منبع پایان نامه ارشد با موضوع ادب فارسی و مناسبت

دانلود پایان نامه

بیت 20،صفحه ی1157
چو خواهی که یابی بسی روزگار سر از چشمه ی زندگانی برآر
شدند انجمن با سرافکندگی که چون در سیاهی بود زندگی
ابیات 22-23،صفحه ی 1157
حجابی که از ظلمات شد نام او روان آب حیوان از آرام او
هر آن کس کز آب حیوان خورد زحیوان خوران جهان جان برد
ابیات 29-30،صفحه 1158
کسی کآب حیوان کند جای خویش سزدگر حجابی برآرد ز پیش
بیت 7، صفحه 1161
شگفتی نشد کآب حیوان گهر کند ماهی مرده را جانور بیت50 ،صفحه ی 1162
بدانست کان چشمه ی جان فزای به آب حیات آمدش رهنمای
بخورد آب حیوان به فرخندگی بقای ابد یافت در زندگی
ابیات 48-47، صفحه ی 1163
سکندر که جست آب حیوان ندید نجسته به خضر آب حیوان رسید
بیت 78،صفحه 1163
4-3-3-خضر:
توضیحات مربوط به اسطوره خضر :
((بعضی خضر را از پیامبران بنی اسراییل و برخی ،بنده ای از بندگان خدا ، همچون لقمان ،دانسته اند که علم بسیار داشت و او را به این جهت خضر خوانده اند که روزی روی سنگی بنشست و چون برخاست ، از زیر آن سنگ ، گیاه سبز رسته بود .برخی خضر را با یسع و بعضی با الیاس و گاه بالیاوارمیا مطابقت داده و حتی سفر موسی و یوشع را که در قرآن (کهف :60به بعد) نیز به آن اشاره شده ، مأخوذ از سفر الیاس ویسع دانسته اند .پدر خضر اگر چه پادشاهی نیکوکار بود ،خدا را نمی پرستید )اما خضر ،خداپرست شد و از ازدواج سرباز زد و در جزایر مسکن گزید .خضر بر آب حیات نیز دست یافت و تا رستخیز جاودانه شد . از این رو ، برخی منابع ، او را سر کرده ی لشکر اسکندر یا ذوالقرنین دانسته اند که در نتیجه ی تقوای خود و یا به دلیل این که بر مقدمه ی لشکر او بود به نوشیدن آب حیات نایل آمد ولی اسکندر (ذوالقرنین ) از آن بی نصیب ماند . خضر راهنمای دریاها است و هر که در دریاها راه گم کند ، او را راه نماید و هر که بمیرد ، بر او نماز کند و الیاس همین کار را در بیابان ها کند و هر دو ، موسم حج به مکه آیند و هیچ کس آنها را نبیند مگر آنان که خود بخواهند .نام خضر در قرآن نیامده است اما بسیاری از مفسران ، مفهوم آیه ی 65 سوره ی کهف را مربوط به او دانسته و نوشته اند موسی که طلب خضر شد تا از او علم بیاموزد زیرا خدا به او وحی کرد که من در زمین بنده ای از تو عالم تر دارم و نام او خضر است از این رو موسی به همراهی یوشع ، به دنبال ماهی به دریا فرو رفت و وقتی از مجمع البحرین بازگشت خضر را در حال نماز یافت .آنها با هم راه اقتادند و خضر در این سفر ، با سوراخ کردن کشتی و تعمیر دیواری مخروبه و کشتن یک طفل ،شگفتی و اعتراض موسی را بر انگیخت و از چشم او پنهان شد .عرفا خضر و الیاس را در زمره ی اولیا شمرده اند به نظر آنها خضر نمونه ی عشق و موسی مظهر عقل است که در هم سفری خضر ، ناتوان آمد ؛ آب حیات در درون ظلمت جای دارد و خضر پیر طریقت و زنده ی جاوید است سالک را به آن راه می نماید . مطابق روایات ، خضر بر افراد خاصی ظاهر می شود .برای اولین بار ،سنایی از ملاقات با خضر سخن به میان آورده است .عامه ی مردم نیز معتقدند خضر بر افرادی که بخواهد ظاهر می شود و مشکل آنها را از میان بر می دارد و حتی طریقه ی خاصی برای حاضر کردن خضر پیشنهاد کرده اند به نظر می رسد دیدار با خضر اساساً یک فکر ایرانی باشد . در ادب فارسی ، اساطیر مربوط به خضر ع گاه با افسانه های مربوط به جام جم – به دلیل ارتباط اسکندر با جام و خضر – و گاهی با روایات مربوط به جم ارتباط یافته است .
به طور کلی ، در ادب فارسی ، داستان خضر با مناسبتهای زیر مطرح شده است :
الف: عمر جاودان ، زیرا خضر آب حیات نوشید و بقا یافت .
ب : آب حیات کهه اسکندر در طلبش ناکام ماند .
ج: ظلمات که چشمه ی حیوان یا آب حیات در آن واقع است .
د: راهنمایی و دلالت گم گشتگان )). ( یاحقی ، 1386،صفحه ی 335-332)
به هارونیش خضر و موسی دوان مسیحا چه گویم ز موکب روان
بیت 35، صفحه 946