منبع پایان نامه ارشد با موضوع اسکندر مقدونی و ادبیات فارسی

دانلود پایان نامه
چو دیدند کان اژدهای نبرد صلیبی کند صلب مردان مرد
بیت 43،صفحه ی 1131
در آمد به زین چون یکی اژدها سر بارگی کرد بروی رها
بیت 53،صفحه ی 1132
چو سرخ اژدهایی به پیچندگی همه بر کلامش بسیچندگی
بیت 12، صفحه ی 1134
شب تیره چون اژدهای سیاه زماهی بر آورده سر سوی ماه
سیه کرد بر شبروان ،راه را فرو برد چون اژدها ماه را
ابیات 44-43 صفحه ی 1135
کشندش به زنجیر چون اژدها نیارند کردن زبندش رها
بیت 63، صفحه ی 1139
شداند شیناک از پی کار او که با اژدها دید پیکار او
بیت 16،صفحه ی 1139
به نوعی ز پیچش نگشتم رها که نا کشته دیدم هنوز اژدها
بیت 164، صفحه ی 1144
ز هر قبضه ی خنجری در شتاب بر آورده چون اژدها سر ز خواب
بیت 27، صفحه ی 1147
سوی روسی آورد یک ترک تاز چو تن اژدهایی دهن کرده باز
بیت 42،صفحه ی 1147
عنان کرد سوی سیاهی رها نهان شد چو مه در دم اژدها
بیت 10، صفحه ی 1161
به بزم آفتابیست افروخته به رزم اژدهایی جهان سوخته
بیت 13، صفحه ی 1170
4-3-9-اسکندر ::
((اسکندر مقدونی پسر فیلیپ (فیلوس ) مقدونی (م.323ق.م) است که مصر و ایران و هند آن روزگار را فتح کرد و در سن سی و دو سالگی در بابل در قصر نبوکد نصر در گذشت .مورخین یونانی ،نژاد او را از طرف پدر به نیم رب النوع هر کول و از طرف مادر به آشیل می رسانند و در باب نژاد و تولد او افسانه های زیادی نقل می کنند .اسکندر ی که روایات و قصص معرفی می کنند و در ادبیات فارسی هم داستان او مطرح است ، به کلی با آن چه تاریخ مدعی است تفاوت دارد و چون در بسیاری از مدارک اسلامی سرگذشت او با ذوالقرنین (کهف :83و86و94) در هم آمیخته ، از آن دو ،به عنوان شخصیت واحدی به نام ((اسکندر ذوالقرنین ))یاد شده است که سد یأجوج و مأجوج (کهف : 94وانبیا :96) را می سازد و بنا بر آن چه که در اسکندر نامه ی منشور آمده است پس از جنگ بادارا ، با عمان و هند و از آنجا به حجاز و یمن و مصر و اندلس و مغرب الشمس می رود و پس از رفتن به ظلمات به سوی شرق و ترکستان می تازد و به سرندیب می رود و قبر آدم را زیارت می کند از سیاووشگر سر در می آورد و با پریان و زنگیان و دیو مردمان و روس ها و کافرترکان و دوال پایان و فیل گوشان جنگ می کند .خلاصه ی این کتاب را نظامی هم در اسکندر نامه ی خود آورده است اسکندرنامه (خمسه ی )نظامی علاوه بر خلاصه ی اسکندر نامه منشور ، مطالبی هم به او نسبت می دهد ، از قبیل ساختن شهر اسکندریه ، تعبیه ی آیینه (آیینه ی اسکندر ) ، تزویج با روشنک ، ضیافت و بزم نوشابه (که نام ملکه ای است )، ساختن طلسم در دست قبچاق و این که در ظلمات ، چشمه ی حیوان از چشم او ناپدید شد اما خضر و الیاس که با اسکندر بوده اند ،با هدایت ماهی به آب حیات راه یافتند .برخی مورخین اسکندر ایرانی دانسته اند . ایرانیان چون نمی توانستند تسلط بیگانه برا بپذیرند کوشیده اند او را ایرانی و از پشت دارا و وارث تاج و تخت هخامنشی معرفی کنند تا آنجا که چهره ی اسکندر در مآخذ قبل و بعد از اسلام ، به دو گونه ی کاملاً متفاوت ترسیم شده است در متون پهلوی با صفت گجتسگ (ملعون )و اهل کشور روم (به جای یونام )یاد شده و در متون اسلامی با لقب ویران کار نام بردار است اما در قسمت اسکندر نامه ی شاهنامه مردی بزرگ و اصیل و شاهزاده ای از نژاد کیان است که در سایه ی شرف نسب و دانش ،به کارهای بزرگ توفیق یافته است .اگر چه گاهی در شاهنامه و از آن جمله هنگام ذکر پادشاهی اردشیر ساسانی ، از وی به بدی و به عنوان دشمن نیز یاد شده است ، به نظر می رسد مآخذ کار فردوسی کتابی خاص و مستقل به نام اسکندر نامه یا اخبار اسکندر بوده است که ایرانیان ههنگام تدوین داستان وی ، در آن تصرفاتی نموده اند .روایات مربوط به سرگذشت اسکندر ، به خصوص ضمن خلط با داستان ذوالقرنین در ادبیات فارسی مطرح است و با الهام از آن ، مضامین متنوع و کبری بر قلم شاعران گذشته است )). ((یا حقی ، 1386، صفحه ی 126-124)