منبع پایان نامه ارشد با موضوع یونان باستان و اسطوره شناسی

دانلود پایان نامه
حماسه واژه ای تازی است به معنی تندی و تفتی در کارودلاوری ، حماسه زاده اسطوره است ، اسطوره به مامی پرورنده می ماند که حماسه را می زاید و آنرادر دامان خویش می بالاند حماسه راستین و بنیادین جز از دل اسطوره بر نمی تواند آمد .
از این روی حماسه تنها در فرهنگ و ادب مردمانی پدید می آید که دارای تاریخی کهن و اسطوره ای دیرینه اند ،حماسه هایی که از دل اسطوره بر نیامده اند و بر نشکافته اند حماسه های راستین نیستند و تنها در ریخت و پیکره برونی به حماسه می مانند از این روی به ناچار در دل اسطوره و چنان بازتاب و نمودی از آن می باید از حماسه سخن گفت و آن را ، چونان یکی از سوی ها و روی های اسطوره می باید کاوید و پژوهید ، زیرا بدان سان که در نوشته آمد اسطوره به مامی می ماند که حماسه کودک آن است، پس حماسه در سرشت و ساختار به یکبارگی با اسطوره یکسان است .
جدایی حماسه از اسطوره در سرشت و گوهر آن نیست ، تنها دراینست که حماسه بیش از دیگر بنیادها و مایه ها بخت آنرا یافته است که راه به قلمرو جاودانه هنر بکشد و جامه ای از شعر در بر کند و در سایه ادب و افسون های آن جاودانه شود .(کزازی،255،….)
4-1-11-اسطوره و تمثیل
استاد علامه همایی در کنار بیان معنای تمثیل به عنوان ارسال المثل به اصطلاح تمثیل در علم منطق اشاره کرده است و می گوید : ( در تمثیل منطقی آنست که مابین دو چیز به حسب ظاهر مشابهتی وجود داشته باشد و بدان سبب حال و حکم یکی را بر دیگری قیاس کنند ) .
درباره فرق اسطوره و تمثیل باید چنین گفت که تفاوت اسطوره با تمثیل در ناخودآگاهی و خودآگاهی اسطوره است چنانچه گفته شد : با اسطوره سازی خصوصیات روان آدمی به اشیاء انتقال می یابد : دل سنگ خون می شود ، ابر سخن می گوید ، ستاره آدمیان را می نگرد ، به سوگ سیاوش همی جوشد آب ، کند چرخ نفرین بر افراسیاب .
و این کار شاعرانه بیش از هر چیز کار بشر نخستین است که برداشت خود را از زندگی به صورت اسطوره بیان می کند ، در موقع خسوف اژدهایی ماه را دهان می گیرد ،برای وزیدن باد فرشته ای گمارده شده !
از نظر بشر نخستین این فرشته واقعاً وجود دارد چنانچه اهریمن خدای بدیهاست ،و سهم اساطیر در تکوین ادیان (غیر توحیدی ) کم نیست اما برای ما اهریمن تمثیل بدی هاست بدین گونه تمثیل اسطوره ای است که از مرحله ناخودآگاهی به جهان آگاهی آمده است بر عکس در مورد اساطیر آگاهی وجود ندارد .(همایی،299،…)
4-1-12-اسطوره ودین
اسطوره به عنوان گونه ای از فرهنگ عامه ،پیش از قشر روحانیت بوجود آمده است وفی المثل نزد مردم متمدنی چون استرالیایی ها وجود داشته است .اما این امر مانع آز آن نشده است که حتی نزد آن گونه اقوام نیز ،اسطوره با کیش وایین ،ارتباط صمیمی وتنگاتنگی بیابد ،تا آنجا که برگزاری مراسم آیینی وعبادی با نقل وروایت اسطوره همراه است . (ستاری ،1377،27)
این وضع حتی دیر زمانی پس از ظهور قشر روحانیون نیز ادامه داشته است . (همان،1377،27)
در اساطیر شاعران پیوسته وقایع را ساده وبی شاخ وبرگ می کنند ؛بعضی خدایان را که کمتر شناخته اند ویا مجهورند از قلم می اندازند واساطیر ان خدایان را که برجسته تر وجدیدترند منسوب می دارند ؛کارها وانگیزه کارها را منطقی تر می نمایانند بدین گونه به آنها ،دقت وصراحت می بخشند ؛وخاصه وقایع اساطیری پراکنده را به هم می پیوندند وبدینسان دوره های اساطیری می سازند . (ستاری،1377،21)
در سده بیستم نظریه های متکی بر مطالعات دینی درصدد بر امدند تا با برقراری آشتی میان دین وعلم واسطوره وعلم را آشتی دهند .به منظور برقراری این آشتی دوخط مشی اصلی دنبال می شد .خط مشی نخست موضوع دین بود واستدلالشان این بود که دین با جهان طبیعی سروکاری ندارد از این رو دین از هر گونه تعدی از سوی علم مصون می ماند (فرنودفر ،1389،85)
خط مشی دوم در پی آن بود تا پدیده ظاهرا سکولار را به پدیده دینی ارتقا بخشد .اسطوره به عنوان یک پدیده سکولار که به پدیده دینی ارتقا یافته دیگر به داستان های مشخصاًدینی کهن محدود نمی شود براین اساس اسطوره های مدرن علنا سکولاری هم وجود دارند (همان،1389،85)
خط مش سوم نیز وجود دارد که اسطوره های سکولار را جایگزین اسطوره های دینی می کند .این خط مشی با جدا کردن اسطوره از دین مانع از آن می شود که اسطوره به سرنوشت دین دچار شود.(همان ،138986)
4-1-13-اسطوره وتاریخ :
ما نمی دانیم که در تاریخ بشریت ،نخستین بار ،چه زمانی کنجکاوی عقلانی نوع بشر ؛ظهور کرده است ؛این تاریخ بی گمان در دمه قرون ناپیداست .در واقع باید خاطر نشان ساخت که قصه توجیهی وطبیعه اسطوره ،از کهن ترین انواع یا گونه های ادبیات مردمی ومردم پسند به شمار می روند (ستاری ،1377،45)
در یونان بررسی وتوجیه اسطوره های کهن ،تنها در عصر خردورزان بزرگ وخاصه سقراط آغاز شد .هم از اینرو پیش از قرن 17میلادی به اساطیر یهود ومسیح نپرداخته اند ؛اما شایان ذکر است که ادیان اسلام وهندو اینگونه پژوهش را بدیده قبول نمی نگرند (ستاری ،1377،33)
اما از مقدمات کمرنگ اسطوره شناسی علمی در یونان عصر فلاسفه یونی وسقراط تا اسطوره شناسی در دوران ما فاصله بسیار است بنابراین طبیعه در یونان باستان ،تنها دو روش تعبیر وتفسیر اساطیر می بینیم 1-روش تمثیلی 2-روش اوهمریستی
4-1-14-اسطوره وعلم :
اسطوره چون علم ثمره عقل است ،هر چند که چون هنر پذیرای بعضی تاثیرات هیجانی نیز هست .اسطوره چون علم می کوشد تا علت چیزها را بداند واساسا وذاتا توجیهی است .فرق اسطوره با علم این است که اسطوره به تخیل بسی بیش از مشاهده بها می دهد ؛اما در تحول ذهن بشر ،مقدم بر علم است که جایگزین اسطوره می شود ،همانگونه که روش کاملتری جای روشی را که دیگر رضایت بخش نیست ،می گیرد (ستاری ،1377،51)
رویکردی که در مقابل اسطوره زدایی است آن است که اسطوره به لحاظ علمی قابل اعتماد است ،چرا که آن علم (علم مدرن )است .چه بسا نوعی در کار نبوده که یکه وتنها از پس گرد آوری تمام انواع موجودات زنده برآمده باشد وآنها را درکشتی چوبی انچنان محکمی که می توانسته در برابر شدیدترین طوفان ها تاب بیاورد ،زنده نگاه داشته باشد ؛اما به طور قطع طوفان عالم گیری رخ داده است .بنابراین آنچه اسطوره می نامند صادق است چرا که از حیث علمی مورد تایید است این رویکرد در مقابل اسطوره زدایی است که اسطوره را از علم جدا می کند .(فرنودفر ،1389،33)
اسطوره هر چند به عنوان تبیینی برای عالم به شمار می رود اما دیگر در مقام تبینی در هیات اساطیری نیست بلکه به عنوان نوع کاملا مستقلی از تبیین لحاظ می شود بنابراین مسئله نه به اعتبار علمی اسطوره ها بلکه بر سر سازگار ی اسطوره با علم است (همان ،1389،35)
4-1-15-اسطوره ورویا :
می گویند که رویا فرآورده فردی است ،حال آنکه اسطوره ،عصاره روح قوم است وبنابراین قیاس آن دو وجهی ندارد ومردود است .رفع این ایراد آسان است حتی اگر رویای ناشی از هیجانات آدمی خاص باشد ،هیجاناتی وجود دارند که علی العموم انسانی اند ومتعلق به تمام نوع بشر واینگونه هیجانات در خوابهایی مجال نمود می یابند که فروید آنها را نوعی (typique)نامیده است .فروید توانست آبشخور این دسته از رویاها را که بعضی آرزوهای ما به الاشتراک نوع بشر است ،کشف کند ونشان دهد همان آرزوها ،بنیانگذار برخی اساطیرند .(ستاری ،1377،66)