منبع پایان نامه ارشد با موضوع ادبیات عرفانی و یونان باستان

دانلود پایان نامه
زند دیو راهت چو اسفندیار که با رستم آیی سوی کار زار
چو با دیو دارد سلیمان نشست کند یاوه انگشتری را ز دست بیت 58-59، صفحه ی 1014
از این دیو مردم که دام وردند نهان شو که هم صحبتان بدند بیت 212،صفحه 1026
فرشته کنم دیو هر خانه را بر آرایم از گنج ویرانه را بیت 63،صفحه 1044
تهمتن چو تنها کند ترکتاز بدو دیو را دست گردد دراز بیت 236،صفحه 1060
عروسک زنانی چو دیوان شموس خجل گشته زان قلعه ی چون عروس بیت 40،صفحه 1071
منجنیق کوچک-عروسک زن = کسی که با آن سنگ پرتاب می کند .
چو دیوان البسی چاره ها ساختیم از آن دیو خانه نپرداختیم بیت 49، صفحه 1072
همی هر چه روز آید آن دیو زاد قوی دست گردد که دستش مباد بیت 42،صفحه 1084
عمل برکش روشنان سپهر قلم درکش دیو تاریک چهر بیت 34، صفحه 1101
مرابسته ی عهد کردی چو دیو به بد عهدی اکنون بر آری غریو بیت 268،صفحه 1109
همان پای کوبان کشمیر زاد معلق زن از رقص چون دیو باد بیت 49،صفحه 1115
به چابک روی پیکرش دیو زاد به گردندگی کنیتش دیو باد بیت 68صفحه 1115
فرشته صفت گرد آن دیو چهر همی گشت چو گردگیتی سپهر بیت 19،صفحه1139
چو دانست کان دیو آهن سرشت نیندیشید از حربه وتیر و خشت بیت 27،صفحه 1140
چو گشت آن فرشته گرفتار دیو ز دیوانروسی برآمد غریو بیت 37،صفحه 1140
در آمد بدان دیو دریا شکوه چو ابری سیه کوه در آید به کوه ( بیت 71، صفحه 1141)
به نوعی دلم گشت پیروزمند کزان گونه دیوی در آمد به بند (بیت 165، 1144)
برآورد مرغ سحرگه غریو چو سر سامی از نور و صرعی ز دیو ( بیت 5، صفحه 1146)
4-3-2-آب حیوان ،آب حیات ، چشمه ی زندگی :
توضیحات مربوط به اسطوره آب حیات:
((آب حیات (در فارسی :نوش ، انوش، و نوشابه ) یا آب زندگانی ، آب یا چشمه ای است که هر کس از آن بخورد زندگانی جاوید یابد .اندیشه ی بقا و زیستن جاودانی ، آدمی را بر آن داشته است که در افسانه و تاریخ راههایی به سوی عمر ابد بگشاید و اگر نه در عالم واقع ، لاقل در ضمیر و خیال خویشتن برای تحقق آن بکوشد .به گو اهی تاریخ و روایات ، این اندیشه در ایران به صورت های گوناگون وجود داشته است . در اعتقادات اسلامی ، چشمه ی آب زندگانی چشمه ای ایت که هر کس از آن بخورد یا تن خود در آن بشوید آسیب ناپذیر و جاودانه می شود .اسکندر در جست و جوی این آب ناکام ماند و خضر از آن نوشد و جاودانه شد .به همین جهت ، گاهی از این چشمه به ((آب خضر ))و چشمه ((خضر ))یاد شده و به مناسبت پاره ای شباهت ها در دیدگاه برخی از شاعران با ((جام جم)) اختلاط و اقتران یافته است . با این که در داستان بابلی گیگلمش گفت و گو از ((گیاه زندگانی ))است قضیه ی آب حیات نخستین بار در قصه ی ((اسکندر )) که فینیقیان پرداخته اند مطرح شده است .به روایت اسکندر نامه ، اسکندر به ظلمات ، به طلب آب حیات رفت اما در این جست و جو ناکام ماند .ادریس یا آندریاس که بنابر برخی روایت آشپز اسکندر بود ، با نوشیدن آب حیات جاودان شد . قطره ای از آب حیات بر لب ماهی بریان شده ی یوشع چکید و ماهی دردم زنده شد و به دریافت و آب به دو سو باز شد و مجمع البحرین پدید آمد که موسی از آن جا خضر را باز یافت .حضرت عیسی (ع) مؤمنین را وعده ی آب حیات داد که اگر کسی از آن بیاشامد هرگز تشنه نشود . محتمل است قصه ی آب حیات ، با مسک فلسفی ای که آب را ماده المواد می پنداشته است و حکمای یونان باستان برای اولین بار آن را مطرح کرده اند و در کلام اسلامی نیز راه یافته است ارتباط داشته باشد در عرفان اسلامی تعابیر لطیفی از آب حیات شده است و در اصطلاح سالکان کنایه از چشمه ی عشق و محبت باری تعالی است که هر که از آن بچشد هرگز معدوم و فانی نگردد .شاید به همین دلیل در عرفان ،خضر به عنوان مرد کامل و ولی الله است و سخنان او به منزله ی آب حیات و گاهی هم از آن به ((دریای نور)) یا ((ملکوت))تعبیر شده که در ظلمت ((ملک))پنهان است برخی آب حیات را ((علم لدنی ))و معرفت حقیقی دانسته اند که خاصه ی انبیا و اولیا است و گاهی از آن به دریای نور تعبیر کرده اند که در دریای ظلمت نهفته است و برای رسیدن به این نور باید از ظلمت ها گذشت شیخ اشراق نیر در رساله ی عقل سرخ ،آب تنی در چشمه ی حیات را به منزله ی زرهی در برابر تیغ بلا می داند .در نقشه هایی که از شوش به دست آمده ، معلوم شده که در بین النهرین و خوزستان ، ایزدی به نام (( ا آ)) (E A)) می شناخته اند که خدای آب و چشمه ی زندگی بوده و لقب ((کوزه گر)) داشته است گاهی هم او را خدای حکمت و دانش شمرده اند قدما بر آن بوده اند که آدم و حوا را (( ا آ )) ساخته است . در باختر فارس ، بر سر راه باستانی شوش به تخت جمشید ، نقوشی از دوره ی عیلامیان به دست آمده که مشتمل بر دورب النوع ، یکی به صورت مرد و دیگری به صورت زن است .مرد بر روی تختی که از یک مار حلقه زده تشکیل شده نشسته و سر مار را در دست چپ گرفته و با دست راست جامی از آب زندگی به سوی مردم روان می سازد .به نظر می رسد اندیشه ی رویین تن شدن به وسیله ی آب که در داستان اسفندیار تجلی یافته ،با قضیه ی آب حیات و مسأله ی جاودانگی ارتباط مستقیم داشته باشد در ادیان بزرگ هند ، ویشنو آفریدگار همه ی کائنات ، عداده ای داشته به نام ((گروده )) و به صورت مرغی بوده که پادشاه مرغان شمرده می شده است .نوشته اند این پرونده ((امریت )) ((Emrita)) یا آب حیات را از خدایان دزدید تا به هووی مادرش که ((کدرو))(( Kadru ))نام داشت بدهد و آزادی مادرش را بخواهد اما ایندرا از این امر باخبر شد و نبرد سختی میان پرنده و ایندرا در گرفت و سرانجام ((آب حیات ))پس گرفته شد .مضمون اندیشی پیرامون آب حیات که به نام های آب زندگی ((زندگانی ))،آب حیوان ، آب خضر ، چشمه ی خضر ، چشمه ی حیوان (حیات )، چشمه ی زندگی (زندگانی ) ،آب اسکندر و جز آن نیز خوانده شده ، در ادبیات عرفانی تنووع و گسترشی خاص یافته است در روایات هست که آب حیات در درون تاریکی است و اسکندر به طلب آن به ظلمات رفت )) . (یا حقی، 1386،صفحه ی 12-10)
لب ازدم عیسی پر از نوش تر تن از آب حیوان سیه پوش تر (بیت 10، صفحه 944)
معنی :دم او از دم عیسی (ع) دل نشین تر و شیرین تر است و همان طور که آب حیات در ظلمات و تاریکی است ، تن وی چون آب حیات در ظلمات لباس پنهان بود .
زهی خضرو اسکندر کانیات که هم ملک داری وهم آب حیات