منبع مقاله درباره رضایت زناشویی

دانلود پایان نامه

نگریسته شوند و این گونه زنان ممکن است خواهش های همسرخود را نوعی آزار جنسی بیانگارند. این گونه دلایل ما را وا می دارد تا رابطه جنسی را در قالب هر دو عامل رابطه، و جنبه فردی دو طرف در نظر گیریم. مسلم است که فقط کارکردن بر جنبه جسمی رابطه زن و شوهری که مشکل جنسی آنها مبتنی بر بیزاری و فقدان اعتماد است، همان قدر اشتباه است که کار بر روی رابطه مردی که ناتوانی جنسی او ناشی از ضایعه عصبی است. یک رویکرد یکپارچه چیزی است که ما می کوشیم به کار ببندیم و بیاموزیم؛ رویکردی که در آن از روش های درمانی مبتنی بر هر دو عامل رابطه و فرد استفاده می کنیم(کرو ، ریدلی،1384).
2-11-مولفه های جنسی
2-11-1-حرمت جنسی:توجه مثبت وتوانایی اطمینان به تجربه مسائل جنسی از طریقی لذت بخش وراضی کننده (اسنل وهمکاران،1993). انسان در طول تاریخ، به منظور بقاء نسل، ملزم و نیازمند به نزدیکی و آمیزش بوده است. تمایلات جنسی، پدیده ای است که اهمیت به آن، امری واقع بینانه و نادیده انگاشتن آن از محالات می باشد؛ زیرا مانند سایر امیال غریزی انسان از آغاز تولد وجود داشته و متناسب با رشد او متحول و شکوفا می شود.مسائل جنسی از لحاظ اهمیت، جزء مسائل درجه اول زندگی زناشویی هستند و رضایت در روابط جنسی وتناسب و تعادل در آن در بین زوجین،از مهمترین عوامل خوشبختی و موفقیت زندگی زناشویی می باشد(گلمکانی، در محمدی، مظلوم،1392).

2-11-2-اشتغال ذهنی جنسی:تمایل به تفکر بیش از حددرموردرابطه جنسی. چون نقش رویدادهای شناختی به عنوان محرکهای رفتارجنسی مورد تایید قرارگرفته است، افکار، نگرش وارزشهای افرادبخشی ازمولفه های مهم رفتارجنسی هستند و منابع مهم موثر بر پاسخدهی جنسی محسوب می شوند. نگرش وعقایددال بر رویدادهای شناختی خواص نیست، بلکه به شیوه های تفکر یا سوءگیری در تفسیراطلاعات اطلاق می شودکه برمحتوی فعالیت شناختی تاثیر می گذارد. درحیطه مسائل جنسی،مردم عقایدونگرش راجع به طیف وسیعی ازموضوعات مانند فعالیت های جنسی بهنجاریا نا بهنجار،نقشهای جنسی یافعالیتهای جنسی دارند.افکارونگرشهای ناسازگارانه در چگونگی تفسیر اطلاعات در موقعیتهای جنسی و نهایتا تجربه، میل، برانگیختگی وارگاسم نقش بسیار مهمی ایجاد می کنند.اگرمحرک ورودی به گونه ای تفسیر شودکه باعث به وجود آمدن افکار جنسی مثبت گردد،درمقایسه باتغییری که باعث ایجادافکار منفی می شود،احتمالاتاثیرات متفاوتی بر پاسخ جنسی فرد خواهد گذاشت( اسپنس،ترجمه توزنده جانی وهمکاران ،1386).
2-11-3-آگاهی جنسی:تمایل فرد به تفکر واندیشه درمورد طبیعت مسائل جنسی. تجارب نشان داده است که دانش وآگاهی نسبت به مسائل جنسی،زندگی را تغییر می دهدواغلب آن را بهترمی کند.اماگاهی اوقات بین آموخته های فرد و پیوند آن بازندگی شکاف وجوددارد (وستیمر، 2005 ، به نقل از یوسفی،1384). واکنش همسر به ناکنش وری در ایجاد و ابقاء مشکل جنسی نقش مهمی دارد، زیراتعامل جنسی موقعیت پویایی است که درآن دو نفربه طور مداوم بررفتاریکدیگرتاثیر میگذارند.ماهیت پیچیده دوجانبه تعاملهای جنسی موجب گردیده است تابسیاری ازمتخصصان اظهار دارندکه به طورکلی مشکلات جنسی بایدبه عنوان مشکلی که متعلق به زن وشوهر است درنظرگرفته شود،نه به عنوان مشکلی که متعلق به هریک ازهمسران است(اسپنس،ترجمه توزنده جانی،محمدی، توکلی زاده ودهگان پور،1386).
تجارب نشان داده است که دانش آگاهی نسبت به مسائل جنسی، زندگی را تغییر می دهد و اغلب آن را بهتر می کند. اما گاهی اوقات بین آموخته های فرد و پیوند آن با زندگی شکاف وجود دارد( مستیمر، 2005، به نقل از یوسفی، 1384). از آنجا که رفتار جنسی تا حدود زیادی اکتسابی و مبتنی بر یادگیری است، نیاز به اموزش و تریبت ویژه دارد. هماهنگی و ارضاء نیازههای زوجین، براوردن نیازهای عاطفی، داشتن مهارت ها ی مربوط به ایجاد تفاهم و شیوه های محبت و ارضاء نیازهای جنسی زوجین می تواند باعث رضایت زوجین از زندگی مشترک و تداوم آن گردد( دانش، 1383). مطالعات نشان می دهند که دانش یعنی مجموعه معلومات، اطلاعات، دانش ‌و آگاهی فرد در مورد جنسیت و مسائل جنسی و باورهایی که در مورد فعالیتها و نقشهای جنسی وجود دارد، ارتباط معناداری با رضایت زناشویی دارند(ترودل، 2002).
2-11-4-قاطعیت جنسی:تمایل فردبه قاطعیت درمورد ابعاد جنسی زندگی.شاملو ( 1387 ) عقیده داشت که اگر چه زندگی سعادتمندانه تنها تا اندازه ای به روابط لذت بخش جنسی بستگی دارد ولی این روابط، یکی از مهمترین علل خوشبختی یا عدم خوشبختی زندگی زناشویی است و اهمیت آن می تواند با تاثیر بر افکار و احساسات زوجین، به طور مستقیم یا غیر مستقیم روابط میان آنها را در ابعاد وسیعی تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین آموزش مهارتهای جنسی موجب بهبود ارتباط زناشویی، افزایش رضایت جنسی و رضایت زناشویی می شود (نبی پور، 1385 ). آگهی های مختلف و مکرر در زمینه های جنسی و اقبال یا استقبال این آگهی ها حکایت از آن دارد که ادراک کارآمدی جنسی، موضوع مهمی در زندگی است و همین اهمیت باعث می شود افراد از اینکه مستقیما مشکلات جنسی خود را مطرح کنند احساس شرم نموده ومشکلات جنسی خود را در قالب اضطراب، افسردگی، اختلال خواب یا علایم ژینکولوژیک نمایان سازند(گلدر، مایو و گر، 2005).
2-11-5-کنترل جنسی بیرونی:اعتقاد به اینکه فرد مسائل جنسی اش تحت تاثیر چیزهایی خارج از کنترل وی قرار دارد. رضایت زناشویی بر کیفیت و میزان سلامت عمومی، رضایت از زندگی، میزان احساس تنهایی ومیزان لذت جنسی افراد تأثیر دارد روابط جنسی افراد تأثیر دارد روابط جنسی تشکیل دهنده ی بخشی از ادراک زوجین از همدیگر است. ادراکات جنسی با رفتارهایی که موجب تداوم ازدواج می شوند ارتباط مثبت دارد و در واقع به منزله مینیاتور روابط جنسی عمومی است (اصغرنژاد،1385).
از آنجا که غریزه جنسی میان امیال طبیعی بشر جا دارد، در حضور و غیاب خود شدت و ضعف می‎یابد، تند و کند می‎شود، ممکن است میان انگشتان عوامل و شرایط محیطی، بیرونی، درونی و روحی بچرخد و پیاپی به نوسان درآید. چنین مسائلی سبب گردیدند که ساختار جنسی انسان و ارتباط آن با بدن، هم چنین رفتار جنسی و تأثیر آن بر جسم و روان، از سوی دانشمندان مورد دقت قرار بگیرد و علوم پزشکی و رفتاری مثل روانشناسی موضوعی را پدید آورند که عنوان دانش جنسی، روی آن گذاشته‎اند. امروزه بر این دانش «سکسولوژی» می‎گویند.سکسولوژی یک علم جدید نیست؛ بلکه «قدیمی‎ترین کتابی که در این باره نوشته شده به نام کاماسوترا به زبان سانسکریت است و تقریباً پنج هزار سال از عمر این کتاب می‎گذرد.» ابن سینا دست کم دو فن از کتاب قانون را به مطالعه علمی مسائل جنسی اختصاص داده است. با جهش علمی در اروپا (قرن 17 و 18 م)، تحقیقات بیولوژیکی در رفتار جنسی، عنوان سکسولوژی را پدید آورد. امروزه بعضی از دانش آموختگان این شاخه علمی در ایران کوشیده و می‎کوشند علاوه بر تثبیت جایگاه این علم بعضی دستورهای دینی را که با برخی از اصول دانش نوین جنسی نمی‎سازد به هم گره بزنند و چنین گمان می‎برند که در صورت تعارض میان حکم دین و دستور تجربی دانش جنسی، دستور پزشک مقدم است و شخص مسلمان مراجعه کننده نباید نگران ناهم‎خوانی نسخه سکسولوژ با دستور دینی باشد. اگر بخواهیم شفاف‎تر بگوییم مسئله خودارضایی را مثال می‎آوریم که اسلام، آن را در لیست گناهان سیاه و بزرگ قرار داده و بر پیروانش حرام می‎داند؛ ولی عدّه‎ای از صاحبان دانش جنسی ـ از نوع رایج امروزی آن ـ اگر برایش خاصیتی نشمارند آن را مضر هم نمی‎دانند و تنها مانع و گیر اصلی کار برای آنان همین حکم شرعی است که به عقیده ایشان باید در آن تجدیدنظر کرد و تعارض موجود را باید به گونه‎ای برداشت(اسلامی نسب،1376).
2-11-6-رضایت جنسی:تمایل فرد به اینکه در ابعاد جنسی زندگی اش به حد زیادی رضایت داشته باشد(اسنل وهمکاران،1993). لزوما تمامی روابط عاطفی رابطه جنسی نیست.امارابطه جنسی به دلایل زیاد،برای اکثر زوجها مهم است.جنسیت غالبا بخشی از کشش وجاذبه اولیه محسوب می شودوخواهش جنسی ممکن است چونان نیروی پیوند دهنده آنهارا به هم بسته نگاه دارد. درواقع ،هنگامی که درکیفیت رابطه مشکلاتی پدید آید،رابطه جنسی می تواندگاهی در سرو سامان دادن به رابطه کلی،دست کم به طور موقت موثر واقع شود.با این وجود رابطه جنسی خوب ممکن است به کیفیت رابطه کلی بستگی داشته باشد.بسیاری از مشکلات رابطهای ممکن است رابطه جنسی را خدشهدار سازد. آزردگی، فقدان اعتماد، خشم( به ویژه اگر واپسرانده شود) و تنش همگی میتوانند بر رابطه جنسی اثر منفی بگذارد. تغییرات ظریف دیگر در این معادله میتواند وضعیت جنسی را وخیم سازد. برای مثال هنگامی که مردی از زنش واهمه دارد و دست به هرکاری میزند تا او ناراحت نشود، یا هنگامی که زنی در زندگیاش خلق و خوی تند و غیر قابل کنترل شوهرش میترسد.از سوی دیگر، نبود رابطه جنسی خوب میتواند بر جنبههای دیگر رابطه زوج اثر گذارد. بسیاری از مردان و زنان در چنین شرایطی، عصبی میشوند و احساس ناکامی میکنند. بیان جسمانی محبت ممکن است به طور فزایندهای بازداری شود، و دلیل آن شاید این باشد که هر یک از دو طرف احساس میکند که تماس جسمی، مشکلات جنسی را به همراه دارد و شاید یک چرخه فزاینده آسیب رسان پدید آید که در آن هر تلاشی برای برقراری تماس جسمی به دلیل مشکلات جنسی با مقاومت روبهرو میشود، که به نوبه خود احساس ناکامی و ناخرسندی در رابطه زناشویی را افزایش میدهد. غالبا برای زوجها سخت است که پیرامون رابطه جنسی صحبت کنند و این منطقه ممنوعه میتواند به ارتباط ضعیف بیانجامد که در آن هر طرف درباره نگرش طرف دیگر درباره رابطه جنسی، فرضهای آزمون نشدهای در ذهن دارد. بنابراین چرخه های معیوبی پدید می آید که در آن مساﺋل جنسی با ارتباط ضعیف تداوم پیدا میکند، که زن و شوهر نمیتوانند خود را از آن رها سازند بنابر این رابطه جنسی با جنبههای دیگر رابطه تعامل دارد و هر یک از این جنبهها میتواند اثر نامطلوب دیگری بگذارد(کرو ، ریدلی،1384).
2-11-7-انگیزش جنسی:تمایل فرد به درگیر شدن دریک رابطه جنسی.مرحله انگیزش جنسی، ناظر این واقعیت روانشناختی است که لذت جنسی مبتنی بر نگاه جنسی، توان جنسی و تحریک جنسی می باشد. از مجموع اینها، می توان به عنوان زمینه سازی برای آمیزش جنسی یاد نمود. به هر میزانی که انگیزش جنسی، یعنی مقدمان وزمینه های ارتباط جنسی فراهم باشد، به همان میزان آمیزش جنسی لذت بخش تر خواهد شد. مدیریت نیاز جنسی در این مرحله، ناظر به فراهم ساختن زمینه سازی برای لذت بردن بیشتر از آمیزش جنسی است(محبی، 1390)
2-11-8-اضطراب جنسی:احساس تنش،راحت نبودن،واضطراب فرد در مورد ابعاد جنسی زندگی. انتظارات متفاوت از رابطه جنسی فشار زیادی را برزن و مرد وارد می کند تا مهارت های خود را در این زمینه افزایش دهند ناتوانی درلذت بردن یا ناتوانی از لذت دادن به طرف مقابل باعث استرس زن و مرد می‌گردد برای مثال انزال زودرس باعث ناتوانی درباردار کردن زن می شود اما اگر با دیدلذت به آن نگاه شود این موضوع هم برای زن و هم برای مرد به عنوان مشکل مطرح است(قووجین ریدلی،سایکل، 1388، 11).

 

مطلب مرتبط :   پایان نامه :یادگیری اجتماعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پژوهشها نیز نشان می دهد که نگرش ها، ترس ها یا خاطرات افراد، از عوامل زیربنایی مشکلات جنسی است، افرادی که مشکلات جنسی دارند، معمولا اعتماد به نفس پایینی داشته ومضطرب و نگران ترند. و روابط جنسی آنها تحت تاثیر پیش بینی شکست آنها قرار می گیرد(دایتز، ون، اُیرشوات وهمکاران، 2009).
2-11-9-کنترل جنسی درونی:اعتقاد به اینکه ابعاد جنسی زندگی فرد تحت کنترل شخصی خود افراد هستند.
2-11-10-نظارت جنسی:تمایل فرد به آگاهی از تاثیری که مسائل جنسی اش بردیگران می گذارد.
2-11-11-ترس از رابطه جنسی:ترس از ایجاد رابطه جنسی با فرد دیگر(اسنل وهمکاران،1993).
2-11-12-افسردگی جنسی:تجربه فرد از احساس غمگینی، ناراحتی، و افسردگی درمورد زندگی جنسی اش. لذت جنسی آدمیان بیشتر محصول ذهن است تا بدن (لی، سونگ، چو، 2001). افسردگی جنسی باعث از دست دادن میل جنسی، تغییراتی در رسیدن به مرحلۀ ارگاسم، کاهش نزدیکی ها و عدم رضایت جنسی از مشکلات شایع این زوجها محسوب میشود و در لذت بردن از فعالیت جنسی تداخل می کند(مرقاتی، 1376).
2-12-نظریه ها ومفاهیم
2-12-1-نظریه فمینیستی
“فمینیست ها معتقدند که رضایت جنسی برای هر دو طرف رابطه اهمیت دارد و تبلور این بحث در تصویری آرمانی خلاصه می شود که ازدواج را نوعی مشارکت جنسی رضایت بخش می داند.فمینیست ها معتقدند، مؤانست جنسی معمولاً با معیارهای مردانه تعریف می شود یعنی زنان باید ازتماس دخولی مردان لذت ببرند و گرنه سردمزاجند. سردمزاجی معمولاً مشکل زن به حساب می آید نه ایراد شریک رابطه او. به اعتقاد فمینیست ها برای تعریف تمایلات جنسی نیز از اصطلاحات مردانه استفاده می شود. مدام گفته می شود که میل جنسی در زن ضعیف است اما باید مرد را به سوی خود بکشد و از همین رو نیاز دارد که با خرید لباسهای هوس انگیز خود را خوشگل کند.مرد را از نظر جنسی فاعل و مهاجم و اسیر شهوتی مهارناپذیر جلوه می دهند که فقط با کامیابی اززن سیراب می شود صرف نظر از اینکه زن مایل باشد یا نباشد. رادیکال فمینیست ها مدعی اند که هرگونه پیشروی جنسی مرد برخلاف میل زن را می توان شکلی از تجاوز به حساب آورد که جامعه ما آنرا نادیده می گیرد و در واقع تجاوز را نهادینه می کند. به همین قیاس بهره کشی جنسی از زنان و دختران در خانه، محصول همان تصویری است که مردان را صاحب امیال جنسی مهارناپذیر و زنان را قربانی آن معرفی می کند زیرا بهره کشان غالباً مردان و قربانیان اغلب زنان اند. از اینرو بسیاری از فمینیست ها معتقدند شکل هایی که برای روابط جنسی ساخته و پرداخته میشود در خدمت تعیین هویت زنان است و ریشه آن نیز در ایدئولوژی خانواده و تجربیات زندگی خانوادگی است.هرچند تمام گرایشهای فمینیستی به نابرابری در رابطه جنسی بعنوان یکی از ابعاد نابرابری جنسیتی توجه کرده اند، اما از دیدگاه های متفاوتی به تبیین این نابرابری پرداخته اند و برخی ازگرایشهای فمینیسم، از جمله فمینیسم رادیکال، تأکید بیشتری بر این جنبه از نابرابریها داشته اند(ابوت و والاس، 1380 ،ص 134).
2-12-2-نظریه فروید
تئوریهای جدی در مورد رابطه جنسی و تمایلات جنسی از نظریه فروید آغاز شد. فروید، منشاءفعالیت های روانی انسان را تمایل جنسی معرفی می کند. به اعتقاد فروید، “انگیزش اساسی رفتارانسان، ماهیت جنسی دارد. به عبارت دیگر، انسان موجودی لذت طلب است. از سوی دیگر،محدودیت های عرف حاکم بر جوامع، مانعی بر سر راه میل لذت طلبی انسان است. فروید، روشهایی را شرح می دهد که انسان بتواند با بهره گیری از آنها، میان غریزه جنسی و محدودیت های اجتماعی خودش، سازش خاصی را ایجاد کند (شفیع آبادی،65 13،42-40)
فروید به مسائل جنسی انسانها بسیار اهمیت می دهد معتقد است که ارضاءشدن غرایز جنسی درانسان مانع بروز بسیاری ازمشکلات می شود ویا راه حلی است برای بسیاری از موضوعات زندگی فردری کریک روان شناس ماهر و برجسته ی اتریشی بود که کشفیات مهمی در روان شناسی نائل آمد. وی از عواقب خطرناک ناکامی جنسی سخن گفت، اما دراینجا به جای داشتن یک راه قانونی واجتماعی و جلوگیری از ناکامی جنسی یعنی آزادی جنسی را پیشنهاد کرد.او ریشه ی تمام ناکامی ها و بیماری ها را در مسائل جنسی دنبال کرد(بید،1385).
فروید در تئوری غریزه دوگانه جنسی، دو گروه بزرگ غریزی را مشخص کرد : “غریزه زندگی” که دوستی، محبت، عشق، تولید مثل و حفظ بقای خویشتن را ایجاد می کند و”غریزه مرگ” که موجب مرگ و نیستی، کینه و عداوت و انهدام نسل است . فروید در بررسی غرایززندگی، عشق را یکی از غرایز معرفی کرده، در تعریف عشق می گوید:”در نظر ما منظور از عشق،آن علاقه و محبتی است که قسمتی از آن به آمیزش های جنسی می انجامد(فروید، 1343 ،ص164)
از دیگاه فروید، غریزه زندگی که غریزه جنسی مهم ترین آن است، در مراحل تحول، درنواحی شهوت انگیز سیر می

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درمورد تعارضات اخلاقی

دیدگاهتان را بنویسید