نعمت، (علیه، السلام)، فِیهَا

لَا تَسْلَمُ نُزَّالُهَا أَحْوَالٌ مُخْتَلِفَهٌ وَ تَارَاتٌ مُتَصَرِّفَهٌ الْعَیْشُ فِیهَا مَذْمُومٌ وَ الْأَمَانُ مِنْهَا مَعْدُومٌ وَ إِنَّمَا أَهْلُهَا فِیهَا أَغْرَاضٌ مُسْتَهْدَفَهٌ تَرْمِیهِمْ بِسِهَامِهَاوَ تُفْنِیهِمْ بِحِمَامِهَا».
«دنیا خانه‏اى است فرا گرفته بلا، شناخته به بی‌وفایى و دغا. نه به یک حال پایدار است، و نه مردم آن از سلامت برخوردار. دگرگونى پذیرد، رنگى دهد و رنگ دیگر گیرد. زندگى در آن ناباب است، و ایمنى در آن نایاب، و مردم دنیا نشانه‏هایند، که آماجشان سازد. تیرهاى خود به آنان افکند و به کام مرگشان در اندازد».
ابن میثم علت استفاده از لفظ محفوفه که از ماده حفوف اشتقاق پیدا کرده است در این عبارت را همراهی بیشتر دنیا با بلاها می‌داند. چرا که حفوف به معنای احاطه و فراگیری در همه جهات است. همچنین در بیان دلیل شهرت دنیا به فریبکاری و دغلبازی در این عبارت می‌گوید:
«دنیا به دغلکارى و فریب شهرت دارد، لفظ فریب و دغل را به عنوان کنایه و استعاره ذکر کرده است، زیرا گاهى در دنیا خوشی‌هایى به انسان رو مى‏آورد که چون مورد پسند انسان است و به آن خو مى‏گیرد، تصور مى‏کند که این وضع براى همیشه باقى مى‏ماند گویا از دنیا قول گرفته که همیشه با او سر سازش داشته باشد، و چون آن وضعیت تغییر مى‏کند و دنیا با او ناسازگار مى‏شود مثل آن است که دنیا وى را فریب داده و با او مکر کرده است و از آن رو که این تغییر حالت، از خوشى به ناخوشى و بالعکس براى دنیا زیاد و دائمى است لذا به این ویژگى معروف و مشهور است».
در خطبه‌ای دیگر نیز قریب به همین عبارات را امیر المؤمنین (علیه السلام) برای نکوهش دنیای حرام آورده است و سرای فانی را فریبکار و نیرنگ باز همراه با بلاهای دائمی معرفی کرده و می‌فرمایند:
«فَاحْذَرُوا الدُّنْیَا فَإِنَّهَا غَدَّارَهٌ غَرَّارَهٌ خَدُوعٌ مُعْطِیَهٌ مَنُوعٌ مُلْبِسَهٌ نَزُوعٌ لَا یَدُومُ رَخَاؤُهَا وَ لَا یَنْقَضِی عَنَاؤُهَا وَ لَا یَرْکَدُ بَلَاؤُهَا».
«پس، از دنیا بپرهیزید که سخت بی‌وفاست و فریبنده. نیرنگبازى است بخشنده و منع کننده، از این دست پوشنده، از آن دست رخت کننده. نه آسایشش بپاید، و نه رنجش به سرآید، و نه بلایش بیاساید».
موضوع ابتلا و آزمایش الهی به وسیله دنیا علاوه بر خطبه‌ها و سخنرانی‌هایی که حضرت ایراد فرمودند‌، در برخی از نامه‌های نهج البلاغه نیز دیده می‌شود. ایشان در یکی از نامه‌هایی که به معاویه نوشته‌اند، حقیقت سرای آزمایش را این‌گونه معرفی نموده‌اند:
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ جَعَلَ الدُّنْیَا لِمَا بَعْدَهَا وَ ابْتَلَى فِیهَا أَهْلَهَا لِیَعْلَمَ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًاوَ لَسْنَا لِلدُّنْیَا خُلِقْنَا وَ لَا بِالسَّعْیِ فِیهَا أُمِرْنَا وَ إِنَّمَا وُضِعْنَا فِیهَا لِنُبْتَلَی بِهَا».
«اما بعد، خداوند سبحان دنیا را براى آخرت قرار داده، و مردم دنیا را در آن به آزمایش نهاده تا معلوم دارد کدام یک نیکوکارتر است. ما را براى دنیا نیافریده‏اند، و نه ما را به کوشش در آن فرموده‏اند. ما را به دنیا آوردند تا در آن آزموده شویم».
نامه امیر المؤمنین (علیه السلام) به اسود بن قطبه فرمانده لشگر حلوان از دیگر عباراتی است که حضرت در آن خطاب به وی یادآور می‌شوند که این دنیا محلی برای آزمون است و آسایش در این سرای دنیا‌، حسرت سرای آخرت را در پی خواهد داشت چنان‌که می‌فرمایند:
«وَ اعْلَمْ أَنَّ الدُّنْیَا دَارُ بَلِیَّهٍ لَمْ یَفْرُغْ صَاحِبُهَا فِیهَا قَطُّ سَاعَهً إِلَّا کَانَتْ فَرْغَتُهُ عَلَیْهِ حَسْرَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ أَنَّهُ لَنْ یُغْنِیَکَ‏عَنِ الْحَقِّ شَیْ‏ءٌ أَبَداً».
«و بدان که دنیا خانه آزمایش است و دنیا دار ساعتى در آن آسوده نبود، جز که آسودگى وى در روز رستاخیز، مایه دریغ او شود، و هرگز هیچ چیز تو را از حق بى‏نیاز نگرداند».
«آنچه که باعث می‌شودخوشبختی دائم برای انسان رقم بخورد، انجام عمل صالح در دنیاست. از این رو کسی که در این دنیا از انجام عمل صالح آسوده خاطر باشد، سعادت و خوشبختی آخرت را وانهاده است. لذا از جمله پیامدهای آسایش در دنیا تأسف خوردن بر نتیجه‌ایست که روز قیامت عاید می‌شود».
2.2. امکانات
یکی دیگر از اسباب و زمینه‌های آزمایش برای انسان‌ها مسأله رزق و روزی وامکانات دنیوی و نحوه برخورد انسان‌ها با این مسأله می‌باشد. خداوند متعال با علم‌، حکمت و تدبیر خود روزی انسان‌ها را مقدر کرده است و برای هر کسی با توجه به مقدرات خود فزونی یا کاستی نعمت را در نظر می‌گیرد. امیر المؤمنین (علیه السلام) نیز در نهج البلاغه این حکمت و تقدیر الهی را وسیله‌ای برای آزمودن انسان‌ها دانسته و زیادی نعمت یا کاستی و نقصان روزی را دستمایۀ آزمایش بشر می‌داند و می‌فرماید:
«اعْلَمُوا عِلْماً یَقِیناً أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَجْعَلْ لِلْعَبْدِ وَ إِنْ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ وَ اشْتَدَّتْ طَلِبَتُهُ وَ قَوِیَتْ مَکِیدَتُهُ أَکْثَرَ مِمَّا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ وَ لَمْ یَحُلْ بَیْنَ الْعَبْدِ فِی ضَعْفِهِ وَ قِلَّهِ حِیلَتِهِ وَ بَیْنَ أَنْ یَبْلُغَ مَا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ وَالْعَارِفُ لِهَذَا الْعَامِلُ بِهِ أَعْظَمُ النَّاسِ رَاحَهً فِی مَنْفَعَهٍ وَ التَّارِکُ لَهُ الشَّاکُّ فِیهِ أَعْظَمُ النَّاسِ شُغْلًا فِی مَضَرَّهٍ وَ رُبَّ مُنْعَمٍ عَلَیْهِ مُسْتَدْرَجٌ بِالنُّعْمَى وَ رُبَّ مُبْتَلًى مَصْنُوعٌ لَهُ بِالْبَلْوَى فَزِدْ أَیُّهَا الْمُسْتَمِعُ فِی شُکْرِکَ وَ قَصِّرْ مِنْ عَجَلَتِکَ وَ قِفْ عِنْدَ مُنْتَهَى رِزْقِکَ».
«به یقین بدانید که خدا بنده‏اش را ـ هر چند چاره‏اندیشى‏اش نیرومند بود و جستجویش به نهایت و قوى در ترفن ـ بیش از آنچه در ذکر حکیم براى او نگاشته مقرر نداشته، و بنده ناتوان و اندک حیله را منع نفرماید که در پى آنچه او را مقرر است برآید، و آن که این داند و کار بر وفق آن راند، از همه مردم آسوده‏تر بود و سود بیشتر برد، و آن که آن را واگذارد و بدان یقین نیارد دل مشغولى‏اش بسیار است و بیشتر از همه زیانبار، و ـ بسا نعمت خوار که به نعمت فریب خورد و سرانجام گرفتار گردد، و بسا مبتلا که خدایش بیازماید تا بدو نعمتى عطا فرماید. پس اى سود خواهنده سپاس افزون کن و شتاب کمتر، و بیش از آنچه تو را روزى است انتظار مبر».
از این عبارت امام علی (علیه السلام)مشخص می‌گردد که روزی هر کس به همان مقدار که خداوند متعال در تقدیر وی قرار داده است، به وی می‌رسد و کوشش بیش از حد و یا کاهلی و سستی باعث افزایش و کاهش روزی مقدر نمی‌شود که این اعتقادزمینه ساز آسایش و راحتی بیشتر انسان‌ها می‌گردد و فرد را از تلاش و زحمت زیاد برای افزایش روزی غیرمقدر بی نیاز می‌کند.
«نکته مهم دیگری که از این عبارت به دست می‌آید این است که امام علی (علیه السلام) هم به اهل نعمت و هم به گرفتاران سفارش و توصیه به شکرگزاری می‌کنند. چرا که گاهی وجود نعمت باعث نزدیکی به عذاب خداوند می‌شود و دارندگان نعمت باید سپاسگزار باشند تا فزونی نعمت آنها باعث نزدیکی آنها به عذاب نگردد. از طرفی گرفتاران نیز به وسیله سختی تنگی رزق مورد توجه و احسان الهی قرار می‌گیرند و زمینه برای اعطای اجر و پاداش الهی از طرف خداوند برای آنها ایجاد می‌گردد که شکر این زمینه سازی نیز برای آنها لازم و ضروری است. از این روست که امیر المؤمنین (علیه السلام) با توجه به اینکه در بین مخاطبین خود هم صاحبان نعمت فراوان و هم گرفتاران و مبتلایان هستند همه را به طور مطلق به شکر فراوان امر نمودند».
امیر المؤمنین (علیه السلام) در میان خطبه پرمحتوای اشباح نیز بار دیگر به مسأله رزق و روزی و کمی و زیادی آن به عنوان ازمایش الهی برای بندگان اشاره می‌کنند و آن را وسیله‌ای برای سنجش میزان شکر و صبر افراد غنی و فقیر می‌دانند و می‌فرمایند:
«وَ قَدَّرَ الْأَرْزَاقَ فَکَثَّرَهَا وَ قَلَّلَهَا وَ قَسَّمَهَا عَلَى الضِّیقِ وَ السَّعَهِ فَعَدَلَ فِیهَا لِیَبْتَلِیَ مَنْ أَرَادَ بِمَیْسُورِهَا وَ مَعْسُورِهَا وَ لِیَخْتَبِرَ بِذَلِکَ الشُّکْرَ وَ الصَّبْرَ مِنْ غَنِیِّهَا وَ فَقِیرِهَا ثُمَّ قَرَنَ بِسَعَتِهَا عَقَابِیلَ فَاقَتِهَا وَ بِسَلَامَتِهَا طَوَارِقَ آفَاتِهَا وَ بِفُرَجِ أَفْرَاحِهَا غُصَصَ أَتْرَاحِهَا».
«اندازه روزی‌ها را گذاشت، پس آنها را بسیار و کم بداشت، و بر تنگی و فراخی پخش کرد؛ و در آنها تعدیل روا داشت، تا هر کس را که خواهد به آسایش در زندگی یا دشواری آن مبتلا گرداند، و بدان وسیله سپاسگزاری و پایداری توانگر و نیازمند آن را بیازماید. آنگاه دنباله‌های تنگدستی را به فراخی زندگی، و گزندهای شبیخون زننده را با تندرستی آن، و اندوه گلوگیر را با گشایش‌های شادی‌هایش همراه ساخت».
امام علی (علیه السلام) در حکمت گهربار دیگری می‌فرمایند:
«أَیُّهَا النَّاسُ لِیَرَکُمُ اللَّهُ مِنَ النِّعْمَهِ وَجِلِینَ کَمَا یَرَاکُمْ مِنَ النِّقْمَهِ فَرِقِینَ إِنَّهُ مَنْ وُسِّعَ عَلَیْهِ فِی

مطلب مرتبط :   مراسم، صیغه‌ی، زن، شوهر