پایان نامه با واژگان کلیدی استان خراسان

خارج از محدوده‌ی طبیعی بیابان اثرگذار بوده و خطرآفرین است).
– کلی بودن شاخص های منابع آب (زهتابیان، 1383: 20 ).
– منطقه ای بودن و دخالت زیاد نظرکارشناسی ( شهر یاری، 1388: 14).
وجود این نارساییها که از دقت این مدل می کاهد، باعث شدکه در سال 1382 روش اصلاح شده ICD تحت عنوان MICD28 توسط اختصاصی و احمدی ارائه گردد. در این روش نوع کاربری بخش های مختلف عرصه در سه گروه اراضی با کاربری کشاورزی،کاربری جنگل و مرتع، و اراضی فاقد کاربری طبقه بندی شده است (کریم زاده، 1387: 99).
مدل ICD توسط چمن پیرا و همکاران (1385: 543) در حوضه آبخیز کوهدشت جهت تعیین شدت و وضعیت فعلی بیایانزایی مورد استفاده و ارزیابی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان میدهد که در حوضه آبخیز کوهدشت، 7/32 درصد منطقه با بیایانزایی شدید، 32 درصد در کلاس بیایانزایی متوسط و حدود 2/35 درصد هم در طبقه بیابان زایی کم واقع شده اند.
1-3-7-3-2 روش IMDPA
مدل ایرانی تخمین بالقوه بیابان زایی، توسط سازمان جنگلها، مراتع و آبخیز داری با همکاری گروهی از اساتید و محققین کشور در سال 1384 تحت عنوان مدل IMDPA29 ارائه شد. هدف این طرح شناخت ومعرفی معیار ها و شاخص های بیابان زایی در زیست بومها ی طبیعی کشور و ارائه متدولوژی ارزیابی کمی و کیفی در مناطق مورد مطالعه است به گونه ای که بتوان تصویر روشنی از بیابان زایی در سطح کشور داشت. در این مدل با استفاده از تجارب جهانی و مدل های بین المللی و همچنین مدل های رایج در کشور 9 معیار و 130 شاخص تاثیر گذار دربیابان زایی شناسایی شده است (زهتابیان، 1381، 46). از جمله این معیار ها می توان به آب، خاک، پوشش گیاهی، ژئومورفولوژی، زمین شناسی، اقلیم، کشاورزی، توسعه تکنولوژی، و اقتصادی – اجتماعی اشاره نمود. (بخشنده مهر، 1387: 47 ). معایب زیر موجب شده که شاخص های این مدل به راحتی قابل اندازه گیری نباشند.
– گسترده بودن کار
– هزینه بر بودن آن
– نبود آمار و اطلاعات کافی
1-3-7-3-3 طرح بیابان زایی
طرح بیابان زایی توسط احمدی (1375) جهت شناخت و ارزیابی قابلیت بیابانهای ایران و مدیریت مناسب آنها در منطقه حاجی میرک شهرستان فردوس در استان خراسان جنوبی انجام گرفته است. هدف از این طرح اجرای مدیریت مناسب، جهت حفاظت منطقی از منابع طبیعی به منظور بالا بردن سطح رفاه عمومی مردم است. ترتیب انجام مطالعات، تقدم و تاخر آنها از هیچ طرح داخلی و خارجی الهام نگرفته بلکه بر اساس تجربیات چندین ساله گروه احیای مناطق خشک و کوهستانی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران است. در تدوین این طرح ابتدا نقشههای پایه نظیر شیب، هیپسومتری، شبکه هیدروگرافی بدون توجه به ترتیب مطالعات قبلی تهیه میگردد ولی مطالعات از تقدیم و تاخر خاصی برخوردار است. در این طرح مطالعات در 2 فاز و 5 سطح انجام می شود. فاز اول در 4 سطح انجام شده و شامل موارد زیر است:
– مطالعات هوا و اقلیم، سنگ شناسی و ژئومورفولوژی.
– مطالعات منابع آب، پوشش گیاهی، خاک و فرسایش.
– شناسایی و ارزیابی منابع.
– قابلیت ارضی، مسائل اجتماعی-اقتصادی، جمعبندی دادهها، تدوین برنامه.
– فاز دوم شامل یک سطح است و مهمترین بخش مطالعات طرح بیابانزدایی را شامل میشود.
– طرح اجرایی، برنامه ریزی و ملاحظات فنی، اقتصادی و مظارتی.
مراحل مختلف اجراط طرح بیابان زایی به شرح شکل (1-3) می باشد (احمدی، 1387: 514).

شکل (1-3) : مراحل مختلف و چگونگی انجام طرح بیابان زایی (احمدی، 1387)

1-3-7-4 جمع بندی از بررسی مدل ها و روش های مطالعه بیابان زایی
نتایج بررسی مدل ها و روشهای مطالعه بیابان زایی نشان می‌دهد که عوامل متعددی در فرآیند بیابان زایی تاثیرگذار بوده و در هر منطقه‌ای با توجه به ویژگیهای انسانی، طبیعی و جغرافیایی متفاوت هستند. به همین دلیل مدل‌های ارائه شده در زمینه ارزیابی تخریب زمین متفاوت بوده و هر مدل با توجه به شرایط محیطی و انسانی حاکم بر آن منطقه تنظیم و تدوین شده و ممکن است در سایر مناطق سطح معنی‌داری قابل قبولی نداشته باشد. در سال‌های اخیر متخصصین و سازمان‌های ذیربط کشوری در ایران اقدام به ابداع مدل‌های جدید و مناسب با شرایط انسانی، طبیعی و جغرافیایی ایران نموده‌اند که از جمله آنها می‌توان به مدل‌های ICD، IMDPA، مدالوس تغییر یافته و طرح بیابان زایی اشاره نمود. این مدل‌ها با توجه به ویژگی‌های منطقه‌ای ایران طراحی شده و از نتایج بهتری نسبت به مدل‌های مطرح در سطح جهانی برخوردار هستند. این مدلها عموماً به صورت منطقه‌ای تدوین شده و هر یک دارای محاسن و معایب متفاوتی می‌باشند، اما پارامترهای مورد استفاده در آنها در اکثر موارد از عمومیت و یکنواختی خاصی برخوردار است. در نتیجه این مدل‌ها برای منطقه مطالعاتی ویژه با تغییرات غیرمعنی‌دار خصوصیات محیطی و پارامترهای نمونه‌برداری خاص کارآیی دارند که در صورت تغییرات معنی‌دار در خصوصیات محیطی هر منطقه، بایستی مدل‌ها و معادلات جدیدی جهت تخمین میزان بیابان زایی و تخریب اراضی طراحی گردد.

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه ارشد درموردطرح تفصیلی، شبکه معابر، تغییرات کاربری اراضی

2 فصل دوم
مواد و روشها

2-1 مقدمه
بر اساس آمار سال 1377 که توسط سازمان جنگلها و مراتع کشور منتشر شده است حدود 80% از اراضی کشور ایران در حوضه مناطق خشک، نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب قرار دارد (نگارش، 1389)، و از این نظر دارای شرایط اکولوژیکی شکننده‎ای است. این محدوده وسیع با توجه به شرایط خاص ژئومورفیک، اقلیمی، خاکشناسی و سوء مدیریت انسانی در معرض معضل بیابان زایی قرار د
ارد. لذا مقابله با آن از مهمترین برنامههای ملی و منطقهای محسوب میگردد. در این زمینه شناخت فرآیندهای بیابان زایی و عوامل به وجود آورنده و تشدید کننده آن، آگاهی از شدت و ضعف این فرایند، و مدلسازی جهت پیشبینی روند آتی تخریب اراضی امری مهم و ضروری است که با ارائه راهکارهای مدیریتی مناسب میتوان از شدت این پدیده کاست و یا از پیشروی آن جلوگیری به عمل آورد. در این بخش از پژوهش حاضر که با هدف مدل سازی اکوژئومورفولوژی رفتار بیابان در کویر حاج علی قلی طراحی شده است، مواد و روشهای پژوهش و به نوعی موقعیت و ویژگیهای جغرافیایی منطقه مطالعاتی، مراحل عمده روش پژوهش، پایگاه اطلاعاتی منطقه، عوامل موثر در رخداد بیابان زایی و نحوه تهیه لایه های اطلاعاتی آنها، و همچنین روش مدل سازی رفتار بیابان در غالب مدل های رخداد بیابان زایی مورد بررسی قرار گرفته است.
2-2 موقعیت جغرافیایی
آبخیز دامغان منطقهای مستطیلی شکل با مساحتی برابر با 18700 کیلومتر مربع در امتداد دامنه جنوب و جنوب شرقی البرز قرار گرفته است. کوهستانهای البرز در قسمت شمال با حداکثر ارتفاع 3888 متر در قله چالوئی (چالوئس) بر این دشت مسلّط است و کوهستانهای جنوبی با حجم و ارتفاع کمتر نسبت به کوهستانهای شمالی، چاله دامغان را از حوضه آبی کویر بزرگ جدا میکند. مرتفعترین قله کوهستانهای جنوبی، قله کوه دارستان با ارتفاع 2319 متر است و پستترین نقطه منطقه مربوط به کویر حاج علی قلی با ارتفاع 1022 متر از سطح دریا میباشد. قسمت اعظم ناحیه حوضه آبی دامغان را دشت وسیعی در بر گرفته که شیبی همگرا و بسیار ملایم به طرف کویر حاج علی قلی دارد. شیب دشت در اطراف کویر به یک درصد و در حواشی آن به حداکثر 5 درصد میرسد. منطقه مطالعاتی از نظر سیاسی در استان سمنان واقع شده و در موقعیت جغرافیایی ْ53 و ’15 تا ْ56 طول شرقی و ْ35 و ’15 تا ْ37 عرض شمالی گسترده شده است (شکل 2-1).

شکل (2-1) : موقعیت جغرافیایی منطقه مطالعاتی

2-3 موقعیت و ویژگیهای ژئومورفولوژی
آبخیز دامغان یک چشمانداز ژئومورفیک واقع در مناطق خشک است که متشکل از واحدهای کوهستان، دشتسر و پلایا است. هر واحد از چندین تیپ خاص و هر تیپ از چندین رخساره تشکیل شده است. از مهمترین زمیننماهای واحد ارتفاعات در منطقه مطالعاتی میتوان به تشکیلات آهکی همراه با میان لایههای ماسه، دولومیت و کنگلومرا، مواد آتشفشانی و دگرگونی؛ و واحد دشتسر به دشت سرهای فرسایشی، آپانداژ، انتهایی، مخروطه افکنهها، نواحی ماسه زارها و مسیلها؛ و واحد پلایای دامغان به جلگه رسی، صفحات کفی، حوضه خیس و نمگزار اشاره نمود. کویر حاج علی قلی از منظر کلان سطوح ژئومورفیک ایران، در سه منظر سطوح مقعر آبرفتی، سطوح محدب مرتفع ناهموار و سطوح مستوی نمکی واقع شده است (شکل 2-2).

شکل (2-2) : موقعیت کویر حاج علی قلی در کلان سطوح ژئومورفیک ایران (اقتباس از فتوحی، 1385)

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامهقاعده لاضرر، قانون مدنی، ماهیت حقوقی

موقعیت حوضه آبی کویر حاج علی قلی از منظر ارتفاعات و ناهمواریهای ایران به گونه ای است که این ناحیه به صورت چالهای مستقل بین رشته کوههای البرز و دشت کویر گسترده شده است و همانند محورهای اصلی کوهستان البرز در این منطقه، چاله دامغان جهت شمال شرقی – جنوب غربی دارد (شکل 2-3).

شکل (2-3) : موقعیت کویر حاج علی قلی در نقشه کلان واحدهای ارتفاعات و ناهمواریهای ایران (اقتباس از www.parstimes.com)

2-3-2 سطوح ارضی
مهمترین ویژگی سطوح برای تفکیک و نمادین کردن آنها یکی شیب (مقدار و جهت شیب) و دیگری نوع سطح (محدب، مقعر، مستوی) می باشد. میزان و جهت شیب از طریق تراکم خطوط منحنی میزان و نوع سطح هم از طریق الگوی آرایشی شبکه آبراهه ها تعیین می گردد (رامشت، 1385: 59 تا 61). با مشاهده نقشه توپوگرافی آبخیز دامغان و مدل ارتفاعی رقومی آن، از طریق الگوی آرایش آبراهه ها و فرم و تراکم خطوط تراز به طور کلی حدود سه سطح کلی و پنج سطح جرئی می توان تفکیک کرد. سطح اول، کوهستان را در شامل شده و الگوی آرایش شبکه آبراهه ها در آن از نوع واگرا و مقدار شیب آن زیاد است. سطح دوم از نوع مقعر بوده، به طوریکه الگوی آبراهه ای آن موازی می باشد و مقدار شیب نیز کمتر است. این سطح دشتهای پایکوهی و گلاسیها را در برگرفته و خود به دو نوع سطح مقعب با شیب تند و سطح مقعر با شیب کند تقسیم می شود. در فصل مشترک این سطوح شیب به طور تدریجی تغییر یافته و این سطوح از نوع مقعر با آبراهه های موازی می باشند. سطح سوم از نوع مستوی بوده و سطوح کم شیب و هموار کف پلایا را در برمیگیرد. مهمترین عامل شناسایی آنها نقاط ارتفاعی منفرد، تپه شاهدها، خطوط منحنی میزان سینوسی در حاشیه و الگوی آبراهه ای دوشاخه ای در حاشیه و آبراهه های عنکبوتی و سرگردان در مرکز سطح می باشند. الگوی زهکشی در حاشیه این سطح عموما همگرای دوشاخه ای است که خود دلیلی بر عملکرد وجود تراسهای آبرفتی دریاچه ای و آبهای راکد می باشد (شکل 2-4).

شکل (2-4) : نقشه سطوح ارضی حوضه آبی کویر حاج علی قلی

2-3-3 چشم اندازها و واحدهای فرمی
حوضه آبی کویر حاج علی قلی یک چشم انداز ژئومورفولوژی واقع در مناطق خشک و از نوع پلایا است که از بیرونی ترین قسمت به سمت مرکز شامل سه منظر به صورت است:
الف) منظر ارتفاعات به صورت یک نوار در اطراف منطقه و به عنوان یک سطح محدب: ارتفاعات در چشم انداز مطالعاتی به شکل نواری هستند که در برخی مناطق پایکوهی به مخروطه افکنه ها ختم می شوند. ارتفاعات مهم ترین سطح تامین کننده آب به شمار می روند از این رو در ایجاد واحدهای فرمی م
وجود در منطقه توسط فرایند آب های جاری نقش زیادی دارند. ارتفاع موجود در چشم انداز منطقه مطالعاتی دارای تشکیلات متفاوتی هستند و بر این اساس در منظر ارتفاعات واحدهای فرمی زمین نما که بر اساس تفاوت در جنس اراضی به وجود می آیند قابل مشاهده است. از مهمترین زمین نمای آن می توان به تشکیلات آهکی همراه با میان لایه های ماسه، دولومیت و کنگلومرا، مواد آتشفشانی و دگرگونی اشاره نمود.
ب) منظر دشت سرها به عنوان یک سطح مقعر: دشت سرها سطوحی با شیب منظم و مقعرند که از پای ارتفاعات شروع شده و با شیب ملایم به قلمرو پلایا ختم می شوند. بر روی نقشه های توپوگرافی فرم آبراهه های موازی و افزایش فاصله خطوط منحنی میزان، سطح این ژئوفورم ها را نشان می دهد. دشت سرهای فرسایشی، آپانداژ، انتهایی، مخروطه افکنه ها، نواحی ماسه زارها و مسیل ها از مهمترین زمین نماهای این چشم انداز به شمار می روند که می توان در منطقه مطالعاتی مشاهده نمود.
ج)

دیدگاهتان را بنویسید