وکیل، دادگاه، دادرسی، افشاء

برقرار نمی گردد . در موارد کیفری وقتی که موکل
1.الجمع مهما امکن اولی من الطرح
نزد وکیل اقرار به عملی نماید که از نظر قوانین جرم شناخته شده است، آیا در اینجا هم وکیل باید از افشاء اسرار موکل خودداری نماید؟ البته به نظر می رسد که در زمینه حق الهی باید از افشاء اسرار موکل بپرهیزد اما در مواردی که این رازداری به حق الناس خلل وارد می آورد در واقع وظیفه رازداری وکیل با وظیفه اصلی وکیل که کمک به اجرای عدالت است در تعارض قرار می گیرد که بهترین روش در حل این مشکل استعفاء وکیل است. ( انصافداران، 1390 ص82 و 81 ) ولی به نظر می رسد هر چند وکیل موظف به حفظ اسرار موکل است و نباید اسرار موکل را افشاء کند اما برخی از موارد برای اجرای عدالت وکیل مجاز به افشاء اسرار در مقام ادای شهادت خواهد بود و در این موارد افشاء اسرار موکل باعث مسئولیت وکیل نخواهد شد ولی اگر هدف وکیل از افشاء اسرار در ادای شهادت، ضرر زدن به موکل باشد افشاء اسرار در این موارد مجاز نخواهد بود.
_افشاء اسرار در مقام دفاع از خود هنگامی که وکیل از طرف موکل مورد اتهام واقع می شود ، امکان دارد حفظ اسرار موکل توسط وکیل باعث لطمه خوردن به حرفه وکالت او بشود در این موارد وکیل در جهت دفاع از خود مجاز به افشاء اسرار موکل خواهد بود. البته ذکر این نکته در اینجا حائز اهمیت است که وکیل تنها به مقداری می تواند اسرار موکل را افشاء نماید که برای دفاع از خود لازم است ، ولی زمانی که وکیل از طرف شخص ثالث مورد اتهام واقع می شود در این صورت وکیل باید با احتیاط بیشتری اسرار موکل را افشاء نماید چون در این موارد موکل نقشی در لطمه خوردن به حیثیت و حرفه وکالت وکیل نداشته است و اگر وکیل به صرف اینکه مورد اتهام از طرف هر شخص دیگری قرار گیرد تمام اسرار موکل را فاش نماید اعتماد بین وکیل و موکل از بین خواهد رفت و باعث ضرر زدن به موکل می شود.
_افشاء اسرار برای جلوگیری از وقوع جرم البته در افشاء اطلاعات محرمانه به جهت پیش گیری از وقوع جرم توسط وکیل در صورتی موجه است که دلایل کافی و موجهی برای اینکه جرم واقع خواهد شد وجود داشته باشد و فقط با احتمال ضعیف بر وقوع جرم و حدس و گمان، وکیل از وظیفه حفظ اسرار معاف نمی گردد.( انصافداران، 1390 ص83 )
پ- پیگیری و مراقبت های لازم در تعقیب دعوی وکیل با قبول پرونده ی موکل موظف است که پیگیری و مراقبت های لازم را در جهت تعقیب دعوی انجام دهد وظایف وکیل دادگستری در مراقبت از جریان دعوی عبارتند از:
1-رعایت مواعد قانونی از جمله وظایف وکیل دادگستری در مراقبت از جریان دعوی، رعایت مواعد قانونی می باشد وکیل باید از مواعد قانونی که در قانون آئین دادرسی مدنی و قوانین دیگر آمده است آگاه باشد تا در موعد مقرر اقدامات مربوط به پرونده موکل را انجام دهد و در صورت عدم اطلاع از مواعد قانونی، امکان دارد که فرصت انجام برخی از اقدامات راجع به پرونده را از دست بدهد و باعث ورود ضرر به موکل بشود. تشریفات دادرسی عمدتاً به منظور حفظ حقوق طرفین دعوا و جلوگیری از تضییع حق دفاع آنان و در نهایت حصول ظن قوی مبنی بر اجرای عدالت در فصل خصومت است. گذشته از این، جلوگیری از اطاله ی دادرسی، ایجاب می نماید جریان رسیدگی به دعوا، از یک برنامه زمان بندی شده تبعیت نماید. به همین جهت رعایت مواعد پیش بینی شده در قانون آئین دادرسی مدنی و قوانین دیگر از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ( اسماعیلی هریسی، 1385 ص302 )
2-حسن جریان دادرسی علاوه بر رعایت مواعد قانونی، حسن جریان دادرسی و اجتناب از تأخیر در رسیدگی و تجدید جلسات غیر ضروری، مراقبت های دیگری را از سیر پرونده ایجاب می نماید مانند حصول اطمینان از وصول استعلام های قانونی دادگاه از مراجع ذی صلاح،مطالبه پرونده های استنادی طرفین، ابلاغ صحیح اخطاریه ها و ….. که این امور عمدتاً به وظایف اداری دادرس دادگاه در نظارت مستمر او بر جریان امور دفتری مربوط می گردد. لیکن چون به دلیل تراکم کار، دادرس دادگاه امکان انجام این جنبه از وظایف خود را دقیقاً ندارد و کارمندان دفتر دادگاه نیز، با معاذیر مشابه نسبت به این جنبه از وظایف خود کمتر احساس مسئولیت می نمایند، در دعاوی که توسط وکیل مطرح می گردد، مسئولیت این نظارت به عهده وی قرار می گیرد زیرا یکی از انگیزه های اصلی اصحاب دعوا در مراجعه به وکیل برای تعقیب دعوای آن ها، اعمال این قبیل نظارت ها و مراقبت از حسن جریان اداری پرونده است که می تواند در سرعت بخشیدن به جریان دادرسی موثر واقع شود. (همان، ص303 )
3-حضور در جلسات دادرسی وکیل باید در جلسات دادرسی حضور داشته باشد و تنها در صورتی می تواند از حضور در جلسات رسیدگی خودداری کند که عذر موجهی داشته باشد. که در ماده ی 41 ق.آ.د.م آمده است: « وکلاء مکلفند در هنگام محاکمه حضور داشته باشند مگر اینکه دارای عذر موجهی باشند جهات زیر عذر موجه محسوب می شود: 1.فوت یکی از بستگان نسبی و یا سببی تا درجه اول از طبقه دوم 2.ابتلاء به مرضی که مانع حرکت بوده یا حرکت، مضر تشخیص داده شود 3.حوادث قهری از قبیل سیل و زلزله که مانع از حضور در دادگاه شود 4.وقایع خارج از اختیار وکیل که مانع از حضور وی در دادگاه شود وکیل معذور موظف است عذر خود را به طور کتبی با دلایل آن برای جلسه محاکمه به دادگاه ارسال دارد. دادگاه در صورتی به آن ترتیب اثر می دهد که عذر او را موجه بداند، در غیر این صورت جریان محاکمه را ادامه داده و مراتب را به مرجع صلاحیتدار برای تعقیب انتظامی وکیل اطلاع خواهد داد در صورتی که جلسه دادگاه به علت عذر وکیل تجدید شود. در این صورت، جلسه بعدی دادگاه به علت عدم حضور وکیل، تجدید نخواهد شد. » در بعضی از موارد زمان رسیدگی به پرونده هایی که وکیل وکالت آن پرونده ها را قبول کرده است با هم تداخل پیدا کرده و به طور همزمان است. در این موارد ماده ی 42 ق.آ.د.م مقرر می دارد: « در صورتی که وکیل همزمان در دو یا چند دادگاه دعوت شود و جمع بین آن ها ممکن نباشد، لازم است در دادگاهی که حضور او برابر قانون آیین دادرسی کیفری یا سایر قوانین الزامی باشد، حاضر شود و به دادگاه های دیگر لایحه بفرستد و یا در صورت داشتن حق توکیل، وکیل دیگری معرفی نماید. » قانون گذار ایران حضور وکیل در جلسات دادرسی را از وظایف قانونی وکلاء می داند و تنها در صورت داشتن عذر موجه، آنان را مجاز در ارسال دفاع کتبی به دادگاه می شناسد. بعبارت دیگر، با وجودی که طرفین اصلی دعوی می توانند در هر حال مدافعات خود را کتباً به دادگاه ارائه دهند و یا حتی از حضور در جلسات دادرسی خودداری نمایند، لیکن وکلای آنان از چنین حقی برخوردار نیستند. تمایزی که قانونگذار از این جهت بین وکیل و اصیل قایل گردیده است، این نظر را که وکالت در دعاوی، جنبه اجتماعی نیز داشته و وکیل دعاوی علاوه بر وظیفه حفظ حقوق قانونی موکل خود، باید در خدمت نظام قضایی کشور برای اجرای عدالت نیز باشد، تایید می نماید. زیرا لازمه یک دادرسی روان و سریع، حضور وکیل در جلسات رسیدگی و اداری توضیحات لازم برای رفع ابهاماتی است که دادرس دادگاه در کشف حقیقت ممکن است با آن مواجه گردد که این امر در اکثر موارد با مدافعات کتبی میسر نمی باشد. ( قهرمانی، 1377 ص179 )
ت- تشویق به سازش تشویق به سازش از طرف وکیل جزء وظایف قانونی وکیل محسوب می شود چون در قانون به آن اشاره شده است و

مطلب مرتبط :   ــــــ، زمستان، پیاپی، ش4.