منبع مقاله با موضوع روان شناسی شخصیت و جنبه های شناختی

دانلود پایان نامه
سلامت روانی:سلامت روانی وضعیتی از بلوغ روان شناختی تعبیر می‌شود که عبارت است از حداکثر اثربخشی و رضایت به دست آمده از تقابل فردی و اجتماعی که شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می‌شود (چاهن،1991).
شخصیت:آلپورت در سال 1961 شخصیت را این‏گونه تعریف کرده است: شخصیت عبارت است از: سازمانى پویا در درون فرد و متشکل از نظام‏هاى روانى ـ جسمانى که خصوصیات رفتار و تفکر فرد را مشخص مى‏کند.
کمال گرایی:کمال‌گرایی را در اصل به عنوان تمایل پایدار فرد به وضع معیارهای کامل و دست نیافتنی و تلاش برای تحقق آنها (برنز 1980) که با خود ارزشیابیهای انتقادی از عملکرد شخصی همراه است (فروست، و همکاران،1990 به نقل از بشارت،1388) تعریف کرده اند.
1-7-2- تعریف عملیاتی
کمال گرایی: در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی‌ها در آزمون مقیاس کمال‌گرایی هیل و همکاران (2004) کسب می‌نمایند. این پرسشنامه دارای58 سوال و 6 زیرمقیاس و نمره کل می‌باشد.
ابعاد شخصیت: نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه آیزنک فرم کوتاه بدست می‌آورد.
سلامت روان: نمره ای است که آزمودنی از سلامت روان 28سوالی بدست می‌آورد.در پژوهش‌های انجام شده در ایران بهترین نقطه برش در مردان و زنان به ترتیب 21-22 می‌باشد(آزمون یار پویا).
فصل دوم
پیشینه تحقیق
پیشگفتار
فصل دوم به بررسی مباحث نظری و پیشینه تحقیق می‌‌ پردازد.بررسی پیشینه تحقیق معمولا نقدی ازدانش موجود درباره موضوع پژوهش است.از آنجا که صاحبنظران معتقدند که اساس یک تحقیق علمی‌‌ بر بنیاد فراهم سازی هرگونه آگاهی در حوزه موضوع تحقیق استوار است، می‌‌ توان فصل مذکور رانشانه ای از چگونگی مهارت واحاطه دانش محقق از موضوع مورد مطالعه دانست.بررسی پیشینه تحقیق اگر بدرستی صورت گیرد به بیان مسئله کمک می‌‌ کند و یافته‌های تحقیق را به پژوهشهای قبلی متصل می‌‌ سازد(سرمد و همکاران،1385).
یکی از مهمترین راههای شناسایی مشکل، مطالعه مطالب (یا مقالات) منتشر شده درباره مشکل مورد نظرمی‌‌ باشد پس اولین وظیفه ما شناسایی مطالب مرتبط با مشکل مورد نظر می‌‌ باشد (فراهانی و مقدم،1388).
2-1- تعریف شخصیت
کلمه شخصیت به نقاب یا ماسکی گفته می‌شودکه بازیگران تئاتر در یونان قدیم به صورت می‌زدند. به مرور معنای آن گسترده‌تر شد و نقشی را که بازیگر ایفا می‌کرد را نیز در بر گرفت.بنابراین این مفهوم اصلی و اولیه شخصیت، تصویری صوری و اجتماعی است و بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می‌کند، ترسیم می‌شود. یعنی فرد در واقع به اجتماع خود، شخصیتی ارائه می‌دهد که جامعه بر اساس آن، او را ارزیابی می‌نماید(شاملو،1390) هر انسانی آمیزه ای از سه ویژگی نوعی، فرهنگی و فردی را در خود دارد و مجموعاً کلیت منحصر به فردی را تشکیل می‌دهد که مورد توجه توامان نظر روان شناسی شخصیت است. کلیت مفهوم، و به همین لحاظ پیچیدگی آن موجب شده است که واژه شخصیت به شیوه‌های مختلفی تعریف شود.
آلپورت در این باره به گردآوری و ذکر پنجاه تعریف متفاوت پرداخته است. برخی به جنبه‌های بیو شیمیایی و فیزیولوژیکی شخصیت، برخی به عکس العمل‌های رفتاری و رفتارهای مشهود، برخی به فرایندهای ناهشیار رفتار آدمی‌و برخی به ارتباط‌های متقابل افراد با یکدیگر و نقش هایی که در جامعه بازی می‌کنند توجه نموده و شخصیت را بر همان مبنا تعریف کرده اند. بنابراین دامنه تعاریف از فرایندهای درونی ارگانیسم تا رفتارهای مشهود ناشی از تعامل افراد، در نوسان است. اما شخصیت در مفهوم کلی خود باید شامل: قواعد مربوط به کنش‌های منحصر به فرد افراد و قواعد مشترک بین آنها، جنبه‌های پایدار و تغییر ناپذیر کنش انسان و جنبه‌های ناپایدار و تغییر پذیر آن، جنبه های شناختی)فرایندهای تفکر(جنبه‌های عاطفی (هیجانات) و جنبه‌های رفتاری فرد باشد(گروسی،1380)
هر انسان آمیزهای از سه ویژگی نوعی، فرهنگی و فردی را در خود دارد و مجموعه کلیت منحصر به فردی را تشکیل میدهد که مورد توجه و نظر روانشناسی شخصیت است. کلیت مفهوم و به همین لحاظ پیچیدگی آن موجب شده است که واژه شخصیت به شیوههای مختلفی تعریف شود(آلپورت،1949، به نقل از مای لی، 1390). در این باره به گردآوری و ذکر پنجاه تعریف متفاوت پرداخته است. این تفاوتها طبعاً به اصل موضوع شخصیت مربوط نبوده، بلکه به مفهومی‌ارتباط دارد که از آن ساختهاند. برخی به جنبههای بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی شخصیت، برخی به عکسالعملهای رفتاری و رفتارهای مشهود، برخی به فرایندهای ناهشیار آدمی‌و برخی به ارتباطهای متقابل افراد با یکدیگر و نقشهایی که در جامعه بازی می‌کنند، توجه نموده و شخصیت را بر همان مبنا تعریف کردهاند.
بنابراین دامنه تعاریف از فرایند درونی ارگانیزم تا رفتارهای مشهود ناشی از تعادل افراد در نوسان است(پروین،1383) اما شخصیت در مفهوم کلی خود باید شامل:
ـ قواعد مربوط به کنشهای منحصر به فرد و قواعد مشترک بین آنها
ـ جنبههای پایدار و تغییرناپذیر کنش انسان و جنبههای ناپذیر و تغییرناپذیر آن
ـ جنبههای شناختی(فرآیندهای تفکر)، جنبههای عاطفی(هیجانات) و جنبههای رفتاری فرد باشد.
همین امر موجب میشود که ارائه تعاریف جامعی که مورد توافق همه اندیشمندان در زمینه روانشناسی شخصیت باشد، غیرممکن شود. در زیر به چند مورد از تعاریف شخصیت که رویکردهای متفاوتی با یکدیگر دارند، اشاره میشود. در لغتنامه وارن تعریف شخصیت چنین آمده است:
«شخصیت به جنبههای عقلی، عاطفی، انگیزشی و فیزیولوژیک فرد گفته میشود. به عبارت دیگر به مجموعه مؤلفههایی که انسان را سراپا نگه میدارد شخصیت گفته میشود» (منصور،1390).
آلپورت از محققین بزرگ در زمینه شخصیت، سازمان یابی نظامهای بدنی و روانی به عنوان ویژگیهای رفتاری و فکری در فرد را، شخصیت مینامند(منصور،1390).
در این تعریف به یک عامل مهم یعنی سازمانیابی عوامل تشکیل دهنده شخصیت اشاره شده است اما جنبههای رفتاری و فکری انسان از هم متمایز گردیده است، در حالی که این امر با مفهوم رفتار از نظر روانشناسی مغایر است.