلب مرتبط :   پایان نامه با واژگان کلیدیاعداد و ارقام، سازمان ملل

شکل (2-5) : بلوک دیاگرام رابطه زمین شناسی و ژئومورفولوژی چاله دامغان – مخروطه افکنه های دامنه شمالی آبخیز دامغان (کرینسلی، 1952)

در تهیه نقشه های ژئومورفولوژی شناسایی فرمها و فرآیندها، رخساره های ارضی، تفکیک سطوح ارضی، نمایش زمان رخدادی پدیده ها و سمبولیزه کردن آنها اساس کار قرار می گیرند. مراحل مختلف تهیه نقشه ژئومورفولوژی حوضه آبخیز دامغان به شرح: 1- تعیین سطوح ارضی، چشماندازها، و واحدهای ارضی، 2- تعیین مواد مادری و رخسارههای ارضی، 3- شناسایی ژئوفرمها و نمادین ساختن آنها، و 4- تعیین زمان و فرآیندهای عامل ایجاد ژئوفرمها می باشد. نتیجه نهایی حاصل از طی مراحل چهارگانه فوق به صورت شکل (2-6) است.

شکل (2-6) : نقشه ژئومورفولوژی حوضه آبی کویر حاج علی قلی

2-3-4 فرآیندهای ژئومورفیک
در ژئومورفولوژی به پروسه و روند ایجادکننده ژئوفرم در یک سطح فرایند گفته می شود و به دو دسته درونی (تکتونیک و ساختمانی) و بیرونی (فرسایشی) تقسیم میشوند (موسوی و تقی زاده، 1388: 71). به عبارتی فرایندهای ژئومورفیک به مجموعه ای از فعل و انفعالات فیزیکی یا شیمیایی اطلاق می شود که سبب ایجاد فرم های سطحی می شوند. نمادین کردن فرایند در نقشه های ژئومورفولوژی از طریق رنگ نمایش ژئوفرمها صورت می گیرد برای نمونه رنگ آبی فرایندهای آبی، رنگ آبی روشن فرایندهای یخچالی و … را نمایش می دهند و در کل ژئوفرم نمایشی مورد نظر و رنگ آن خود گویای ن
وع فرایند خاص ایجاد آن می باشد. در مجموع نمایش فرایند در نقشه های ژئومورفولوژی بیشتر جنبه تالیفی دارد و از طریق جدولی که به عنوان راهنمای نقشه بعد از نقشه اصلی تدوین می گردد نمایش داده می شود (رامشت، 1385: 142 تا 152). سیستم های شکلزای حاکم بر منطقه در حال حاضر به ترتیب از کوهستانها به طرف دشت از نوع مجاور یخچالی در ارتفاعات، فلوویال در مناطق کم ارتفاع و فرسایش بادی و پدیمنتاسیون در پلایا و اطراف آن می باشند (جدول 2-1).

جدول (2-1) : جدول راهنمای تألیفی نقشه ژئومورفولوژی منطقه مورد مطالعه
نماد ژئوفرم در نقشه
نام ژئوفرم
سن پدیده
فرآیند
نوع تعادل

مخروطه افکنه
کاتاگلشیال
روان آب متمرکز
رگزیستازی

تپه شاهد
کاتاگلشیال
روان آب متمرکز
رگزیستازی

گسل
قبل از کواترنر
تکتونیک
رگزیستازی

گالی
کاتاگلشیال
روان آب متمرکز
رگزیستازی

آبراهه
کاتاگلشیال
روان آب متمرکز
رگزیستازی

تراس دریاچهای
کاتاگلشیال
آبهای راکد
رگزیستازی

پهنه رسی
کاتاگلشیال
آبهای راکد
رگزیستازی

پلیگون نمکی
کاتاگلشیال
آبهای راکد
رگزیستازی

تپه ماسه ای
کاتاگلشیال
باد
رگزیستازی

2-4 موقعیت و ویژگی های زمین شناسی
از پروتروزوئیک تاکنون تمامی مراحل زمین ساختی مربوط به چرخه ویلسون در ایران رخ داده و هم اکنون نیز غالب این مراحل در حال تکوین می باشند. از ریفت های درون قاره ای (نظیر گسل ده شیر) تا منطقه فرورانش (فرورانش بقایای نئوتتیس به زیر مکران) و مناطق برخورد قاره – قاره (برخورد صفحه عربستان با صفحه ایران زمین در امتداد گسل اصلی زاگرس). ‌در هر کدام از این مراحل زمین ساختی محیط های ساختاری، ماگمایی، ‌دگرگونی و رسوبی خاصی بوجود آمده اند و در هر کدام از این محیط ها کانسارهای خاصی تشکیل گردیده اند. تجزیه و تحلیل متالوژنی ایران مستقیما با ویژگی‌های زمین شناسی و زمین شناسی ساختمانی ایران در ارتباط می باشد، لذا عمده ترین و اصلی ترین واحدهای تکتونیکی- ساختاری ایران را که به قرار زیر است: زاگرس ( شامل: دشت خوزستان، زاگرس چین خورده، و منطقه رورانده زاگرس یا زاگرس مرتفع)، سنندج – سیرجان، ایران مرکزی، البرز – تالش، شرق ایران و رشته کوه‌های مکران، کپه داغ، بلوک لوت، کمان ماگمایی سهند – بزمان، و افیولیت‌ها و سنگ‌های اولترامافیکی ایران (آقا نباتی، 1385). حوضه آبی کویر حاج علی قلی از منظر موقعیت واحدهای ساختاری- تکتونیکی و رسوبی عمده در محدوده زون ایران مرکزی واقع شده است (شکل 2-7).

شکل (2-7) : موقعیت کویر حاج علی قلی در کلان واحدهای رسوبی- ساختاری ایران (اقتباس از آقانباتی، 1385)

مطلب مرتبط :   منبع تحقیق درموردنگاشت ادراکی فازی، توسعه مدل، تجارت الکترونیک

2-4-2 مورفوتکتونیک
در پایان دوران دوم، حرکات زمین ساختی مهمی، قسمت وسیعی از ایران، از جمله ارتفاعات البرز را تحت تاثیر قرار داده، و رشته های مرکزی آن را به صورت جزایر وسیعی برای همیشه از قید دریاهای زمین شناسی آزاد ساخته است. از این زمان به بعد محل کنونی چاله دامغان با ایران مرکزی سرنوشت مشترکی را دنبال نموده اند. در آغاز دوران سوم که آتشفشان های زیردریایی نیرومندی در قسمت بزرگی از ایران مرکزی فعالیت داشته اند، این ناحیه را نیز کم و بیش تحت تاثیر فعالیت های خود قرار داده اند. سنگ های آهکی، ماسه سنگی، کنگلومرائی و گچی که به طور متناوب به وسیله توف های آتشفشانی از هم جدا شده اند، رسوبات این زمان را تشکیل می دهند. در اواسط دوران سوم حرکات زمین ساخت جدیدی اتفاق افتاده که مجدداً قسمت بیشتری از رشته های البرز را از آب خارج ساخته است. دریاهای اواخر دوران سوم، همچنان در پای این ارتفاعات وجود داشته و از طریق دره های گسلی به داخل البرز نیز راه یافته است. در ارتباط با تغییر شرایط اقلیمی و کاهش عمق دریاهای زمین شناسی، قسمت اعظم رسوبات این زمان به شکل ماسه سنگ و کنگلومرا و گچ ته نشین شده اند. بقایای رسوبات در پای کوهستان های حاشیه دشت و یا در حوالی سرشاخه های دامغانرود در داخل البرز پراکنده می باشند. صرفه نظر از سنگ های دگرگونی (کوارتزیت)، مقاومترین سنگ ها در ارتباط با شرایط اقلیمی، سنگ های آهکی هستند و کاربرد فراوانی در مصالح ساختمانی دارند. در پایان پلیوسن و ابتدای دوران چهارم مهمترین و فراگیرترین حرکات زمین ساختی آلپی که مولد ناهمواری های فلات ایران بوده، چاله دامغان نیز نقش تعیین کننده ای به عهده داشته است. از این زمان به بعد ناحیه دامغان به صورت حوضه ای مستقل درپای البرز شکل گرفته است (جعفرپور و همکاران، 1368: 102).
وجود سیستم هورست و گرابن و شکستگی های عمیق در حوضه آبخیز دامغان منجر به ایجاد خرده قاره هایی شده که اثرات متقابل این خورده قاره ها بر یکدیگر و عملکرد گسل های موجود در پیرامون و داخل آنها در فازهای فشاری و کششی نقش اساسی در ژئومورفولوژی حوضه آبخیز دامغان ایفا کرده است. کلیه تحولات زمین شناسی حوضه آبخیز دامغان را حرکات قایم و افقی گسل های پیرامون آن شکل داده اند. حرکات قائم این گسل ها در فرونشینی و ایجاد چاله دامغان نقش مهمی ایفا کرده و در بعضی مواقع باعث فرونشینی مضاعف کویر حاج علیقلی و کفه نمکی موجود در آن شده است. به طور کلی چاله دامغان نتیجه پدیده زمین ساخت و عمل گسل های متعددی است که در ایجاد این چاله نقش داشته است (شکل 2-8). پس از آن تخریب و فرسایش در حوضه آبخیز دامغان موجب تراکم رسوبات در چاله و ایجاد سطحی هموار و یکن
واخت گردیده است (احمدی، 1387، 114 تا 121). در زمین ساخت و پیدایش چاله دامغان گسل های زیر موثر و دخیل هستند (جدول 2-2):
جدول (2-2) گسل های موثر در زمین ساخت حوضه آبی کویر حاج علی قلی
گسل
طول (km)
امتداد غالب
نوع حرکت
مکانسیم ایجاد
آثار و پیامدهای زمین ریخت شناسی
آستانه (سمنان)
190
شمالشرقی- جنوبغربی
چپ گرد

– جداکننده کوههای البرز از ایران مرکزی
– ایجاد ناپیوستگیهایی در سنگهای ایوسن شمال سمنان
میامی (شاهرود)
310
شرقی-غربی
راستگرد
آخرین مراحل چین‎خوردگی آلپی در پلیوسن
-مرزشمالی مجموعه‎ها یا فیولیتی نواحی میامی – عباس‎آباد
– مرز شمالی کافت سبزوار – شاهرود
انجیلو
100
شمالشرق- جنوبغرب
راستگرد
حرکات کوهزایی کالدونین
– ایجاد چین خوردگی های محلی
– مرز بین کوه های محلی و چاله های مجاور
– تکتونیک فعال منطقه
ترود
290
N- 60- 70 E
(شمالشرق- جنوبغرب)
راستگرد معکوس
حرکات کوهزایی کالدونین
– ایجاد چین خوردگیهای محلی،
– افزایش ارتفاع دیواره چینها و درههای

دیدگاهتان را بنویسید