منبع پایان نامه ارشد با موضوع اساطیر الاولین و اسطوره شناسی

دانلود پایان نامه

یافته های تحقیق
4-1-1-تعریف و شناخت اسطوره :
آن دسته از کسانیکه چه در گذشته و چه امروز به پژوهشی وشناخت اسطوره ها اشتغال دارند ، تاکنون برای اسطوره تعریف مشخص ، دقیق و پذیرفتنی برای همگان نیافته اند بلکه هریک به میل و اشتیاق و وابستگی اجتمایی خویش آنرا تعریف کرده اند .
اسطوره چون قصه ای موهوم (conte bieu)وقصه جانوران وترانه وتصنیف عاشقانه (romance)ومردمی است .البته بدین معنی نیست که اسطوره آفریده جماعتی خاص است ،زیرا جماعات هرگز چنین ابداع وتخیل نکرده اند وهر اسطوره چون مضمون هر قصه موهوم وهر قصه جانوران (fable)وهر ترانه وتصنیف ،یک یا دو سه انسان است .(ستاری ،1377،14)
اسطوره قصه ایست با خصلتی خاص ،یعنی نقل وروایتی است که خدایان در آن چند نقش اساسی دارند (ستاری،1377،1)
وخواه منشاء نهاد یا رسم وعادتی ،تبیین کند وبنابراین اساساً قصه ای توجیهی است (ستاری ،1377،44)
تنها داستانی را می توان اسطوره نامید که خدایان ارباب انواع در آن نقش مقدم داشته باشند ولی بسیاری از قصه های توجیهی هستند که با خدایان وعالم فوق طبیعی کاری ندارند (ستاری ،1377،44)
اسطوره پدیده ای منحصرا عقلانی است واحساس در ان هیچ نقشی ندارد حتی از این حد نیز می توان فراتر رفت وگفت اسطوره توجیه اخباری وظاهری امری واقعی است ،بی انکه رمز ویا تمثیلی باشد و تنها در اواخر دوران تحویل وتطور اساطیری است که رمز وتمثیل به دست شاعران وفیلسوفان در اسطوره راه می یابد (ستاری ،1377،45)
4-1-2-ریشه واژه اسطوره :
واژه ی (( اسطوره)) در زبان فارسی وامواژه ای است بر گرفته از زبان عربی ((اسطوره)) و(( الاسطیره(( ودرزبان عرب به معنای روایت و حدیثی است که اصلی ندارد اما این واژه ی عربی خود نیز وامواژه ای است از اصل یونانی ((historia (( به معنی جستجو و آگاهی و شرح و تاریخ که از دو جزء ترکیب یافته است یکی واژه ی ((histor)) به معنای داور و دیگری با مصور یونانی ((idein)) به معنی دیدن و خویشاوند است .
این واژه از اصل یونانی ((muthos)) به معنی سخن و افسانه گرفته شده است .
کلمه اسطوره به صورت جمع ((اساطیر )) نه بار در قرآن کریم آمده است و همه جا به ((الاولین)) اضافه شده است .(( وقالوااساطیر الاولین اکتبها فهی تملی علیه بکره واصیلا )) (سوره فرقان آیه پنج)
در ترجمه ی تفسیر المیزان چنین آمده است : (( اساطیر و جمع اسطوره، بنا بر آنچه از نامبرده نقل شده ، به معنی دروغ و خدعه است و گویا ریشه ی این لغت (سطر) بوده که به معنی صفی از نوشته و یا از درخت و یا از انسان است ، آنگاه در مجموعه و منظومه ای از اخبار کاذبه غلبه استعمال پیدا کرده است )) (تفسیرالمیزان / ج13 / ص 78 ).
4-1-3-ساختار اسطوره :
الیاده ساختار اسطوره را چنین جمع بندی می کند :
1) اسطوره تاریخ کارهای موجودات فوق طبیعی را تشکیل میدهد .
2) این تاریخ وسرگذشت مطلقاً درست و راست و قدسی است .
3) اسطوره همیشه به آفرینش و تکوین مربوط می شود، حکایت می کند که چگونه چیزی به عرصه ی وجود آمده است .
4) شناخت اسطوره به معنی شناخت اصل اشیاء و دانستن چگونگی پیدایش آنهاست ،معرفتی و بیرونی نیست .
5) اسطوره همیشه به نوعی زنده است و با آن زندگی می کنند .
از آنجا که انسان ها همواره به دنبال این بوده اند که جهان و طبیعت را بشناسند و رازهای پیرامون خود را کشف کنند مظاهر طبیعت چون ماه و خورشید ، زمین و آسمان همواره مورد توجه اقوام مختلف بشر بوده است و از آنجا که برای این مظاهر ایزدی قائل بودند اعتقاد به نوعی ارتباط و پیوستگی بین این ایزدان و رابطه ی آنها با بشر بوده اند از این رو به قولی در باب ساختار اسطوره باید گفت : تاریخ اسطوره شناسی عبارت بوده است از فرود آمدن تدریجی ایزدان از عرش به فرش و جستجوی ریشه ی توهمات اساطیری در قلب انسان (روژ باستید ، دانش اساطیری . ص 16 ).
الیاده ساختار اسطوره را به شکل منسجمی مشخص کرد و محور اساسی آنرا شناخت و روایت آفرینش دانست او آیین ها ونمادهای اساطیر را امری قدسی ومینوی می شمارد از این رو در کاروسازهای اسطوره ای دو روند و کنش بزرگ را می توان در نظر گرفت ( دکتر کزازی )
1) روند مینوی کردن گیتی
2) روند گیتیک کردن مینو .
4-1-4 انواع اسطوره :