منبع پایان نامه ارشد با موضوع پدیده های اجتماعی و با سایر نظریه ها

دانلود پایان نامه

بنابراین خوابهای نوعی ،حاوی آرزوهایی است که ما در حالت بیداری وهشیاری به آنها اعتراف نمی کنیم اما در خواب شبانه این آرزوهای سری بیان می شوند .این آرزوهای مشترک میان بسیاری مردم ویا همه آنان را در اسطوره ها باز می یابیم .(ستاری ،1377،73)
4-1-16-اسطوره وادبیات :
رابطه میان اسطوره وادبیات اشکال متفاوتی داشته است بارزترین شکل این رابطه بکارگیری اسطوره در آثار ادبی بوده است .موضوع متداول در درس های ادبی دنبال کردن چهره ها رخدادها وموضوعات کلاسیک در ادبیات مغرب زمین است که البته این امر با اباء کلیسا آغاز شد که در عین منازعشان بت پاگانیسم از اسطوره های کلاسیک بهره می گرفتند .بعدها این کار از طریق کسانی نظیر پتراک ،دانته و…دنبال شد این امر در مورد اسطوره های موجود در کتاب مقدس نیز اتفاق افتاد .هر دو گروه از این اسطوره ها به نحو ظاهری یا به نحو نمادین قرائت شدند از نو سازمان یافتند ویا باز آفرینی شدند .این اسطوره ها در تمامی هنرها ،از جمله موسیقی وفیلم به چشم می خورد (فرنودفر ،1389،138)
4-1-17-اسطوره به مثابه داستان :
جنبه اسطوره به مثابه ادبیات ،تمرکز بر یک خط سیر مشترک داستانی است . (همان ،1389،145)
تایلور وفریزر براین باورند که اسطوره تبیین علی از حوادثی است که غالبا به طور تصادفی ،صورتی از داستان به خود می گیرد توازی اسطوره با علم ،متضمن کم ارزش جلوه دادن قالب داستان وبا ارزش جلوه دادن محتوای تبیینی است . (همان ،1389،146)
از نظر تایلور اسطوره همه چیز است جز ادبیات ومواجه اسطوره به مثابه ادبیات به معنای سطحی کردن اسطوره وتبدیل کردن حقیقت توصیفی آن به توصیفات پر طوطراق شاعرانه است . (همان ،1389،147)
4-1-18-اسطوره وموسیقی :
همانگونه که نمی توان یک قطعه موسیقیایی را به صورت رشته پیوسته فهم کرد در مورد اسطوره نیز همینگونه است .اگر اسطوره را چون رمان یا مقاله روزنامه بخوانیم ،یعنی سطر به سطر واز چپ به راست ،از فهمش عاجز خواهیم بود .زیرا باید اسطوره را چون کلیتی دریافت وتوجه داشت که معنایش در توال وتسلسل حوادث نیست ،بلکه ،اگر بتوان گفت ،در مجموعی از حوادث است ،حتی اگر این حوادث در زمانهای مختلف داستان ذکر شوند .بنابراین لازم است اسطوره را اندکی بسان یک قطعه موسیقی که ارکستر می نوازد خواند ،یعنی نه حامل به حامل ،بلکه با درک این معنی که باید تمام یک صفحه را دریافت ومد نظر داشت وآنچه در نخستین حامل ،بالای صفحه نوشته شده با مطالعه عناصری که در زیرش ،روی حامل دوم وحامل سوم وغیره آمده اند ،معنی پیدا می کند ومعنای این سخن این است نه تنها باید از چپ به راست خواند بلکه باید به طور عمود از بالا به پایین نیز خواند (ستاری ،1377،204)
4-1-19-اسطوره وفلسفه :
دیدگاههای مربوط به رابطه میان فلسفه واسطوره از تنوع زیادی برخوردار است که این دیدگاهها عبارتند از :
اسطوره جزئی از فلسفه است ،اسطوره فلسفه است وفلسفه اسطوره است ،اسطوره از دل فلسفه برمی آید وفلسفه از دل اسطوره بر می آید. اسطوره وفلسفه مستقل از یکدیگرند ،اما هر دو کارکرد یکسانی دارند تایلور وفریزر اسطوره وعلم را به یک نحو ذیل فلسفه گنجاندند این در حالی است که دیدگاه لوی برول در واکنش به آنها اسطوره را در تقابل با علم وفلسفه قرار داد (فرنودفر ،1389،70)
4-1-20-اسطوره ومناسک :
مطابق با نظریه اسطوره ومناسک یا همان نظریه اسطوره ومناسک گرا ،اسطوره امری قائم بالذات نیست ،بلکه در پیوند با مناسک است .براین اساس اسطوره نه یک بیان یک فعل است .افراطی ترین تقریر این نظریه مبنی برآن است که تمامی اسطوره ها ملازم مناسک وتمامی مناسک نیز ملازم اسطوره ها هستند .وبنا به اظهارات متعادل تر این نظریه ،برخی از اسطوره ها می توانند بدون مناسک سر کنند وبرخی از مناسک نیز بدون همراهی اسطوره ها قادرند به حیات خود ادامه دهند ویا اینکه اسطوره ومناسک ممکن است اساسا از آغاز با یکدیگر مرتبط باشند اما بعدها مسیر جداگانه ای در پیش می گیرند ویا چه بسا اسطوره ها ومناسک به طور مجزا ظاهر می شوند اما متعاقباً به هم می پیوندند .صرف نظر از اینکه چه پیوندی میان اسطوره ومناسک برقرار است ،نظریه اسطوره –مناسک گرا به لحاظ تمرکزش بر این پیوند ،هم با نظریه های دیگر مربوط به اسطوره وهم با سایر نظریه های مربوط به مناسک فرق دارد (فرنودفر ،1389،110)
4-1-21-اسطوره وجامعه :
اسطوره برای اثبات حقانیت وتضمین قدرت وواقعیت قداست آیین وتشریفات وبا قاعده ای اجتماعی یا اخلاقی وضع شده است اسطوره ها مردم عوام را مجاب می کنند که مثلا طبقه های اجتماعی را به رسمیت بشناسد ،بدین ترتیب که اعلام می دارند طبقه های اجتماعی در زمان های بسیار دور وضع شده اند وبه همین معنا به جاوشایسته اند . . (همان ،1389،214)
اسطوره های اجتماعی می گویند ،این را انجام بده چرا که همواره پیش از این انجام شده است در مورد پدیده های طبیعی فرد از اسطوره منفعت می برد ؛اما در پدیده های اجتماعی ،خود جامعه ذی نفع است . (همان ،1389،214)
اگر هیچ اسطوره مدرنی درباره پدیده های طبیعی نداشته باشیم ،اما کماکان اسطوره های مدرن درباره پدیده های اجتماعی وجود دارد .اگر حتی این اسطوره ها هم بر جای نمانند ایدئولوژی ها جای آنها را می گیرند . (همان ،1398،215)
4-1-22-چگونگی تجلی اسطوره ها در آثار ادبی
سخن از اسطوره (myth) است. پدیده ای که در ادبیات ملل مختلف وجود دارد. امروزه معنا و مفهوم اسطوره چندان متناسب با گذشته نیست. در کلام بزرگانی چون مولوی ، فردوسی عنصر اسطوره شفافیت ویژه ای دارد. اسطوره در اصطلاح آیینه روح بشر است و تجلی حقایق انسانی که در طول تاریخ ادامه دارد. انسان هماهنگ و متناسب با زمان خود اسطوره سازی می کند. اسطوره حاصل تجربه بشر در طول تاریخ است که نسل به نسل انتقال یافته است. اساطیر همواره برای مقصود و هدفی معین ساخته می شوند.
شاعر و نویسنده با بهره گیری از پایه اسطوره فرهنگ گذشته را بازآفرینی می کند، اسطوره ها می توانند برگرفته از حقایق تاریخ یا برگرفته از چهره های افسانه ای باشند.
«اگر با دقت به مطالعه تاریخی بپردازیم، خواهیم دید که مسأله هویت و ذهنیتی که ایرانیان برای خودشان قائل می شدند، در قالب همان داستان های اسطوره ای قبل از اسلام وجود داشت. یکی از عوامل مهم تداوم بخش تاریخ سیاسی، دولت و فرهنگ ما ایرانی ها وجود این اسطوره ها بود.» (احمدی ،1383،3195)
اساطیر بیانگر الگوهای برتر و انسان های آرمان گراست. شاخص ترین شخصیت های اسطوره ای جنگاوری، رویین تنی و آرمان گرایی آنهاست.
«یکی از خصایص اسطوره این است که در آن همچون مدینه فاضله، بشر دنیایی برتر و بالاتر از این دنیا می جوید.» (اردلان جوان ،1368،48)
اگر به تاریخ ایران نوشته مورخان اولیه عرب پس از اسلام نگاه کنیم، همه این بحث ها وجود دارد.لازم به ذکر است که اسطوره ها را نمی توان بدرستی تجزیه و تحلیل کرد، زیرا آنچه درباره اسطوره ها نوشته اند گاهی جنبه اغراق و چاپلوسی محض دارد تا حقیقت جویی. گرچه می توان جنبه اخلاقی آنها را از خلال ادبیات گذشته باز شناخته و در زمینه درست موارد آن به داوری پرداخت، اما این کار به مطالعه عمیق بستگی دارد، در غیر این صورت چگونه می توان به مطالب افسانه ای اعتماد کرد که گاهی خود نویسندگان هم به آن اعتمادی نداشته اند. چیزی که یک اسطوره را ارزشمند جلوه می دهد، شناخت و استخراج ویژگی های واقعی آن و تطبیقش با باورها و اعتقادات جامعه است.