هارونی، زیدی، زیدیان، امامت

نتوانست این کتاب را تمام کند و آن را تا بخش ابتدایی قیام یحیی¬بن زید بیشتر نگارش نکرد، اما شاگردش علی¬بن بلال آملی با نگارش «تکملۀ المصابیح» کار او را به فرجام رساند. نحوه¬ی نگارش در کتاب مصابیح نشان از بهره گیری مؤلّف از جنبه¬های کلامی زیدیه در تدوین تاریخ نگاری دارد. ویژگی بارز این بخش تاریخ نگاری توسط عالمان زیدی ایرانی، توجّه کامل به اندیشه¬ی مهدویت درباره¬ی یحیی¬بن زید و رسائل او در شناسایی عقائد زیدیان قرن دوم و ماهیت مقام امامت از نگاه زیدیه است.
علی¬بن بلال آملی در کتابش مطالب فراوانی در خصوص قیام امام هادی بیان کرده است و علت آن به رسمیت شناخت قیام او در بین زیدیان ایران است؛ بویژه که پس از تأسیس دولتش در یمن، آرای فقهی او در بین زیدیان ایران خصوصاً طبرستان ترویج می¬شد. نگارش این مطالب در واقع وقایع¬نامه-ی رسمی ایام حکومت امام هادی را گزارش می¬کند اما در نهایت، انتقال امامت زیدیه¬ به ایران هدف گذاری شده است و علی¬بن بلال کوشیده است استوارسازی امامت زیدیه را در ایران با امامت ناصر اطروش تبیین نماید.
نگاه خاص تاریخ نگاران زیدی ایران باعث می¬شود ناپیوستگی در ذکر رویدادهای تاریخی و تنها ذکر حوادث مربوط به قیام ائمه¬ی زیدی، ویژگی بارز سنّت طبقات نگاری زیدیه تلقّی شود و این محصول نگاه به حوادث در پرتو قیام رهبران زیدی تحت عنوان تاریخ فرقه¬ای می¬باشد؛ کما این¬که همین شیوه¬ی طبقات نگاری در اثر بعدی یعنی «الإفادۀ فی تاریخ أئمۀ الزیدیۀ» قابل مشاهده است. مطالب بیان شده یک نوع نگاه به این کتب تاریخی است اما برخی دیگر چنین آثاری را از نوع «سِیَر» می¬دانند:
ابوطالب هارونی در مقدمه¬ی «الإفادۀ فی تاریخ ائمۀ الزیدیۀ» می¬نویسد: «الإفادۀ صرفاً در مقام جمع اخبار امامانی زیدی است که مقام امامت داشته¬اند و در این کتاب به ذکر فاطمیانی که به قصد امر به معروف و نهی از منکر قیام کردند ولی ادّعای امامت نداشته¬اند، نمی¬پردازیم؛ چرا که از شرایط امامت برخوردار نبوده¬اند.» وی می¬افزاید که صاحبان اخبار و تواریخی که کتب «مبیضّه» را نگاشته¬اند ـ انقلابیون فاطمی ـ امامت را از کسانی که صرفاً در مقام امر به معروف و نهی از منکر بودند، جدا نکرده و همه را در شمار مبیضّه قرار داده¬اند، زیرا آنان صرفاً می¬خواسته¬اند اخبار ثائرین و انقلابین علوی و فاطمی را جمع کنند، بدون آن¬که بخواهند امامان اهل بیت که طاعتشان واجب است را معرفی کنند. از منظر هارونی این نویسندگان یا اساساً زیدی نبوده¬اند ویا اینکه گر چه زیدی بودند التفاتی به این نکته نداشته¬اند. از این رو او در کتاب «الحدائق فی أخبار ذوی السابق» به اخبار امامان زیدی پرداخت ولی زمانی که به اخبار سید الشهدا رسید به دلیل مشغله¬های دیگر کار را رها کرد و به مختصری که «الإفادۀ» نام گرفت مشغول شد و تصمیم گرفت که اخبار امامان را در این مختصر بگنجاند. هارونی بر اساس اسامی امامان زیدی که در مقدمه¬ی کتاب «الأحکام» هادی الی الحق یاد شده¬اند و تنی چند از امامان پس از دوره¬ی هادی تا عصر ابوعبدالله محمدبن حسن داعی کتاب خود را تنظیم و تدوین کرده است؛ یعنی پس از حسنین (علیهما السلام) به ذکر زید¬بن علی، یحیی¬بن زید، محمد¬بن عبدالله نفس زکیه و برادرش ابراهیم، حسن¬بن علی فخّی، یحیی¬بن عبدالله¬بن حسن، محمد¬بن ابراهیم طباطبا، قاسم¬بن ابراهیم رسی، هادی الی الحق یحیی¬بن حسین، ناصر اطروش، داعی حسن¬بن قاسم، فرزندان هادی یعنی مرتضی¬محمد و ناصر¬احمد و در نهایت مهدی لدین الله محمد¬بن حسن داعی پرداخته و اخبار هر یک از آنان را بازگو کرده است.
با توجه به آنچه خود هارونی در مقدمه¬ی کتابش آورده است باید گفت که کتاب او از نوع مقاتل نیست بلکه بهتر است آن را در نوع ادبی کتب «سِیَر» دانست. مراد از این کتب تألیفاتی تاریخی هستند که از منظر ایدئولوژی فرقه به مسئله¬ی دعوت می¬نگرند و تاریخ آن را پس از این¬که دعوت در شکل فرقه نهادینه شد، بازمی¬نویسند. این ادبیات تاریخ نگاری اگر چه از لحاظ شکل تألیفاتی، تاریخی به شمار می¬آید ولی در واقع ضمن یک مجموعه¬ی روایی تاریخی، گفتمان ایدئولوژیک یک فرقه را بازمی-تاباند. در این گفتمان، مبانی دعوت و منظر رهبران دعوت نسبت به تاریخ و نقش تاریخی آنان در امّت به عنوان جماعت ـ حزب الله ـ تبیین می¬شود. طبیعی است که در کنار تبیین مبانی نظری دعوت که در زیدیه بر اساس اصل امر به معروف و نهی از منکر است، سلوک عملی امام جماعت نیز در امتداد سیره و سنّت حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان الگوی اصلی و اساسی دعوت تشریح می-شود. این کتاب¬های تاریخی ـ روایی به دلیل اشتمال بر سیره امامان، سیر خوانده می¬شوند؛ گرچه گاهی این کتب از محتوای تاریخی ـ روایی خالی بوده و صرفاً درونمایه¬ای نظری داشته¬اند. تفاوت میان کتبی مانند «الإفادۀ» با کتاب¬هایی از قبیل «مقاتل الطالبیین» نیز از همین جا برمی¬خیزد که الإفادۀ صرفاً کتابی اخباری ـ تاریخی نیست، بلکه مشتمل بر سیر امامان است که طبعاً به عنوان یک منبع فقهی ـ کلامی برای پیروان فرقه¬ی زیدیه به کار می¬رفت و در دوره¬ی دعوت یا دولت، راهنمای عمل آنان بود. در نهایت می¬توان گفت که کتب سیر مجموعاً در میان زیدیه از سوی پیروان این فرقه برای هر یک از امامان به صورت مستقل نگاشته می¬شد، ولی از دوره¬ی ابوالعباس حسنی به بعد معمول شد که اخبار و سیر امامان را یک¬جا جمع¬آوری کنند.
برجسته¬سازی در ارائه¬ی تاریخ زیدیان ایران بویژه طبرستان از جمله تفاوت¬های الإفادۀ نسبت به المصابیح است و هارونی کوشیده است تکوّن فقهی زیدیه¬ی ایران را در گیلان و دیلمان با محوریت ابوعبدالله مهدی بررسی کند. همانطور که در فصل دوم گذشت در میان زیدیان ایرانی ابتدا نظر فقهی قاسم¬بن ابراهیم توسط جعفر¬بن محمد نیروسی گسترش یافت، اما از زمان ناصر اطروش دیدگاه فقهی جدیدی در برابر دیدگاه قاسمیه پدید آمد و طرفدارانی را بویژه در گیلان به خود جذب کرد و این دو مذهب منازعاتی را در میان زیدیان پدید آورد که با در نظر گرفتن نقش ابوعبدالله مهدی در رواج نظریه-ی مصاب بودن مجتهدان زیدی، موضوع تجمیع فقهی بین زیدیان قاسمیه و ناصریه به انجام رسید.
ادامه¬ی این سنّت تاریخ نگاری را می¬توان در آثاری نظیر الحدائق الوردیۀ فی مناقب ائمۀ الزیدیۀ، اللواحق الندیۀ، جلاء الأبصار و… جستجو کرد.

مطلب مرتبط :   مصلحت، «مصلحت، سیاست، فرهنگ

نتیجه‌گیری نهایی
ابوطالب هارونی (424 ـ 340) ملقّب به ناطق بالحق یکی از دانشمندان بسیار مشهور در میان امامان زیدی ایالت جنوب دریای خزر بود. وی در آمل از پدری امامی مذهب متولّد شد و خود نیز در ابتدا امامی بود، اما تحت تأثیر استاد خود ابوالعباس حسنی چهره‌ی برجسته‌ی گرایش هادویه¬ی زیدیه در طبرستان به مذهب زیدی گروید. او مدتی برای کسب علم به بغداد رفت و در همان¬جا اصول اعتزال را نزد ابوعبدالله بصری فراگرفت. زندگانی وی همزمان با حاکمیت آل¬بویه بود و روابط خوبی بین او و بویهیان برقرار بوده است. وی مدت زمانی در حلقه¬ی وزیر بویهیان صاحب¬بن عباد در ری و قاضی‌القضات معتزلی او عبدالجبار همدانی به سر می¬برد. ابوطالب پس از برادرش مؤیّد بالله زعامت زیدیان شمال ایران را به عهده گرفت؛ هر چند حیات او بیشتر از آن¬که سیاسی باشد علمی بود. وی به علوم مختلفی چون فقه، کلام و حدیث تسلط داشت و در همه¬ی آن زمینه¬ها از خود آثاری بر جای گذاشت که از جمله می¬توان به «التحریر فی الفقه»، «شرح بالغ المدرک»، «الدعامۀ فی مسائل الإمامۀ»، «أمالی» و «الإفادۀ فی تاریخ ائمۀ الزیدیۀ» اشاره کرد. آثار هارونی خیلی زود از شمال ایران به یمن نیز انتقال یافت و تأثیرات زیادی در میراث زیدیان پس از خود ایجاد کرد و امروزه نیز به عنوان منبع مورد استناد زیدیان است.
کتاب کلامی هارونی «الدعامۀ فی مسائل الإمامۀ» نام دارد. هارونی در این کتاب مبانی زیدیه در امامت را در چارچوب بحث¬های متکلمان معتزلی مطرح می¬کند و در خلال آن به ردّ عقاید امامیه و احیاناً معتزله می¬پردازد. شیوه¬ی بحث در کتاب کاملاً به صورت مناظره¬ی فرضی و پاسخ به شبهات مخالفین است که در آن هارونی علاوه بر استدلالات عقلی از روایات، آیات قرآن و بعضاً گزارش¬های تاریخی بهره جسته است. مهمترین مباحث مطرح شده در کتاب به شرح ذیل می¬باشند:
1ـ با توجه به این¬که هارونی در کنار دعوت و قیام امام یکی دیگر از راه¬های تعیین امام را نص می-داند و معتقد است که سه امام نخست از طریق نص به این مقام رسیده¬اند و نیز بدلیل نپذیرفتن خلافت ابوبکر، می¬توان او را در زمره¬ی جارودی مذهبان قرار داد.
2ـ با وجود عقل¬گرایی و تأثیرپذیری هارونی از معتزله، وی معتقد است که راه شناخت امام از طریق سمع است؛ به بیان دیگر در شناخت اموری که در آن¬ها به امام نیاز است، ادله¬ی سمعی اولویت دارند.
3ـ از منظر هارونی نیاز به امام فقط در تکالیف شرعی و اجرای آن است نه تکالیف عقلی و وجود امام تأثیری در قدرت مکلف و چیزی از لوازم آن و یا اموری که از باب لطف به مکلف در امتثال تکلیف کمک می¬کند، ندارد.
4ـ هارونی وجود همزمان دو

مطلب مرتبط :   ساله.، -، سنندج، دختر