هنر، مذهبی، شیعه، حکومت

نمایشنامههای«سرگذشت خرس قولدور باسان» یا «خرس دزدافکن»،«سرگذشت مرد خسیس»، «حکایت وکلای مدافعه در تبریز» و «حکایت موسی ژوردان حکیم نباتات»، وکلای فاسد و روابط ظالمانه دستگاه حاکم و نیز خرافات و عوام فریبی شیادان را دستمایه قرار میدهد و در اثر «وزیرخان لنکران» به انتقاد از عمال حکومت استبدادی میپردازد(آقا عباسی،1382: 124).تئاتر به روشی که آخوندزاده آغاز نمود، ادامه مسیر داد.
از سویی تئاتر سنتی با نمودهای آن چون روحوضی، سایه بازی و غیره رو به انحطاط بود و تنها تعزیه به عنوان نوعی هنر نمایشی سنتی جان گرفت و با حمایت ناصرالدینشاه شکوفا شد. ناصرالدینشاه با احداث بنای تکیه دولت به برگزاری مراسم عزاداری و تعزیه در ماه محرم اقدام مینمود، مراسمی که بیش از آن نیز در دربار قاجاریه به شکل محدودتری برگزار میگشت.
مردم نیز به شکل خودجوش با تشکیل هیئتهای مذهبی نیز به برگزاری مراسم مذهبی و تعزیه اقدام مینمودند. پردهخوانی و ذکر مصیبت در این امر نقش به سزایی داشت؛ با گسترش فن چاپ کتب و رسالههای مذهبی مربوط به عاشورا چون، طوفان البکا، ، روضهالشهدا، مصیبتنامهها و غیره افزایش یافت؛ این نوشتهها در رشد مقتلخوانی و روضهخوانی بسیار مفید واقع شد، تعزیهگردانان با کمک منابع مکتوب به مصیبتخوانی و مقتلخوانی دست میزدند. گرچه تعزیه تنها در ماه محرم صورت میگرفت اما تاثیر شگرفی بر هنرهای عامیانه دوره قاجار گذاشت.
بخش دوم: تحولات اجتماعی و هنر و تعامل هنر عامیانه و مذهب قاجار
4-2-1 تحولات اجتماعی و تاثیر آن بر مضامین مذهبی در هنر ایران
در همان زمان که تمدن عباسی در سدهی چهارم در شهر بغداد به اوج شکوه و بزرگی خود میرسد، تعدادی از حکومتهای محلی در سرزمین تحتحاکمیت، خلافت تشکیل دادند. از میان حکومتهای ایران میتوان به سامانیان در خراسان و آسیای میانه و آل بویه در ناحیهی جنوبی دریای خزر اشاره کرد. آلبویه، شیعه و پیرو امام علی(ع) و انساب او بودند. کتیبهای قدیمی به زبان فارسی که به دستور یکی از حاکمان آل بویه به نام عضدالدوله در سال 363ه.ق برای مقبرهی امام علی (ع) در نجف ساخته شد بیانگر این نکته است(تصویر4-4). از نمودهای اولیه هنر مذهبی در ایران را میتوان همین کتیبهها دانست. این امر در معماری دینی ایران که عاری از نمودهای مذهب تشیع بود امری بدیع محسوب شده. در هنر دینی ایران مولفههای تزیینی از نگرشی کلی برخوردار بودند که از نمایش گرایشهای مذهبی چون تشیع پرهیز میشد. این امر به واسطهی تسلط حکومت سنی مذهب عباسیان بوده است. تا اینکه هولاکوی مغول در سال 656ه.ق خلافت پانصد سالهی عباسیان را برانداخت در نتیجه جامعهی ایران از برخی سختگیریهای دینی مرکز خلافت اسلامی یعنی بغداد، رهایی یافت. در این هنگام نگاه تسامح آمیز مغولها به دین، نوعی آزادی مذهبی را در جامعه ایران پدید آورد که از نتایج آن رشد تدریخی تشیع بود(شایسته فر،1384: 25).
تصویر4-4) دعا در مدح دوازده امام- گنبد امام علی، کوفی بنایی، دورهی آلبویه ، نجف.ماخذ:(شایسته فر،1384: 120).
تصویر4-5) دعا در مدح دوازده امام محراب الجایتو، کوفی بنایی،دورهی ایلخانی، مسجد جامع اصفهان(همان، 119).

مطلب مرتبط :   بیمار، پسیکوزهای، روانپریشی، اختلال

در دورهی ایلخانی نیز(664-754ه.ق) این روند ادامه یافت؛ چنان که خواجه نصیرالدین طوسی کسی که نقشی مهمی در گسترش شیعه در ایران ایفا کرد، وزیر هولاکو بود و محققانی چون وی و شاگردش علامه حلی، حکمت الهی شیعه را در زمان ایلخانیان بنیان نهادند. حاکمان ایلخانی که بنا به اعتقادات مغولی به جادو اعتقاد داشتند اغلب مسلمان گشتند و به سرعت خود را در قالب سنتهای فرهنگی، مدنی، اسلامی ایران با ساختن مساجد، مدارس و همچنین با سفارش نسخ خطی و کتیبههایی که نشانگر عقیدهی شیعه بود، تثبیت کردند. یکی از نمونههای معروف هنری، کتیبهی صلوات بر دوازده امام در محل محراب اولجایتو در مسجد جامع اصفهان(710ه.ق) میباشد(همان: 28)(تصویر4-5).
اولین نمودهای شمایلنگاری مذهبی نیز در این دوره نمایان گشت اما نه در مساجد و اماکن مقدس بلکه به شکلی محدود در عرصه کتابآرایی چرا که متفکران اسلامی، شمایل سازی را تقلیدی از فعل خالق متعال به شمار میآوردند و آن را نفی مینمودند(تصویر4-6). شمایل نگاری مذهبی کتابها، بیشتر از موضوعاتی متاثر بود که ادبیات به آنها میپرداخت؛ جهتگیری اصلی و سیر آثار ادبیاتی ایران نیز در ارتباط تنگاتنگ با جهتگیریهای حکومتی و نگاه جامعهشناسانه آنها بوده است. توجه به تاریخ جهان، تاریخ اسلام، موضوعات اخلاقی، آموزههای عرفانی، داستانهای پیامبران و فرازهای زندگی پیامبر اسلام از جمله این محورها است. اغلب این نگارگریها در توصیف شرح موضوع اصلی قرار داشته و هدف نهایی، مضمون و محتوا بوده است، نه طرح چهره و شمایل پیامبران و اولیاء، به همین دلیل در اکثر نگارهها، ویژگیهایی مشخص و بارز در چهره، در جهت تمایز این مقدسین نسبت به سایر افراد دیده نمیشود. در این راستا، نگارگران در ترسیم چهره از روشهای گوناگون بهره بردند که تابع اندیشهها و اعتقادات حاکم در زمان تولید اثر بوده است. چهرهها زمانی با پوشیه تصویر شدهاند و زمانی بدون پوشیه بودند(افشاری،1389: 39)(تصویر4-7). برای مثال در نسخهی جامع التواریخ به عنوان اولین نمونه باقی مانده از شمایلسازی پیامبر، هیچگونه نشانهای تجلیل و تقدس وجود ندارد و صرفاً به تصویر کشیدن وقایعی است که حضرت محمد(ص) در آنها شرکت داشتند(عکاشه،1383: 9).
تصویر4-6) اعطای مقام به امام علی(ع)در غدیر خم،
از آثار الباقیه بیرونی،دوران ایلخانی، کتابخانهی
دانشگاه ادینبرو.ماخذ:( شایستهفر،1384: 67).
تصویر4-7) چهرهپیامبر(ص)معراجنامه احمدموسی.
ایلخانی (اوایل سده8ه.ق) و معراجنامه میرحیدر.
تیموری(نیمه اول سده 9ه.ق) ماخذ:(تهرانی،1389: 26).

اما آنچه باعث رشد هنر مذهبی در ایران گشت، رسمی شدن مذهب شیعه در دورهی صفویه بود. چنان که تمام گرایشهای سیاسی، اجتماعی، هنری بدین سمت سوق یافت. در فقه شیعهی جعفری، تحریم نظری شمایلنگاری مانند فقه سنی همواره موضوعیت داشته، اما در عمل اتفاق دیگری افتاد؛ به خصوص پس از عصر صفوی که عملاً و فقیهان رسمی از مخالفت آشکار با نقاشیهای دیواری کاخها که محل بار عام بود، اجتناب کردند و بنا به مصلحت اسلام و شیعه، اهم و مهم میکردند. همان روشی که فقیهان سنی نیز بنا به مصلحت انجام داده بودند و در دیوارهای کاخها، گرمابههای حکمرانان سنی، ساختارزدایی و شالوده شکنی از ساحت دین دیده شده(رمضان نرگسی،1387: 8).
این نرمش از سوی فقهها با سیاستهای صفویان همراه شده بود؛ چنان که شاه اسماعیل صفوی پس از نبرد با عثمانیان، تصمیم گرفت ازبکان را گوشمالی دهد، او شور و شوق عجیبی از میهن پرستی و جنگ در سر مردم انداخت و در حالی که از تبریز با گروهی از سربازان به راه افتاده بود. چاووشان و سربازان پر هیبت را در طول راه به نمایش غریبی واداشت. این گروهها با شیپور، طبل، آورازهای سوزناک و خواندن مراثی، مظلومیت امام حسین(ع) و سایر قربانیان کربلا را مطرح میکردند و مردم را به مبارزه با ظالمان ازبک که چونان معاویه و یزید و شمر و سنان و غیره بدکردار و شقی بودند، فرامیخواندند. در این شورآفرینی غریب، پردههای نقاشی و شمایلهای مربوط به مصیبت نیز مورد استفاده قرار میگرفت. پردهخوانها، پردههای گسترده و بزرگی را که صحنههای فاجعهی کربلا را به خونینترین شکل مجسم میکردند. در میادین نمایش داده و مرثیه سرایان مرثیهها سوزناک سر داده و از مردم در جهت یاری به مظلومین و مبارزه اشقیا کمک طلبیده(افشاری،1386: 38).
از طرفی کتب منظوم و منثور مربوط به ائمه افزایش یافت. کتابهایی چون روضه الشهدا اثر ملا محمدحسین واعظ کاشفی و رواج شفاهی موضوعات مذهبی چنان که اغلب پردههای نقاشی به خصوص پردهی درویشی اغلب متکی بر نقل نقالان و پرده خوانان و روایات آنها بود. در معماری نیز برای اولین بار با ساخت بناهایی چون حسینیهها و تکایا که مختص برگزاری مراسم و عزاداری شیعیان بود، معماری شیعی در ایران مطرح گشت. ترسیم شمایل و بازنگری عینی در این اماکن هنوز کراهت داشت و این امر در دورهی قاجار به وقوع پیوست.
4-2-2 تحولات اجتماعی و تاثیر آن بر مضامین مذهبی بر هنر عامیانه نیمه دوم حکومت قاجار
هنر ایران در دوره قاجار با چهار عامل مهم از دورههای پیش از خود متمایز میگردد؛ اولاً به واسطه تغییرات جامعهشناسی آن که حضور پررنگ تحولات اجتماعی را در هنر مشهود ساخت و طبقات مختلف اجتماعی را درگیر هنر نمود؛ دوماً به واسطه مفهوم متفاوت آن که هنردینی را وارد هنر مذهبی کرد و بازنمایی فیگوراتیو این عرصه ممنوعه را در هنر مذهبی مجاز ساخت و سوماً به واسطه ساختار شکنی در عرصه فرمگرایی هنر و استفاده از عناصر بصری که تا پیش از این کاربردی نداشت و در نهایت استفاده از مواد و ابزاری که متعلق به هنر سنتی ایران نبوده و از فرهنگ غربی اخذ گشت چون بوم، رنگ و روغن و غیره
هنرهای درباری همچنان در اختیار فرمایشات شاه و درباریان ادامه حیات داده که در نیمه دوم حکومت و وقوع

مطلب مرتبط :   وسواس، احکام، دینی، مکلّف