منبع پایان نامه ارشد با موضوع خاورمیانه، ژئوپلیتیک، منافع ملی، سیاست خارجی

آینده هم به مواد نفتی با قیمت قابل رقابت در بازار جهان دسترسی داشته باشیم و هم باید بتوانیم به هر گونه اختلال عمده‏ای در عرضه نفت در این منطقه، پاسخی مناسب و سریع بدهیم.”
به هر حال بحران خلیج فارس فرصت بسیار نادری در اختیار آمریکا قرار داد تا هژمونی خود را بر منطقه اعمال کند. به دنبال آن آمریکا نیروهای نظامی خود را در منطقه مستقر، با کشورهای کویت، عربستان، بحرین، قطر، امارات عربی متحده و عمان قراردادهای نظامی امضاء و برای اولین بار به تاسیس ناوگان پنجم خود در خلیج فارس و دریای سرخ اقدام کرد.
نومحافظه کاران به هنگام به قدرت رسیدن در سال ۲۰۰۳ در واشنگتن با وظیفه جامه عمل پوشاندن به رویای خود (هژمونی آمریکایی) مواجه شدند، بحث‏های سیاست گذاری بر دو محور عمده استوار بود:
۱- مسئله عملی به نسبت کوتاه مدت تاسیس یک معماری امنیتی پایدار برای منطقه
۲- هدف درازمدت و بزرگ‏تر باز تشکیل سیاست داخلی، اقتصادی و فرهنگ منطقه
از طریق اصلاحات لیبرال که باتلاق تندروهای اسلامی و عناصر تروریستی ضد آمریکا را بخشکاند، پی‏گیری این اهداف، یک جانبه‏گرایانه و درواقع خشن و آزاردهنده بود به گونه‏ای که به تضعیف اتحاد سنتی فراآتلانتیک منجر شد. اگر مسائل در عراق پس از تسخیر ایالات متحده مطابق با انتظارات نومحافظه کاران پیش رفته بود، آن کشور شاید به بنیاد معماری امنیتی آمریکا برای کل منطقه تبدیل می‏شد. (فاست، ۱۳۸۹: ۵۰۹-۵۰۸)
دومین محور در طرح نومحافظه کاران برای عملیاتی کردن هژمونی آمریکایی برنده شدن در معرکه مبارزه برای تسخیر قلب‏ها و اندیشه‏ها در خاورمیانه بود. بوش شخصاً همانند مقامات ارشدش، بارها از ضرورت ایجاد یک پایبندی نسلی به دگرگونی نظام‏های سیاسی خاورمیانه و تبدیل آنها به نوعی دموکراسی و نیز آغاز جهش اقتصادهای آنها در یک سمت و سوی لیبرال سخن گفت. در آستانه پایان دوره ریاست جمهوری بوش در سال ۲۰۰۴، فرآیند دموکراتیک شدن افغانستان و عراق بسیار دشوارتر از آنچه انتظار می‏رفت بود.
اکنون خاورمیانه بیشتر بصورت ناخواسته به آزمایشگاهی برای تشکیل نظم جهانی پس از جنگ سرد و پس از یازده سپتامبر تبدیل شده است. عراق به عنوان آزمایشگاهی برای انجام دکترین دفاع پیش دستانه به مثابه دکترین استراتژیک نوین ایالات متحده و محور اصلی راهبرد ضد تروریسمی‏اش در سراسر خاورمیانه برگزیده است. (همان: ۵۴۳)
در حالیکه ایالات متحده در حال کشف و بررسی امکان‏های یک صلح و امنیت آمریکایی در سراسر جهان است و انتظار دارد هم پیمانان او با وی همگام شوند، دغدغه اروپا گسترش آن و انطباق ساختارهای تصمیم‏گیری آن بر پایه این گسترش است.
اتحادیه اروپا اکنون همچون گذشته در بافت اقتصادی خاورمیانه هم به عنوان اهداء کننده کمک و هم عرضه کننده جنگ افزار، پروژه‏های زیربنایی و کالاهای مصرفی ادغام می‏شود. وابستگی متقابل وجود دارد به این نحو که اروپا بازار اصلی خاورمیانه است که خودش به عرضه انرژی از شمال آفریقا و خلیج فارس وابسته است. اروپا از سرمایه گذاری خارجی و صنعت گردشگری سود می‏برد. گردشگران اروپایی اقتصادهای خاورمیانه را سرپا نگه می‏دارند. (همان: ۵۴۵)
برای نخستین بار جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا در جریان جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۰ از نظم نوین جهانی سخن گفت. این نظم در ارتباط با آینده مناسبات جدید جهانی است و در واقع بیان کننده دیدگاه‏های آمریکا در آغاز هزاره جدید است. آمریکا در نظر دارد در نظم نوین جهانی هژمونی خویش را به عنوان برترین قدرت تثبیت کند. اما هژمونی آمریکا بر جهان بدون اعمال هژمونی آن بر خلیج فارس امکان پذیر نبود. به همین جهت نظم نوین جهانی در واقع طرحی نو، برای کنترل مناطق ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک جهان توسط آمریکا بود.
فصل پنجم
تاثیرپذیری و تاثیرگذاری واحدهای سیاسی/کشورهای متشکله ژئوپلیتیک شیعه در نسبت با منافع ملی آنان
مقدمه:
کشورهای خاورمیانه بزرگ وضعیت همسو و مشایه‏ای ندارند. کمتر دو کشوری را در این منطقه وسیع می‏توان یافت که فارغ از اختلافات مرزی و امنیتی دوجانبه و مشکلات ناشی از تداخل منافع اقتصادی و بازرگانی باشند. بنابراین، همپیمایی راهبردی در خاورمیانه بزرگ وجهی آرمانی بوده و طیف روابط کشورها، عمدتاً از وضعیت عادی مناسبات تا مناقشه رو در رو در نوسان می‏باشد. در خاورمیتنه بزرگ دلایل و علل بسیاری برای برقراری مناسباتی متفاوت با کشورها و قدرت‏های گوناگون غیرمنطقه‏ای، فرامنطقه‏ای و جهانی وجود دارد که خود یکی از عوامل تفرق در رویکردهای درون منطقه‏ای به حساب می‏آید. اغلب کشورهای عربی در هسته مرکزی نظام منطقه‏ای خاورمیانه بزرگ منافع ملی و استراتژی‏های امنیتی خود را در تعارض با کشورهای غیرعرب حاشیه‏ای تعریف نموده و به پیش می‏برند. خاورمیانه بزرگ در بین‏کلیه مناطق جهان از نازل‏ترین میزان همبستگی، ارتباطات، همکری و همسویی در رویکردهای درون منطقه‏ای برخوردار می‏باشد و اساساً فاقد حداقل عناصر لازم برای شکل‏دهی به یک خورده نظام منطقه‏ای منسجم است. در مجموع آنچه بتواند به این منطقه وسیع براساس مبانی ساختاری و کارکردی در سطح دولت‏های ملی، هویت و نظم همسو و بطور نسبی یکپارچه ببخشد، عملاً وجود نداشته و تا آینده نزدیک قابل پیش بینی نخواهد بود.(موحدیان عطار، ۱۳۸۶: ۱۴۶-۱۴۴)
بنابراین برای دولت‏های ملی بویژه ایران چشم‏اندازی برای همگرایی جز بهره‏گیری از جغرافیای ایدئولوژیک بمنظور دستیابی به اتحاد، یکپارچگی و نقش رهبری در چترچوب ژئوپلیتیک شیعه متصور نمی‏باشد.
۱- جمهوری‏اسلامی ایران و منافع ملی و اهداف ایدئولوژیک (تقدم‏ و تاخر یکی بر دیگری):
تشیع در درون مرزهای جغرافیای ایران همواره با این سئوال که آیا به راستی ایدئولوژی اسلامی با منافع ملی ما در تضاد است یا خیر؟ روبرو بوده است. به عنوان مثال آیا واقعا دفاع از آرمانهای مردم فلسطین و افشای جنایت‏های رژیم اسرائیل بر علیه مسلمانان با منافع ملی ما در تضاد است؟ در پاسخ به این پرسش حکومت شیعی ج.ا.ا به اعتبار آیات و روایات بسیار از جمله فرمایش رسول اکرم که فرمودند: “من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم” هر کس فریاد مسلمانی را بشنود که درخواست کمک کرده و او را اجابت نکند مسلمان نیست. پی‏گیری اهداف و منافع ایدئولوژیک را جزء جوهره، آرمان و اعتقادات تفکر شیعیان جهان عموماً و شیعیان ایران خصوصا در صدر الویت سیاست خارجی خود قرار داده است. بر پایه این باور مسلمان بالغ و آزاده نمی‏تواند برای حفظ منافع شخصی خود نسبت به حقوق مسلمانان دیگر بی‏تفاوت باشد.
پایان جنگ سرد و وقایع متعاقب آن تا حادثه یازده سپتامبر ۲۰۰۱ تأثیرات شگرفی را بر نظام سیاسی جهان و روابط بین‌المللی به جای گذاشت که بررسی دقیق شرایط کنونی آن مستلزم شناخت ریشه‌های تحولات و مناسبات حاکم بر نظام جهانی است. در دوران جنگ سرد، اولویت‌های سیاسی تعیین کننده بود؛ اما پس از آن اولویت‌های اقتصادی تعیین کننده‌ روابط جهانی شد؛ بنابراین، هر نوع تحلیل در مناسبات جهانی بر موج اقتصادی قرار گرفت و به دنبال آن، ثبات سیاسی یعنی دمکراتیزه شدن نظام‌های سیاسی نیز در کشور‌های مختلف تعریف جدیدی پیدا کرده است. با این تغییر و تحولات جهانی، به دلیل رابطه‌ای که میان توسعه‌ اقتصادی و روابط جهانی با دمکراتیزه شدن پدید آمده ‌است، درک شرایط و روابط میان کشور‌های بزرگ (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، انگلستان، هندوستان، آلمان و ژاپن) منوط به شناخت جهان کنونی است. در این شرایط جدید هر کشور پیش از هر کاری به دنبال منافع ملی خود است. به عبارتی، فرض باید بر این باشد که دیپلماسی و سیاست خارجی هر کشوری بطور مطلق و کامل باید در راستای تأمین بهینه‌ منافع ملی باشد. این است که روابط میان کشورها در چهارچوب منافع ملی تنظیم می‌‌شود. بنابراین، با این فرآیند، پیش‌بینی می‌شود که مناسبات اقتصاد جهانی به گونه‌ای است که اختلافات میان قدرت‌های معاصر، فاقد درگیری شدید است، زیرا منافع اقتصادی هر امری را تحمیل می‌کند. در این راستا کشور ایران با جغرافیای وسیع و متمایز، منابع عظیم انرژی در درون و پیرامون آن، ترکیب و کیفیت ساختار جمعیتی جوان و مستعد، انسجام ایدئولوژیکی، عمق و گستردگی حوزه نفوذ فرهنگی، موقعیت منحصربفرد ژئوپلیتیک با امکان تأثیرگذار متقابل استراتژیکی بر تحولات منطقه‌ای و دیگر مزایای نسبی و ویژگی‌های شاخص در فضای بین‌المللی، ثبات و تأمین امنیت داخلی و خارجی، رشد و توسعه اقتصادی، ارتباطات گسترده با حوزه‌های نفوذ نرم افزاری و تأثیرگذاری منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خود را در شرایطی محقق می‌کند که توسعه پایدار و تعاملات داخلی و خارجی را در قالب یک استراتژی جامع و متکی بر واقعیت‌های جغرافیایی و ملاحظات ژئوپلیتیکی با تکیه بر مزیت‌های نسبی کشور، طراحی و تدوین نماید.
(رشنو، http://www.tabnak.ir )
تمام جوامع ایدئولوژیک فارغ از جنس ایدئولوژیک شان حداقل در فاز اول مناسبات بین‌المللی که مبتنی بر داد و ستد و ارتباط بین‏کشورهای هم‌مرز است، در تعارض با کشورهای حامی وضع موجود قرار می‌گیرند.
۱-۱) ژئوپلیتیک و سیاست خارجی ایران :
جمهوری اسلامی ایران در یکی از حساس‌ترین موقعیت‌های ژئوپلیتیکی جهان قرار گرفته، به گونه‌ای که مناطق ژئوپلیتیکی فعالی با کارکردهای گسترده و متعدد گرداگرد آن را فرا گرفته و آن را به صورت کانون جاذبه دیپلماسی منطقه‏ای و جهانی درآورده است. این موقعیت نه تنها باعث تأثیرگذاری ایران در روند تحولات جهانی و منطقه‌ای می‌شود، بلکه کارکرد مناطق پیرامونی نیز می‌تواند مسائل ایران را تحت تأثیر قرار دهد. موقعیت ایران در نظام جهانی و منطقه‌ای و کنش و روابط متقابل آن با قطب‌های قدرت جهانی و مناطق ژئوپلیتیکی، همواره مسائل جدیدی را می‌آفریند که مجموعاً زمینه بسیار مناسبی را برای مطالعه عوامل پویا و متحول سیاسی و علمی با تأکید بر واقعیت‌های جغرافیایی برای تبیین سیاست خارجی فراهم آورده است.
با گذشت سه دهه از عمر جمهوری اسلامی ایران، سیاست خارجی کشور در این مدت متأثر از تحولات شگرف و عمیق بین‌المللی و منطقه‌ای بوده است. زیرا موقعیت منحصربفرد ژئوپلیتیکی ایران به گونه‌ای است که این کشور همواره در سیر تحولات استراتژیک به عنوان یکی از اجزای لاینفک استراتژی‌های جهانی محسوب شده و این امر سبب شده تا تحولات بین‌المللی نیز متقابلاً بر رفتار و سمت‌گیری‌های استراتژیک در سیاست خارجی این کشور بسیار مؤثر باشند؛ بنابراین، تحلیل و تبیین سیاست خارجی ایران به طور طبیعی تابع یک تحلیل سیستمی است، زیرا تعاملات خارجی دولت‌های ایران تحت تأثیر تحولات در نظام بین‌الملل است. بر این اساس نه تنها سمت‌گیریهای سیاست خارجی ج. ا. ا. نسبت به دوره جنگ سرد در

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان با موضوعامام خمینی، صراط مستقیم، انسان کامل، مصباح الهدایه

دیدگاهتان را بنویسید