منبع پایان نامه ارشد با موضوع خاورمیانه، خلیج فارس، استراتژی، استراتژیک

می‏کند در حالی که کمتر از ۳ درصد از ذخایر نفت خام جهان را دارد. اروپا نیز با داشتن کمتر از ۱۲% از ذخایر نفت جهان بیش از ۲۱ درصد مصرف جهانی نفت خام را به خود اختصاص داده است و کشور ژاپن با بیش از ۷% مصرف نفت خام، اساساً فاقد ذخایر نفت است. با توجه به وابستگی و تک محصولی کشورهای خاورمیانه به ویژه در حوزه خلیج فارس به صنعت نفت که بین‏۹۵ تا ۱۰۰ درصد از درآمد ارزی این کشورها از جمله ایران از فروش نفت بدست می‏آید، دو نکته از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ اول این که با درآمد عظیم نفت کشورهای خلیج فارس از جمله ایران و منطقه خاورمیانه، هنوز فاصله زیادی با صنعتی شدن دارند و دوم این که به سادگی می‏توان دریافت که امنیت این منطقه و جریان نفت برای کشورهای منطقه و همچنین واردکنندگان تا چه حد اساسی و حیاتی است و نفت چگونه به کالای استراتژیکی تبدیل شده و به خلیج فارس در هزاره سوم میلادی موقعیت بی‏نظیری بخشیده است که هیچ منطقه‏ای در جهان را نمی‏توان از این نظر با آن مقایسه کرد. علاوه بر این، طبق پیش‏بینی‏ها در ۲۵ سال آینده ذخایر نفت تمام جهان به جز چهار کشور عمده یعنی ایران،عربستان، عراق و کویت تمام خواهد شد و کشورهایی که در حال حاضر دارای نفت هستند در آینده نیازمند نفت خلیج فارس خواهند بود. البته داشتن ذخایر نفتی به تنهایی فرصت محسوب نمی‏شود، چه این که بیشترین سهم از این فرصت‏ها را غربی‏ها به ویژه امریکا در مصرف و ذخیره‏سازی نفت برده اند. در کشورهای واقع در کرانه خلیج فارس علاوه بر تولید نفت، گاز طبیعی از منابعی است که به علت فراوانی ذخایر آن بر اهمیت این منطقه در خاورمیانه افزوده است. بطوری که کشورهای حوزه خلیج‏فارس قریب به ۳۰% از کل ذخایر گاز جهان را به خود اختصاص داده‏اند و ایران با ذخیره فراوان گاز و از نظر تولید و استخراج آن در رأس کشورهای خلیج فارس قرار دارد. از نظر صنعت پتروشیمی نیز منطقه خاورمیانه نقش عمده‏ای در پیشرفت اقتصاد و توسعه صنایع ملت‏های جهان دارد و ۴/۱از محصولات صنعتی کشورهای پیشرفته اروپا از صنایع پتروشیمی خاورمیانه تامین می‏شود و سالانه ۳۳۰ هزار تن اوره، ۱۰۰ هزار تن اسید سولفوریک و ۲۰ هزار تن ملانین و روزانه پنج هزار تن آمونیاک و متانول از کشورهای حوزه خلیج فارس به اروپا، آمریکا و اقیانوسیه صادر می‏شود. (همان)
۴-۱-۱) اهمیت استراتژیک و نظامی:
خاورمیانه محل تلاقی سه قاره بزرگ آسیا، اروپا و آفریقا و مشتمل بر قلمروها و آبراه‏هایی است که در زمره پراهمیت‏ترین مناطق ژئواستراتژیک جهان می‏باشد. اهمیت استراتژیک و نظامی خاورمیانه به لحاظ مجاورت با دو اقیانوس اطلس و هند و وجود دریاهایی مانند دریای مدیترانه، دریای احمر، دریای خزر، دریای سیاه و همچنین خلیج فارس، از دیرباز مورد توجه کانون‏های قدرت جهانی بوده است علاوه بر این وجود کانال‏ها و تنگه‏های استراتژیکی چون کانال سوئز (محل اتصال دریاهای مدیترانه و سرخ در مصر)، تنگه هرمز (محل اتصال خلیج فارس و دریای عمان)، تنگه‏های بسفر و داردانل (در شمال غرب ترکیه)، تنگه باب المندب (دریای سرخ به خلیج عدن در جنوب غربی عربستان)، تنگه جبل الطارق (اتصال دریای مدیترانه با اقیانوس اطلس)، نقش برجسته خاورمیانه را دو چندان کرده، به همین منظور، تسلط بر این منطقه یکی از اصلی‏ترین منازعات دو ابرقدرت شوروی و آمریکا در دوران جنگ سرد بوده است. در میان مناطق استراتژیک خاورمیانه، آبراه خلیج فارس و تنگه هرمز به لحاظ سوق الجیشی و ژئواستراتژیکی، یکی از چهارده نقطه مهم جهان به شمار می‏رود و بنا به نظریه دریاسالار (آلفرد ماهان آمریکائی۱۹۰۲)، خلیج فارس ‏هارتلند زمین بوده و تسلط بر آن تسلط بر جهان است. این چیزی است که از گذشته‏های دور مورد توجه و نظر قدرت‏های میلیتاریستی بوده است. با پایان یافتن قرون وسطی در اروپا و متعاقب آن شروع دوره رنسانس و آگاهی یافتن اروپائیان از منابع ثروت‏های خاورمیانه، انگیزه تسلط آنان بر خلیج فارس را بیشتر نمود و پرتغالی‏ها (در سال ۱۴۹۷)، هلندیها (سال ۱۶۰۷)، فرانسویان (دهه ششم قرن هفده)، انگلستان در قرون ۱۹ و ۲۰ و آمریکائی‏ها از سال ۱۹۷۱ به بعد با تمام توان و قوای خود سعی در کنترل آن داشتند. علیرغم اینکه بخشی از نفت کشورهای حوزه خلیج فارس از طریق لوله به کشورهای مصرف کننده اروپا صادر می‏شود، ولی روزانه از تنگه هرمز از ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه نفت توسط نفت کشتی‏های غول پیکر ترانزیت می‏شود ضمن این که صدها کشتی تجاری نیز روزانه از این آبراه عبور می‏کنند. (همان).
منطقه خاورمیانه و منطقه شمال آفریقا حدود ۶۳ درصد از ذخایر اثبات شده نفت جهان را در خود جای داده اند. همچنین ۳۷ درصد از منابع گاز دنیا در این منطقه قرار دارد. در سال ۲۰۰۱ منطقه خلیج‏فارس به تنهایی بیش از ۲۸ درصد ظرفیت تولید نفت جهان را به خود اختصاص داده بود. در همین سال منطقه خلیج‏فارس به همراه منطقه شمال آفریقا ۳۴ درصد ظرفیت تولید نفت جهان را در اختیار داشتند. این میزان ذخایر نفتی و هزینه‏های نسبتاً پایین تولید آن ثابت می‏کند که منطقه‏های خاورمیانه و شمال آفریقا دست کم تا سال ۲۰۱۵ ظرفیت بسیار بالایی در تولید نفت خواهند داشت.
(http://www.iranacademic.com)
جدول زیر به روشنی نشان می‏دهد؛که سهم اوپک از صادرات وتجارت جهانی نزدیک ۵۰ درصد واز تولید حدود ۴۵ درصد است.world oil outlook. 2006) ) هر یک از این رتبه‏ها نشانگر جایگاه بالفعل و بالقوه این سازمان در رتبه بندی جهانی است. نکته قابل توجه از منظر سیاسی و مناسبات قدرت، نسبت نامتعادل بین‏میزان ذخایر و میزان تولید است. اوپک ۷۵ درصد ذخایر را دارد و سهم‏اش از تولید کمتر از ۴۵ درصد می‏باشد و بقیه کشورها که تنها ۲۵ درصد ذخایر را دارند،۵۵ درصد تولید را به خود اختصاص داده اند. در حالی که منطق اقتصادی حکم می‏کند؛ برای تعادل بلند مدت در بازار نفتی بعنوان مهمترین منبع انرژی موجود و حداقل در چند دهه آینده تناسبی بین‏میزان تولید با ذخایر وجود داشته باشد. پذیرش آگاهانه پیامدهای سوء نبود تعادل برای اقتصاد و سیاست جهان بطور عمده ناشی از رویکرد سیاسی امنیتی و بدبینانه غرب و مصرف کنندگان بزرگ اوپک و تولید کنندگان نفت سایر کشورهای درحال توسعه می‏باشد.
جمعیت
تولید
صادرات
ذخائر
ظرفیت
اوپک
۵/۰
۴۵/۰
۵۰/۰
۷۵/۰
۹۰/۰
بقیه جهان
۹۵/۰
۵۵/۰
۵۰/۰
۲۵/۰
۱۰/۰
OPEC annul statistical bulletin; OPEC .2008
آژانس بین‏المللی انرژی همچنین برآورد می‏کند که میزان وابستگی جهان به نفت خاورمیانه پس از سال ۲۰۱۰ افزایش خواهد یافت، زیرا تا آن هنگام ذخایر نفت در حوزه‏های نفتی دیگر تمام شده است و ذخایر جدیدتری در آنها کشف نخواهد شد. همچنین براساس برآورد آژانس بین‏المللی انرژی ۲۹ میلیون بشکه (۹۴ درصد) از کل ۳۱ میلیون بشکه در روز، افزایش تولید منطقه خاورمیانه، به کشورهای خاورمیانه‏ای عضو سازمان اوپک تعلق خواهد داشت.
۲-۱) سیاست آمریکا در مقابله با توسعه کمونیسم:
ایالات متحده در دوران جنگ سرد، سیاستهای توسعه طلبانه خود را تحت عنوان مبارزه با کمونیسم تعقیب می‏کرد و به عبارت دیگر مقابله با خطر کمونیسم، به عنوان دشمنی خطرناک، به حضور و نفوذ امریکا در کشورهای جهان مشروعیت می‏داد.
در سال ۱۹۵۵ امریکا تهدید جهانی کمونیسم را پیش رو داشت که سه‏ عنصر بلوک چین-شوروی و تسلیحات هسته‏ای بلوک، شبکه فراملی احزاب‏ کمونیست و شورشی‏های کمونیستی بویژه در شرق آسیا این تهدید را شکل می‏دادند. (کوتن، ۱۳۸۶ : ۱۵۱)
در سال ۱۹۵۵، عمده‏ترین تهدید امنیتی برای ایالات متحده، بلوک شوروی- چین و تسلیحات هسته‏ای اتحاد جماهیر شوروی بود. در ذهن اغلب‏ آمریکایی‏ها حقیقتا تهدیدی مهیب به حساب می‏آمد و کاملا ذهن‏ استراتژیست‏های آمریکایی را به خود مشغول کرده بود. بلوک چین-شوروی‏ یک سوم از جمعیت جهان را تحت کنترل خود داشت، همچنین بخش عظیم و عمده‏ای از سرزمین‏های اوراسیا را نیز دربر می‏گرفت، که اندیشمند انگلیسی‏‏هالفورد مکیندر آن را”جزیره جهانی‏” نامیده بود. شوروی حداقل از لحاظ کیفی و نه کمی، در توسعه و گسترش تسلیحات هسته‏ای، (بمب هیدروژنی، بمب‏افکن‏های قاره‏پیما و موشک‏های قاره‏پیما) با آمریکا برابری می‏کرد. (همان )
راهبرد آمریکا در آن زمان مقابله با تهدید هسته‏ای فزاینده شوروی با استفاده از شیوه‏هایی بود که جدید و مخاطره‏آمیز به نظر می‏رسیدند، مثل ایده رفتن تا آستانه درگیری‏جان فاستر دالس؛ وزیر وقت امور خارجه ایالات‏ متحده برای رودررویی با چالش‏های شوروی اعتبار بازدارندگی هسته‏ای امریکا رو به افول نهاده بود و این کشور مجبور بود که هزینه این رفتار مخاطره‏آمیز را بپذیرد.از آنجایی که هردو ابرقدرت به افزودن به زرادخانه تسلیحات هسته‏ای‏ خود ادامه می‏دادند،به روشنی وضعیتی پیچیده و خطرناک ایجاد شده بود.
در سال ۱۹۵۵،شبکه‏ای گسترده از احزاب و جنبش‏های کمونیستی،که متحد اتحاد جماهیر شوروی و چین کمونیست بودند وجود داشت که در مناطق‏ مختلفی از جهان به خصوص اروپا،جهان عرب و جنوب شرق آسیا، فعال‏ بودند.
در ۱۹۵۵، همچنین شورش‏های کمونیستی متعددی در جریان بود و عرصه‏ اصلی این شورش‏ها نه خاورمیانه، بلکه جنوب شرق آسیا بود. ب‏ویژه در مالایا و فیلیپین شورش‏های کمونیستی گسترده و فعالی وجود داشت، و اگر شورش‏ها در هند و چین در ۱۹۵۴ بصورت موقت متوقف شد ولی ۵ سال بعد در مقیاسی وسیع‏تر دوباره آغازیدن یافت. (همان : ۱۷۱)
امروزه، شاکله تهدیدات سه‏گانه امنیتی اسلام‏گراها بزرگ‏ترین تهدید قابل‏ تصور به نظر می‏آید. درست مثل ۱۹۵۵ که شاکله تهدیدات سه‏گانه به هم‏ مرتبط کمونیستی نیز بزرگ‏ترین تهدید قابل تصور به نظر می‏آمد. استراتژیست‏های وقت آمریکا بر این باور بودند که آمریکا پیش از این با چنین‏ تهدید عظیم و بااهمیتی رودررو نبوده است.
مطمئناً تفاوتهای آشکار بین‏تهدید جهانی اسلام‏گرایی امروزین و تهدید جهانی کمونیسم ۵۰ سال پیش وجود دارد. لیکن، همان‏گونه که می‏بینم‏ شباهت‏های مهمی نیز در کار است. این شباهت‏ها و تفاوتها دلالت بر این امر دارد تا راهبردهای گذشته آمریکا میتواند کمک ‏حالی برای راهبردهای‏ امروزین و آینده آمریکا باشد. (کوتن، ۱۳۸۶ : ۱۸۰)
جورج کنان سفیر ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۴۷ در مقاله‌ای در نشریه فارن افرز به دولت آمریکا پیشنهاد کرد برای مقابله با خطر توسعه طلبی کمونیست‌های اتحاد شوروی، سیاست سدنفوذ را به دور از این کشور به مرحله اجرا گذارد تا با گذشت زمان، نظام کمونیستی فروپاشد. پیمان‌های ناتو، سیتو و سنتو بر اساس این راهکار بوجود آمدند.
در هر جا که شوروی قصد تجاوز و توسعه نفوذ داشت، پیمان ناتو باید جلوی آن را می‏گرفت. البته محدوده جغرافیایی حوزه مأموریت‏های ناتو مشخص شده

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان با موضوعامام خمینی، تربیت اخلاقی، تعلیم و تربیت، اندیشه سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید