والدین، کودک، اونا، دارن

و آماده‌ی مقابله با مشکلات می کنه (شاملو، 1369) .

 

 

 

2-6- نظریه بامریند

ابتدا دهه 1960 دایانا بامریند پژوهشی رو با به کار گیری مشاهده طبیعی، مصاحبه با والدین و بقیه روش های تحقیق بر بیشتر از 100 کودک سن مدرسه اجرا کرد. یافته ها سه ویژگی رو رو ساخت: پذیرش و روابط نزدیک – کنترل – استقلال دادن. پس چار سبک پرورش بچه بدست اومد که در هر کدوم از این ویژگیها با هم فرق دارن(پلیرن،2005).

1-2-6- پرورش بچه مقتدرانه

این روش موفق ترین روش فرزندپروریه که پذیرش و روابط نزدیک، روشای کنترل سازگارانه و استقلال دادن مناسب رو شامل می شه. والدین مقتدر، صمیمی و دلسوز و نسبت به نیازای کودک حساس هستن. اونا قاطع هستن اما دخالت گر و محدود کننده نیستن. روش های انضباطی اونا بجای تنبیهی بودن ساپورت کننده س. این والدین قوانین و رهنمودهایی پی ریزی می کنن که فرزندان اونا اونقدر بار میان که از اونا پیروی کنن و بیشتر واسه مطیع‌ سازی از استدلال و منطق بهره می‌جویند و به خاطر توافق با کودک با اون گفت‌وگو می‌کنن. از رفتارای بد نمی‌ترسند و تاب مقاومت در برابر عصبانیت کودک رو دارن  و به تلاش‌های کودک در جهت جلب ساپورت و توجه جواب می‌بدن و از تقویت‌های مثبت بیشتری به کار گیری می‌کنن. این والدین در بعد محبت هم کارکرد خوبی دارن و در بیان محبت و علاقه و مهربانی دریغ نمی‌ورزند. اونا حقوق ویژه خود رو به عنوان یه بزرگسال می‌شناسند و به علایق فردی و ویژگی‌های خاص کودک خود هم آگاهی دارن. در کل این والدین در عین گرم و صمیمی بودن با بچه خود، کنترل کننده و مقتدر هستن. این روش به فرزندان کمک می‌کنه تا با هنجارهای اجتماعی بهتر موافق شن.

 

2-2-6- پرورش بچه مستبدانه

این روش از نظر پذیرش و روابط نزدیک پایین، از نظر کنترل اجباری بالا و از نظر استقلال دادن پایینه. والدین مستبد، سرد و دوری کننده هستن. نمایش قدرت والدین اولین عاملیه که این روش رو از دیگر روش ها جدا می‌سازه. در این سبک فرزندان اینجور بار آورده می شن که از قوانین سختگیرانه ایی که بوسیله والدین ایجاد میشه پیروی کنن. نتیجه شکست در پیروی از اینجور قوانینی معمولاً تنبیه و اعمال زوره و واسه کنترل کودکان خود از راه ‌های ایجاد ترس به کار گیری می‌کنن. والدین مستبد معمولاً نمی تونن دلیلی که پشت این قوانینه رو توضیح بدن. اگه از اونا خواسته شه که دلیل رو توضیح بدن ممکنه خیلی راحت جواب بدن “چونکه من اینطور گفتم”. این والدین خواسته های زیادی دارن اما در قبال بچه هاشون پاسخده نیستن. این والدین توقع دارن فرماناشون بی چون و به چه دلیل اطاعت شه. والدین درشیوه‌ استبدادی کمترین مهربونی و محبت رو از خود نشون می‌بدن.

3-2-6- پرورش بچه آسون گیرانه

در این سبک، والدین مهرورز و پذیرا هستن ولی متوقع نیستن، کنترل کمی بر رفتار فرزندان خود اعمال می کنن و به اونا اجازه میدن در هر سنی که باشن خودشون تصمیم گیری کنن، حتی وقتی که هنوز قادر به انجام اون نیستن. خونواده این والدین تقریباً آشفتهه. فعالیت خونواده، بی نظم و اعمال مقررات، اهمال کارانهه. والدین آسون انگار همونجوریکه به ظاهر نسبت به کودکان خود حساس هستن، اما توقع چندانی از اونا ندارن. این والدین خیلی کم به فرزندان خود اطلاعات درست یا توضیحات دقیق ارائه می‌بدن. اونا از راه ‌های احساس گناه و انحراف به کار گیری می‌کنن. این والدین هم اینکه در بیشتر موارد در مواجه شدن با بهونه‌جویی و شکایت کودک، سر تسلیم فرود می‌بیارن. این والدین خیلی کم به فرزندان انضباط میدن با فرزندان رابطه برقرار می کنن، و معمولاً بجای یه والد جایگاه یه دوست رو دارن.

مطلب مرتبط :   حزب، لبنان، إسلامی، انتخابات

4-2-6- پرورش بچه بی توجه

در این روش، پذیرش و روابط پایین، کنترل کم و بی تفاوتی کلی نسبت به استقلال دادن هست. این والدین بیشتر از دید هیجانی جدا و دپرس هستن و وقت و انرژی کمی واسه فرزندان صرف می کنن. در حالی که این والدین نیازای پایه ای فرزندان رو برآورده می کنن اما عموماً از زندگی بچه هاشون گسسته هستن. در موارد افراطی حتی ممکنه فرزندان خود رو دوری یا در برطرف کردن نیازای اونا اهمال کنه.

نظریه اریکسون :   طبق نظریه تغییر روانی – اریکسون، تشکیل شخصیت برطبق مراحل و طبق رشد بدنی که تعیین کننده کشش فرد نسبت به جهان خارجی و هشیار شدن ایشون نسبت به اینه، تحقق قبول می کنه. طبق مراحل هشت گانه روانی– اجتماعی اریکسون اهداف و سبکای پرورش بچه والدین در مراحل جور واجور رشد تغییر می کنه. در مرحله اول رشد روانی- اجتماعی که اعتماد در مقابل نبود اعتماده و از تولد تا 18 ماهگی رو شامل می شه، هدف اصلی پرورش بچه پاسخگویی به نیازای فرزنده. در مرحله دوم که اختیار در برابر شرم و دودلی نامیده شده و از 18 ماهگی تا 3 سالگی رو در بر میگیره، هدف اصلی کنترل رفتار فرزندانه. واسه کودکان 3 تا 5 سال که در مرحله ابتکار در برابر احساس گناه هستن، هدف کلی پرورش بچه والدین باید پرورش اختیار کودک باشه. در مرحله چهارم که اریکسون اون رو کارایی در برابر احساس پستی می نامد و سنین 5 تا 11 سالگی رو شامل می شه، هدف اصلی پرورش بچه، پیشرفت دادن و پیشرفت  کودکه. در سنین نوجوونی و مرحله احساس هویت در برابر پراکندگی نقش، هدف اصلی والدین تشویق به استقلال و حمایتای عاطفیه. (به نقل از باقرپور، 1384).

نظریه ادلر:  یکی از نظریه پردازان سبکای پرورش بچه آلفرد آدلره. مواردی رو به دیدگاه اون[آدلر] اضافه و تقسیم بندی به توضیح زیر ارائه داده:

  1. سبک آزاد منش و امید بخش: والدین در این سبک منحصر به فرد بودن کودک رو قبول دارن. احساس عمیق احترام و مساوات رو به اون عرضه می کنن. کودک رو تشویق میکنن که خطای خود رو اصلاح کرده و تواناییای خود رو گسترش بده، کودک رو راهنمایی می کنن تا اهمیت همکاری رو دریابد.
  2. سبک بسیار آسون گیر: والدین، هدایا و امتیازات و امتیازات زیادی رو بر سر کودک می ریزند ولی توجهی به نیازای اصلی اون ندارن. کودک در اینجور محیطی کسل و بی تفاوته و ابتکار و خود انگیختگی خود رو از دست میده.
  3. سبک بسیار مطیع: والدین تسلیم آرزوها ، خواستها و امیال کودک می شن. والدین نمی تونن به کودک نه بگن. کودک در اینجور محیطی بدون هیچ سختی ای حقوق بقیه رو ندیده میگیره و هیچ محدودیتی رو نمی شناسه.
  4. سبک بسیار جدی: والدین همیشه بر رفتارها و اعمال کودک نظارت دارن. همیشه در حال دستور دادن هستن، خیلی سخت گیر بوده و تمایل دارن کودک رو تعلیم بدن. در این حالت این احتمال هست که کودک منفعلانه از دستورات اطاعت کنه و یا لجبازی ورزد و یا منفعلانه مقاومت کنه که نشونه های اون تنبلی، خیالبافی کردن و فراموشکاریه که باعث نافرمانی می شه.
  5. سبک کمال گرا: والدین هنجارهای خیلی بالایی دارن و فقط در صورتی کودک رو قبول دارن که عملکردش برابر استانداردهای اونا باشه. کودک بیشتر از حد تلاش کرده ولی نمی توند هنجارها رو برآورده کنه، در نتیجه احساس بی ارزشی می کنه.
  6. سبک بسیار مسئول: به دلایل جور واجور مثل شرایط اقتصادی، فوت یا مریضی ممکنه یکی از والدین مسئولیتهای سنگین رو برعهده کودک بزاره. کودک ممکنه مسئولیتها رو با دلخوری قبول کنه و از بازیهای راحت و طبیعی زمان کودکی محروم شه.
  7. سبک بی توجه: والدین بیشتر مشغله زیاد دارن یا نیستن، هیچکی محدودیتی قرار نمی ده. والدین نمی تونن با کودک روابط صمیمی برقرار کنن.
  8. سبک دوری کننده : هرنوع پذیرش رو دوری کرده و با کودک به عنوان یه فرد مزاحم رفتار می کنن. این رفتار می تونه از ازدواج اجباری یا داشتن کودک ناقص ناشی شه. کودک به خود به عنوان یه فرد تنها و ضعیف نگاه میکنه و از احساس بی ارزشی رنج می بره.
  9. سبک تنبیهی: بیشتر با اعمال فشار زیاد و کمال گرایی همراهه. تنبیه بدنی بیشتر واسه ایجاد نظم به کار میره  و ممکنه والدین عصبانیت شخصی خود رو بر سر کودک خالی کنن. کودک هم به فکر انتقام گیریه و ممکنه احساس گناه کنه.
  10. سبک خود مریض انگارانه: جو خونه مضطرب و ترسناکه. کودک ممکنه به خاطر به خاطر موضوعی جزئی در خونه بمونه و به مدرسه نره. احساس محدودی که از طرف والدین خود دریافت می کنه باعث می شه درباره علایم خود بزرگ نمایی کنه.
  11. سبک از نظر جنسی تحریک کننده: والدین ممکنه در بین حموم کردن کودک رو نوازش کنن و یا اینکه کودک رو با خود به تختخواب ببرن. با کودک مثل وسیله شهوانی کوچیکی رفتار می شه و کودک زودتر از موعد با مسائل جنسی روبه رو می شه. کودک باید راز دار باشه و بیشتر شاکی و پریشانه و احساس گناه می کنه(لامبورن وهمکاران،1991؛به نقل از گلفزانی وهمکاران،1382).
مطلب مرتبط :   روانپریشی، بیمار، اسکیزوفرنی، بیماران

تاثیرات روش های پرورش بچه والدین بر شخصیت ورفتار فرزندان:

سادات غنی آبادی(1377)با در نظر گرفتن روش های جورواجور پرورش بچه عقیده داره که:

1-والدین آسون گیر کودکان نوجوانانی پرورش میدن که:

الف: از رو به رو شدن با مشکلات دوری می کنن.

ب: کمتر به والدین خود اعتماد واطمینان دارن ودر نتیجه از ارزشهای اونا پیروی نمی کنن.

ج: در ایجاد رابطه دوستانه ودیر پا ناموفق هستن.

د:غیر مسوول هستن ودر جواب به