وکیل، وکالت، تعهدات، عقد

وکالت، وکلاء عدلیه موظف هستند که همه ساله در سه دعوای حقوقی به عنوان معاضدت قبول وکالت نمایند. بنابراین این حق تمام مردم است که از وکلاء در دادگاه بهره مند شوند و از علم وکیل در جهت رسیدن به هدف خود استفاده کنند و وکلاء موظفند که به بهترین نحو در جهت احقاق حقوق مردم گام بر دارند و از تضییع شدن حقوق مردم جلوگیری به عمل آورند.
2-2-2- تعهدات موکل نسبت به اشخاص ثالث در قسمت قبل درباره ی تعهدات وکیل نسبت به اشخاص ثالث بحث کردیم. و در اینجا به بررسی تعهدات موکل نسبت به اشخاص ثالث خواهیم پرداخت.
– تعهدات موکل نسبت به طرف قرارداد در همه ی عقود تعهدات فقط برای متعاقدین است و فقط نسبت به آن ها دارای آثاری است ( و قائم مقام آن ها ) ولی در وکالت که به نمایندگی از دیگری عقد منعقد می شود، اثر قرارداد به موکل می رسد که در عقد دخالت مستقیم نداشته است ( مواد 196 و 231 ق.م ) بنابراین چنانچه مورد وکالت خریداری چند دستگاه ماشین آلات کشاورزی باشد وکیل آن ها را خریداری نماید، موکل متعهد است که ثمن معامله را بپردازد و یا چنانچه مورد وکالت فروش منزل مسکونی موکل باشد و وکیل آن را بفروشد، موکل متعهد است مطابق عقد بیع، خانه را خالی کرده و تحویل مشتری دهد. ( نیکوند، 1392 ص 74 ) با توجه به ماده 674 ق.م که بیان می کند: « موکل باید تمام تعهداتی را که وکیل در حدود وکالت خود کرده است، انجام دهد در مورد آنچه که در خارج از حدود وکالت انجام داده است موکل هیچ گونه تعهدی نخواهد داشت مگر اینکه اعمال فضولی وکیل را صراحتاً یا ضمناً اجازه کند.» بنابراین تعهدات موکل در برابر طرف قرارداد در سه قسمت ذیل مورد بررسی قرار می گیرد: _التزام به مفاد عقد در حدود وکالت _التزام به امور خارج از حدود وکالت _وضع موکل در برابر معاملاتی که به نام او انجام نمی شود و در ادامه به توضیح هر یک از این موارد خواهیم پرداخت:
الف- التزام به مفاد عقد در حدود وکالت قراردادی را که وکیل بجای موکل منعقد می کند آثار آن برای موکل خواهد بود و او است که باید مفاد قرارداد را اجرا نماید البته به شرطی که در حدود وکالت باشد و همچنین وکیل باید مصلحت موکل را در نظر بگیرد و گاهی امکان دارد که مصلحت موکل به عمد در نظر گرفته نشود که در این صورت معامله فضولی است ولی اگر وکیل به اشتباه و تقصیر رعایت مصلحت موکل را نکند در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد ولی به نظر می رسد در صورتی که قصد وکیل رعایت مصلحت موکل بوده و قصد ضرر زدن به موکل را نداشته ولی در نتیجه ی عدم مراقبت و احتیاط لازم عمل حقوقی را که انجام داده است به نفع موکل نیست و در این مورد در صفحه ی 59 بحث شده است به همین دلیل از توضیح بیشتر در این زمینه خودداری می کنیم. مثلاً هنگامی که موکل برای فروش خانه ای به شخصی وکالت در فروش می دهد و وکیل با رعایت حدود وکالت و مصلحت موکل، خانه را بفروش می رساند در این صورت آن معامله صحیح و برای موکل محسوب می شود و موکل ملزم به اجرای مفاد آن معامله خواهد بود و نتایج آن معامله دامنگیر موکل خواهد بود. نفوذ اعمال وکیل درباره ی موکل، تنها در مورد آثار قراردادهایی که به نام او بسته می شود نیست؛ هر عملی که وکیل در حدود اختیارات خود انجام دهد مانند این است که موکل انجام داده باشد. بنابراین، تمام اسنادی که وکیل امضاء کرده است، درباره ی موکل از همان اعتباری بر خوردار است که خود او امضاء کند و از این نوشته ها می توان، به عنوان سند، در برابر موکل استناد کرد اقرار وکیل نیز نسبت به موضوعی که در حدود اختیار او است موکل را پای بند می کند. همچنین، اقدام های وکیل مرور زمان را به سود موکل قطع می کند و همانند اقدام خود او است. موکل نمی تواند، بر حکمی که با شرکت وکیل صادر شده است، به عنوان ثالث اعتراض کند. ( کاتوزیان، 1390 ص 95 )
ب- وضعیت امور خارج از حدود وکالت اصل بر این است که موکل ملزم به اجرای آن دسته از معاملاتی است که وکیل حدود وکالت را رعایت کرده باشد ولی این اصل همواره با استثنائاتی هم مواجه است که باعث می شود حتی در مواردی که وکیل معامله ای را که خارج از حدود وکالت است انجام دهد آن معامله صحیح و موکل ملزم به اجرای مفاد آن خواهد بود. مورد اول هنگامی اتفاق می افتد که وکیل معامله ای را خارج از حدود وکالت انجام دهد و موکل آن معامله فضولی را تنفیذ می کند در این موارد موکل ملزم به اجرای مفاد آن معامله خواهد بود و مانند مواردی عمل می شود که از ابتدا آن معامله صحیح بوده است. مورد دوم حالتی است که ضرری متوجه موکل باشد و وکیل برای کسب اجازه از موکل به او دسترسی نداشته باشد در این موارد اگر وکیل برای دفع ضرر از موکل کاری را که خارج از حدود وکالت است انجام دهد آن عمل صحیح است و لازم به ذکر می باشد که نفوذ این عمل مشروط بر این است که آن عمل از طرف موکل منع نشده باشد. مورد سوم درباره ی عزل وکیل است اگر وکیل پیش از رسیدن خبر عزل، امر وکالت را انجام دهد آن عمل صحیح و نافذ خواهد بود مثلاً اگر موکل به شخصی وکالت در فروش خانه اش را بدهد و بعداً موکل، اختیارات وکیل را محدود کند یا او را عزل نماید ولی وکیل از آن خبری نداشته باشد در این مورد اگر اقدام به فروش خانه ی موکل نماید آن عمل صحیح و نافذ است زیرا پیش از رسیدن خبر عزل یا محدود کردن اختیارات به وکیل این اقدامات صورت گرفته است.
ج- وضع موکل در برابر معاملاتی که به نام او انجام نمی شود قراردادهایی که وکیل از جانب موکل منعقد می کند باید به نام و به حساب موکل باشد ولی برخی از موارد وکیل، نام موکل را ذکر نمی کند و بعد از معامله ثابت می شود که این معامله برای موکل بوده است در این زمینه در ماده ی 196 ق.م آمده است که: « کسی که معامله می کند آن معامله برای خود آن شخص محسوب است، مگر این که در موقع عقد خلاف آن را تصریح نماید یا بعد خلاف آن ثابت شود. مع ذلک ممکن است در ضمن معامله که شخص برای خود می کند تعهدی هم به نفع شخص ثالثی بنماید. » بنابراین با توجه به ماده 196 ق.م این امکان وجود دارد که بعد از عقد ثابت شود که آن معامله برای شخص دیگری بوده است بنابراین موکل در برابر طرف قرارداد مسئول می باشد و نمی تواند به این بهانه که نامی از او در قرارداد ذکر نشده است از اجرای مفاد آن خودداری نماید.و در فقه هم گفته شده است که نیازی نیست که در همه ی موارد نام موکل در معاملات ذکر شود. ( طباطبایی یزدی، 1414 ص141 ) به عنوان مثال اگر شخصی خانه ای را بخرد و در موقع معامله اعلام نکند که از طرف موکل نیابت داشته و آن خانه را برای موکل خریده است و پس از معامله مدعی شود که آن معامله برای موکل است و خانه را برای موکل خریده است و اگر ثابت شود در این صورت موکل در برابر طرف قرارداد مسئول است و باید ثمن معامله را بپردازد و موکل نمی تواند به این بهانه که در عقد بیع ذکری از نام او نشده از پرداخت ثمن خودداری نماید.

مطلب مرتبط :   تعهدات، عقد، تعهد، اخلاقی

فصل سوم: آثار تعهدات وکیل و موکل

در فصل قبل درباره ی ماهیت تعهدات وکیل و موکل بحث کردیم و در این فصل به آثار تعهدات وکیل و موکل می پردازیم که ابتدا آثار تعهدات وکیل و موکل نسبت به یکدیگر را بررسی می کنیم که عبارتند از: آثار تعهدات قراردادی وکیل و موکل، آثار تعهدات قانونی وکیل و موکل و آثار تعهدات اخلاقی وکیل و موکل. در ادامه درباره ی طریقه