وکیل، وکالت، افشاء، ادای

بنابراین از توضیح مجدد این موارد پرهیز می کنیم و به توضیح سایر موارد می پردازیم.
الف- صداقت و درستی وکلاء یکی از وظایف حرفه ای وکیل دادگستری رعایت صداقت است که باید همواره با موکل خود صادق و راستگو باشد و با توجه به ماده 39 آئین نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری پس از حاضر شدن پروانه وکالت و قبل از تسلیم به متقاضی، مشارالیه باید در حضور ریاست کانون و لااقل دو نفر از اعضاء هیئت مدیره قسم یاد کرده و صورت مجلس قسم و قسم نامه را امضاء نماید. و همچنین برابر برنامه سوم توسعه مصوب 13/6/1381، پذیرفته شده هنگام اخذ پروانه با حضور ریاست محترم هیأت یا نماینده ایشان سوگند یاد نموده و سوگند نامه و صورت جلسه مربوطه را امضاء می نماید. لزوم صداقت در مشاورات حقوقی، ایجاب می نماید که وکیل نسبت به موضوع مشاوره بی غرضانه اظهار نظر نماید و حقایق مربوط به آن را منصفانه بیان کند تا طرف مشاوره در موضع گیری های خود دچار اشتباه نگردد. بنابراین کتمان ضعف موقعیت قانونی وی که منجر به تشویق و تحریض ناروای او به طرح دعوی یا اقدامات قضایی دیگر گردد، از موارد نقض تعهد مربوط به رعایت صداقت حرفه ای است. در موردی که موضوع مشاوره دارای ابعاد اقتصادی و سیاسی نیز می باشد، وکیل باید این موضوع را به طرف مشاوره خود خاطرنشان سازد و چنانچه شخصاً از پیش بینی آثار و تبعات غیر حقوقی آن عاجز است ضرورت مشاوره با افراد صاحب نظر در این زمینه را به وی تذکر دهد. ( قهرمانی، 1377 ص 144 و 143 ) همان طوری که قبلاً بیان کردیم وکیل باید با موکل خود صادق باشد. بنابراین اگر موکل برای وکالت در دعاوی به وکیل مراجعه کند و وکیل در آن زمینه توانایی و اطلاعات کافی نداشته باشد باید با موکل خود صادق باشد و حقیقت را که در این زمینه اطلاعات کافی ندارد را به موکل خود بگوید و از قبول آن پرونده خودداری نماید. همچنین وکیل دادگستری نمی تواند نتیجه ی دادرسی را تضمین کند بنابراین اگر وکیلی نتیجه ی دادرسی را به نفع موکل تضمین کند در واقع خواسته است با وسیله ی فریبنده تحصیل وکالت کند و نشانه ای از عدم صداقت وکیل با موکل خود است.
ب- حفظ اسرار موکل وکیل دادگستری باید رازدار و حافظ اسرار موکل خود باشد و اطلاعات مربوط به موکل را نزد دیگران بازگو نکند و بر طبق ماده 30 قانون وکالت مصوب 1315 که در این زمینه بیان می کند: « وکیل باید اسراری را که به واسطه وکالت از طرف موکل مطلع شده و هم چنین اسرار مربوط به حیثیات و شرافت و اعتبارات موکل را حفظ نماید. » تعهد وکیل به رازداری موکل و افرادی که جهت مشاوره به او مراجعه می نمایند، از وظیفه کلی تری که وکیل در مقابل این اشخاص دارد، یعنی التزام به وفاداری ناشی می گردد. التزام وکیل به وفاداری نسبت به موکل، یکی از وجوه افتراق وکالت به معنای عام کلمه با وکالت دادگستری به مفهوم یک شغل و یک حرفه است. زیرا با وجودی که هر شخصی می تواند وکالت افراد متعددی را در انجام یک معامله یا هر عمل حقوقی دیگر بپذیرد و حتی وکالت متعاقدین یک قرارداد را به عهده داشته باشد، لیکن وکیل دادگستری با تنظیم قرارداد وکالت با شخص یا اشخاص معین و با ارائه خدمات مشاوره ای به آنان، به بداهت عقلی از قبول وکالت افرادی که با موکلین وی تعارض منافع دارد، ممنوع می باشد، به طوری که حتی پس از عزل یا استعفا از وکالت آنان نیز، براساس وظیفه ای که در مقام لزوم وفاداری نسبت به موکلین سابق خود دارد، نمی تواند طرف مقابل آن را در دعوی مطروحه بپذیرد. قانون گذار در ماده 37 قانون وکالت در مقام بیان این وظیفه وکیل چنین مقرر داشته است: « وکلاء نباید بعد از استعفا از وکالت یا معزول شدن از طرف موکل یا انقضاء وکالت به جهتی از جهات، وکالت طرف مقابل یا اشخاص ثالث را در آن موضوع بر علیه موکل سابق خود یا قائم مقام قانونی او قبول نمایند و محاکم، وکالت او را نباید در این مورد بپذیرند. » ( قهرمانی، 1377 ص 222) البته در برخی از موارد افشاء اسرار موکل توسط وکیل مجاز خواهد بود که عبارتنداز: _افشاء اسرار در صورت موافقت موکل _افشاء اسرار به حکم قانون یا دادگاه صالح _افشاء اسرار در مقام ادای شهادت _افشاء اسرار در مقام دفاع از خود _افشاء اسرار برای جلوگیری از وقوع جرم که در ذیل به توضیح هر کدام از این موارد بالا می پردازیم:
_افشاء اسرار در صورت موافقت موکل در برخی از موارد موکل به وکیل اجازه در افشاء اسرار را می دهد در این موارد اگر وکیل اقدام به افشاء اسرار موکل خود کند مجاز خواهد بود و مسئولیتی متوجه وی نخواهد بود و وکیل بهتر است در این موارد اجازه صریح از موکل برای افشاء اطلاعات داشته باشد نه اجازه ضمنی.
_افشاء اسرار به حکم قانون یا دادگاه صالح برخی از موارد وکیل به حکم قانون یا دادگاه صالح ملزم خواهد بود که اطلاعات مربوط به موکل را در اختیار آن ها قرار دهد که در این موارد هم افشاء اسرار مجاز است. البته تنها در حدی که قانون یا دادگاه مشخص کرده است و وکیل نباید فراتر از این حد اقدام به افشاء اسرار موکل خود نماید. به عنوان نمونه، وکلای دادگستری با توجه به ماده ی 6 قانون مبارزه با پولشویی مکلف هستند که اطلاعات لازم را در اختیار مقامات قضایی قرار دهند.
_افشاء اسرار در مقام ادای شهادت در قانون ایران نصی در زمینه ی افشاء اسرار در مقام ادای شهادت وجود ندارد و همچنین در میان نویسندگان حقوقی نظرات متفاوتی بیان شده است و با توجه به اصل 38 قانون اساسی که مقرر می دارد: « هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار و سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود. » بنابراین ادای شهادت امری اختیاری است نه اجباری. ولی بر عکس حفظ اسرار موکل از جمله وظایف اجباری وکیل است. و در اینجا این سوال مطرح می شود که چگونه می توان از انجام وظیفه اجباری ( حفظ اسرار موکل ) به وسیله انجام وظیفه اختیاری ( ادای شهادت ) صرف نظر کرد؟ در محاکم ایران، آرایی در این زمینه دیده نمی شود. لیکن آنچه از آمیختگی قوانین شرعی و عرفی و لزوم انطباق مقررات عرفی با موازین شرعی استنباط می گردد، این است که در مواردی که مصلحت اجتماعی و یا اجرای عدالت اقتضاء نماید، وکیل می تواند در مقام ادای شهادت، اسرار حرفه ای خود را نسبت به موکل یا غیر، افشاء کند. زیرا چنانچه اسرار مزبور انحصاراً نزد وکیل بوده و من به الکفایه نیز نباشد، لزوماً وی در مقام ادای وظیفه شرعی و اخلاقی خود ناگزیر از بیان آن سرّ خواهد بود. ( قهرمانی، 1377 ص220 ) برخی دیگر گفته اند که همانگونه که در مورد تعارض دو دلیل جمع بین آنها بهتر است1در مورد تعارض ظاهری دو وظیفه در مورد خاص جمع بین آنها بهتر باشد. بنابراین وکیل باید با خاطرنشان کردن وجدان اخلاقی و وظیفه شرعی به موکل و اینکه ممکن است حفظ اسرار او لطمه حیثیتی و یا مالی جبران ناپذیری به دیگری وارد نماید موکل را ترغیب و تشویق به ادای شهادت و جلوگیری از تضییع حقوق دیگران نماید. که این تلاش وکیل در واقع انجام وظیفه در راستای مساعدت به اجرای عدالت می باشد ولی چنانچه نتواند رضایت موکل را در این باره جلب نماید و افشاء اسرار موکل باعث ضرر حیثیتی به موکل گردد به نظر می رسد وکیل باید از ادای شهادت و افشاء اسرار موکل خود خودداری نماید زیرا اگر غیر از این باشد هرگز رابطه اعتماد و اطمینان بین وکیل و موکل

مطلب مرتبط :   وکیل، وکالت، دوم،، اجرت