منابع و ماخذ تحقیق ارزش در معرض ریسک و حقوق صاحبان سهام

دانلود پایان نامه

غیرورشکسته M2 H
H به معنی دستهبندی صحیح شرکتها و Mها به معنی دستهبندی اشتباه است. M1 بیانگر خطای نوع اول آماری و M2 بیانگر خطای نوع دوم آماری میباشد. از تقسیم تعداد دستهبندیهای درست بر تعداد کل نمونهها، کارآیی کلی مدل یعنی درصد شرکتهایی که به درستی توسط مدل دستهبندی شدهاند بدست میآید. این درصد شبیه ضریب تعیین در تحلیل رگرسیون است.
در مدل نمره Z آلتمن، هرچه میزان Z بالاتر باشد، درجه ریسک عدم بازپرداخت وامگیرنده پایینتر خواهد بود و وامگیرنده از توانایی مالی بیشتری برای بازپرداخت اقساط وام برخوردار خواهد بود. بنابراین، مقدار پایین یا منفی شاخص Z بیانگر این است که وامگیرنده دارای درجه ریسک اعتباری بالاتری بوده و احتمال ورشکستگی و عدم بازپرداخت وام بیشتر خواهد بود.
5-6-4. سیستمهای رتبهبندی داخلی
در طی دهه اخیر بسیاری از بانکها با الگوبرداری از سیستمهای رتبهبندی خارجی ، سیستم رتبهبندی داخلی را ایجاد نمودهاند. در سال 1909میلادی برای اولینبار رتبهبندی ریسک اعتباری بر روی اوراق قرضه توسط جان موری انجام گرفت. یکی از قدیمیترین مؤسسات رتبهبند مؤسسه مودیز است که در سال 1910تأسیس گردید. برخلاف رتبهبندی خارجی که توسط مؤسسات مذکور صورت میگیرد، رتبهبندی داخلی توسط بانکها و سایر مؤسسات اعتباری که اقدام به اعطای وام به مشتریان مینمایند، صورت میگیرد. رتبهبندی داخلی توسط بانکها اقدام جدیدی است که عمر استفاده آن کمتر از دو دهه میباشد. در رتبهبندی داخلی هدف، طبقهبندی وامگیرندگان از لحاظ ریسک اعتباری آنان میباشد. طبقهبندی درجههای ریسک اعتباری وامگیرندگان معمولاً با حروف لاتین (مانند AAA و Aaa) و یا اعداد (مثل از 1 تا 10) نشان داده میشود. هر یک از حروف و یا اعداد بیانگر میزان ریسکاعتباری وامگیرنده خواهد بود. هرچه درجه ریسک اعتباری بیشتر باشد بیانگر احتمال بالاتر عدم بازپرداخت اصل و فرع وام خواهد بود. از کاربردهای رتبهبندی اعتباری میتوان به مدیریت ترکیب داراییها- بدهیها، مدیریت دائمی بر ترکیب پرتفوی اعتباری و قیمتگذاری وام اشاره نمود. بطورکلی بانکها و مؤسسات رتبهبندی از معیارهای مشابهی برای رتبهبندی ریسک اعتباری استفاده میکنند.
7-4. مدل های پیشرفته ریسک اعتباری
یکی از مهمترین مباحثی که در بحث ریسک اعتباری مطرح میشود رویکردی است که براساس آن میزان ریسک اعتباری ارزیابی میشود. بهعبارت دیگر قیمتگذاری و ارزیابی ریسک اعتباری باید به گونهای باشد که زیان احتمالی و احتمال وقوع آن را بهدرستی ارزیابی نموده تا از این طریق بتوان سیاستهای مناسب پوشش ریسک را اتخاذ نمود. درصورتی که ریسک اعتباری مشخص باشد، بنگاه با توجه به آن برنامهریزی نموده و جریانات نقدی و درآمدیاش را با توجه به آن تنظیم مینماید. بهعبارت دیگر درآمد کافی میبایستی از طریق قیمتگذاری مناسب بهگونهای ایجاد گردد که این قیمتگذاری هرگونه زیانی را پوشش دهد. البته غالباً زیان اعتباری واقع شده از زبان مورد انتظار بالاتر است. بطور کلی مدلهای ریسک اعتباری را میتوان به دو دسته کلی تقسیم نمود که شامل مدلهای قیمتگذاری اعتباری و مدلهای ارزش در معرض ریسک میباشند.
مدلهای قیمتگذاری ریسک اعتباری را میتوان به سه دسته زیر تقسیم نمود.:
نسل اول مدلهای ساختاری
نسل دوم مدلهای ساختاری
مدلهای تعدیل شده یا کاهشی
در این قسمت به مزیتها، اشکالات و همچنین مطالعات تجربی مدلهای قیمتگذاری اشاره شده و در پایان مدلهای در معرض ریسک مورد بررسی قرار میگیرد.
1-7-4. اولین نسل مدلهای ساختاری
اولین دسته از مدلهای ساختاری ریسک اعتباری توسط مرتون (1974) مطرح گردید که با استفاده از اصول قیمتگذاری قراردادهای اختیار معامله بلک و شولز (1973) توسعه داده شد. در چنین چارچوبی، فرآیند نکول یک شرکت ناشی از تغییر در ارزش داراییهای آن بوده و ریسک نکول آن به نوسانپذیری داراییهایش بستگی خواهد داشت. نکته مهمی که به عنوان پایه و اساس مدل مرتون قرار گرفته این است که نکول هنگامی رخ خواهد داد که ارزش داراییهای شرکت کمتر از میزان بدهیها و تعهداتش گردد. باتوجه به اینکه پایه و اساس مدلهای ساختاری نوع اول مدل مرتون بوده و در میان مدلهای این گروه از طرفداران بیشتری برخوردار است به بیان فرضیات و جزئیات بیشتری از این مدل خواهیم پرداخت. مدل سنجش اعتبار یکی از مدلهای پیشرفته ریسک اعتباری است که با توجه به رویکرد مرتون بنا نهاده شده است که در ادامه مباحث به بیان این مدل نیز خواهیم پرداخت.
1-1-7-4.مدل مرتون
در مدل مرتون، ارزش شرکت براساس معادلات زیر تعریف میشود:
ارزش بازار + ارزش بازار
=ارزش دفتری
(F) (E)+ (v)=
بدهیهای شرکت
حقوق صاحبان سهام