منبع مقاله با موضوع فرزند پروری والدین و رگرسیون گام به گام

دانلود پایان نامه

04/0
با توجه به نتایج جدول 4-6 در مدل آخر، برونگرایی با مقدار B استاندارد 329/0، به صورت مستقیم و افسردگی با مقدار B استاندارد 217/0-، اضطراب با مقدار B استاندارد 161/0-، نشانه‌های جسمانی با مقدار B استاندارد 129/0- و نارسایی در کنش اجتماعی با مقدار B استاندارد 115/0- به طور معکوس بر کمال‌گرایی در کارکنان اثر داشته است.
(نارسایی در کنش اجتماعی) 87/0- (نشانه‌های جسمانی) 91/0- (اضطراب) 90/0- (افسردگی) 99/0- (برونگرایی)93/0 – 61/101 = کمال‌گرایی در کارکنان
فصل پنجم
نتیجه‌گیری و پیشنهادات
5-1- خلاصه پژوهش و نتیجه گیری
در این فصل پس از گزارشی از نتایج بدست آمده در مورد هریک از فرضیات تحقیق به بحث و تفسیر نتایج پرداخته می‌شود. جمع بندی کلی نتایج به صورت منسجم و با توجه به یافته‌های این پژوهش ارائه شده است. در پایان به محدویت‌های پژوهش اشاره می‌شود و پیشنهادهایی جهت تحقیقات آتی مطرح می‌گردد.هدف از انجام پژوهش حاضر” رابطه ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور” بوده است. به منظور بررسی و تبیین این هدف چهار فرضیه مطرح گردید. در این پژوهش داده‌ها با استفاده از آزمون‌های همبستگی و رگرسیون گام به گام، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این فصل پس از بحث و بررسی پیرامون فرضیات و یافته‌های این پژوهش، محدودیت‌ها و پیشنهادهای لازم ارائه گردید.
5-2- بحث و نتیجه گیری
فرضیه اول: بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان ایران رادیاتور رابطه وجود دارد.
همانطورکه درجدول فصل چهارم مشاهده می‌شود مقادیر همبستگی بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی)و سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان بجز درونگرایی از نظر آماری معنی‌دار است(05/0>p).نتایج این پژوهش با یافته‌های دیوید و همکاران (2011) پاتریکا و همکاران (2011) سارا و همکاران (2011)همسو می‌باشد.
شمیلا و همکاران (2014)در سال 2014 روابط بین کمال گرایی، ارائه‌ی خود به صورت کمال گرایانه، شخصیت نوع D، و شیوه های غلبه بر بیماری را در 100 بیمار بازتوانی قلبی مورد بررسی قرار دادند. شرکت کنندگان پرسشنامه‌‌های مربوط به مقیاس کمال‌گرایی چند بعدی، ارائه‌ی کمال گرایانه‌ی خود، مقیاس 14 شخصیت نوع D را تکمیل نمودند. تحلیل‌های همبستگی نشان داد که شیفتگی عاطفی با کمال گرایی، ارائه‌ی خود به صورت کمال گرایانه، و شخصیت نوع D مرتبط است. نتایج آنها حاکی از آن بود که بیماران کمال گرای نوع D دارای اهداف منفی بالقوه و شیوه‌های ناسازگاری برای بازتوانی قلبی خود هستند. لوئز و همکاران (2012) پیش زمینهای را برای توسعهی پرسشنامهی چند بعدی سلامتی مذهبی/معنوی فراهم نمودند. شواهد کافی برای ارتباط مثبت سلامتی مذهبی/معنوی با انواعی از شاخصهای سلامتی ذهنی فراهم نمود. همچنین مشخص شد که مذهب/معنویت نقش مهمی‌را در فرآیند بازیابی بیماری ذهنی و نیز عملکرد حفاظتی در برابر رفتارهای اعتیاد یا خودکشی ایفا مینمایند.
در تبیین فرضیه فوق باید گفت یکی از حیطه‌هایی که در سال‌های اخیر با رشد و توسعه روان‌شناسی مثبت ‌نگر مورد توجه قرار گرفته، شادمانی است. روان‌شناسی مثبت‌ نگر شاخه جدیدی از روان‌شناسی است که بر عوامل ارتقاء دهنده سلامت روان تاکید می‌کند. این ارزیابی ممکن است جنبه‌های شناختی داشته باشد (مانند قضاوت‌هایی که افراد در مورد خشنودی از زندگی به عمل می‌آورند) یا دارای جنبه عاطفی باشد، که شامل خلق و هیجاناتی است که در واکنش به رویدادهای زندگی در افراد ظاهر می‌شوند. در صورتی که افراد از شرایط خود راضی باشند، همواره دارای عواطف مثبت باشند و کمتر دستخوش عواطف منفی شوند، گفته می‌شود که از بهزیستی ذهنی بالایی برخوردارند. موفقیت هر کاری با میزان خوب کنارآمدن آدمها با یکدیگر بستگی دارد. همه انسان‌ها برای ارضای 5 نیاز اساسی که ریشه در ژن‌های ما دارد تلاش می‌کنند. رفتار ما همیشه وقتی بهترین انتخاب است که یک یا چند مورد از این نیازها را ارضا کند: این نیازها عبارتست از: نیاز به بقا، نیاز به عشق و محبت، نیاز به قدرت، نیاز به آزادی، نیاز به تفریح. این دیدگاه را هم می‌توان به صورت گروهی و هم به صورت فردی برای تأمین سلامت روانی در سازمان‌ها و موسسات یک جامعه و نیز در مدارس به کار گرفت. واقعیت درمانی نظامی‌قابل فهم، غیرفنی، مبتنی بر عرف یا عقل سلیم است که توجه بیشتر معطوف نتیجه و موفقیت است و قبل از اینکه یک روش ترمیمی‌باشد یک روش پیشگیری قلمداد می‌شود.
فرضیه فرعی اول: بین ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی) با کمال‌گرایی کارکنان رابطه وجود دارد.
همانطور که در جدول(4-2) مشاهده شد مقادیر همبستگی‌های بدست آمده بین ابعاد شخصیتی برونگرایی با کمال‌گرایی کارکنان (33/0 =r)، از نظر آماری معنی‌دار است(01/0>P). به این صورت که با افزایش ابعاد شخصیتی برونگرایی، کمال‌گرایی کارکنان، افزایش می‌یابد. همچنین بین ابعاد شخصیتی درونگرایی با کمال‌گرایی کارکنان (05/0 =r)، از نظر آماری معنی‌دار نیست(22/0≤P). نتایج این پژوهش با یافته‌های مفسری(1389) سامری(1393)همسو می‌باشد. پاتریکا و همکاران (2011)به شرح اهمیت نگرانی دربارهی اثرات تعاملی و عمدهی ابعاد شخصیتی دوگانه با استفاده از یک مدل کمال‌گرایی 2*2 پرداختند. این مطالعه روی 98 دانشجو به انجام رسید. نتایج رگرسیون تعدیل شده نمایانگر برهمکنش غیر معنادار بین کمال‌گرایی با محوریت خود و کمال‌گرایی اجتماعی بود. با این حال، چهار فرضیهی مدل 2*2 کمال‌گرایی در زمینهی مدل جبرانی اثبات شدند. این نکته با ارائهی راهنماییهای آشکاری دربارهی نحوهی استفاده از اثرات محوریت خود و کمال‌گرایی اجتماعی برای آزمودن چهار فرضیه به منابع مطالعاتی کمک میکند.
دیوید و همکاران (2011) در سال 2011 استانداردهای شخصی و مشکلات ارزیابی ابعاد مرتبه بالای کمال‌گرایی را از سه چهارچوب مختلف نظری در دانشجویان بررسی نمود. تحلیلها اثبات کنندهی عوامل نهان کمال‌گرایی استانداردهای شخصی و مشکلات ارزیابی بودند. در ارتباط با پرسشنامهی شخصیتی نئو، کمال‌گرایی استانداردهای شخصی با وجدان و تلاش برای موفقیت ارتباط داشت. در مقایسه، کمال‌گرایی مشکلات ارزیابی نیز با روان رنجورخویی و عواطف مثبت، اعتماد و صلاحیت کمتر رابطه داشت.
در تبیین فرضیه فوق باید گفت زمانی که افراد از کار خود راضی باشند کارآیی آنها بالا می‌‌ رود.یعنی زمانی افراد کارایی مطلوب و اثربخش خواهند داشت که بین انتظارات و میزان توانمندیها و قابلیتهای آنان ارتباط مناسبی باشد و در شرایط پرفشارکاری سیستم حمایت گر، اعتبار و ارزش مناسبی چه درمحیط کار و یا سطح جامعه داشته باشد. مسلماً کمال‌گرایی دررفتار عملی کارمندان اثر به سزایی دارد و به نحو مؤثری اثرخود را در شغل فعلی، کارا بودن، اثربخش بودن و آمادگی جهت ارتقاء شغلی نشان می‌‌ دهد. کمال‌گرایی همچنین باعث کاهش غیبت و نیز از آن جهت که سلامتی افراد به سبب هزینه بیمه و بیمارستانی به نفع سازمان می‌‌ باشد باعث افزایش بازدهی خواهد شد.کارمند راضی، شادابی و مسرت را از سازمان به محیط خانه و جامعه منتقل می‌‌ کند. بنابراین می‌‌ توان با توجه به نحوه ی بهبود پذیرش مسئولیت‌های اجتماعی و مقدارپولی که درسایه وجود رضایت شغلی به نفع جامعه خواهد شد از این عامل دفاع کرد. اهمیت نیروی انسانی درسرنوشت و توفیق ملت‌ها به حدی است که اگرسایر منابع هم در دسترس باشد و یا به حداقل وجود داشته باشد آن جامعه می‌‌ تواند با قدرت ایمان و اراده در اندک مدتی وسایل ترقی و رفاه خود را فراهم سازد. به همین صورت باید تمهیداتی را به کار برد تا انسان را فعالانه به خدمت درآورد. یکی دیگر از متغیرهایی که درمحیط کارمهم تلقی می‌‌ شود تعهد سازمانی می‌‌ باشد. تعهد ادراک شده ی بالا به کارکنان از سوی سازمان سبب خواهد گردید که در کارکنان انتظاری بیشترایجاد گردد که اگر آنها تلاش نمایند اهداف سازمان برآورده خواهد گردید و به تبع آن، آنها پاداش دریافت خواهند کرد. همین امر سبب خواهد شد که هم اهداف سازمان برآورده شود، هم خشنودی شغلی فرد افزایش یابد و به دنبال آن جامعه، سازمان و افراد از مزایای آن برخوردار خواهند شد.
فرضیه فرعی دوم: بین سلامت روان با کمال‌گرایی در کارکنان رابطه وجود دارد.
همانطور که در جدول(4-3) مشاهده شد مقادیر همبستگی‌های بدست آمده بین نشانه‌های بدنی با کمال‌گرایی کارکنان (20/0- =r)، اضطراب و بیخوابی با کمال‌گرایی کارکنان (10/0- =r)، نارسایی در کنش اجتماعی با کمال‌گرایی کارکنان (24/0- =r)، افسردگی با کمال‌گرایی کارکنان (33/0- =r)، از نظر آماری معنی‌دار است(05/0>P).. نتایج این پژوهش با یافته‌های پاتریکا و همکاران (2011) لوئز و همکاران (2012) منگ و همکاران (2012)همسو می‌باشد. وسلی و همکاران(2014) تاثیر ویژگیهای عاطفی چهار عامل EI را در دو نمونه مورد بررسی قرار دادند. در نمونهی دوم، مینی مارکرهای Saucier و مجموعهی جدیدی از شاخصهای سلامتی ذهنی (افسردگی، اضطراب، استرس، و رضایت زندگی) برای بررسی اثر تعدیل کنندهی TEI به کار رفتند. شواهد موجود با نتایج آنها با استفاده از اجزای هستهای TEI سازگار بودند. گوردن و همکاران (2014) پژوهشهای مربوط به پیامدهای کمال‌گرایی در بین کودکان و نوجوانان را مرور نمودند و بر غیر یکنواختی بین کمالگرایان و نیاز به یک رویکرد ظریف برای ارزیابی تاکید داشتند که منعکس کنندهی نگرانیهای شخصیتی کمالگرایان است. آنها سپس پژوهشهای گذشته دربارهی جلوگیری از کمال‌گرایی را خلاصه نموده و نشان دادند که کمال‌گرایی ارزشمند و مقاوم در برابر تغییر است. بر این اساس، باید مداخلاتی جهت توجه به ضعفهای شناختی و عاطفی کمالگرایان و باورهای فراشناختی آنها دربارهی توانایی، خود و مفهوم شکست صورت پذیرد. آنها در نهایت علت ضرورت طراحی و پیاده سازی برنامههای پیشگیرانه را برای تقویت تاب آوری و کاهش سطوح ریسک در بین کمال‌گرایان شرح دادند.
در تبیین فرضیه فوق باید گفت از آنجاییکه نمره پایین در پرسشنامه سلامت بیانگر وضعیت مطلوب هست؛ بنابراین همبستگی منفی بیانگر این مطلب است که با افزایش سلامت، کمال‌گرایی کارکنان، افزایش می‌یابد. دو نوع کمال‌گرایی وجود دارد: سازگار و نا سازگار. توصیف اولی همان چیزی را که در باره کمال‌گرایی می‌دانید را بیان می‌کند، افرادی که آرزویشان زندگی کردن طبق استاندارهای شخصی و سازماندهی‌های سطح بالا است.اما کمال‌گرایان ناسازگار کسانی هستند که همیشه از شکست خوردن می‌ترسند. بررسی‌های انجام گرفته در بین 370 نفر درباره رفتارهای کمال گرایانه با توجه به اطلاعات شخصی، میزان رضایت از زندگی، رفاه و عادتهای رفتاری سالم، نشان داده است که کمال‌گرایی ناسازگار می‌تواند پیامدهای جدی و بالقوه ای را برای سلامتی فرد ایجاد نماید. جدا از پریشانی‌های روانی، کمال‌گرایان ناسازگار برای انجام اعمال مخربی چون “پنهان سازی خود ” مستعد هستند. این نوع از کمالگرایان دوست دارند تصویری بی عیب و نقص از خود ارائه دهند یعنی هر گونه نکته منفی یا نقطه ضعف درمورد خودشان را پنهان می‌کنند. و این مساله پنهانسازی را در مورد دوستان، خانواده و حتی دکتر خود نیز انجام می‌دهند. “پنهانسازی خود” به خودی خود می‌تواند میزان استرس‌های فرد را افزایش دهد (که آن نیز عواقب خود را به همراه خواهد داشت) اما عموما افراد پنهان ساز به هر قیمتی در تلاش برای رسیدن به کمال هستند. اغلب بهانه پرمشغله بودن را می‌گیرند تا نزد پزشک نروند یا از ترس قضاوت دیگران به کلاس‌های ورزشی و بدنسازی نمی‌روند.کمالگرا بودن به خودی خود بد نیست. هدف‌های والا داشتن، وظیفه شناسی و کسب مهارت‌های سازمان یافته از نظر کارفرماها اغلب به عنوان استاندارهای طلایی در نظر گرفته می‌شود. این امکان وجود دارد که همه ما کم و بیش این ویژگی‌ها را داشته باشیم. اما به هر حال زمانی که کمال‌گرایی مربوط به مسائل فردی و خوب بودن است، خودش را بیشتر نشان می‌دهد. با توجه به نتایج به دست آمده، رفتارهای کمال گرای ناسازگار ممکن است خودش را به عنوان یک عامل خطرناک در مسائل بلند مدت جسمی‌و روانی نشان دهد. شاید نکته کلیدی در برخورد با این مساله ” آگاهی” باشد تا بفهمیم که چه زمانی بیشتر ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
فرضیه فرعی سوم: ابعاد شخصیتی(درونگرایی، برونگرایی) و سلامت روان می‌تواند واریانس کمال‌گرایی را پیش‌بینی کند.
با توجه به نتایج جدول 4-6 در مدل آخر، برونگرایی با مقدار B استاندارد 329/0، به صورت مستقیم و افسردگی با مقدار B استاندارد 217/0-، اضطراب با مقدار B استاندارد 161/0-، نشانه‌های جسمانی با مقدار B استاندارد 129/0- و نارسایی در کنش اجتماعی با مقدار B استاندارد 115/0- به طور معکوس بر کمال‌گرایی در کارکنان اثر داشته است. علی نیادون،(1393)، دراین پژوهش رابطه کمال‌گرایی باسلامت‌روانی دریک نمونه دانشجویی مورد بررسی قرارگرفت هدف اصلی پژوهش حاضرتبیین شاخصهای سلامت‌روانی برحسب کمال‌گرایی بود یکصد دانشجو عمران ساختمان و رشته مکانیک خودرو به صورت تصادفی دراین پژوهش شرکت کردند و ازآزمودنی‌ها خواسته شد مقیاس کمال‌گرایی و مقیاس سلامت‌روانی را تکمیل کنند برای تحلیل داده‌های پژوهش ازشاخصها و روش‌های آماری شامل فراوانی درصد میانگین انحراف معیار آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره ضرایب همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده شد نتایج پژوهش نشان داد که بین کمال‌گرایی و علائم بیماری جسمانی دانشجویان هیچ نوع رابطه معنادارآماری وجود دارد باتوجه به فرضیه دوم بین کمال‌گرایی و اضطراب و بی خوابی دانشجویان رابطه معناداراماری وجود دارد سومین فرضیه رابطه بین کمال‌گرایی و ناکارکردی اجتماعی دانشجویان بود که این فرضیه هم تایید شده است فرضیه چهارم هم این بود که بین کمال‌گرایی و علائم افسردگی دانشجویان رابطه معنادار اماری وجود دارد همینطور که فرضیه اصلی مطرح شد و این که بین کمال‌گرایی و سلامت‌روانی رابطه معنی دار وجود دارد که تایید شده است. خیاطان (1391)، این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین آسیب‌های روانی- سازمانی با فشار شغلی، رضایت شغلی و سلامت روان با توجه به نقش واسطه ای کمال گرایی شغلی اجرا شد. روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری پژوهش معلمان مقطع راهنمایی شهر اصفهان به تعداد 2400 نفر در سال 90- 1389 بودند که از میان آنها 331 نفر (183 زن و 148 مرد) به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب و به پرسشنامه‌های آسیب‌های روانی سازمانی (کامکار و همکاران، 1385)، مقیاس چندبعدی کمال گرایی شغلی (هویت و فلت، 1989)، پرسشنامه سلامت روان (گلدبرگ و ویلیامز، 1988)، شاخص توصیفی شغلی (JDI، اسمیت و همکاران، 1969) و پرسشنامه فشار شغلی (اسیپو، 1987) پاسخ گفتند. تحلیل داده‌ها برای تحلیل همبستگی (با نرم افزار SPSS19) و مطالعات ساختاری تحلیل مسیر با نرم افزار (AMOS-18) انجام شد. نتایج نشان داد، آسیب‌های روانی سازمانی به طور مستقیم با محدوده نقش، رضایت شغلی، سلامت روان و مسوولیت نقش، و محدوده نقش به طور مستقیم با کمال گرایی مبتنی بر خود و رضایت شغلی رابطه دارد. همچنین بین کمال گرایی مبتنی بر خود با مسوولیت نقش، بین مسوولیت نقش با سلامت روان و بین سلامت روان با رضایت شغلی نیز رابطه مستقیم وجود داشت. شاخص‌های برازش الگوی نهایی پژوهش حاکی از وضعیت مطلوب الگو بود.-در پژوهشی که توسط حسینی (1390) انجام شد به این نتیجه رسید که سبک فرزند پروری والدین می‌‌ تواند بر نوع کمال‌گرایی فرزندان تاثیر بگذارد به طوری که فرزندانی که از والدینی با سبک فرزند پروری مقتدر برخوردارند دارای کمال‌گرایی مثبت می‌‌ باشد یعنی اینکه این افراد اهدافی واقع بینانه و در سطح توانایی خود برمی‌‌ گزینندو در عوض فرزندانی که والدی با سبک فرزند پروری مستبد می‌‌ باشند جزو افرادی با کمال‌گرایی منفی طبقه بندی می‌‌ شوند و کسانی هستند که اهداف بسیار فراتر از سطح توانی خود انتخاب می‌‌ کنند. این در حالی است که سبک فرزند پروری سهل انگار هیچ ارتباطی با کمال‌گرایی مثبت و منفی نداشت و آن را پیش بینی نکرد.
در تبیین فرضیه فوق باید گفت افراد درون‌گرا کمتر به دنبال فرصت‌های شغلی چالش برانگیز هستند. کاری را که به آنها واگذارمی‌‌ شود با رضایت بیشتری انجام می‌‌ دهند به شرطی که کسی کاری به آنها نداشته باشد و در امور محوله به آنها دخالت نکند. آنها می‌‌ توانند بدون یک مدیریت مشارکتی به انجام وظایفشان بپردازند درصورتی که افراد برون‌گرا تمایل زیادی برای کارهای چالش برانگیزدارند و می‌‌ خواهند خودشان درباره ی وظایفشان تصمیم بگیرند و یا با مدیریت و دیگر کارکنان مشورت کنند. آنها کمتر قادرند مدیریت آمرانه را تحمل کنند. تحریک پذیری بیشتری دارند و تمایلی به انجام کارهای تکراری و یکنواخت ندارند. همچنین افراد برون‌گرا در مشاغلی که ارتباط اجتماعی نیاز می‌‌ باشد و موفق ترند و افراد درون‌گرا تنها سرشان به کار خودشان است و چندان تمایلی به ارتباط اجتماعی گسترده ندارند. آنها بیشتر از افراد برون‌گرا می‌‌ توانند به دور از محیط اجتماعی کار کنند. و بدین جهت زمینه مساعدی برای افراد درون گرا، برای کار به وجود آورده و به تبع آنها از محیط کاریشان و شرایط حاکمه بیشترراضی هستند تا افراد با تیپ شخصیتی برون گرا. کمال گرایان معمولا یا زمان زیادی روی جزئیات صرف کرده یا خطا می‌کنند و در نتیجه چشم انداز و هدف را از دست می‌دهند یا اینکه به علت ترس از ارتکاب خطا فلج می‌شوند و هیچ کاری انجام نمی‌شود. حتی کوچک ترین ریسک‌ها آنها را دستپاچه می‌کند.کمال‌گرایی می‌تواند نوعی جبران بیش از حد برای احساس بی کفایتی، تردید و نگرانی از عدم اعتماد به نفس باشد.برای بسیاری این ویژگی تلاشی برای کنترل دنیای اطراف و اجتناب از پیامدها و نتایج خطاکردن است؛ زیرا این افراد می‌پندارند که آمادگی و توانایی لازم برای کارشان را ندارند، این ترس غالبا خیالی بوده و عمیقا ریشه در کودکی افراد دارد.
5-3- محدودیت‌های پژوهش
انسان موجودی پیچیده، بغرنج و متأثر است و چنین ویژگی هایی موجب می‌شود که پژوهشگران نتوانند تمامی‌اعمال و حرکات محرک را کنترل نمایند و تأثیر پذیری انسان را به طور دقیق و معین اندازه گیری نمایند. بنابراین پژوهش حاضر، همچون دیگر پژوهش‌ها در زمینه انسانی، که نوع آن انسان است با محدودیت‌های فراوان رو به رو بوده است که در این جا به برخی از آنها اشاره می‌شود: