منبع پایان نامه ارشد با موضوع خاورمیانه، ایدئولوژی، خاورمیانه بزرگ، کشورهای خاورمیانه

نمایی و گسترش دموکراسی به همه مناطق از دیگر محورهای این سیاست است.
ریشه این دکترین را باید در سال‏ها قبل و در نسخه و پیش نویس نهایی راهنمای برنامه ریزی دفاعی نوشته پل وولفوویتز معاون وقت وزارت دفاع آمریکا در سال ۱۹۹۲ جست وجو کرد. وقتی این سند که دکترین وولفوویتز نام گرفته بود به رسانه‏ها درز کرد و جنجالی به پا شد، کاخ سفید دستور بازنویسی آن را داد. در نسخه بازنویسی شده دیگر حرفی از حمله پیشگیرانه یا یکجانبه‏گرایی نبود. (همان)
در ماه‏های بعد از ۱۱ سپتامبر دو مکتب متفاوت فکری در دولت بوش ظهور کرد که هدف هر دو چگونگی روبه رو شدن با تهدید ناشی از کشورهایی چون عراق، ایران و کره شمالی بود. کالین پاول، وزیر خارجه به همراه کاندولیزا رایس، مشاور امنیت ملی و کارشناسان وزارت خارجه خواستار ادامه روند قبلی سیاست خارجی آمریکا بودند. روند مورد حمایت آنها اتخاذ سیاست‏های چندجانبه با مشارکت دیگر بازیگران جهانی در عرصه دیپلماسی بین‏المللی بود. اما در مقابل این‏ها، دیک چنی، معاون رئیس جمهور، دونالد رامسفلد، وزیر دفاع و شماری از سیاستگذاران با نفوذ وزارت دفاع همچون پل وولفوویتز قرار داشتند که از سیاست‏های یکجانبه حمایت می‏کردند. (همان)
دکترین بوش در مقایسه با سیاست خارجی پیشین آمریکا یک تفاوت مهم و قابل توجه داشت و آن حملات پیشگیرانه و پیش دستانه بود. دولت‏های قبلی آمریکا بعد از نزدیک شدن خطر و قریب الوقوع بودن تهدید دست به حملات محدود می‏زدند، اما در دکترین بوش نیازی به قریب الوقوع تشخیص دادن تهدید نیست. این دکترین در تناقض آشکار با بند منشور ملل متحد است که می‏گوید: همه اعضا باید مناقشات بین‏المللی شان را از روش‏های مسالمت آمیز و به گونه‏ای حل کنند که صلح و امنیت جهانی به خطر نیفتد.
این دکترین منتقدان بسیاری دارد که اکثر آنها با استناد به اصل توسل یکجانبه به زور در این سیاست، با آن مخالفت می‏کنند. محور دیگر این سیاست که مورد اعتراض مخالفان قرار دارد این فرض است که آمریکا هرگز به هیچ دشمن بالقوه‏ای اجازه توسعه توانایی نظامی و به چالش کشیدن جایگاه ابرقدرتی واشنگتن را نمی‏دهد. عبارت دشمن بالقوه در این متن می‏تواند به هر کشوری نسبت داده شود و برای قضاوت در این مورد فقط تفسیر آمریکا کافی است. (همان)
۶-۱) شکل‏گیری هلال شیعی :
از منظر روابط، که از همکاری منسجم و نزدیک دو یا چند کشور شروع و در شکل معارضه شدید و برخورد مستقیم نظامی ختم می‏شود، کشورهای خاورمیانه بزرگ وضعیت همسو و مشابهی ندارند. کمتر دو کشوری را در این منطقه وسیع می‏توان یافت که فارغ از اختلافات مرزی و امنیتی دو جانبه و مشکلات ناشی از تداخل منافع اقتصادی و بازرگانی باشند. بنابراین، همپیمانی راهبردی در خاورمیانه بزرگ وجهی آرمانی بوده و طیف روابط کشورها عمدتاً از وضعیت عادی مناسبات تا مناقشات رودررو در نوسان می‏باشد.
خاورمیانه بزرگ در بین‏کلیه مناطق جهان از نازل‏ترین میزان همبستگی، ارتباطات، همکاری و همسویی در رویکردهای درون منطقه‏ای برخوردار می‏باشد و اساساً فاقد حداقل عناصر لازم برای شکل‏دهی به یک خرده نظام منطقه‏ای منسجم است. (موحدیان عطار، ۱۳۸۶: ۱۴۵-۱۴۴ )
خاورمیانه منطقه‏ای است که طی سال‏های گذشته بیش از سایر مناطق جهان با منازعه روبرو بوده است. در منازعات بین‏کشورهای خاورمیانه پنج مولفه اختلافات مرزی- سرزمینی، اختلافات قومی – مذهبی، نفت، تعارضات ایدئولوژیکی و دخالت قدرت‏های بزرگ تاثیر داشته است.
۱-۶-۱) اختلافات مرزی و سرزمینی :
پرسکات از چهار نوع منازعه مرزی نام می‏برد که همه آنها را امروزه می‏توان در خاورمیانه یافت. منازعات مکانی، این منازعات ناشی از مکان دقیق مرز است (مرز ایران و عراق در اروند رود که بارها سبب بروز منازعه بین‏دو کشور شده است). منازعات سرزمینی، زمانی روی می‏دهد که دو کشور همسایه مدعی بخشی از سرزمین یکدیگر باشند(منازعات اعراب و اسرائیل در مورد فلسطین). منازعات عملکردی، در نتیجه تاثیراتی بروز می‏کند که مرز در حرکت مردم و کالاها می‏گذرد (مرزهای ترکیه با عراق و سوریه، ترکیه ادعا می‏کند که چریک‏های پ. ک. ک از پایگاه‏های خود در خاک عراق و سوریه به خاک ترکیه حمله می‏کنند). منازعات مربوط به منابع در دو سوی مرز، که به طور عمده در نتیجه کشف و استخراج نفت در دو سوی مرز روی می‏دهد.( اختلافات مصر و سودان، عراق و کویت، عربستان و یمن) (جعفری ولدانی، ۱۳۸۸: ۴۴)
۲-۶-۱) اختلافات قومی – مذهبی:
گروه‏های قومی – مذهبی به عنوان یکی از بازیگران فراملی، اهمیت بسیار زیادی در سیاست‏های داخلی و بین‏المللی پیدا کرده اند. اقدامات گروه‏های قومی – مذهبی فراتر از مرزهای رسمی رفته و حمایت قدرت‏های خارجی را جلب کرده است. منازعات قومی – مذهبی در کشورهای خاورمیانه عمدتاً به کردها، شیعیان و اهل تسنن مربوط می‏شود. اهمیت بعد بین‏المللی قوم کرد ناشی از این واقعیت است که گروه‏های کردی در مرزهای سرزمینی یک دولت محدود نیستند و داخل مرزهای چند کشور مانند ترکیه، عراق، ایران و سوریه پراکنده شده اند. کشورهای خاورمیانه اغلب از وجود کردها به عنوان اهرمی علیه یکدیگر استفاده کرده‏اند و در نتیجه منازعات بین‏کشورهای منطقه شدیدتر شده است.
منازعات قومی – مذهبی بسیاری در میان کشورهای خاورمیانه وجود دارد که مهم‏ترین آنها عبارتند از: منازعات قومی میان ترکیه و عراق، ترکیه و سوریه، ایران و عراق، سودان با همسایگان آن. وجود شیعیان در عراق، عربستان سعودی، بحرین و لبنان نیز از عوامل اصلی درگیری و منازعه بین‏کشورهای منطقه است که جدیدترین آن، جنگ بین‏اسرائیل و حزب الله لبنان در سال ۲۰۰۶ است.
در عراق شیعیان اکثریت را دارند، اما از زمان تاسیس این کشور تا سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳، حکومت در دست اقلیت سنی بوده است. در تمام تاریخ عراق شیعیان مورد سرکوب واقع شده‏اند یا به ایران تبعید گردیدند. این مسئله تنش‏هایی بین‏ایران و عراق بوجود آورده بود. با سقوط صدام حسین، شیعیان قدرت را در عراق به دست آوردند. این مسئله خوش آیند اقلیت سنی نبود، لذا به مبارزه مسلحانه روی آوردند و کشور را به آستانه جنگ داخلی کشاندند، این مسئله سبب مداخله بازیگران منطقه‏ای و فرامنطقه‏ای در عراق شده. گفته می‏شود ایران از سنیان و عربستان از اقلیت سنی حمایت می‏کند.
منشاء منازعات سودان با همسایگان آن نیز اختلافات قومی – مذهبی است. بین‏شمال و جنوب سودان اختلافات زیادی وجود دارد. شمالی‏ها مسلمان اما جنوبی‏ها عمدتاً مسیحی هستند. این مسئله از عوامل اصلی جنگ داخلی در سودان بوده است. (همان:۴۵)
۳-۶-۱) کشف و استخراج نفت:
منازعات کشورهای منطقه یا به خاطر چشمداشت به منابع نفت همسایگان آنها است یا به خاطر حوزه‏های نفتی مشترک یا حوزه‏های نفتی جدید الاکتشاف که حاکمیت بر آنها هنوز مشخص نیست و مورد اختلاف است. نفت در منازعات بین‏عراق و کویت، ترکیه و عراق، یمن وعربستان، مصر و سودان نقش عمده‏ای دارد.
مسئله نفت به دو صورت سبب بروز منازعه بین‏عراق و کویت شده که یکی تنگناهای صادرات نفت عراق و دیگری وجود ذخایر سرشار نفت در کویت است. تجاوز عراق به کویت و اشغال این کشور نیز با طرح اختلافات دو کشور در مورد مسئله نفت شروع شد.
یکی از عواملی که سبب منازعه بین‏عربستان و یمن شد کشف نفت در مناطق مورد ادعای طرفین است. عربستان ادعا کرده است که مناطق نفت خیز یمن مانند حضر موت، مارب، الجوف، شبوا و ربع الخالی به آن کشور تعلق دارد. (همان:۴۸)
۴-۶-۱) تعارضات ایدئولوژیکی:
منشاء بیشتر منازعات در دنیای معاصر، تضادهای ایدئولوژیک است. تاثیر ایدئولوژی در روابط بین‏الملل به حدی است که برخی صاحب نظران آن را همطراز با قدرت ویران کننده و در حال افزایش جنگ افزارها دانسته اند.
در خاورمیانه ایدئولوژی‏هایی مانند سکولاریسم، ناصریسم، بعثیسم، صهیونیسم و اصول‏گرایی اسلامی به منازعات کشورهای منطقه دامن زده است. نمونه آن را در تعارضات ایدئولوژیکی میان ایران و عراق، ایران و مصر، سودان و مصر، اتیوپی و سودان، سومالی و اتیوپی، اسرائیل و لبنان، اسرائیل و فلسطین می‏توان ملاحظه کرد.
اصول‏گرایی انقلاب اسلامی ایران موجب تشویق اصول‏گرایان مصری گردید. این امر، مقامات مصری را شدیداً نگران کرد و ایران و مصر را رو در روی یکدیگر قرار داد که نتیجه آن قطع روابط سیاسی دو کشور در سال ۱۹۷۹ شد که هنوز بعد از گذشت سه دهه از سر گرفته نشده است.
اتخاذ اصول‏گرایی اسلامی از سوی دولت سودان نیز سبب بروز منازعه بین‏سودان، مصر، اریتره، سومالی، اتیوپی و اوگاندا گردیده است. این کشورها مدعی هستند سودان از جنبش‏های اصول‏گرای اسلامی در کشورهای آنها حمایت می‏کند.
تشدید منازعات میان اسرائیل و لبنان (حزب الله) اسرائیل و فلسطین (حماس و جهاد اسلامی) نیز ریشه در تعارضات ایدئولوژیک دارد.(همان: ۵۰-۴۹)
همه کشورهای منطقه که گستره آن به آفریقای غربی و سپس آسیای جنوب شرقی می‏رسد با اسرائیل به عنوان زائده سیاسی تمدنی غرب در مرکز منطقه خاورمیانه بزرگ مشکلات سیاسی جدی دارند. تفرق و سستی در ساختارهای فروملی، ملی و منطقه‏ای این کشورها که همزمان با فشارهای سازمان یافته نظام مداخله گر خارجی همراه است، موجب پدایش بحران هویتی برای اغلب دولت‏های منطقه خاورمیانه بزرگ شده و به بحث مرتبط با هویت و امنیت توامان دامن زده است. وجود اسرائیل و استمرار کهنه‏ترین منازعات منطقه‏ای جهان در قلب منطقه اسلامی همچنین موجب بحران مستمر، هدم منابع ملی، عدم شکل‏گیری انسجام و همکاری‏های منطقه‏ای و توسعه نیافتگی عمومی کشورهای خاورمیانه بزرگ شده و ساختار مناسبات آنها را متزلزل ساخته است. در مجموع آنچه بتواند به این منطقه وسیع براساس مبانی ساختاری و کارکردی در سطح دولت‏های ملی هویت و نظم همسو و بطور نسبی یکپارچه ببخشد، عملاً وجود نداشته و تا آینده قابل پیش بینی نیز وجود نخواهد داشت. (موحدیان عطار، ۱۳۸۶: ۱۴۵-۱۴۶) در نتیجه چشم‏اندازی برای همگرایی جز جغرافیای ایدئولوژیک باقی نمی‏ماند.
ژئوپلیتیک شیعه (هلال شیعی) مفهومی جدید است که ریشه در تفکر شیعه و پیام معنوی آن یعنی بازگشت امام غایب و عدم تکامل تاریخ تا ظهور او متمرکز است و از این حیث به آنچه که در مذهب مسیحسیت (بازگشت مسیح) آمده و دال بر نوعی قضاوت اخروی است، شباهت دارد. این مهدویت‏گرایی که به دوران آخرالزمان یا پایان تاریخ نظر دارد، دارای محتوای سیاسی انقلابی است. (همان : ۱۲۵)
به دلیل دور بودن شیعیان از قدرت و مسئولیت سیاسی و اجرایی در بیشتر کشورها که عمدتاً آنها را به صورت اقلیت‏هایی محروم و حاشیه‏ای نگه داشته بودند، بحث قدرت یابی شیعیان مطرح نبوده و مورد بررسی قرار نگرفته است. با وقوع انقلاب اسلامی ایران،

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان درمورداعتبار بخشی، روایات تفسیری، تحصیلات تکمیلی، مقایسه و تطبیق

دیدگاهتان را بنویسید