منبع پایان نامه ارشد با موضوع مشی و مشیانه و پیشه وران

دانلود پایان نامه

بیت 26،صفحه ی 1152
شه از کی قباد بلند افسرست مرا افسر از مشک و از عنبرست
بیت 61، صفحه ی 1153
4-3-17-کیومرث :
((کیومرث از اصل اوستایی گیومرتن (زنده میرا) ، در پهلوی (گیوک مرث ) و درمتون مختلف فارسی و عربی به صورت های : گیومرث ،گیومرد ، کیومرث، کیومرس، کیومرز، کهو مرث ، گرشاه ، گل شاه (شاه کوه ) ، کوشاه ، کرشاه ، ملک الجبل و ملک الطین آمده است گیومرث بنا بر روایات اساطیری کهن ، نخستین انسانی است که از عالم مینو بر زمین فرستاده شد تا اهورا مزدا را یار باشد و اهورا مزدا از او نژاد آریا را به وجود آورد .وی هنگامی که در جهان مینوی بود ، نامیرا بود ، و هنگامی که باز به سوی خانه ی پدران باز گررد نا میرا می شود .کیومرث سی سال به آرامش زندگی کرد اما در اثر گزند اهریمن (دچار مرگ شد و از جهان در گذشت .از تن او فلزات سودمند و از تخمه ی او زر آفریده شد و در دل زمین جای گرفت . پس از چهل سال ،از این تخمه ، دو ساقه ی گیاه ریواس به هم پیچیدند و از زمین روییدند و اندک اندک شکل آدمی به خود گرفتند و مشی و مشیانه از آنها پدید آمدند .در اساطیر گیومرث نخستین بشر است ، چنان که سوشیانت آخرین بشر خواهد بود و رد رستاخیز کیومرث از او زودتر بر خواهد خواست .در اوستا اغلب با صفت (نیکوکار و پاک ) از کیومرث یاد می شود .در روایات اساطیری هم چنین آمده است که روح او سه هزار سال ،در دورانی که آفرینش جنبه ی معنوی داشت با روح گاو و نخستین یک جا می زیست و بعد به روح او کالبد بخشیده شد . کیومرث توانست اهریمنان را که بر جهان چیره شده بودند عقب براند اما اهریمن به توطئه ی جهی ((یومؤنث )مرگ و بیماری و رنج فرستاد و گیومرث از جهار رخت بر بست )) . ( یاحقی ، 1386، 714-713)
کلاه از کیومرث تخت گیر زجمشید تیغ از فریدون سریر
بیت 60، صفحه ی 960
4-3-18-جمشید ، جام جم :
((جمشید یا جم ،نام نخستین پادشاه اساطیری ایران است .صفت ((شید ))یا ((خشئت )) که صفت ((خور ))نیز هست ، به این دلیل به جمشید نسبت داده شده که او در آغاز رب النوع آفتاب بوده است و به همین دلیل ستارگاه هم به طور طبیعی ،رمه ی او به حساب می آیند محل ظهور دوباره ی جمشید نیز خاور دور (محل طلوع خورشید ) است .جمشید در اوستا ، پسر ویونگهان (ویو نجهان ،ویجهان) خوانده شد و نخستین کسی است که گیاه مقدس هوم را به اهورا مزدا عرضه داشت و پیش از زردشت ،با او سخن گفت و اهورا مزدا ، پیامبری را به او پیشنهاد کرد که او نپذیرفت .در شاهنامه کیومرث نخستین بشر و جمشید نخستین پادشاه است و اهورا مزدا ، با دادن دو ابزار (نگین و عصای زرنشان )او را صاحب اقتدار گردانید سیصد سال که از سلطنت جمشید گذشت ، زمین بر موجودات تنگ شد و جمشید به سوی فروغ روی نمود و با نگین زرین خود زمین را سبود .پس زمین دامن بگشود و یک ثلث فراخ گردید .جمشید این کار را سه بار انجام داد و زمین را فراخ کرد .جمشید پس از پدر و به روایت بلعی بعد از برادرش تهمورث ، در سلسله ی پیشدادیان ، به جای او نشست ؛ برای نخستین بار ، سلاح و شمشیر و کرباس و ابریشم و رنگ های الوان را به کار گرفت ؛ دیوان را به اطاعت خود در آورد و آنها را به قطع اشجار و ساختن آجر و بنای خانه و گرمابه واداشت ؛ مردمان را به چهار گروه (لشکریان ،دانایان ، و دبیران ، کشاورزان و پیشه وران )تقسیم کرد و نخستین روز که به مظالم نشست ، اورمزدروز بود از ماه فروردین .از آن پس ،آن روز را نوروز نام کردند و این جشن از جمشید یادگار ماند.
به جشن فریدون و نوروز جم که شادی سترد از جهان نام غم
بیت 3،صفحه ی 1064
رشتن و جامه دوختن را او به مردمان آموخت .مطابق روایات باستانی ، جمشید مربی مادی و معنوی جهانیان بود اما زردشتیان مربی معنوی را زردشت می دانند .در مدت سیصد سال پادشاهی جمشید هیچ بدی در جهان نبود و کسی از مرگ رنجه نمی شد .مرغان ، در برابر تخت افسانه ای او صف زده و آدمیان و یوان ، به اطاعت او در آمده بودند .ولی ناگهان ، به وسوسه ی ابلیس ،ادعای خدایی کرد و به همین دلیل ،فر کیانی از او جدا شد . در مورد لغزش جمشید ، روایت بسیار است اما مشهور همان است که در ضمیر وی دروغ و پیمان شکنی جای گرفت و دروغ گویی آغاز کرد آن گاه ، فر، به صورت مرغی از او جدا گشت و به مهد رسید .از چگونگی لغزش جمشید و جدا شد او در بسیاری از منابع تفصیل سخن رفته است .
جام جم: بنا بر برخی روایات ،پیدایش می (شراب) به زمان جمشید مربوط می شود .همین مسأله موجب ملازمه ی جام با جمشید و پیدایش ترکیب ((جام جم)) در معنی ظاهری و عرفانی آن در ادب فارسی شده است )) .( یاحقی ، 1386، صفحه ی 293-291)
کلاه از کیومرث تخت گیر ز جمشید تیغ از فریدون سریر
بیت 60،صفحه ی 960
بشوراند او رنگ خورشید را تمنا کند جای جمشید را
بیت 78،صفحه ی 1006
به تاراج ایران آرد علم برد تخت کی خسرو و جام جم
بیت 79،صفحه ی 1007
مرا زیبد از خسروان عجم سر تخت کاووس واکلیل جم
بیت 48، صفحه ی 1011
نخواندی ز تاریخ جمشیده شاه که آن اژدها چون فرو برد ماه
بیت 24، صفحه ی 1012
سر تخت جمشید جای تو باد سریر سران خاک پای تو باد
بیت 53، صفحه ی 1028