پایان نامه با موضوع نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری و قابلیت اتکای اطلاعات مالی

دانلود پایان نامه
فصل دوم
مبانی نظری
و تحقیقات پیشین
2- فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه
محقق پس از تعیین موضوع، تدوین هدف ها، سؤال ها و فرضیه های تحقیق بایستی با استفاده از کتاب‌ها و تحقیق های انجام شده در این حوزه، مروری بر دیدگاه های علمی پیرامون موضوع تحقیق داشته و با بررسی تحقیق های انجام گرفته توسط دیگر محققین در زمینه مورد نظر، با موضوع تحقیق آشنایی بیشتری پیدا کند. به مجموعه مطالبی که محقق در این قسمت تهیه می کند، ادبیات تحقیق می گویند (اسحاقیان، 1382). این مطالب نشان می دهد، محقق در زمینه موضوع تحقیق دارای اطلاعات علمی است. ادبیات تحقیق به دو بخش مبانی نظری و پیشینه تحقیق تقسیم می شود. بخش اول از ادبیات تحقیق، مبانی نظری در حوزه تحقیق است. در این قسمت با توجه به تحقیق های صورت گرفته در ایران و خارج از ایران و منابع علمی، توضیحاتی پیرامون مباحث ارزشیابی های نادرست و مدیریت سود، مطرح می شود.
بخش دوم از ادبیات تحقیق، پیشینه تحقیق است. در این قسمت بررسی می شود که آیا در زمینه موضوع مطرح شده، قبلاً تحقیق هایی در جامعه آماری دیگری صورت گرفته است؟ و اگر صورت گرفته، به چه نتایجی دست یافته اند. جلوگیری از کار تکراری، دست یافتن به روش‌های جدید و مطالب نو، کمک به شناخت متغیرها و تشخیص روابط بین آن ها و آشنایی با روش های حل مسئله، از جمله سودمندی های بررسی پیشینه تحقیق می باشد.
به طور خلاصه این فصل به بررسی مباحث موجود در خصوص مبانی نظری تحقیق و ادبیات موجود در این زمینه می‌پردازد. نخست تلاش خواهد شد در خصوص هر یک از ابعاد مورد بررسی در محافظه کاری، نظریه ها و نحوه محاسبه آن در تحقیقات مختلف و همچنین ساختار دستورالعمل پذیرش اوراق بهادار در بورس اوراق بهادار تهران تعاریف، مفاهیم و مطالعات مرتبط در این حوزه مورد بررسی قرار گیرد و در بخش بعد به بررسی و مرور و اجمالی نتایج حاصل از تحقیق های داخلی و خارجی انجام گرفته و هم سو با تحقیق پیش رو پرداخته شود.
2-2- محافظه کاری
در حسابداری، محافظهکاری مفهومی است که سابقهای طولانی داشته و طی قرنها تئوری و عملکرد حسابداری را تحت تأثیر قرار داده است (باسو، 1997). ثبتهای تاریخی اوایل قرن پانزدهم میلادی درباره معاملات مشارکتی و تضامنی نشان دهندهی این حقیقت است که حسابداری در اروپای قرون وسطی محافظهکارانه بوده است. مفهوم محافظهکاری از زمانی ایجاد شد که ترازنامه مهمترین و اغلب تنها صورت مالی بود و اجزای سود یا سایر نتایج عملیات به ندرت در خارج از شرکتها ارائه میشد.
اولین کاربرد صورتهای مالی برای بانکداران و دیگر اعتباردهندگان بوده و انگیزهی آنها از کاربرد محافظهکاری اطمینان از آن بود که سرمایهگذاری آنان به گونهای مناسب حفظ خواهد شد. از اینرو کم نمایی خالص دارایی مطلوب و حتی شرافتمندانه تلقی میشود چرا که باعث ایجاد حاشیهی ایمنی برای وام‌ها بود (هیئت استانداردهای حسابداری مالی، 1980).
پژوهش ‌های تجربی اخیر در مورد محافظهکاری نشان میدهد که در کشورهای اروپایی طی 30 سال گذشته رویههای حسابداری محافظهکارانهتر شده است. این نتایج شگفت انگیز با مخالفت صریح بسیاری از قانونگذاران بازارهای سرمایه، تدوینکنندگان استاندارد و دانشگاهیان روبرو شده ولی بقای طولانی مدت محافظهکاری و دوام آشکار آن در برابر انتقادها، نشان دهندهی این حقیقت است که منتقدان، منافع با اهمیت محافظهکاری را نادیده انگاشتهاند. اگر قانونگذاران و تدوین کنندگان استانداردها بدون درک منافع محافظه‌کاری، تلاش برحذف محافظهکاری کنند، استانداردهایی ایجاد خواهد شد که بهطور جدی برای گزارشگری مالی زیان بار است (واتز، 2003).
محافظهکاری یکی از ویژگیهای گزارشگری مالی است که در سالهای اخیر به واسطهی رسواییهای مالی شرکتهایی مانند انرون و وردکام توجه بیشتری را به سوی خود جلب کرده است و برخی پژوهش‎های اخیر مانند واتز (2003)، رویچوداری و واتز (2005) و لافوند و واتز (2008) به طور ویژه بر محافظهکاری تمرکز نمودهاند. هرچند بسیاری از حسابداران بر وجود محافظهکاری در تنظیم صورتهای مالی توافق دارند، اما تا به اکنون تعریفی جامع از آن ارائه نشده است. با وجود این، در متون حسابداری دو خصوصیت عمدهی محافظهکاری مورد بررسی قرار گرفته است: اولی، وجود جانبداری در ارائهی کمتر از واقع ارزش دفتری سهام نسبت به ارزش بازار آن که توسط فلسام و اوهلسون در سال 1995 میلادی عنوان شد که معرف محافظه‌کاری از دیدگاه ترازنامهای بوده و معیار نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری () نیز برگرفته از همین تعریف است و دیگری تمایل به سرعت بخشیدن در شناسایی زیانها و به تعویق انداختن شناسایی سودها که معرف محافظهکاری از دیدگاه سود و زیانی است و برهمین اساس باسو در سال 1997 میلادی معیار عدم تقارن زمانی را معرفی نمود (پرایس، 2005)، واتز (2003) از بلیس (1924) در تعریف محافظهکاری چنین نقل نموده است: «محافظهکاری بهطور سنتی با ضرب المثل هیچ سودی را پیشبینی نکن، اما همهی زیانها را پیشبینی کن تعریف شده است» پیشبینی سود به معنای شناسایی سود پیش از وجود ادعای قانونی نسبت به درآمدهایی که باعث ایجاد آن شده و تأییدپذیری آن درآمدها است تعریف شده است. البته مقصود از محافظه‌کاری این نیست که باید تمام جریانهای نقدی مربوط به درآمد پیش از شناسایی سود دریافت شوند بلکه باید این جریانهای نقدی تأییدپذیر باشند (مانند شناسایی فروشهای نسیه) در ادبیات حسابداری این ضرب المثل به صورت «گرایش حسابداری به الزام درجهی بالاتری ازتأییدپذیری برای شناسایی اخبار خوب (یعنی سود) نسبت به شناسایی اخبار بد (یعنی زیان) (باسو، 1997) تفسیرشده است (واتز، 2003).
در پاراگراف 95 بیانیه ی مفاهیم حسابداری شمارهی دو نیز برای تشریح محافظه‌کاری چنین آمده است «اگر دو برآورد از یک مبلغ دریافتی یا پرداختی آتی وجود داشته باشد و احتمال وقوع هردو یکسان باشد، محافظهکاری استفاده از برآوردی را دیکته میکند که کمتر خوش بینانه است» (هیئت استانداردهای حسابداری مالی، 1980).
واتز و زیمرمن (1980) در تعریف محافظهکاری چنین نوشتهاند: «محافظهکاری یعنی این که حسابدار باید از بین ارزشهای ممکن برای داراییها، کمترین ارزش و برای بدهیها، بیشترین ارزش را گزارش نماید. درآمدها باید دیرتر شناسایی شوند نه زودتر و هزینه‌ها باید زودتر شناسایی شوند نه دیرتر».
ولک و همکاران (1989) محافظه کاری را این گونه تعریف می کنند: ”انتخاب رویه ای از بین گزینه های موجود که از طریق شناسایی کندتر درآمدها، سریع تر هزینه ها و کمتر ارزیابی نمودن دارایی‌ها، و بیشتر ارزیابی نمودن بدهی ها منجر به حداقل سود انباشته گزارش شده توسط شرکت شود“.کیم و ژانگ(2000) معتقدند که محافظه کاری یعنی شناسایی تمام زیان های بالقوه و شناسایی نکردن سودهای محتمل. باسو استفاده از درجات بالاتر قابلیت اتکا برای شناسایی و ثبت سودها و اخبار خوشایند( افزایش ارزش ها )ودر مقابل استفاده از درجات پایین تر قابلیت اتکا برای شناسایی و ثبت زیان ها و اخبار ناخوشایند(کاهش ارزش ها) را محافظه کاری نامیده است. کم نمایی پیوسته ارزش دفتری خالص دارایی ها نسبت به ارزش بازار آن ها از دیگر تعاریف محافظه کاری است (احمد و همکاران،2002). کاربردهای عملی فراوانی برای محافظه کاری وجود دارد که برخی از آن ها عبارتند از به کار گیری قاعده اقل بهای تمام شده یا خالص ارزش فروش در ارزشیابی موجودی ها، عدم شناسایی سرقفلی و دیگر دارایی های نامشهودی که در داخل واحد تجاری ایجاد شده اند، به حساب هزینه منظور کردن مخارج تحقیق و توسعه ، شناسایی و گزارش مخارج قبل از بهره برداری به عنوان هزینه و نه دارایی و… .
از دیدگاه تهیهکنندگان صورت های مالی، محافظهکاری به عنوان کوششی برای انتخاب روشی از روش‌های پذیرفته شدهی حسابداری است که به یکی از نتایج زیر منتج میشود:
شناخت کندتر درآمد فروش،
شناخت سریعتر هزینه،
ارزشیابی کمتر داراییها،
ارزشیابی بیشتر بدهیها (شباهنگ،1381).
در کشور ما کمیتهی فنی سازمان حسابرسی در مفاهیم نظری گزارشگری مالی، محافظهکاری را به عنوان یکی از مؤلفههای خصوصیات کیفی قابل اتکاء بودن در نظر گرفته، اما واژهی محافظهکاری را به کار نبرده است، بلکه از واژهی احتیاط به جای آن استفاده نموده است. در مفاهیم نظری گزارشگری مالی پیوست استانداردهای حسابداری ایران درباره احتیاط چنین آمده است:
«تهیه کنندگان صورتهای مالی در عین حال باید با ابهاماتی که بهگونهای اجتنابناپذیر بر بسیاری از رویدادها و شرایط سایه افکنده است برخورد کنند. نمونهی این ابهام‌ها عبارت است از قابلیت وصول مطالبات، عمرمفید احتمالی داراییهای ثابت مشهود و تعداد و میزان ادعاهای احتمالی مربوط به ضمانت کالای فروش رفته. چنین مواردی با رعایت احتیاط در تهیهی صورت‌های مالی و همراه با افشای ماهیت و میزان آن ها شناسایی میشود.
احتیاط عبارت است از کاربرد درجهای از مراقبت که در اعمال قضاوت برای انجام برآورد در شرایط ابهام موردنیاز است به گونهای که درآمدها یا داراییها بیشتر از واقع و هزینهها یا بدهیها کمتر از واقع ارائه نشود. اعمال احتیاط نباید منجر به ایجاد اندوختههای پنهانی یا ذخایر غیرضروری گردد یا داراییها و درآمدها را به طور عمد کمتر از واقع و بدهیها و هزینهها را به طور عمد بیشتر از واقع نشان دهد زیرا این امر موجب نقض بیطرفی است و برقابلیت اتکای اطلاعات مالی اثر میگذارد» (کمیته‌ فنی سازمان حسابرسی،1381) تعریف بالا نشان میدهد که محافظه‌کاری محصول ابهام است و هرگاه حسابداران با ابهام روبرو شوند محافظهکاری را به کار میبرند. هیئت استانداردهای حسابداری مالی در بیانیهی مفاهیم حسابداری شماره دو درباره محافظهکاری و تعریف آن بحث کرده و محافظهکاری را این گونه تعریف کرده است: «واکنشی محتاطانه به ابهام، در تلاش برای اطمینان از اینکه ابهام و ریسک ذاتی شرایط تجاری به گونهای مناسب در نظر گرفته شود» این تعریف، ابهام و ریسک را عوامل مهم در تشریح محافظهکاری می‌داند. در این بیانیه آمده است که اگر ابهام وجود نداشته باشد، نیازی به محافظهکاری نیست؛ و هرچه ابهام و ریسک بیشتری وجود داشته باشد نیاز بیشتری به محافظهکاری وجود دارد (هیئت استانداردهای حسابداری مالی، 1980).
آثار محافظهکاری را میتوان به دو مورد نسبت داد: نخست، استانداردهای گزارشگری مالی که گزارش‌گری محافظهکارانه را الزامی میسازد؛ و دیگری، رویههای حسابداری انتخاب شده توسط مدیریت برای تهیهی صورتهای مالی. به طور غالب جنبهی دوم به عنوان تصویر محافظهکاری در ادبیات مربوط ارائه شده است. برای مثال، گزارشگری مالی محافظهکارانه توسط یک شرکت می‌تواند دلالت بر وجود ابهام و ریسک بیشتر و در نتیجه محافظهکاری بیشتر داشته باشد که در استانداردهای مربوط الزامی شده است؛ یا دلالت بر این داشته باشد که شرکت رویههای حسابداری محافظهکارانه را برای گزارشگری مالی انتخاب نموده است. در عالم واقع، ممکن است هر دوی اینها مهم باشد و اهمیت نسبی آنها نیز باهم متفاوت باشد. از اینرو شرکتهایی که هدف آن ها ارائهی گزارشهای مالی محافظهکارانه است، ممکن است در صورتی که سطح عدم اطمینان و ابهام پایین باشد، سطح بااهمیتی از محافظه‌کاری را نشان ندهند. برعکس در مورد شرکت‌های دارای سیاستهای گزارشگری مالی متهورانه ممکن است در صورتی که سطح ابهام بالا باشد، سطح بالایی از محافظهکاری را نشان دهند (پرایس، 2005). محافظهکاری، هدف گزارشگری مالی کنونی نیست. با این حال، هنوز هم به عنوان یکی از ویژگیهای گزارشگری مالی باقی مانده است. چرا که ممکن است در ارزشیابی برخی معاملات ابهام با اهمیتی وجود داشته باشد. هیئت استانداردهای حسابداری مالی محافظهکاری را گونهای از جانبداری میداند که با دیگر خصوصیات مطلوب گزارشگری مالی از جمله ارائهی منصفانه، بیطرفی و قابلیت مقایسه در تضاد است. آشکارترین جانبداری قابل مشاهده در صورت‌های مالی، کمنمایی خالص داراییها نسبت به ارزش بازار آن ها است (همان منبع).
هیئت استانداردهای حسابداری مالی در بیانیهی مفاهیم حسابداری شمارهی دو تا حدودی از اهمیت محافظهکاری کاسته است؛ زیرا در سلسله مراتب ویژگیها ذکری از آن به عمل نیاورده است (شباهنگ، 1381). در بیانیهی شماره دو، ارائه ارزشهای کمتر از واقع برای داراییها یا سود (یا ارائه ارزشهای بیش از واقع) تأیید نشده است (همان منبع). در این پژوهش، محافظه‌کاری به صورت گرایش حسابداری به الزام درجهی تأییدپذیری بالاتری برای شناسایی اخبار خوب نسبت به شناسایی اخبار بد در صورتهای مالی تفسیر میشود. براساس این تفسیر، سودها اخبار بد را خیلی سریعتر از اخبارخوب در خود نشان میدهند (باسو،1997). با توجه به مطالب یاد شده محافظهکاری به صورت زیر تعریف میشود:
محافظهکاری عبارتست از تأییدپذیری متفاوت لازم برای شناسایی درآمدها و هزینهها که منجر به کم‌نمایی سود و داراییها میشود.