وهابیت، تقریب، مسلمانان، شیعه

نمی‌گوییم مگر کسی را که دعوت حق ما (وهابیت) به او رسیده و دلیل و برهان بر او روشن شده و حجت بر او برپا شده، ولی با این حال از روی تکبر و عناد برعقیده خود اصرار دارد به مانند بیش‌تر همین کسانی که ما امروز با آن‌ها می‌جنگیم. چون بر شرک خود اصرار می‌ورزند و از انجام واجبات روی گردانده و اعمال خلاف و گناهان کبیره را آشکارا مرتکب می‌شوند»311 و همو در جای دیگر گفته:
«هرکسی را که پیروان او را خوارج خوانند کافر دانسته»312 شواهد تاریخی نشان می‌دهد که مسلمانان تاحدود قرن‌های هفتم و هشتم هـهـ.ق.از یک وحدت نسبی برخوردار بودند و توانسته بودند به پیشرفت‌های قابل توجهی نیز دست یابند، اما با ظهور ابن تیمیه و رواج افکار وی، درست در زمانی که اسلام به وحدت نیاز داشت، خون مسلمانان به دست به اصلاح مسلمانان دیگر مهدور اعلام شد و موجب ایجاد جنگ داخلی گردید. وی با بیان نظرات تفرقه افکنانه موجب چنین واکنش و درگیری‌هایی شد لذا از خطرناک‌ترین نظرات ابن تیمیه متهم ساختن مسلمانان به کفر و شرک بود. او رسماً اعلام کرد:
«من یأتی الی قبر نبئ أو صالح ویسأله حاجته ویستنجده… فهذا شرک صریح، یجب أن یستناب صاحبُه، فَإن ناب وَ الاّ قُتِلَ»313
هرکس به طرف قبر پیامبر یا یکی از افراد صالح بیاید و از آنان طلب حاجت نماید مشرک است. پس واجب است چنین شخصی را وادار به توبه کنند و اگر توبه نکرد باید کشته شود. و از آن زمان تاکنون، وهابیت مهمترین چالش آسیب‌رسان و مانع جدّی پیش‌روی انسجام اسلامی در بین مسلمین جهان بوده است. وهابی‌ها از طریق تضعیف پیوندهای مذهبی در جوامع اسلامی و بی‌حرمتی به مقدسات و باورهای دینی بخش قابل توجهی از مسلمانان جهان، گاهی به نام اهل سنت، جامعه‌ی تشیع را به مقابله دعوت می‌کنند و گاهی با طرح مسائل موهون و تحریک‌کننده‌ی از زبان شیعه، اهل سنت را به مقابله فرا می‌خوانند. وهابیت با طرح مسائلی از جمله سب و لعن نسبت به خلفا به اهل سنت توسط شیعیان سعی در ایجاد فاصله و بروز نفرت بین آن دو می‌باشد. بنابراین وهابیت به عنوان فرقه‌ای انحرافی و دست پرورده‌ی استعمار انگلستان، همواره موجب تشتت و اختلافات در سطح جهان بوده است. به طوری که مقام معظم رهبری در این باره می‌فرماید: «از اول، وهابیت برای ضربه زدن به وحدت اسلام و ایجاد پایگاهی در بین جامعه مسلمان‌ها به وجود آوردند همچنان که اسرائیل را برای اینکه پایگاهی درست کنند، به وجود آوردند، حکومت وهابیت و این رؤسای نجد را به وجود آوردند تا داخل جامعه اسلامی مرکز امنی داشته باشند که به خودشان وابسته باشد و می‌بینید هم که وابسته‌اند الان این سلاطینی که در بقعه الاسلام وهابی هستند از این‌که به وابستگی و رفاقت و طرفداری خودشان از سیاست‌های دشمنان اسلام تصریح کنند، ابایی ندارند و آنرا پوشیده نمی‌دارند»314 این موضوع وقتی بیش‌تر اهمیت می یابد که ملاحظه شود، دولت عربستان با حمایت‌های مادی و معنوی خویش از این تفکر، در پی رواج این فرقه و حمایت از آن، برای مقابله با دیگر گروه‌های اسلامی معتدل، به خصوص شیعیان است. برای مثال، در چند سال اخیر، فتوای چند تن از بزرگان این فرقه در عربستان، مبنی بر لزوم تخریب اماکن مقدس شیعیان در عتبات عالیات و سایر اماکن مقدس شیعیان همچون دمشق، موجب بروز درگیری‌ها و تنش‌های فرقه‌ای شده است به طوری که ناصرالدین البانی در پیشنهادش به آل‌سعود برای تخریب گنبد سبز پیامبر اکرم می‌گوید: از جمله اموری که جای تأسف دارد این‌که: مدت زیادی است که بر روی ساختمان قبر پیامبر گنبدی سبز ساخته شده است… به اعتقاد من اگر دولت سعودی می‌خواهد داعی توحید داشته باشد باید مسجد نبوی را به حالت سابقش برگرداند.»315همچنین تحرکات القاعده، داعش در عراق و بیانیه‌ی تهدیدآمیز این گروه‌ها علیه ایران که خواهان مقابله با ایران و کشتار شیعیان شده بود، مانند حمله تروریستی و شهادت 22 نفر از کارگران شرکت گاز ایران در عراق که منجر به شهادت 20 نفر ایرانی و 2 نفر عراق شد یکی از هزاران عملیات تروریستی در عراق می‌باشد که هدفی جز ایجاد فتنه و تفرقه بین مسلمانان ندارد. وهابی‌های تکفیری در واقع، هیچ مکتبی جز خود را برحق نمی‌دانند و اسلام تنها محدود به خود می‌دانند بنابراین راه هرگونه دسترسی به اتحاد اسلامی را مسدود کرده و تقریب مذاهب اسلامی را مردود می‌شمارند. در همین رابطه عصام العماد بیان می‌دارد که «وهابیون به مقوله‌ای به نام تقریب مذاهب اصلاً اعتقادی ندارند و محمد کباری که یک عالم بزرگ سعودی است، کتابی در خصوص رد تقریب مذاهب نگاشته است و ابن جریری فتوا بر حرمت خوردن غذای شیعه داده است، بنابراین اصلاح آنان کار آسانی نیست» ناصر بن عبدالله، مفتی بزرگ وهابی نیز در کتابی به نام مسأله‌ی التقریب بین اهل السنه و الشیعه، هرگونه تقریب با شیعه را باطل و مردود شمرده است همچنین عبدالرحمن القاضی محقق سلفی وهابی، کتابی دارد تحت عنوان دعوت التقریب بین الادیان که در آن شدیداً به مسأله تقریب بین ادیان آسمانی حمله کرده است. وی به زعم خودش چندین دلیل شرعی بربطلان دعوت تقریب بین ادیان اقامه کرده است که عبارتند از:
1- دعوت تقریب، دوری از ملت ابراهیم است
2- دعوت تقریب به دنبال غیر دین اسلام رفتن است
3- طعن به رسالت پیامبر اسلام محمد است
4- طعن به قرآن کریم و هیمنه‌ی آن بر دیگر کتب است
5- دوستی با دشمنان دین است.
6- مساوی دانستن اهل ایمان با مشرکان و بت‌پرستان است
7- سستی در دین خدا است
8- مشتبه کردن حق به باطل است316
از سوی دگر، شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی اعظم عربستان در پاسخ به استفتایی به این مضمون که: «نظر شما نسبت به تقریب میان شیعه و اهل سنت چیست؟ پاسخ داده است که: «تقریب میان شیعه و اهل سنت ممکن نیستن، زیرا عقاید این دو، با همدیگر سازگاری ندارد و همبستگی میان آنان امکان‌پذیر نیست؛ همان‌گونه که نمی‌شود اهل سنت با یهود، نصاری و بت‌پرستان در یک جاگرد هم جمع شوند همچنین به خاطر اختلاف اعتقادی که میان شیعه و اهل سنت هست، تقریب میان آنان امکان‌پذیر نیست»317
باید خاطر نشان کرد که وهابیت یک فرقه‌ی فقهی اسلامی نیست. بلکه یک مجموعه از افکار افراطی است که با استفاده از آیات و روایات و بهره‌گیری از تبلیغات گسترده و حمایت خارجی، توانست پابگیرد؛ لذا تعداد زیادی از مسلمانان اعم از سنی و شیعه مورد نقد و انتقاد شدید قرار گرفته است. بنابراین با توجه به اینکه وهابیت یک مسلک جدیدی است که از یک طرف براساس افراط‌کاری‌ها و تندروی‌هایی که صورت گرفته، با مبانی دین اسلام فاصله‌ی زیادی دارد و از طرف دیگر، موجب وهن اسلام نزد افکار عمومی دنیا شده است؛ از این‌رو نقد و بررسی افکار آنان در راستای تحکیم وحدت اسلامی خواهد بود. بنابراین، مباحث وهابیت شناسی نه تنها باعث ایجاد اختلاف بین امت اسلامی نمی‌شود، بلکه اگر به صورت علمی صورت پذیرد، از عوامل تقریب بین اهل سنت و شیعه نیز به شمار می‌آید؛ چنانکه مقام معظم رهبری بزرگ منادی وحدت در عصر حاضر، نه تنها بحث در مورد وهابیت را منافی با وحدت نمی‌دانند، بلکه بحث از وهابیت را یکی از راه‌های ایجاد وحدت در بین امت اسلامی می‌شمارند ایشان درک این واقعیت که امروزه: «آمریکا، وهابیت را علیه مسلمین تجهیز کرده است» به علما و روحانیون اکیداً سفارش کرده‌اند تا «مردم را به دست‌هایی که امروز وحدت را می‌شکنند، توجه بدهید» چرا که «استعمارگران حرفه‌ی مذاهب ساختگی نظیر وهابیت، به ایجاد شکاف و نفاق بین مسلمانان می‌پردازند. استکبار جهانی از طریق به وجود آوردن وهابیت سعی کرده در داخل جامعه‌ی اسلامی، مرکز امنی را برای خود ایجاد کند»318
4. تضعیف حکومت‌های اسلامی
وهابی‌گری در اصل حاصل تلاش استکبار جهانی و ساخته انگلیس برای تضعیف دولت عثمانی می‌باشد؛ چرا که دولت عثمانی برای صدها سال تا قلب اروپا را مورد تاخت و تاز قرار داده بود، خواب را از چشمان دولت‌های استعماری غرب گرفته بود و این قدرت‌ها به رهبری دولت انگلستان، درصدد تضعیف و نابودی آن بودند. در حال حاضر نیز وهابیون تمام تلاش خود را برای تضعیف دولت‌های اسلامی مستقل مانند سوریه، فلسطین و حتی گروه‌های مقاومتی همچون حزب الله و شخصیت‌های سیاسی غیروابسته به جریان وهابیت مانند آیت ا.. سیستانی و سید حسن نصرالله و… در کشورهای اسلامی به کار بسته‌اند و در این مسیر از هیچ کوشش و تلاشی فروگذار نگردیده‌اند. در واقع، آل سعود در اندیشه‌ی تنظیم یک نقشه جدید برای خاورمیانه به نفع خود است و به همین دلیل از طرح براندازی دولت سوریه، توسط گروه‌های تکفیری، سلفی و حمایت از گروه‌های نظامی و همچنین تضعیف دولت نوری مالکی در عراق از طریق حمایت از گروه‌های تکفیری القاعده و داعش و همچنین برافروختن آتش فتنه بین شیعه و سنی و اکراد و اعراب، یا ناکارآمد نشان دادن حکومت مرکزی افغانستان و تفرقه‌افکنی میانه مسلمانان و مسیحیان در مصر حمایت می‌کند و تمام تلاش خود را برای ورود عناصر وهابی مانند السیسی در مصر، در

مطلب مرتبط :   بانک، مشتری، وکالت، قرارداد