منبع پایان نامه ارشد با موضوع ادبیات فارسی و فرزندان

دانلود پایان نامه

همان پیش تخت تو مهمان کشید که آن مور پیش سلیمان کشید
بیت 31 ، صفحه ی 1170
توضیحات مربوط به اسطوره ی سلیمان :
4-3-13-طلسم :
توضیحاتی درباره ی اسطوره طلسم :
((طلسم از تلسما (Telesma) یونانی است . عملی بیرون از عادت که مبدأ آن را قوای فعاله ی آسمانی و قوای منفعله ی زمینی دانند و بدان ، امور عجیب و غریب پدید آید .طلسم می تواند عمل فوق عادت باشد یا نوشته ای شامل اشکال و ادعیه ای که به توسط آن عملی خارق عادت انجام دهند یا شکل و صورتی که بر سر خزاین و دفاین تعبیه کنند . در فارسی ، از آن با عبارت((اجی مجی لا ترجی )یاد شده است بلیناس حکیم به عنوان پدر طلسمات شهرت یافته است بنا بر برخی روایات ، او در بسیاری از شهرها طلسم هایی برای محافظت از طوفان و مار و کژدم ساخته بود . قواعد گوناگونی برای تهیه طلسم به هرمس تر سیمگیستوس منسوب اند .علم طلسمات را کیمیا هم گفته اند که از زمره ی علوم خمسه ی محتجبه (کیمیا) است اصحاب طلسمات برای اعداد خواص و تأثیراتی قایل اند و بر آنند که مهرو کین را می توان از طریق نوشتن اعداد میان مردمان ایجاد کرد بنابراین عقیده ، هر کس که بتواند میان قوای آسمانی و زمینی ارتباط برقرار کند ، از آثار مخصوص آنها بهره مند خواهد شد و می تواند کارهای شگفت انجام دهد در افسانه ها و داستان های عامیانه ، به دژهایی بر میخوریم که دروازه های آن ها توسط جادو گران طلسم شده اند و قهرمات داستان ، پس از عبور از مراحل و حوادثی ، به طور خارق العاده موفق به شکستن طلسم می وشد .مثلاً در داستان امیر ارسلان ، قلعه ی سنگ و قلعه ی سنگ باران توسط فولاد زره و مادرش طلسم شده است و امیر ارسلان پس از تحمل زنج های فراوان ، سرانجام می تواند طلسم آن را بگشاید )) .‌(یا حقی ،1386، 560-558)
کسی کان کلید زد آرد به دست طلسم بسی گنج داند شکست
بیت 87،صفحه ی 961
به زیر زمین گنج را جای کرد طلسمی بر آن گنج بر پای کرد
بیت69، صفحه ی 1069
طلسمی بر انگیزم از ناف دشت که افسانه سازند از آن سرگشت
بیت 51، صفحه ی 1123
به پامردی این طلسم بلند برآن روس ها بسته شد روی بند
هنوز آن طلسم بر انگیخته در آن دشت ماندست نا ریخته
ابیات 70-69 ، 1123
4-3-14-کوثر :
((کوثر(از ماده ی کثر)نام حوض یا چشمه یا نهری در بهشت است که اهل تفسیر را در باب آن گفت و گو هاست .بر اساس روایات ، سرچشمه ی آن سدره المنتهی است و پایه هایش در زیر عرش قرار دارند و سنگ ریزه های آن مروارید است و پهنای آن میان غرب و مشرق است . بر طبق روایات شیعه ، ساقی آن علی بن ابی طالب (ع) است که دوستان را از آن سیراب کند و دشمنان را تشنه به جهنم فرستد به عدد ستاره های آسمان ، قدح هایی بر کنار آن نهاده اند از مروارید سرخ که هر کس با آن قدح خا از آب کوثر بخورد تشنه نشود و هر کس از آن وضو سازد هرگز ژولیده موی و خاک آلود نگردد .پیامبر اسلام (ص) گفته است کوثر نهری است که به حوض من می ریزد و حوض من بین صغا واردن است که درازی آن را سواری تندرو در یک ماه بپیماید و از شیر سفید تر است و از عسل شیرین تر و از کف نرم تر .قدح های آناز نقره است و هر کس شربتی از آن بخورد هیچ گاه تشنه نشود .چنان که از یکی از منابع متأخر بر می آید تمام نهرهای بهشت به حوض کوثر می ریزند .در سوره ی یکصد و هشتم قرآن که به همین نام معروف است ، از پیامبر خواسته شده : به پاس این که کوثر را به تو عطا کردیم پروردگارت را نماز بگزار و به درگاهش قربانی کن .مفسران متأخر، علاوه بر آن چه گذشت ، معانی مختلفی ، از قبیل کثرت امت و اشیاع ،کثرت ذکر خدا ، و حتی برخی از مفسران شیعه نظیر فتح الله کاشانی اولاد و اعقاب بی شمار و کثرت نسل و ذریه را در تفسیر کوثر آورده اند و برخی نیز تصریح کرده اند که مرا از کوثر حضرت فاطمه زهرا (س) است .این سوره پس از مرگ پسر پیامبر و در جواب عاص بن وائل سهمی که او را ابتر(بدون نسل) خوانده بود نازل شد .در ادبیات فارسی ، کوثر، به عنوان نهر یا چشمه یا حوضی در بهشت و مظهر گوارایی و فراوانی و مجاز بخشندگی و سخا تجلی یا فته است )). (یا حقی ، 1386، 678)
صبوحی که بر آب کوثر کنم حلالست اگر تا به محشر کنم
بیت 2، 963
4-3-15-یأجوج ::
((یأجوج و مأجوج یا جوج و مأجوج نام دو قبیله ی ترک از نسل یافت بن نوح اند که گوش های دراز دارند ، برآن گونه که چون شب فراز آید ، یکی در زیر افکند و یکی به عنوان لحاف بر روی کشند این قوم در دنیا فساد می کردند و چون ذوالقرنین به دیار آنها رسید مردم از ظلم یأجوج و مأجوج به او پناه بردند و از او یاری خواستند که اینان دیار ما را منهدم می کنند و کشت ما را می خورند و چارپایان ما را می درند ذوالقرنین تعداد و مشخصات آنها را پرسید گفتند .تعدادشان بی شمار است و موجوداتی کوتاه اندام و پهن صورت اند که نیش های آنان مانند درندگان است و به جای ناخن منقار دارند و بر پشت آنها موست و دو دم بزرگ دارندو مثل کبوتر یکدیگر را فرا می خوانند و همانند سگ عوعو می کنند .
بنا بر روایت قرآن (کهف : 94) مردمان از ذوالقرنین خواستند که میان آنان قوم و بأجوج و مأجوج سدی استوار کند و ذالقرنین به فرمان خداوند از پاره های آهن میان دو کوه استواریست و سدی احداث کرد که یأجوج و مأجوج از آن نتوانند گذشت و از آن روز که ذوالقرنین که سد کرده است ، این قوم بر آنند که آن را سوراخ کنند .هر روز تا شب در کار ایستند و به روایتی آن را می لیسند و چون شب در آید اندکی مانده باشد و گویند فردا بیاییم و تمام سوراخ کنیم و چون اینان کافرند هیچ گاه نام خدای تعالی بر زنان نرانند و چون فردا باآیند سد به حال اول برگشته باشد این قوم تا نزدیک رستاخیز به همین گونه روز به شب آورند .پیامبر (ص) گفت :آن شب که جبرییل علیه السلام مرا به آسمان برد ، از مزگت(مسجد)بیت المقدس مرا سوی یأجوج و مأجوج برد .من ایشان را به خدای خواندم که مرا اجابت نکردند یرانجام چون خدای تعالی خواهد که ایشان بیرون آیند یکی از فرزندان ایشان مسلمان شود و چون خواهند سد را سوراخ کنند ، او نام خدای تعالی بر زبان آورد و آن سدگشاده شود و چون جمله بیرون آیند و همه ی جهان را بگیرند و جهانیان را رنج رسانند .آن گاه حضرت مهدی (ع) بیرون آید و ایشان را سوی دریا آوردند و در دریا ریزند و جمله هلاک شوند )) .‌(یاحقی،1386، 903-902)
همان سد یأجوج از وشد بلند که بست آن چنان کوه تا کوه بند
بیت 51، صفحه ی964
اگر کوه پولاد شد پیکرت و گر خیل یأجوج شد لشکرت