منبع پایان نامه ارشد با موضوع مخزن الاسرار و خلفای راشدین

دانلود پایان نامه

نظامی مسلمانان معتقدی است و از اشعار او کاملاً‌ روشن است که سنی مسلک است ولی روشن نیست که پیرو کدامیک از مذاهب اهل سنت می باشد. ایمان و اعتقاد او به رسالت نبی اکرم (ص) و خلافت خلفای راشدین به طریق سنیان کاملاً‌ مشهود است. بعلاوه تمام آثار او با نام و ذکر و نیایش و ستایش پروردگار آغاز شده است که مسلمانی او را نشان می دهد.
اعتقاد به روش اهل سنت بطور طبیعی شاعر را از نظر اصول بسوی فکر اشعریان سوق می دهد. نکته های فراوانی از شعر او قابل استنباط است که او را شعری مسلک می نماید. از این قبل است موافقت او به رویت خداوند به شرط تنزیه از زمان و مکان و مقابله،‌ چنانکه پیامبر (ص) در شب معراج بدان حصول یافت.
نکته دوم تبعیت از اشعریان است در موضوع جبر و اختیار که بنابر اصول آنان راه جبر را در موضوع خیر و شر برگزیده است. (ثروت ،1370،35)
4-2-13-شخصیت نظامی
نظامی در وهله نخست مردی است با تقوی، پای بند به اصول اسلامی، زهد پیشه و گوشه نشین. و گوشه نشینی خود حاصلی است از معتقدات نخستین وی. زیرا با توجه به اوضاع اجتماعی عصر وی، او چازه ای جز گوشه نشینی نداشته است تا خویشتن را به فساد زمانه و اهل زمان نیالاید. با وجود گوشه نشینی گلایه های متعدد وی از همکاران،‌ مردم، اهل زمان وحسودان، حاکی از آن است که از تنگ نظریهای عصر مصون نبوده است.
می گوید: «دنیا پراز جویندگان است. عده ای دریا را می کاوند و گروهی در پی در و مرواریدند. اما کمتر کسی در این روزگار دیده می شود که میل اش بسوی جستجوی آموزگار باشد. بنابراین شاعر که اهل دریا و در نیست و اهل سخن و معرفت است، چون شنونده ای نمی یابد سعی می کند از دوستان ببرد و به تماشای باغ و بوستان شعر خویش بسنده کند».
از سوی دیگر نظامی، شاعری است که به ارزش کار خویش واقف است. کلام منظوم را نه تنها برتر از نثر می داند، بلکه شاعر واقعی را در ردیف سایه پیامبر و در مرتبه پس از انبیاء می گذارد. معتقدات کلام منظوم پر از حکمت، سخنی ساده نیست بلکه پاره ای از روح شاعر است که در قالب کلام شکل می گیرد. (ثروت ،1370،39)
با وجود محیط فاسد و نگرانیهای عمیق نظامی از کم مایگان و حسودان، وی معتقد است که شاعر خوب برای پول شعر نمی گوید. این نکته از انتقاد نظامی نسبت به سخن گویان مزدبگیر و دغل که شعر را به خاطر «سیم» می سرایند روشن می شود. وی آنان را عاشقان و مردگان زر می نامد. می گوید ظاهراً‌ مقامشان والاست ولی همانان از همه کس پست ترند؛ زیرا باعث سقوط ارزش سخن می شوند. چنین اشخاصی نمی دانند هر آنکه لباس زرین هدیه شده شاهان پوشید عاقبت نصیب و غذای شمشیر آنان نیز شد. از این جاست که وی پیشنهاد می کند شاعر اول در علم شرع کامل شود سپس شعر بگوید تا به گمراهی نیفتد. (همان ،1370،41)
نظامی در جای دیگری هم اشاره دارد که مایه کار او نه زر بلکه عشق است. در شرفنامه می گوید:‌‌ « اگر من برای زر مانند دیگران این کتاب را نساخته ام، و عشق سخن مرا به سخن سنجی وادار کرده است، و در طلب زر نیستم چندان شگفت نیست. زیرا در عالم عشق مانند من ترک کننده زر و سیم فراوانند».
از همین جاست که ویژگی شخصیت نظامی، یعنی مناعت طبع او آشکار می شود. و درست برعکس شاعران مداح که عاشق ملاقات با شاه اند، و حضور در دربار شاه را افتخاری عظیم بر خود می دانند، وی پیوسته از حضور در محضر شاهان خود را معذور نشان داده و به بهانه ای از دیدارها دوری جسته است. (همان ،1370،42)
نظامی علاوه بر خلوت گزینی، سکوت و آرامش شب را بسیار دوست می دارد. بارها از مزایای آن سخن گفته است. (همان ،1370،44)
نکته قابل توجه دیگر حالات روحی شاعر است به هنگام پیری. نظامی هرگز جوانی را فراموش نمی کند. بویژه آن زمان که «تن خمیده گشته، رخسار سرخ به زردی گراییده، پای تیزرو کند شده، موها سپید گشته و نشاط رخت بربسته است و حتی میل، به خواب ابدی و سفر بسوی جهان باقی است، نه گوش حوصله شنیدن آواز و نه سر میل به لهو دارد، نظامی به حسرت جوانی می نشیند. (همان ،1370،45)
ویژی دیگر شخصیت نظامی، عفت قلم و بیان و در مجموع محجوب بودن اوست. اولاً‌ وی معتقد به داشتن یک همسر است نه زیاد:
از آن مختلف رنگ شد روزگار
که دارد پدر هفت و مادر چهار
چو یک رنگ خواهی که باشد پسر
چو دل باشد یک مادر ویک پدر
و این اعتقاد را خود نظامی عمل کرده است و هرگز دو زن در کنار هم نداشته است. در ثانی جز مخزن الاسرار،‌ بقیه آثار نظامی صحنه های عاشقانه فراوانی دارد اما هرگز زبان و قلم را به ایجاد صحنه های رکیک سوق نداده است. (همان ،1370،47)
بدین ترتیب می توان نظامی را از نظر ویژگیهای اخلاقی، شاعری پرکار، صبوری، با عفت، گوشه گیر، قانع، با نزاکت، با گذشت،‌ مثبت، علاقه مند به شهر و دیار، قوم و خویش،‌ خانه و خانواده، گریزان از جنجال و دربار و زندگی اشراقی دانست. به قول ادوارد براون «کوتاه سخن آنکه، او را باید ترکیبی دانست از یک نبوغ عالی و شخصیت معصوم». (همان ،1370،47)
4-2-14-مدفن نظامی
مدفن نظامی در شهر گنجه است و وی آرامگاهی داشته که زیارتگاه و تا مدتی پس از الحاق گنجه به روسیه برقرار بوده است.(زنجانی ،1370،16)
در حدود سال 1304 قمری آدمای گنجه در صدد بر آمدند که بقایای جسد نظامی را از محل اصلی خود به شهر گنجه انتقال داده و در آنجا گند و رواقی عالی بر او بنا کنند (همان، 17، 1370).
در تاریخ 1922 میلادی (سه سال قبل از این) کمیسیونی از معارف خواهان گنجه بنام کمیسیون نظامی تشکیل گردید و از این کمیسیون اشخاص ذیل (میرزا محمد آخوندزاده مرحوم شاعر و معلم، جواد بیک رفیع بیک اوف مورخ، میر کاظم میر سلیم زاده معلم)‌ برای امور اداری انتخاب و قرار دادند که وجهی از طریق اعانه وتیاتر و گاردن پارتی جمع آوری کرده جنازه نظامی را از محل حالیه که در بیابان واقع است بداخل شهر نقل نموده در میدانی که مقابل مسجد شاه عباس است مقبره عالی بنا کرده دفن نمایند. در تاریخ 1923 در ماه مارث روسی شروع به عملیات نمودند بعد از اینکه سنگ و خاکها را که مانند تلی بود خارج کردند مقابل درب مقبره قبری پیدا شد آن را شکافته استخوانهای سفید و نازک و کوچکی بیرون آمده قبلاً‌ همین استخوانها را جنازه نظامی تصور کرده میان صندوقی می گذارند سپس از نازکی و سفیدی استخوانها تردیدی حاصل شده مجدداً‌ بکندن سطح دوم شروع می کنند به عمق یک ذرع که کنده می شود بناء و پایه های گنبد ظاهر گشته و در پایین مقبره سنگی به ارتفاع ده گره در کنار دیوار پدیدار و در اطراف آن سنگ ریگ و خاکهای زرد رنگ مشاهده می کنند همین که خاک و ریگها را بیرون آورده و مقدار دو ذرع دیگر زمین را حفر می کنند دیواری از سنگ ظاهر می شود بعد از خراب کردن این دیوار سنگی به دخمه ای می رسند که یک قسمت سقف آن دخمه بواسط فشار سنگ و خاک زیاد ریخته و خراب شده بود پس از آنکه سنگ و خاکها را از دخمه بیرون می آورند اسکلتی در میان صندوق چوبی پیدا شده که طول آن دو ذرع و دوازده گره بوده است (ذرع روسی است)‌ جمجمه سر و استخوانهای اعضا سالم از آثار جنازه و پارچه های صندوق معلوم بود که در دفن جنازه نظامی کمال احترام معمول و منظور شده است اضافه بر کفن معمولی جنازه را با یک طاقه شال ترمه پوشانده و صندوق را نیز با شال ترمه دیگر پیچیده اند که بعضی تکه های شال در اطراف صندوق باقی بوده که به موزه دولتی باکو حمل گردیده است. (همان ،1370،21)
جنازه اولیه که از قبر بیرون آمد معلوم نشد از کی بوده و در چه زمانی فوت کرده است از آثار و علائم واضح بود که نعش دختری بوده و در تدفین آن نیز احترامات فوق العاده مراعات و با حریر تکفین شده است.
جنازه نظامی مطابق عادات معموله ترک ها در میان دخمه گذاشته شده بود- کمیسیون نظامی استخوانهای نظامی را به همان صندوقی که استخوانهای دختر بوده گذارده در دوورسی شهر گنجه (یک میدانی) در میان باغ امانت می گذارند تا بعد از اتمام مقبره جدید بدانجا نقل نمایند.